درس اخلاق از دروسی است که علمای بزرگ پیشین به آن بسیار ملتزم بودند و اصولا بزرگانی در حوزه حضور داشتند که اخلاق نظری و اخلاق عملی تدریس می‌کردند و خودشان به اصول اخلاق دینی تقید داشتند.متاسفانه این شیوه‌ی نکو مدتی است از اکثر حوزه‌های علمیه رخت بربسته است.

هم نسلان من از دوران نوجوانی، روحانی و آخوند را معیار ادب، خوش‌خلقی و خوش‌زبانی ، احترام به دیگران، راستگویی، پرهیز از غیبت و تهمت و... می‌دانستیم و اگر کمترین اشتباهی در این زمینه‌ها از او می‌دیدیم از چشم‌مان می‌افتاد و بعد از آن پست‌سرش نماز نمی‌خواندیم.
 

آقای باقر خرازی که پرهیز دارم پیشوند حجت‌الاسلام یا هر عنوان دیگری برایش بنویسم از جمله افرادی است که نمره اخلاقش صفر است.بر فرض که همه تحلیل‌ها و خبرها و اظهارنظرهایش درست باشد (که نیست) چون بی‌ادب و بدزبان و هتاک و زبانم لال، دروغگوست ،  پشیزی نمی‌ارزد.
 

متاسفانه باقر خرازی تنها نیست و نظیر او را در مجلس هم داریم که معمم‌اند و در عین حال بی‌تربیت و بدزبان‌اند. حتی اوردن اسم‌شان هم کریه است. همینطور بعضی وعاظ .
 

این آدم‌ها چون لباس اسلام پوشیده‌اند رفتارشان پای دین نوشته می‌شود و به اعتقادات جامعه آسیب می‌زند. کاش آنها لباس روحانیت را از تن بیرون کنند و هر کار زشتی می خواهند بکنند. در آن صورت لااقل دین خدا را آلوده نمی‌کنند.