ماینینگ بیتکوین در حال حاضر یکی از سختترین دورههای سودآوری خود در چند سال اخیر را تجربه میکند. برآوردهای جیپی مورگان نشان میدهد که میانگین هزینه استخراج هر واحد بیتکوین به حدود ۷۲ هزار دلار رسیده، در حالی که قیمت این دارایی دیجیتال در محدوده ۶۳ هزار دلار قرار دارد. در نتیجه، بهطور میانگین، فعالیت
ماینینگ بیتکوین در حال حاضر یکی از سختترین دورههای سودآوری خود در چند سال اخیر را تجربه میکند.
برآوردهای جیپی مورگان نشان میدهد که میانگین هزینه استخراج هر واحد بیتکوین به حدود ۷۲ هزار دلار رسیده، در حالی که قیمت این دارایی دیجیتال در محدوده ۶۳ هزار دلار قرار دارد. در نتیجه، بهطور میانگین، فعالیت استخراج بیتکوین در سراسر صنعت به سطحی پایینتر از نقطه سر به سر رسیده است.
این اختلاف میان هزینه تولید و قیمت بیتکوین حدود پنج ماه است که ادامه دارد و فشار سنگینی بر شرکتهای ماینینگ در ابعاد مختلف وارد کرده است. هرچند برخی از استخراجکنندگان که به برق ارزان و تجهیزات بسیار کارآمد دسترسی دارند، همچنان سودآور باقی ماندهاند، اما بخش قابل توجهی از فعالان این صنعت اکنون برای حفظ حاشیه سود مثبت با مشکلات جدی مواجه هستند.
هزینههای استخراج بیتکوین ثابت نیست و تحت تأثیر مجموعهای از عوامل بههمپیوسته قرار دارد. مهمترین این عوامل شامل نرخ هش کل شبکه، سطح دشواری استخراج، قیمت انرژی، بازدهی سختافزارها و همچنین هزینههای عملیاتی مانند سیستمهای خنککننده، نگهداری تجهیزات و هزینه تأسیسات است. هرچه قدرت پردازشی بیشتری وارد شبکه شود، سختی استخراج بهصورت خودکار افزایش مییابد و ماینرها ناچار میشوند انرژی و توان پردازشی بیشتری مصرف کنند تا همان میزان بیتکوین را به دست آورند. این سازوکار موجب میشود روند عرضه بیتکوین پایدار بماند، اما در عین حال رقابت و فشار هزینهها نیز بهمرور زمان بیشتر میشود.
انرژی الکتریکی همچنان یکی از بزرگترین هزینههای عملیاتی استخراجکنندگان محسوب میشود. در مناطقی که قیمت برق افزایش یافته یا امکان دسترسی به منابع انرژی ارزان محدود است، سودآوری استخراج با افت چشمگیری روبهرو شده. حتی مجموعههایی که پیشتر در زمره مزارع کارآمد قرار داشتند نیز اکنون با کاهش شدید حاشیه سود مواجه هستند. از سوی دیگر، دستگاههای قدیمی ASIC بهتدریج توجیه اقتصادی خود را از دست میدهند، زیرا در مقایسه با تجهیزات جدید، برای تولید هر واحد قدرت پردازشی برق بیشتری مصرف میکنند.
بررسیهای جیپی مورگان نشان میدهد که نزدیک به ۲۰ درصد از استخراجکنندگان بیتکوین در شرایط زیانده فعالیت میکنند. این سطح از زیان اهمیت زیادی دارد، زیرا معمولاً به تغییرات ساختاری در اکوسیستم استخراج منجر میشود. هنگامی که بخش قابل توجهی از فعالان صنعت قادر به کسب سود نیستند، بازیگران ضعیفتر مجبور میشوند میزان فعالیت خود را کاهش دهند، تجهیزات را خاموش کنند یا بهطور کامل از بازار خارج گردند. این روند مانند نوعی مکانیزم انتخاب طبیعی عمل میکند و بهتدریج سهم بیشتری از بازار را در اختیار شرکتهای بزرگتر و کارآمدتر قرار میدهد.
واکنشهای شرکتهای ماینینگ به این موضوع چیست؟
یکی از نخستین واکنشهای شرکتهای ماینینگ که تحت فشار قرار میگیرند، فروش ذخایر بیتکوین است. بسیاری از ماینرها در دورههای سودآور، همه بیتکوینهای استخراجشده را به فروش نمیرسانند و بخشی از آن را در ترازنامه خود نگهداری میکنند. اما زمانی که هزینههای عملیاتی از درآمد فراتر میرود، این ذخایر معمولاً برای پرداخت قبوض برق، بازپرداخت بدهیهای مربوط به تجهیزات و تأمین سایر مخارج جاری به فروش میرسند. چنین اقدامی فشار فروش بیشتری به بازار بیتکوین وارد میکند و میتواند به ضعف کوتاهمدت قیمت این ارز دیجیتال منجر شود.
واکنش رایج دیگر، خاموش کردن تجهیزات استخراج کمبازده است. دستگاههای قدیمی ASIC که از نظر مصرف انرژی کارایی پایینتری نسبت به نسلهای جدید دارند، معمولاً نخستین تجهیزاتی هستند که در دوره کاهش سودآوری از مدار خارج میشوند. این موضوع به کاهش مشارکت کلی شبکه از سوی استخراجکنندگان کوچکتر یا شرکتهایی با منابع مالی محدود میانجامد. در برخی موارد نیز مزارع استخراج بهطور کامل فعالیت خود را متوقف میکنند، زیرا هزینه برق از درآمد حاصل از استخراج فراتر میرود.
برخی شرکتهای ماینینگ تلاش میکنند با انتقال فعالیت خود به مناطق دارای انرژی ارزانتر یا سرمایهگذاری در تجهیزات کارآمدتر، خود را با شرایط جدید سازگار کنند. مناطقی که به انرژی برقآبی، زمینگرمایی یا سایر منابع یارانهای دسترسی دارند، در چنین فضایی جذابیت بیشتری پیدا کردهاند. با این حال، اجرای چنین تغییراتی به سرمایهگذاری قابل توجه نیاز دارد و بسیاری از شرکتها در دورههای فشار مالی توان تأمین این سرمایه را ندارند.
با خاموش شدن بخشی از تجهیزات استخراج، ممکن است نرخ هش کلی شبکه بیتکوین کاهش پیدا کند. نرخ هش نشاندهنده مجموع قدرت محاسباتی است که امنیت شبکه را تأمین میکند. زمانی که این شاخص افت میکند، پروتکل بیتکوین تقریباً هر دو هفته یکبار سختی استخراج را به سمت پایین تعدیل میکند. این سازوکار به بازگرداندن تعادل کمک میکند و استخراج را برای ماینرهای باقیمانده آسانتر و سودآورتر میسازد. با این وجود، در کوتاهمدت تغییرات نرخ هش میتواند باعث نوسان در اقتصاد استخراج و کاهش قابلیت پیشبینی درآمدها شود.
پیامدهای آن برای بازار چیست؟
شرایط فعلی پیامدهای گستردهتری برای ساختار بازار بیتکوین نیز به همراه دارد. زمانی که هزینه تولید از قیمت نقدی بازار بیشتر میشود، فروش بیتکوین توسط استخراجکنندگان برای تأمین هزینههایشان، عرضه بیشتری را وارد صرافیها میکند. اگر همزمان تقاضا ثابت بماند یا تضعیف شود، این عرضه اضافی میتواند فشار نزولی بیشتری بر قیمت وارد نماید. در همین حال، خروج استخراجکنندگان کمبازده موجب تمرکز بیشتر صنعت میشود و شرکتهای بزرگتر و دارای سرمایه قویتر سهم بیشتری از شبکه را در اختیار میگیرند.
در طول تاریخ بیتکوین، هزینه استخراج گاهی بهعنوان شاخصی تقریبی برای حمایت بلندمدت قیمت در نظر گرفته شده است. منطق این دیدگاه آن است که اگر بیتکوین برای مدت طولانی با قیمتی بسیار پایینتر از هزینه تولید معامله شود، فعالیت استخراج کاهش مییابد تا در نهایت یا سختی شبکه پایین بیاید یا قیمت دوباره رشد کند. با این حال، این ارتباط همیشگی و قطعی نیست و نباید بهعنوان یک کف قیمتی تضمینشده تفسیر شود. احساسات بازار، شرایط نقدینگی، عوامل کلان اقتصادی و جریانهای سفتهبازانه در بسیاری از مواقع تأثیر بیشتری بر حرکت قیمت در بازههای کوتاهمدت و میانمدت دارند.
همچنین باید توجه داشت که رقم ۷۲ هزار دلار تنها یک میانگین برای کل صنعت بهشمار میرود. در عمل، شرایط اقتصادی استخراج میان شرکتهای مختلف تفاوتهای زیادی دارد. استخراجکنندگان صنعتی بزرگ که به انرژی ارزان و جدیدترین دستگاههای ASIC دسترسی دارند، میتوانند بیتکوین را با هزینهای بسیار کمتر تولید کنند. چنین شرکتهایی حتی زمانی که قیمت بیتکوین پایینتر از میانگین نقطه سر به سر صنعت باشد، همچنان امکان کسب سود دارند. در مقابل، استخراجکنندگان کوچکتر که از تجهیزات قدیمی استفاده میکنند یا هزینه انرژی بالاتری میپردازند، معمولاً زیانهای بسیار عمیقتری را تجربه میکنند.
فشار فعلی بر صنعت استخراج، بازتاب الگویی تکرارشونده در چرخههای اقتصادی بیتکوین است. دورههای رقابت شدید و افزایش سطح دشواری استخراج معمولاً به مرحلهای از زیاندهی موقت منجر میشوند و پس از آن، صنعت وارد فاز ادغام، بهبود بهرهوری و افزایش کارآمدی عملیاتی میگردد.







