در هرمزگان، نخل فقط یک درخت نیست؛ بخشی از زندگی است. سال‌هاست که مردم این سرزمین، در گرمای طاقت‌فرسای جنوب و در کنار نخل‌هایی که گاه هم‌سن ‌و سال چند نسل از یک خانواده‌اند، زندگی و معیشت خود را ساخته‌اند. هر خوشه خرما که بر شانه نخل سنگینی می‌کند، حاصل ماه‌ها و گاه سال‌ها مراقبت، کار و امید است؛ امیدی که از دل زمین تشنه و زیر آفتاب سوزان جنوب، به بار می‌نشیند.

اما این روزها، پشت سبزی نخلستان‌ها، نگرانی عمیقی جریان دارد. نخلدار هرمزگانی تنها با آفتاب و گرما نمی‌جنگد؛ او با آب کم، چاه‌های شور، هزینه‌های سنگین تولید و بازاری نامطمئن نیز مواجه است. هر نخل خشک‌شده برای او فقط از دست رفتن یک درخت نیست؛ بخشی از سرمایه، خاطره و آینده یک خانواده است. سال‌ها طول می‌کشد تا یک نخل به بار بنشیند، اما گاهی یک دوره خشکسالی یا کم‌آبی می‌تواند حاصل دهه‌ها زحمت را از میان ببرد.

در سوی دیگر این زنجیره، خرمایی که با چنین رنجی تولید می‌شود، در بسیاری از موارد هنوز بی‌آنکه نام و هویت واقعی خود را با خود ببرد راهی بازارها می‌شود. با این حال، نخلستان‌های هرمزگان هنوز ایستاده‌اند؛ هنوز هر سال، در فصل برداشت، هزاران نخلدار چشم به خوشه‌هایی دارند که حاصل یک سال انتظار و تلاش است. در گفت‌وگو با راشد دهقانی، رئیس هیئت مدیره انجمن خرمای استان هرمزگان، وضعیت تولید خرما در سال جاری، میزان برداشت پیش‌بینی‌شده، چالش‌های صادرات، موانع توسعه صنایع فراوری و بسته‌بندی، مشکلات نخلداران و مهم‌ترین مطالبات این بخش از دولت مورد بررسی قرار گرفت.

امسال وضعیت تولید خرما در هرمزگان نسبت به سال گذشته چگونه بوده و پیش‌بینی شما از برداشت چه میزان است؟

امسال وضعیت تولید خرما در استان هرمزگان به طور کلی بهبود نسبی داشته است. مهم‌ترین عامل این بهبود، بارندگی‌های مناسب و پراکنده در فصل زمستان و اوایل بهار و همچنین عدم وقوع پدیده‌های مخرب جوی مانند بادهای موسمی در زمان تلقیح و تشکیل میوه بوده که سال گذشته خسارت‌هایی به برخی نخلستان‌ها وارد کرده بود.

البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که در برخی مناطق، به دلیل تداوم خشکسالی‌های انباشته گذشته و کم‌آبی، همچنان با کاهش سطح زیر کشت و تنش آبی مواجه هستیم، اما در مناطقی که منابع آبی وضعیت مناسب‌تری داشتند و عملیات باغی به خوبی انجام شده، افزایش تولید مشهود است.

پیش‌بینی ما برای میزان برداشت محصول در سال جاری با احتساب شروع برداشت ارقام زودرس و برآورد ارقام عمده، ۱۹۶ تا ۲۰۰هزار تن خرما در کل استان است.

وضعیت صادرات خرمای هرمزگان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مهم‌ترین موانع صادرات در حال حاضر چیست؟

متأسفانه صادرات خرمای استان در شرایط کنونی تحت تأثیر بحران اعتماد و عدم تمایل به سرمایه‌گذاری قرار گرفته است. اگرچه کیفیت ارقام استراتژیک ما به‌ویژه پیارم و کریته همچنان مطلوب و مورد تقاضای بازارهای جهانی است، اما حلقه حیاتی صنعت صادرات یعنی «بازرگان و سرمایه‌گذار» دچار رکود و انفعال بی‌سابقه‌ای شده است. نتیجه این وضعیت، کاهش محسوس حجم صادرات و از دست دادن سهم بازار در رقابت با کشورهای منطقه است. برخی از مهم‌ترین موانع صادرات عبارت‌اند از:

تأسیسات زیرساختی: هیچ سرمایه‌گذاری برای ساخت سردخانه‌های مدرن، کارخانه‌های بسته‌بندی پیشرفته یا خرید کانتینرهای یخچالی وارد عمل نمی‌شود، چون افق روشنی برای بازگشت سرمایه خود در یک اقتصاد جنگی نمی‌بیند.

قراردادهای بلندمدت: تاجران بین‌المللی به دلیل ریسک بالای منطقه‌ای و احتمال قطع شدن ناگهانی مسیرهای تجاری، از امضای قراردادهای فصلی یا سالانه با ما خودداری می‌کنند و به دنبال تأمین‌کنندگان باثبات‌تر می‌روند.

تسهیلات بانکی: عدم تمایل سیستم بانکی بین‌المللی به کار با ایران، صادرکننده را در تأمین مالی و گشایش اعتبار اسنادی (LC) ناتوان گذاشته و ریسک کلاه‌برداری و عدم وصول مطالبات را به شدت افزایش داده است. در چنین فضایی، صحبت از «افزایش صادرات»، انتزاعی و غیرواقعی است. ما به عنوان بخش خصوصی، پیش از هر چیز به یک آتش‌بس اقتصادی و بازگشت حداقلی ثبات نیاز داریم تا چراغ سرمایه‌گذاری دوباره روشن شود و بتوانیم بازارهای از دست رفته را بازسازی کنیم.

قیمت تمام‌شده بالا (بزرگ‌ترین مانع): تورم افسارگسیخته، افزایش چندباره دستمزد کارگر، قیمت کود و سم، هزینه‌های حمل‌ و نقل و مهم‌تر از همه، قیمت بالای کارتن و بسته‌بندی، قدرت رقابت ما را در بازارهای جهانی نابود کرده است. رقیبانی مانند عربستان و امارات با یارانه‌های پنهان و آشکار، محصول را با قیمتی بسیار پایین‌تر از ما عرضه می‌کنند.

سیاست‌های ارزی و پیمان‌سپاری: نرخ‌گذاری دستوری ارز و الزام به بازگشت ارز حاصل از صادرات در سامانه نیما (یا سامانه‌های مشابه با نرخ‌های غیررقابتی)، شکاف عمیقی میان قیمت بازار آزاد و نرخ محاسباتی صادرکننده ایجاد کرده است. این امر عملاً صادرات را برای بسیاری از تاجران بی‌صرفه کرده و انگیزه را از بین برده است.

با وجود جایگاه ایران در تولید خرما، چرا همچنان بخش زیادی از محصول به‌صورت خام صادر و ارزش افزوده آن نصیب کشورهای دیگر می‌شود؟

این یک زخم کهنه در صنعت خرمای کشور است که حاصل چند دهه غفلت ساختاری است. دلایل این فاجعه را باید در این چند محور جست‌وجو کرد:

۱. نبود زیرساخت‌های مدرن فراوری (بزرگ‌ترین مانع)

صنایع تبدیلی و فراوری ما عمدتاً سنتی، فرسوده و کم‌ظرفیت هستند. برای تبدیل خرما به محصولاتی با ارزش افزوده بالا مانند شیره، قند مایع، پودر خرما، شکلات و خمیر خرما، به فناوری‌های پیشرفته، خطوط تولید تمام‌اتوماتیک و مهم‌تر از همه سردخانه‌های اتمسفر کنترل‌شده نیاز داریم که در استان هرمزگان و بیشتر مناطق خرماخیز کشور وجود ندارد یا به‌شدت ناکافی است. نتیجه این می‌شود که محصول درجه یک ما به صورت فله و خام از مرز خارج می‌شود.

۲. ناتوانی در رقابت با غول‌های فراوری منطقه

کشورهایی مانند امارات و عربستان با درک این خلأ در ایران، سرمایه‌گذاری‌های کلانی در ایجاد شهرک‌های صنعتی فراوری خرما انجام داده‌اند. آن‌ها خرمای خام و باکیفیت ما را به قیمت ارزان می‌خرند، در کارخانه‌های مدرن خود به ده‌ها محصول نهایی تبدیل و با برند خودشان به بازار جهانی صادر می‌کنند. این یعنی ارزش افزوده، اشتغال و برندینگ نصیب رقیب می‌شود و ما تنها تأمین‌کننده ماده اولیه ارزان باقی می‌مانیم.

۳. ضعف مفرط در بازاریابی و برندینگ جهانی

ما نه برند مطرح جهانی داریم، نه بسته‌بندی جذاب صادراتی و نه حتی یک نمایشگاه دائمی و قدرتمند برای معرفی محصولات فراوری‌شده خود در بازارهای هدف. تاجران ما عادت کرده‌اند به همان شیوه سنتی، محصول فله را در کارتن‌های معمولی تحویل مشتری خارجی بدهند. در حالی که رقیب، همان خرما را در بسته‌بندی‌های لوکس، در تعداد بالا و با استانداردهای بهداشتی جهانی عرضه می‌کند.

۴. قیمت تمام‌شده بالای تولید و فراوری

راه‌اندازی یک واحد فراوری مدرن نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین اولیه است. وقتی یک سرمایه‌گذار می‌بیند هزینه تأمین ماشین‌آلات خارجی با نرخ ارز آزاد سرسام‌آور است، نرخ سود بانکی بالای ۳۰درصد است و از آن طرف، قیمت خرید محصول نهایی توسط بازارهای داخلی و خارجی تحت تأثیر سیاست‌های غلط ارزی سرکوب می‌شود، ترجیح می‌دهد ریسک نکند و همان مسیر ساده و کم‌دردسر «خام‌فروشی» را ادامه دهد.

۵. تحریم و شکاف تکنولوژیکی

تحریم‌ها ما را از دسترسی آسان به جدیدترین دانش فنی و ماشین‌آلات روز دنیا در حوزه صنایع غذایی محروم کرده است. همین موضوع موجب شده بهره‌وری ما پایین، ضایعات ما بالا و کیفیت محصول نهایی‌مان قابل رقابت با محصولات اروپایی و حاشیه خلیج فارس نباشد.

نخلداران هرمزگان امروز بیش از هر چیز با چه مشکلاتی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند و چه مطالباتی از دولت دارند؟

این پرسش را باید از زاویه درد مردم نخلدار پاسخ دهم؛ مردمی که نخل برایشان فقط یک درخت نیست، بلکه هویت، معیشت و ارث نیاکانشان است. متأسفانه امروز این قشر زحمتکش در یک جنگ تمام‌عیار فرسایشی گرفتار شده‌اند. مهم‌ترین مشکلات و مطالبات به هم پیوسته‌اند و یک زنجیره بحران را تشکیل داده‌اند. مهم‌ترین مشکلات امروز نخلداران عبارت‌اند از:

۱. بحران کم‌آبی و شوری منابع (فاجعه خاموش): این بزرگ‌ترین و حیاتی‌ترین مشکل است. کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و خشک و شور شدن چاه‌ها، نخلستان‌ها را به سمت نابودی می‌برد. نخلدار با دیدن خشکیدن نخل‌های چند ده ساله‌اش، هر روز بخشی از سرمایه و روحیه خود را از دست می‌دهد.

۲. افزایش سرسام‌آور هزینه‌های تولید: دستمزد کارگر به‌طور نجومی بالا رفته است. قیمت کود، سم و مهم‌تر از همه هزینه‌های کارگری برای عملیات حیاتی مانند گرده‌افشانی (تلقیح)، خوشه‌بندی و برداشت که نیازمند نیروی انسانی ماهر و فصلی است، به شدت افزایش یافته و هزینه نگهداری از نخلستان گاهی از ارزش محصول نهایی بیشتر می‌شود.

۳. فروش محصول زیر قیمت واقعی: نخلدار به دلیل نداشتن نقدینگی و انبار مناسب، مجبور است محصول خود را به صورت «سردرختی» و با قیمتی ناچیز به واسطه‌ها بفروشد.

۴. نیاز مبرم به تسهیلات کم‌بهره و سرمایه در گردش (مسئله مرگ و زندگی): در شرایط تورم افسارگسیخته و گرانی تصاعدی نهاده‌ها، بزرگ‌ترین چالش یک فعال صنعت خرما -چه نخلدار و چه سردخانه‌دار و بسته‌بندی‌کننده- «نقدینگی» است. هزینه‌های تولید به صورت سرسام‌آوری بالا رفته، اما فعالان ما به دلیل نبود وثیقه‌های بانکی سنگین یا شفاف نبودن صورت‌های مالی سنتی، عملاً از نظام بانکی رسمی طرد شده‌اند. آن‌ها برای یک گرده‌افشانی به‌موقع، خرید به‌موقع محصول از نخلدار یا تأمین کارتن و بسته‌بندی صادراتی، نیاز فوری به نقدینگی دارند.

زیرساخت‌هایی مانند بسته‌بندی، سردخانه، صنایع فراوری و حمل‌ و نقل تا چه اندازه پاسخگوی نیاز صنعت خرمای هرمزگان است؟

صنایع بسته‌بندی (حلقه مفقوده ارزش افزوده): بسته‌بندی در ابتدایی‌ترین شکل ممکن باقی مانده است. کارخانه‌های بسته‌بندی مدرن و تمام‌اتوماتیک در استان انگشت‌شمارند و بیشتر واحدها صرفاً عمل سورتینگ و بسته‌بندی ساده با کارتن‌های معمولی را انجام می‌دهند.

ما در زمینه بسته‌بندی‌های مدرن صادراتی و بسته‌های کوچک مصرفی آماده عرضه در فروشگاه‌های زنجیره‌ای جهانی، تقریباً ظرفیت قابل اتکایی نداریم و نتیجه این می‌شود که خرمای باکیفیت هرمزگان با بسته‌بندی فله و فاقد برند راهی بازار دبی می‌شود تا آنجا در کارخانه‌های مدرن بسته‌بندی و با چند برابر قیمت به نام خودشان صادر شود.

کمبود صنایع تبدیلی و فراوری: صنایع تبدیلی و فراوری در استان هرمزگان تقریباً در حد یک یا دو مورد است. ما کارخانه‌های تولید شیره خرما، پودر خرما، قند مایع خرما، خمیر خرما، شکلات و صنایع آرایشی-بهداشتی مبتنی بر خرما خیلی کم داریم .

هزینه لجستیک: به دلیل تحریم و انحصار، کرایه حمل دریایی از بنادر ایران به مقاصد جهانی، گاه تا چند برابر مسیرهای عادی منطقه است که مستقیماً قیمت نهایی صادراتی ما را غیررقابتی می‌کند.