گرد و غبار مسیر روی کوله‌پشتی‌ام نشسته و من در میان انبوه زائرانی که از هر نژاد و زبانی آمده‌اند، به موکبی در ۶ کیلومتری کربلا رسیده‌ام. پیرمردی عراقی با چهره‌ای آفتاب‌سوخته، استکانی چای جلوی من می‌گیرد و وقتی ناخواسته دستم را به سمت جیبم بردم، احساس کرد می‌خواهم پول بدهم، با لحنی آمیخته به تعجب و شوخی گفت: «أنتم زوار الإمام الحسین علیه‌السلام و نحن خدامکم. أنتم فی أعیننا!» این جمله کوتاه، برای من عصاره یک تمدن بود. در جهانی که همه چیز با برچسب قیمت معنا می‌یابد، میلیون‌ها انسان، بی‌هیچ چشمداشت مادی بزرگ‌ترین سیستم خدمات عمومی رایگان جهان را فقط با رمز «محبت» اداره می‌کنند. اینجا اربعین ۱۴۴۸ است و آنچه در برابر چشمانم جان می‌گیرد، چیزی نیست جز طلوع «جامعه طیبه». 
نظام سرمایه‌داری جهانی جهان را به یک بازار بزرگ تقلیل داده است؛ جایی که انسان یا «فروشنده» است یا «مشتری». قوانین بانکی این نظام، رباخواری را تقدیس کرده و قوانین به‌اصطلاح حقوق بشری آن، آزادی‌های شیطانی را جایگزین کرامت انسانی ساخته است. در این هندسه وحشتناک، همه چیز کالاست: غذا، سلامت، امنیت و حتی آبروی انسان. نتیجه این سبک زندگی صادراتی غرب، انسانی است تنها، مضطرب و تشنه محبت که در میان انبوه کالاها، گمشده‌اش «معنا» ست. اما در مسیر کربلا، گویی دریچه‌ای به جهان دیگر گشوده می‌شود. اینجا «جامعه طیبه» است؛ جامعه‌ای که بنیان آن بر «قرض جان» است، نه قرض ربوی. 
در این جامعه طیبه، برای نخستین بار، «اقتصاد مواسات» جای «اقتصاد بازار» را می‌گیرد. شاخص اصلی این اقتصاد، «ایثار» است. موکب‌داری که خانه و آبرویش را وقف زائران امام حسین (ع) می‌کند، نه به دنبال سود که در پی جلب رضایت خداست. اینجا یک وعده غذای گرم ارزشش را نه از قیمت تمام‌شده که از اخلاص پخت آن می‌گیرد. این سیستم عظیم خدماتی، بدون یک ریال، بودجه دولتی، بدون بانک، بدون تورم و بدون منت، نیاز میلیون‌ها نفر را در یک بازه زمانی یک‌ماهه، به صورت شبانه‌روزی تأمین می‌کند. راز این معجزه چیست؟ راز آن، حذف «منفعت شخصی» از معادلات انسانی و جایگزینی آن با «مواسات» است. این همان گمشده‌ای است که هیچ نشست جهانی و قطعنامه سازمان مللی قادر به ارائه آن نیست. 
اینجاست که مفهوم قرآنی «جامعه طیبه» و «اقتصاد طیبه» خود را نشان می‌دهد. «طیّب» یعنی پاک، حلال و گوارا. در اقتصاد طیبه، هم منابعِ درآمد پاک است (بدون ربا، احتکار و استثمار)، هم نیت مصرف پاک است (برای خدمت به خلق) و هم نتیجه کارگوارای دل انسان می‌شود. این برخلاف اقتصاد غربی است که حتی اگر حلال باشد، به دلیل فقدان روح ایثار، طعم گوارایی برای بشریت ندارد. اربعین ثابت می‌کند که قوانین اقتصادی و اجتماعی را می‌توان بر اساس فطرت الهی بازنویسی کرد؛ جایی که عرضه و تقاضا نه با قیمت، که با عشق و کرامت تنظیم می‌شود و بانک مرکزی آن، قلب‌های مؤمنان است. 
اربعین ۱۴۴۸، دیگر فقط یک مناسک مذهبی نیست؛ یک «مانور تمدنی» تمام‌عیار برای اثبات کارآمدی «جامعه طیبه» بود. این اجتماع میلیونی مانند اجتماعات سنوات گذشته نشان داد که می‌توان شهری بدون پلیس، بدون دادگاه و بدون زندان داشت، اما امنیت را با «اخوت اسلامی» تأمین کرد. می‌توان بدون سازمان ملل، «حقوق بشر» را در بالاترین سطح آن، یعنی «کرامت انسانی» محقق ساخت؛ و می‌توان بدون سرمشق‌های شیطانی غرب، سبکی از زندگی را بنیان نهاد که در آن، انسان‌ها برای هم «میزبان» و «خادم» باشند، نه رقیب و مزاحم. این جامعه طیبه، ویترین همان تمدن مهدوی موعود است که جهان تشنه آن است و باید الگوی نظم جدید جهانی بشود. 
حالا دیگر صدای اذان از گلدسته‌های کربلا به گوش می‌رسد. نگاهی به صفوف بی‌پایان زائران می‌اندازم که از هر نژاد و زبانی شانه‌به‌شانه هم حرکت می‌کنند. اینجا دیگر پول یک کلمه بیگانه است. اینجا سرمایه اصلی «قرض‌پا» و «قرض‌جان» است که مؤمنان به یکدیگر می‌دهند تا همه با هم به مقصد برسند. اربعین به بشریت خسته از ظلم و تبعیض، یک پیام روشن دارد: جهان دیگری هم ممکن است؛ جهانی که نامش «جامعه طیبه» است. مسیر کربلا دیگر فقط یک جاده نیست. یک بیانیه، یک نقشه راه و یک زنگ بیدارباش تاریخی برای طلوع تمدنی است که در آن انسان کرامت خود را بازمی‌یابد.