جوان آنلاین: تاریخ فقط آن چیزی نیست که اتفاق افتاده، آن چیزی که از اتفاقات و رویداد‌های تاریخی روایت شده نیز بخشی از تاریخ است، آنچه به حاشیه رفته و آنچه هنوز کسی فرصت یا جرئت بازگفتنش را پیدا نکرده است.

گاهی یک مستند، با کنار هم گذاشتن اسناد و شهادت شاهدان، پرسشی را پیش می‌کشد که سال‌ها در ذهن جامعه بی‌پاسخ مانده است، گاهی نیز تصویری از یک شخصیت آشنا ارائه می‌دهد که با تصویر تثبیت‌شده او تفاوت دارد و گاهی دریچه‌ای به یک برهه تاریخی می‌گشاید که پیش از آن، عمدتاً از یک زاویه تکراری دیده شده است. 
مرور کارنامه مستند‌های سازمان هنری رسانه‌ای اوج، به‌ویژه هم‌زمان با آغاز پخش مجموعه هشت‌قسمتی «رئیس سازمان»، فرصتی برای پرداختن به همین کارکرد مستند است، کارکردی فراتر از بازگویی رویداد‌ها و ثبت تصاویر که می‌تواند به بازخوانی تاریخ معاصر و ماندگاری روایت‌های کمتر شنیده‌شده در حافظه عمومی منجر شود. 

 ناگفته‌هایی از رئیسان صداوسیما
«رئیس سازمان» به تهیه‌کنندگی سیدمحمدعلی صدری‌نیا و کارگردانی سجاد بلوکات، سراغ تاریخ درون‌سازمانی صداوسیما از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا پایان اردیبهشت ۱۳۸۳ رفته است. حضور رئیسان ادوار مختلف سازمان، از صادق قطب‌زاده تا مدیران بعدی، گفت‌و‌گو با بیش از صد نفر از مدیران و چهره‌های مؤثر و انتشار گفت‌و‌گو‌های آرشیوی دیده‌نشده از مدیران اولیه، این مجموعه را به تلاشی برای ثبت تاریخ شفاهی یکی از مهم‌ترین نهاد‌های رسانه‌ای ایران تبدیل می‌کند. 
اهمیت چنین روایتی را باید در ماهیت موضوع آن جست‌و‌جو کرد. صداوسیما نهادی است که در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، هم بخشی از تحولات داخلی ایران را بازتاب داده و هم خود از آن تحولات تأثیر پذیرفته است. شناخت تاریخ این سازمان، بدون شنیدن روایت مدیران، تصمیم‌گیران و شاهدان اتفاقات درونی آن، تصویری ناقص به دست می‌دهد. «رئیس سازمان» می‌کوشد این خلأ را با ثبت روایت‌هایی پر کند که ممکن است با گذشت زمان، دسترسی به صاحبان آنها دشوارتر شود. 
اما «رئیس سازمان» در این مسیر تنها نیست. در کارنامه مستند‌های اوج، آثاری وجود دارند که هرکدام به شیوه‌ای متفاوت، سراغ بخش‌هایی از تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران رفته‌اند، بخش‌هایی که خوانش مجدد آنها می‌تواند برداشت مخاطب از شخصیت‌ها و رویداد‌های شناخته‌شده را تغییر دهد. 
یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز این رویکرد، مستند «ضدقهرمان» به کارگردانی عارف افشار است، اثری که در هجدهمین جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمد و زندگی و زمانه صادق خلخالی را از زاویه‌ای متفاوت روایت کرد. اهمیت این مستند فقط در مرور کارنامه یکی از چهره‌های سیاسی سال‌های نخست انقلاب نیست و در طرح پرسشی تاریخی است، چگونه و چرا رویکرد‌های خلخالی، که در مقطعی از فضای انقلابی آن سال‌ها مورد حمایت قرار داشت، با مخالفت‌هایی از درون همان جریان سیاسی مواجه شد؟

 همراه شدن با روز‌های پایانی حاج قاسم
در حوزه فرهنگ نیز مستند هفت‌قسمتی «آقا مرتضی» به کارگردانی سیدعباس سیدابراهیمی و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر، به سراغ زندگی شهید سیدمرتضی آوینی رفت شخصیتی که جایگاهش در سینمای مستند و ادبیات انقلاب، مانع از آن نشده است که وجوهی از زندگی و مناسبات فکری و فرهنگی او کمتر مورد توجه عمومی قرار بگیرد. 
مرور زندگی آوینی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که او را به‌عنوان انسانی با تجربه‌ها، انتخاب‌ها، تحولات فکری و اختلافات فرهنگی ببینیم. روایت مستند از زندگی چنین شخصیتی، اگر به اسناد و شهادت‌های معتبر متکی باشد، می‌تواند فاصله میان تصویر نمادین یک فرد و پیچیدگی‌های زندگی واقعی او را کمتر کند. 
در مستند «۷۲ ساعت» به کارگردانی مصطفی شوقی و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر، دوربین به یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و منطقه نزدیک می‌شود، سه روز پایانی زندگی حاج قاسم سلیمانی. این مستند با حضور در ایران، عراق و سوریه و تکیه بر روایت افرادی که در آن روز‌ها با حاج قاسم ارتباط مستقیم داشتند، به سراغ جزئیاتی می‌رود که در روایت‌های کلی از زندگی او کمتر مجال طرح پیدا می‌کنند. روایت شاهدان عینی، از جمله چهره‌های سیاسی و افرادی که در تحولات منطقه نقش داشته‌اند، به‌جای اتکای صرف به یک راوی واحد، ساختار اصلی اثر را شکل می‌دهد. 
«چرا سوریه؟» به نویسندگی مهدی نعمت‌اللهی و کارگردانی وحید فراهانی، نمونه دیگری از تلاش برای طرح پرسش‌هایی فراتر از سطح اخبار روز است. این مستند به چرایی اهمیت سوریه برای کشور‌های مختلف و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در بحران این کشور می‌پردازد. در دوره‌ای که جنگ سوریه در بسیاری از رسانه‌ها از دریچه تصاویر درگیری‌ها و تحولات نظامی دنبال می‌شد، پرداختن به منافع راهبردی کشور‌ها و نسبت این بحران با امنیت منطقه، تلاشی برای افزودن لایه‌ای تحلیلی به فهم مخاطب بود. اهمیت چنین آثاری در آن است که رویداد را از محدوده زمان وقوعش بیرون می‌آورند و به مخاطب کمک می‌کنند زمینه‌ها و پیامد‌های آن را نیز بررسی کند. 

 پرداختن به سوژه‌ای سینمایی
در حوزه تاریخ سینمای ایران، مستند «برزخی‌ها» به کارگردانی عارف افشار سراغ ماجرای توقیف فیلمی رفت که در سال ۱۳۶۰ ساخته شد و در همان سال‌های آغازین پس از انقلاب، به یکی از نمونه‌های مهم مناقشه بر سر سرنوشت سینمای پیش از انقلاب تبدیل شد. این فیلم که با حضور بازیگرانی، چون محمدعلی فردین، ناصر ملک‌مطیعی و سعید راد ساخته شده بود، پس از اکران با مخالفت‌ها و فشار‌هایی مواجه شد که به توقف نمایش آن انجامید. 
بررسی این ماجرا، فراتر از بررسی سرنوشت یک فیلم، پرسشی درباره نسبت سینمای ایران با میراث پیش از انقلاب و نحوه مواجهه سیاست‌گذاران فرهنگی با هنرمندان مطرح می‌کند. چه کسانی در آن مقطع خواهان حذف چهره‌های سینمایی بودند؟ چه دیدگاه‌هایی در برابر این رویکرد قرار داشتند؟ و تصمیم‌های آن دوره چه تأثیری بر مسیر بعدی سینمای ایران گذاشتند؟ مستند با گفت‌و‌گو با موافقان و مخالفان آن تصمیم‌ها، امکان بررسی این پرسش‌ها را فراهم می‌کند. اهمیت تاریخی چنین روایتی در ثبت اختلاف‌نظر‌هایی است که گاه در بازگویی‌های ساده‌شده از گذشته، نادیده می‌مانند. 
وجه مشترک این آثار، بیش از آنکه در موضوع یا قالب تولیدشان باشد، در نوع مواجهه با تاریخ است. «ضدقهرمان» به اختلاف‌های سیاسی در سال‌های نخست انقلاب می‌پردازد، «آقا مرتضی» سراغ وجوه کمتر دیده‌شده زندگی یک چهره فرهنگی می‌رود، «۷۲ ساعت» جزئیات یک مقطع سرنوشت‌ساز را از زبان شاهدان بازسازی می‌کند، «چرا سوریه؟» زمینه‌های یک بحران منطقه‌ای را بررسی می‌کند و «برزخی‌ها» به مناقشه‌ای فرهنگی بازمی‌گردد که آثارش در تاریخ سینمای ایران باقی مانده است. «رئیس سازمان» نیز با ثبت روایت مدیران و شاهدان، همین مسیر را در تاریخ یک نهاد رسانه‌ای دنبال می‌کند. 
البته پرداختن به موضوعات کمتر روایت‌شده، به‌خودی‌خود به معنای ارائه روایتی کامل یا نهایی از تاریخ نیست. مستند نیز مانند هر اثر تاریخی، از انتخاب سوژه، گزینش اسناد و مصاحبه‌ها و زاویه دید سازندگان تأثیر می‌پذیرد. ماندگاری یک اثر تاریخی زمانی تضمین می‌شود که روایت آن امکان پرسشگری و بررسی دوباره را فراهم کند، مخاطب بتواند میان سند، خاطره، تحلیل و برداشت شخصی تمایز بگذارد و روایت ارائه‌شده را در معرض نقد قرار دهد. 
با این همه، ثبت روایت‌هایی که پیش‌تر کمتر شنیده شده‌اند، خود گامی مهم در برابر فراموشی تاریخی است. شاهدان از میان ما می‌روند، حافظه‌ها جزئیات را از دست می‌دهند و اسناد، اگر ثبت و نگهداری نشوند، ممکن است برای همیشه از دسترس خارج شوند. مستندسازی در چنین شرایطی تلاش برای باقی گذاشتن منبعی است که پژوهشگران و مخاطبان آینده نیز بتوانند به آن رجوع کنند. 
پخش «رئیس سازمان» نیز بهانه‌ای برای مرور یک مسیر و پرسیدن یک سؤال اساسی است، چه اندازه از تاریخ معاصر ما هنوز در خاطرات افراد، اسناد منتشرنشده و روایت‌های پراکنده باقی مانده است؟ پاسخ به این پرسش، اهمیت ساخت مستند‌هایی را مشخص می‌کند که به‌جای تکرار دانسته‌ها، سراغ مجهولات می‌روند و به‌جای بازتولید تصویر‌های آشنا، امکان دیدن زاویه‌ای تازه را فراهم می‌کنند.