تهران - ایرنا - تداوم جنگ غزه و حمایت سیاسی و تسلیحاتی دولت دونالد ترامپ از رژیم صهیونیستی، در کنار بحرانهای اقتصادی و پیامدهای جنگ ایران، به یکی از محورهای نارضایتی از جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا تبدیل شد؛ انتخاباتی که با شکست این حزب در هر دو مجلس کنگره، از تغییر فضای سیاسی آمریکا و کاهش حمایت افکار عمومی از اسرائیل حکایت داشت.
به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان) به از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان در هر دو مجلس کنگره و پیروزی دموکراتها انجامید. مطبوعات آمریکایی این نتیجه را بازتاب نارضایتی رأیدهندگان از تورم، افزایش هزینههای زندگی، فساد دولتی و جنگ با ایران ارزیابی کردند.
با این حال، بررسی فضای انتخاباتی آمریکا نشان میدهد که در کنار عوامل یادشده، تداوم جنگ غزه و حمایت سیاسی و نظامی دولت ترامپ از رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته نیز در تغییر نگرش افکار عمومی و شکلگیری معادلات انتخاباتی مؤثر بوده و بر نارضایتی بخشی از رأیدهندگان از عملکرد دولت و حزب جمهوریخواه افزوده است.
وعده پایان جنگها؛ حمایت بیوقفه از رژیم صهیونیستی
ترامپ در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ بارها خود را نامزد پایان دادن به جنگها معرفی کرده بود. او در سخنرانی پذیرش نامزدی حزب جمهوریخواه در کنوانسیون ملی این حزب، در ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۴ (۲۸ تیر ۱۴۰۳)، وعده داد با پیروزی در ماه نوامبر (آبان) «سالهای جنگ، ضعف و آشفتگی» پایان خواهد یافت و تأکید کرد: «من جنگ ندارم.» وی در سخنرانی پیروزی انتخاباتی خود نیز گفت: «من جنگی آغاز نخواهم کرد؛ جنگها را متوقف خواهم کرد.»
این وعدهها در شرایطی مطرح شد که جنگ غزه به یکی از مهمترین موضوعات مناقشه سیاسی در آمریکا تبدیل شده بود. ترامپ در مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) نیز در گفتوگو با روزنامه «اسرائیل هیوم» از تلآویو خواسته بود عملیات نظامی در غزه را پایان دهد و هشدار داده بود که رژیم صهیونیستی در حال از دست دادن حمایت جهانی است.
با این حال، عملکرد دولت ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید، تصویر متفاوتی ترسیم کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، وی در ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵ (۶ بهمن ۱۴۰۳)، تنها چند روز پس از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود، دستور رفع محدودیت ارسال بمبهای سنگین ۲ هزار پوندی به اسرائیل را صادر کرد؛ محمولههایی که دولت جو بایدن، رئیسجمهوری سابق آمریکا، به دلیل نگرانی از افزایش تلفات غیرنظامیان در مناطق پرجمعیت غزه، بهویژه رفح، ارسال آنها را متوقف کرده بود.
چند هفته بعد، بر اساس گزارش الجزیره، در هفتم فوریه ۲۰۲۵ (۱۹ بهمن ۱۴۰۳)، دولت ترامپ فروش تسلیحات به ارزش حدود ۷.۴ میلیارد دلار به رژیم صهیونیستی را تصویب کرد. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که عملیات نظامی اسرائیل در غزه همچنان پیامدهای گسترده انسانی به همراه داشت و شماری از قانونگذاران آمریکایی نیز به فروش این تسلیحات اعتراض داشتند.
ترامپ همچنین چهارم فوریه ۲۰۲۵ (۱۶ بهمن ۱۴۰۳)، در نشست خبری مشترک با بنیامین نتانیاهو، پیشنهادی جنجالی درباره کنترل آمریکا بر غزه و انتقال ساکنان فلسطینی به کشورهای دیگر مطرح کرد و از تبدیل کردن این منطقه به «ریویرای خاورمیانه» سخن گفت؛ اظهاراتی که با موجی از واکنشها و مخالفتها در سطح منطقه و جهان روبهرو شد.
به این ترتیب، رئیسجمهوری که با شعار پایان جنگها و اولویت دادن به منافع داخلی آمریکا روی کار آمده بود، در قبال جنگ غزه نهتنها از اهرمهای فشار مؤثر برای توقف حملات استفاده نکرد، بلکه با رفع محدودیتهای تسلیحاتی و تصویب فروش میلیاردی سلاح، حمایت نظامی واشنگتن از تلآویو را ادامه داد. حتی طرح صلح ۲۰ مادهای وی برای برقراری آتشبس در غزه نیز نتوانست به توقف نسلکشی در این منطقه منجر شود.
غزه؛ زخمی که به سیاست داخلی آمریکا رسید
جنگ غزه بهتدریج از یک بحران سیاست خارجی به مسئلهای اثرگذار در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شد. تصاویر کشتار غیرنظامیان، ویرانی گسترده زیرساختها، آوارگی جمعیت و محرومیت ساکنان غزه از دسترسی به غذا و دارو، مرزهای جغرافیایی را درنوردید و موجی از همبستگی جهانی با مردم فلسطین و اعتراض به حملات اسرائیل را برانگیخت. این موج ابتدا در کشورهای اروپایی به تظاهرات گسترده انجامید و سپس به فضای داخلی آمریکا رسید و انتقادها از سیاست واشنگتن در قبال تلآویو را تشدید کرد. حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک آمریکا از اسرائیل نیز این کشور را به یکی از کانونهای اصلی اعتراضها و مطالبهگری برای توقف جنگ تبدیل کرد.
در کنار اعتراضهای دانشگاهی، تغییر نگرش افکار عمومی آمریکا نیز نشانهای از عمیقتر شدن این شکاف بود. بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ که ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ (۸ اسفند ۱۴۰۴) منتشر شد، ۴۱ درصد آمریکاییها همدلی بیشتری با فلسطینیها ابراز کردند. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۲۵، زمانی که ۴۶ درصد اسرائیلیها و ۳۳ درصد فلسطینیها را ترجیح میدادند، از تغییر محسوس در فضای افکار عمومی حکایت داشت. در میان جوانان ۱۸ تا ۳۴ سال نیز ۵۳ درصد با فلسطینیها و تنها ۲۳ درصد با اسرائیلیها همدلی نشان دادند.
نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو نیز در ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵) نشان داد تنها ۳۸ درصد بزرگسالان آمریکایی نگاه مثبتی به اسرائیل دارند و ۶۰ درصد دیدگاه منفی ابراز میکنند. در میان جمهوریخواهان نیز میزان نگاه مثبت به اسرائیل از ۶۳ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۵۱ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در میان افراد زیر ۳۰ سال، ۵۸ درصد نگاه مثبتی به فلسطینیها و ۳۲ درصد نگاه مثبتی به اسرائیلیها داشتند.
توسعه شهرکسازی در کرانه باختری؛ شکاف میان ادعای صلح و واقعیتهای میدانی
از دیگر ابعاد بحران فلسطین، همزمانی جنگ غزه با تشدید شهرکسازی در کرانه باختری به دست دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، بود؛ دو روندی که در چارچوب سیاستهای ائتلاف حاکم اسرائیل، به تغییر تدریجی واقعیتهای جغرافیایی و جمعیتی سرزمینهای فلسطینی دامن زدهاند.
بر اساس گزارش نمایندگی اتحادیه اروپا که در ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵) منتشر شد، اسرائیل در سال ۲۰۲۵ طرح ایجاد ۵۴ شهرک رسمی جدید و ۸۶ کانون شهرکنشینی در کرانه باختری را پیش برد. همچنین طرحهای مربوط به ۲۷ هزار و ۹۴۱ واحد مسکونی در کرانه باختری و ۳۵ هزار و ۳۷۰ واحد در قدس شرقی در مراحل برنامهریزی و تصویب قرار گرفت. سازمان ملل نیز از ثبت یکهزار و ۸۲۸ مورد حمله شهرکنشینان در سال ۲۰۲۵ خبر داد.
در همین حال، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی و از حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی، در اظهاراتی جنجالی درباره سرزمینهای میان رود فرات و نیل گفت اگر اسرائیل همه این سرزمینها را در اختیار بگیرد، اشکالی ندارد؛ موضعی که با واکنش و محکومیت شماری از کشورهای منطقه روبرو شد. این اظهارات در کنار تداوم شهرکسازی و تحولات میدانی، شکاف میان ادعای دولت ترامپ درباره برقراری صلح و واقعیتهای سرزمینهای فلسطینی را برجسته کرده و نگرانیها درباره تضعیف چشمانداز تشکیل کشور مستقل فلسطین را افزایش داده است.
رأیدهندگان عربآمریکایی؛ بازگشت اعتراض به صندوقهای رأی
یکی از مهمترین عرصههای بروز پیامدهای سیاسی جنگ غزه و شهرکسازی در کرانه باختری، جامعه عربآمریکایی و مسلمانان آمریکا بود؛ گروهی که در انتخابات ۲۰۲۴، بخشی از آنان به دلیل نارضایتی از سیاست دولت بایدن در قبال غزه، از حمایت دموکراتها فاصله گرفتند و به ترامپ یا نامزدهای مستقل گرایش پیدا کردند.
اما تداوم جنگ و ناکامی ترامپ در پایان دادن به بحران غزه، بخشی از این رأیدهندگان را نیز ناامید کرد. روزنامه واشنگتنپست در گزارشی میدانی از شهر «دیربورن» ایالت میشیگان، به تغییر گرایش شماری از عربآمریکاییهایی پرداخت که در انتخابات پیشین به ترامپ رأی داده بودند، اما اکنون از عملکرد او در قبال غزه ناراضیاند. بر اساس نظرسنجی ملی واشنگتنپست، ۵۴ درصد عربآمریکاییهایی که در سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند، از عملکرد او در جنگ غزه ابراز نارضایتی کردهاند.
نظرسنجی مؤسسه عربآمریکایی نیز در اکتبر ۲۰۲۶ (مهر ۱۴۰۵) نشان داد ۵۹ درصد رأیدهندگان عربآمریکایی مورد بررسی قصد دارند به نامزدهای دموکرات در انتخابات کنگره رأی دهند و تنها ۲۶ درصد از نامزدهای جمهوریخواه حمایت میکنند. در همین نظرسنجی، ۹۰ درصد پاسخدهندگان گفتهاند مسئله غزه در تصمیم آنان برای رأی دادن در انتخابات ۲۰۲۸ اهمیت خواهد داشت.
رقابت انتخاباتی میشیگان نیز بازتابی از این تحولات بود. عبدال السید، نامزد مسلمان دموکرات، در رقابت سنا در این ایالت به پیروزی رسید و مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه را شکست داد؛ نتیجهای که در کنار نظرسنجیهای جامعه عرب و مسلمان میشیگان از اهمیت این گروه از رأیدهندگان در معادلات انتخاباتی حکایت داشت.
نظرسنجی گالوپ در اکتبر ۲۰۲۶ نیز نشان داد ۳۵ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده، مسئله اسرائیل و فلسطین را برای تصمیمگیری انتخاباتی خود «بسیار مهم» میدانند. این میزان در میان دموکراتها ۴۷ درصد، مستقلها ۳۳ درصد و جمهوریخواهان ۲۵ درصد بود.
برغوثی: غزه یکی از عوامل شکست ترامپ و جمهوریخواهان بود
در همین راستا، مصطفی برغوثی، دبیرکل جنبش ابتکار ملی فلسطین، حمایت سیاسی و نظامی دولت ترامپ از ادامه جنگ غزه و «تجاوز و تروریسم علیه ملت فلسطین در کرانه باختری» از عوامل مهم شکست ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای دانست.
برغوثی با اشاره به نقش فزاینده مسئله فلسطین در معادلات انتخاباتی آمریکا تأکید کرد که افزایش حمایت افکار عمومی از حقوق ملت فلسطین، این موضوع را از مرز رقابتهای حزبی و محاسبات سیاسی فراتر برده و به دغدغهای انسانی در میان بخش گستردهای از جامعه آمریکا تبدیل کرده است.
چشمانداز؛ غزه و آینده معادلات سیاسی آمریکا
نتایج انتخابات میاندورهای میتواند نقطه عطفی در نحوه مواجهه احزاب آمریکا با مسئله فلسطین باشد؛ هرچند نمیتوان انتظار داشت تغییر ترکیب کنگره بهسرعت به دگرگونی بنیادین سیاست واشنگتن در قبال اسرائیل منجر شود. در کوتاهمدت، دموکراتها ممکن است با طرح موضوع کمکهای نظامی، نظارت بر فروش تسلیحات و پاسخگویی دولت درباره تحولات غزه، فشار سیاسی بر کاخ سفید را افزایش دهند. در مقابل، اختلافنظرهای درونحزبی و نفوذ لابی اسرائیل میتواند مانع شکلگیری اجماع شود.
