سرمربی اسبق تیم بسکتبال بانوان استقلال دلایل کنار گذاشتن خود از این تیم را در خبرورزشی فاش کرد.
استقلال در فصل ۱۴۰۴- ۱۴۰۵ با فرزانه جمامی توانست عنوان قهرمانی لیگ برتر بسکتبال بانوان را کسب کند اما مدتی پس از دستیابی به این عنوان مهم، خبر آمد که سرمربی آبیپوشان از سمت خود برکنار شده است!
همین اتفاق سوژه خوبی شد تا با فرزانه جمامی مصاحبهای اختصاصی داشته باشیم و ناگفتهها را از زبان خودش بشنویم. ناگفتههایی که البته بخشی از آن به رسم امانت همچنان نزدمان باقی مانده است:
تولد و کودکی فرزانه جمامی
من متولد اسفند ماه ۱۳۶۷ در منطقه پاسداران هستم. از ۲۰ سالگی مشغول مربیگری شدم و جوانترین سرمربی لیگ برتر بسکتبال بانوان ایران لقب گرفتم. مرداد سال ۱۴۰۴ سرمربی بسکتبال بانوان استقلال شدم و در بهار ۱۴۰۵ توانستم همراه با این تیم به مقام قهرمانی لیگ برتر برسم اما بعد از آن عدهای تصمیم گرفتند که دیگر در استقلال نباشم!
از کودکی طرفدار استقلال بودم و وقتی از مدرسه به خانه برمیگشتم، روزنامه استقلال جوان را میخریدم. برایم خیلی هم مهم بود که در اولین سال سرمربیگری داخل مجموعه استقلال، توانستم تیم بسکتبال مجموعهای که از کودکی عاشقش بودم را قهرمان کنم.
برخلاف خودم، تمام اعضای خانوادهام طرفدار پرسپولیس بودند و وقتی دربی برگزار میشد، همه آنطرفی بودند، از شانس بد، در مقاطعی هم بود که استقلال مرتب به پرسپولیس میباخت و همه من را داخل خانه دست میانداختند اما وقتی سرمربی استقلال شدم، خانوادهام نیز به سمت استقلال گرایش پیدا کردند.
دیدار با منصور پورحیدری
با عسل پورحیدری همدوره بودم و در رقابتهای قهرمانی کشور با یکدیگر تمرین میکردیم. گاهی اوقات روزهای جمعه مرحوم منصور پورحیدری دنبال عسل میآمد و من هم خودم را به ایشان میرساندم و سلام میکردم. خیلی خوشایند بود که سرمربی استقلال را از نزدیک میبینم.
بازیهای استقلال را از اواخر دهه ۷۰ به خاطر دارم. مقطعی که بازیکنانی چون علیرضا نیکبخت واحدی، امیرحسین صادقیو پیروز قربانی در استقلال بازی میکردند. دقیقا روزی که نیکبخت از استقلال به پرسپولیس رفت را به خاطر دارم و برایم جالب و سوالبرانگیز بود که یک بازیکن چطور از استقلال به تیم دیگری مثل پرسپولیس میرود! اتفاقا بعد از ماجراهایی که در استقلال برایم رخ داد، از خودم هم این سوال را میپرسم که اگر روزی پرسپولیس به من پیشنهاد بدهد آیا به این تیم خواهم رفت؟ شاید آدم بابت برخی رفتارها دلشکسته شود و از چیزی که دوست دارد، دست بکشد اما در عین حال ترجیح میدهم کسی را قضاوت نکنم.
شاگرد آتوسا حجازی بودم
مرگ مرحوم منصور پورحیدری را کاملا به خاطر دارم چون با عسل خیلی دوست هستم. البته روز فوت شدن آقای حجازی را هم یادم میآید اما نه با جزئیات. جالب است به شما بگویم خانم آتوسا حجازی دختر ناصرخان در دوره راهنمایی معلم ورزشم بود. اتفاقا خیلی هم دوستش داشتم؛ یک آدم کاملا بیحاشیه. شاید الان اصلا من را یادش نیاید ولی در دوران راهنمایی معلم ورزشم بود؛ مدرسه غیرانتفاعی مینو.
سرمربیگری جمامی در استقلال
سرمربیگری در تیمهای بزرگ واقعا یک چالش است و مرداد ۱۴۰۴ خیلی خوشحال بودم که هدایت استقلال را بر عهده گرفتهام. جدا از بحث سرمربیگری خودم، نکته خوب ماجرا این بود که یک باشگاه بزرگ در عرصه بسکتبال بانوان ورود کرده و موجب شد سطح بازیها بالاتر برود. امیدوارم این اتفاق در مورد باشگاههای دیگر هم رخ بدهد و موجب کمک به بسکتبال شود. امیدوارم باشگاههایی مثل پرسپولیس، سپاهان و ذوب آهن هم به بسکتبال ورود کرده و تیمداری کنند.
سرمربیگری در استقلال به خودی خود برایم ارزشمند بود اما همیشه انتهای مسیر را میدیدم و چنین اتفاق خوبی، وقتی بهتر میشد که بتوانم با استقلال نتیجه بگیرم که خوشبختانه گرفتم.
میگفتند در باند عسل پورحیدری هستم!
خانم فریده شجاعی نایب رئیس فدراسیون بسکتبال بودند و چون از کودکی با عسل همدوره بودم، خانم شجاعی من را میشناختند و شاهد مربیگریام در لیگ برتر هم بودند. ایشان کاملا رفتار و کارم را میشناخت. خیلیها میگفتند من در باند عسل پورحیدری هستم ولی اصلا قبل از اینکه استقلال وارد عرصه تیمداری در عرصه لیگ برتر بسکتبال بانوان شود، عسل کاپیتان تیم من یعنی نفت تهران بود. ما دو سال هنگامی که بسکتبال استقلال اصلا وجود خارجی نداشت تا کسی بگوید عسل پورحیدری دوستش را آورده و سرمربی کرده است، کنار هم کار کرده بودیم.
در واقع اصلا قرار نبود به استقلال بیایم. البته صحبت از تیمداری استقلال بود ولی قرار بود سرمربی نفت باقی بمانم اما اتفاقاتی در باشگاه نفت افتاد و مدیریت باشگاه عوض شد به همین خاطر تصمیم گرفتم از این تیم جدا شوم و بلافاصله پس از این جدایی، خانم شجاعی با من صحبت کرد و قرار شد سرمربی تیم بسکتبال بانوان استقلال شوم.
اینکه میگفتند عسل پورحیدری سرمربی مخفی استقلال بود هم اصلا صحت ندارد. اگر واقعا بحث باندبازی بود، خانم شجاعی و عسل میتوانستند کاری بکنند که در استقلال بمانم اما حالا دیگر سرمربی استقلال نیستم و همین نشان میدهد که چنین شایعهای واقعیت نداشت.
شیا رائل در ایران ماند
بازیکنان خارجی که وارد ایران میشوند، به سبب فرهنگ غنی کشورمان خیلی زود با ما انس میگیرند. شیا رائل، بسکتبالیست آمریکایی استقلال هم دقیقا به همین خاطر با مردم گرم گرفت و حتی وقتی جنگ شروع شد هم از ایران نرفت. او اینجا با یک آقایی آشنا شد و تشکیل خانواده داد. البته چند سال قبل هم یک بسکتبالیست دیگر خارجی داشتیم که به ایران آمد و ازدواج کرد.
استقبال از سرمربی فرانسوی
بعد از قهرمانی تیم بسکتبال بانوان استقلال این بحث مطرح شد که قرار است یک سرمربی فرانسوی بیاید و هدایت تیم را بر عهده بگیرد. من خودم از این قضیه استقبال میکردم چون اگر یک سرمربی خارجی میآمد، من به عنوان کمک کنارش میایستادم و از او یاد میگرفتم. مطمئن باشید جبهه نمیگرفتم و استقبال میکردم ولی کلا تصمیمات دیگری گرفته شد و من هم با این تصمیمات سورپرایز شدم. (میخندد)
سکوت بعد از قهرمانی
بعد از قهرمانی استقلال دیگر تماسی از طرف باشگاه گرفته نشد. فقط یادم میآید یک بار زنگ زدند و گفتند لیست بازیکنان پیشنهادیات برای فصل آینده را بده. خانم ساعده سیما با من تماس گرفت. لیست را از من گرفتند ولی دیگر هیچ تماسی از طرف باشگاه استقلال برقرار نشد. چهار روز بعد از آن هم نام سرمربی جدید را اعلام کردند.
یادم میآید سر تمرین بودم که از خبرورزشی تماس گرفتند و شما به من پیرامون شایعات و حواشی گفتید تا نظرم را بپرسید. در خلال همان گفتوگو بودیم که دوباره گفتید همین الان کانال رسمی باشگاه استقلال نام سرمربی جدید این باشگاه را اعلام کرد و معلوم شد من سمتی آنجا ندارم. اینطوری فهمیدم که دیگر سرمربی استقلال نیستم!
دلیل برکناری از بسکتبال استقلال
شما میخواهید دلایل برکناری من را بدانید اما پاسخی ندارم چون باید آن را از مدیران باشگاه استقلال بپرسید. در هیچ کجای دنیا سرمربی تیمی که نتیجه گرفته را عوض نمیکنند. به نظرم در ورزش حرفهای باید رفتار حرفهای را هم شاهد باشیم. فرزانه جمامی توقع داشت اگر قرار است استقلال دیگر با او همکاری نکند، حداقل با احترام برخورد میکردند. سه هفته بعد از انتخاب سرمربی جدید برای تیم بانوان استقلال، آقای تاجرنیا را دیدم و با ایشان صحبت کردم. در این رابطه گلایه کردم و ایشان گفت من اطلاع نداشتم! قرار بود رسیدگی کنند و خبر بدهند ولی هیچ تماسی گرفته نشد.
اگر بعد از قهرمانی استقلال یک پیشنهاد بهتر دریافت میکردم، قطعا به حرمت باشگاهی که در آن کار کرده بودم با آنها صحبت میکردم و صراحتا میگفتم برای فصل آینده قصد همکاری با یک تیم دیگر را دارم. این توقع را داشتم که اگر باشگاه، حتی بدون دلیل هم میخواست با فرزانه جمامی قطع همکاری کند، خیلی واضح و شفاف میگفت تا برای مسیر حرفهای خودم تصمیم بگیرم ولی متاسفانه چنین رفتاری انجام نشد.
استقلال دلم را شکست
واقعا نمیتوانم بگویم که اگر چند ماه دیگر همین کادر مدیریتی استقلال دوباره از من دعوت کنند، آیا آن را میپذیرم یا نه چون استقلال دلم را شکست و یک جاهایی آدم واقعا ناراحت میشود. وقتی یک پروژه را به ثمر میرسانی، دوست داری آن را ادامه بدهی ولی این اتفاق نیفتاد. البته همیشه در زندگی آیندهنگر هستم و شاید اصلا این اتفاق باعث شود تا با قدرت بیشتری به جلو حرکت کنم.
حضور مدیر جدید در جمع آبیپوشان
حضور خانم نظری به عنوان مدیر بخش بانوان باشگاه استقلال را اقدامی مثبت میدانم. به نظرم ورود ایشان به باشگاه استقلال میتواند با نتایج خوبی در عرصه بانوان برای آبیپوشان همراه شود.
سرمربیگری در پرسپولیس؟
قطعا اگر پرسپولیس و یک تیم دیگر به صورت همزمان پیشنهاد مربیگری بدهند، انتخابم پرسپولیس نخواهد بود اما وقتی بحث بر سر آن باشد که این انتخاب موجب شود در بسکتبال حضور داشته باشم یا نه، آنگاه حتی پیشنهاد فرضی پرسپولیس هم میتواند روی تصمیمم تاثیر بگذارد چون عاشق بسکتبال هستم.
البته دلم میخواهد به چیزهایی که دوست دارم، وفادار بمانم؛ از بچگی عاشق استقلال بودم و شاید برایتان جالب باشد که بدانید اصلا به رنگ قرمز واکنش نشان میدهم و با دیدن آن عصبی میشوم. یک بار در عرصه پایهای در تیمی کار میکردم که رنگ لباسش قرمز بود ولی آن را عوض کردم (میخندد)؛ به بچهها گفتم آبی و سفید بپوشند. حتی تا امروز ماشین قرمز رنگ هم نداشتم!
قهرمانی تقدیم به پورحیدری و آتشی
یکی از دلایل قهرمانی استقلال، یکدلبودن تمام بازیکنان و اعضای کادر فنی بود که همین جا باید از تکتک آنها تشکر کنم. متاسفانه قبل از قهرمانی ما استاد عنایتالله آتشی، یکی از مربیان بزرگ بسکتبال ایران و باشگاه استقلال چشم از جهان فرو بست به همین خاطر بعد از اینکه قهرمان شدیم، کاپ خودمان را به این بزرگوار و همچنین منصورخان پورحیدری تقدیم کردیم.
هیجان عسل پورحیدری در بازیهای استقلال
وقتی استقلال در لیگ برتر فوتبال بازی داشت و گل میزد، عسل پورحیدری خیلی هیجانزده میشد و بالا و پایین میپرید. عسل خیلی استقلالی است.
شاید نخوانده باشید: عسل پورحیدری: مافیای انتخاب سرمربی نبودم/ پدرم میگفت پاقدم تو برای استقلال خوب است
تا به حال ورزشگاه نرفتهام
تا به امروز فرصت نشده به ورزشگاه آزادی بروم و مسابقات فوتبال را از نزدیک ببینم. همیشه درگیر بازی و اردو بودهایم به همین خاطر شرایط برایمان محقق نشده است.
قطع کردن پای خانواده پورحیدری از استقلال
منصور پورحیدری به نوعی حکم پدر را برای استقلال داشت و وقتی شنیدم که یک عده گفتهاند باید پای خانواده او را از باشگاه استقلال قطع کرد، واقعا ناراحت شدم. نمیدانم چه کسی این حرف را زد ولی قطعا کسانی که استقلالی باشند هرگز نام منصور پورحیدری را نمیتوانند از این مجموعه کنار بزنند.
منظورم از بیان این حرف، آقایان تاجرنیا و نظری جویباری نیست ولی در میان مدیران باشگاه استقلال افرادی هستند که استقلالی نیستند! به نظرم آدمهایی که در باشگاه استقلال کار میکنند، دلشان باید برای آن مجموعه بتپد و بهترین تصمیم را بگیرند. اصلا ایرادی ندارد که یک عده از من خوششان نیاید و دوست نداشته باشند با فرزانه جمامی کار کنند اما رفتارهایشان باید حرفهای باشد. شاید بعد از قهرمانی استقلال پیشنهاد بهتری نصیبم میشد و دلم میخواست با وجود اینکه بهترین سال مربیگری خودم را سپری کرده بودم، از این تیم جدا شوم اما مطمئن باشید اگر چنین اتفاقی میخواست رخ بدهد، حتما باشگاه را مطلع میکردم و توقع داشتم مدیریت استقلال نیز همین کار را با من بکند. همیشه پیش خودم میگویم جایی کار کنید که برای کارتان ارزش و احترام قائل باشند.
تا چند وقت قبل سرمربی تیم بسکتبال بانوان استقلال بودم ولی حالا دیگر مانند سنوات گذشته، صرفا یکی از هواداران این باشگاه محسوب خواهم شد. برای استقلال آرزوی موفقیت میکنم حتی بدون فرزانه جمامی.
جام استقلال را ندادند
تیم فوتبال استقلال لیگ بیستوششم را خیلی خوب شروع کرده و امیدوارم همینطور هم ادامه بدهد. ما با پنجره بسته چنین نتایجی گرفتهایم و امیدوارم حالا که کاپ قهرمانی لیگ بیستوپنجم را ندادند، در لیگ بیستوششم مقتدرانه قهرمان شویم.
دربی ایمون زاید؟ یادم نمیآید!
در دوران کودکیام استقلال اغلب اوقات یا دربی را میباخت یا بازی مساوی میشد ولی چهار پیروزی متوالی با پرویز مظلومی را کاملا به خاطر دارم و در خانه برای بقیه کری میخواندم. البته دربی ایمون زاید را یادم نمیآید. خیلی سال از آن گذشته! (میخندد)
ساعده سیما؛ سوال بعدی!
کوتاه از لابهلای مصاحبه:
- شریعتمداری؛ شنیدم بعد از قطع همکاری باشگاه با من، آقای شریعتمداری به عنوان رئیس هلدینگ خلیج فارس هم پیگیر ماجرا شدند اما در ذهن خودم دیگر داستان استقلال و اتفاقاتی که رخ داد را تمام کردهام.
- منصوریان؛ همین امسال علیرضا منصوریان را دیدم و با ایشان صحبت کردم. او خیلی از حضورم در باشگاه استقلال خوشحال بود و از من در مورد شرایط تیم پرسیدند. چندی بعد از این ملاقات، ایشان به عراق رفتند و آنجا مشغول مربیگری شدند.
- علی تاجرنیا؛ مدیر و دلسوز. شاید خیلی از مدیران به بخش بانوان اهمیت ندهند اما حضور آقای تاجرنیا برای بانوان در استقلال خیلی مهم بود و حمایت کردند. البته شاید من توقعات دیگری داشتم ولی ایشان خیلی پیگیر بودند و تلاش کردند.
- عنایتالله آتشی؛ پدر بسکتبال. خاطرات خوبی از ایشان داشتیم.
- ناصر حجازی؛ مرد باشخصیت استقلال
- منصور پورحیدری؛ پدر استقلال
- فریده شجاعی؛ یکی از مدیران بسیار خوب و دلسوز. با او میشود کار کرد.
- علی دایی؛ جنتلمن ورزش ایران
- امیر قلعهنویی؛ خیلی شناختی روی ایشان ندارم، فقط به خاطر میآورم که در دوران کودکیام مربی استقلال بودند.
- کارلوس کیروش؛ یکسری خاطرات خوب در فوتبال.
- حامد حدادی؛ یکی از اسطورههای بسکتبال ایران
- ساعده سیما؛ اسم بعدی لطفا!
- مهران شاهینطبع: مربی زحمتکش در بسکتبال ایران.
- فرزانه جمامی؛ کسی که عاشق بسکتبال است و همیشه تلاش میکند تا بتواند تاثیر خوبی در بسکتبال بگذارد.
- خبرورزشی؛ ممنون از حمایت شما. رسانهای که همیشه ورزشکاران و اهالی ورزش از آن یاد میکنند.
حرف آخر
امیدوارم اتفاقات خوبی در ورزش ایران و به ویژه ورزش بانوان رخ بدهد. دلم میخواهد باشگاههای دیگر حتی پرسپولیس هم در حوزه ورزش بانوان وارد عرصه شده و از خانمها حمایت کنند. در نهایت هم امیدوارم حال همه مردم ایران خوب باشد.
گفتوگوی کامل را میتوانید در ویدیوی زیر ببینید:
