سینماپرس: معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: بازخوانی زندگی و اندیشه مفاخر ایران، ضرورتی فرهنگی و تاریخی است؛ ضرورتی که هنر، بهویژه تئاتر، میتواند آن را از صفحات کتابها به تجربهای زنده و تأثیرگذار برای مخاطب امروز تبدیل کند.
به گزارش سینماپرس، مهدی شفیعی در این باره اظهار کرد: تئاتر با جانبخشی به شخصیتهای تاریخی، امکان گفتوگو با گذشته را فراهم میآورد و مفاخر ملی را نه صرفاً بهعنوان نامهایی در تاریخ، بلکه بهمثابه انسانهایی با اندیشه، آرمان، رنج و سرنوشت پیش روی جامعه قرار میدهد.
وی افزود: نمایش «قائممقام فراهانی» یادآور این حقیقت است که تئاتر، افزون بر رسالت هنری خود، ظرفیتی مهم برای پاسداشت حافظه تاریخی، بازشناسی هویت ملی و انتقال تجربههای گذشته به نسل امروز دارد. این نمایش به کارگردانی استاد اردشیر صالحپور، از این منظر اقدامی ارزشمند است. اجرای این اثر در باغ نگارستان، همان مکانی که قائممقام فراهانی در آن به قتل رسید، به نمایش عمقی فراتر از روایت صحنهای بخشیده است. در اینجا، مکان خود به بخشی از روایت بدل میشود؛ تاریخ در فضای واقعی خویش حضور مییابد و مخاطب، میان گذشته و اکنون، پیوندی ملموس و تأملبرانگیز برقرار میکند.
شفیعی افزود: نکته ارزشمند دیگر این اجرا، بهرهگیری دکتر اردشیر صالح پور از حضور بزرگان و پیشکسوتان تئاتر ایران است؛ هنرمندانی که سرمایهای گرانقدر از تجربه، دانش و اعتبار هنری این سرزمیناند. حضور آنان در اثری با موضوع یکی از چهرههای برجسته تاریخ ایران، پیوندی معنادار میان میراث تاریخی و میراث زنده تئاتر کشور ایجاد میکند و نشان میدهد که تکریم پیشکسوتان، هنگامی که با میدان دادن به توانایی و خلاقیت آنان همراه باشد، میتواند به خلق آثار ماندگار بینجامد.
وی گفت: حمایت از چنین آثاری، حمایت از فرهنگی است که تاریخ خود را میشناسد، با آن گفتوگو میکند و از رهگذر هنر، آن را دوباره به زندگی درمیآورد.
حضور مفاخر تئاتر در روایت زندگی قائممقام فراهانی
سیروس همتی کارگردان سینما نیز درباره این تئاتر گفت: من نمایش «قائممقام فراهانی» را در شهر اراک دیدم و از چند جهت لذت بردم. میخواستم به عوامل این نمایش خستهنباشید بگویم و از این حرکت ارزشمند تقدیر کنم.
وی افزود: نکته مهمی که وجود دارد این است که جناب آقای دکتر اردشیر صالحپور توانستند اهمیت شخصیت قائممقام فراهانی را بهخوبی به تصویر بکشند. شاید به زعم من، بسیاری از ما قائممقام فراهانی را با امیرکبیر اشتباه میگیریم؛ درحالیکه فاصله صدارت این دو بزرگوار شانزده سال است. جناب قائممقام فراهانی، صاحب کتاب «منشآت»، در زمان محمدشاه بود و امیرکبیر نیز در دوره مربوط به خودش صدارت داشت.
همتی ادامه داد: به نظر من، انتخاب آقای اردشیر صالحپور برای پرداختن به زندگی جناب قائممقام فراهانی، این سید بزرگوار، انتخابی درست و بهجا بوده است؛ موضوعی که تا امروز کمتر به آن پرداخته شده یا اساساً اشاره چندانی به آن نشده است.
وی گفت: نکته مهمتر این است که چقدر محیط و لوکیشن با فضای نمایش ارتباط مستقیم دارد. یاد تئاتر محیطی، Environment Theater، افتادم؛ جایی که محیط به شما میزانسن میدهد. محیط، لوکیشن و معماری به شما فضا میدهند و دیگر نیازی به مخارج گزاف برای دکور ندارید. اساساً دیدن نمایشهایی که مربوط به مفاخر ایران، بیشک در چنین لوکیشنهایی ارزش و جایگاه دوچندان پیدا میکند.
همتی افزود: از نظر من، اقدامی که انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به عنوان تهیه کننده این اثر انجام داده، بهشدت قابل دفاع است و جای تبلیغ دارد. مهمتر از اینها اینکه در این نمایش شاهد متنی فاخر و بازیگرانی که در رده اول تئاتر و سینمای کشورند، هستیم؛ مشخصاً آقای ایرج راد، آقای کاظم هژیرآزاد، آقای اصغر همت، آقای آتش تقیپور، خانم الهام رضایی و... همه اینها در تئاتر ایران و حتی در عرصه تصویر جایگاه دارند. جمع کردن این چهرهها در یک نمایش، نشاندهنده اهمیت این موضوع از دید انجمن آثار و مفاخر فرهنگی است.
سیدحسن امین؛ استاد فلسفه و ادبیات فارسی با خاطرهای از شفیعی کدکنی درباره جایگاه تاریخی قائممقام فراهانی گفت: از دیدن نمایش «قائممقام فراهانی» بسیار لذت بردم؛ چراکه این اثر هم از نظر اجرا و هم از حیث محتوا و مضامین، ارزشمند و قابل توجه بود. یکی از دوستانم، استاد بابک کاظمی، سالها پیش کتابی درباره قائممقام نوشت که با مقدمه من در تهران منتشر شد. اما نکته مهمتر، خاطرهای است که استاد شفیعی کدکنی در ملاقاتهای دونفره، سالها پیش برای من نقل کردند و شایسته میدانم برای ثبت در تاریخ بازگو کنم.
وی ادامه داد: استاد شفیعی کدکنی گفتند زمانی که کتابدار کتابخانه مجلس سنا بودند، مرحوم مهدی بامداد، مؤلف کتاب چندجلدی رجال، برای تدوین اثر خود از منابع این کتابخانه استفاده میکرد. در اواخر کار، از او پرسیدند که در میان رجال معرفیشده در کتابش، چه کسی را برترین میداند. مهدی بامداد بیدرنگ پاسخ داد: «قائممقام». در پاسخ به پرسش درباره نفر دوم نیز، پس از تأمل، نام «امیرکبیر» را مطرح کرد؛ اما برای نفر سوم، نام دیگری نبرد.
امین افزود: این روایت را استاد شفیعی کدکنی از قول مرحوم مهدی بامداد نقل کردند. به باور من، ثبت این خاطره در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ضروری است؛ چراکه تاریخ شفاهی میتواند حقایقی را حفظ کند که شاید در تاریخ مکتوب بازتاب نیابند.
قائممقام فراهانی از میان همین مردم برخاست
مهدی محبتی؛ استاد زبان و ادبیات فارسی نیز درباره نمایش «قائممقام» با این عنوان ادای دین به بزرگان فراموشنشدنی ایران اشاره کرد و گفت: توفیقی دست داد که به دعوت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برای تماشای نمایش «قائممقام فراهانی» به باغ نگارستان برویم. در بدو ورود، زیبایی باغ، درختان سر به فلک کشیده و معماری ساختمان بسیار مرا تحت تاثیر قرار داد و نوعی آزادی روح و پرواز جان را در من القا کرد. با این حال، حیف بود که در چنین باغ زیبایی، خاطره تلخ قتل قائممقام فراهانی را به یاد میآوردیم.
وی ادامه داد: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و دیگر دستاندرکاران، زحمات بسیاری برای برگزاری این اجرا کشیده بودند؛ از پذیرایی و چیدمان صندلیها گرفته تا دعوت از هنرمندان صاحبنام برای ایفای نقش و تماشای نمایش. این کار واقعاً جای دستمریزاد دارد؛ چراکه زنده کردن نام بزرگان، هم به معرفی مفاخر فرهنگ ایران کمک میکند و هم نسل امروز، بهویژه جوانان، را با شخصیتهای برجسته تاریخ خود آشنا میسازد.
به گفته وی، دوست و استاد هنرمندم، جناب آقای اردشیر صالحپور، با وجود محدودیتهای فضا و اینکه باغ نگارستان اساساً صحنه تئاتر نیست، با ابتکار خود از ایوان، حوض و طبقه دوم ساختمان بهگونهای استفاده کرده بودند که گویی همهچیز برای اجرای یک نمایش صحنهای مهیاست. این خلاقیت، بهویژه با حضور هنرمندان نامآشنای تئاتر و سینما، شایسته تحسین است.
محبتی افزود: اما آنچه بیش از همه برای من جالب بود، این پیام نمایش بود که اگر به مردم عادی و فرزندان طبقات فرودست جامعه فرصت داده شود، تا کجا میتوانند رشد کنند و به ایران و فرهنگ ایرانی خدمت کنند. قائممقام فراهانی از میان همین مردم برخاست، به خدمت ایران پرداخت و در روزگار خود برای حفظ جایگاه کشور تلاش کرد؛ اما محمدشاه قدر خدمات او را ندانست و سرانجام، با وجود سوگندی که برای نریختن خونش خورده بود، او را به طرز فجیعی به قتل رساند.
استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: در همان خاندان، شخصیتی دیگر به نام میرزا تقیخان امیرکبیر ظهور کرد؛ کسی که پدرش آشپز این خاندان بود و خود در کنار فرزندان آن خاندان پرورش یافت و به جایگاهی بزرگ رسید. این دو شخصیت نشان میدهند که اگر روزنهای برای آموزش و رشد گشوده شود، فرزندان مردم عادی نیز میتوانند به بالاترین جایگاهها برسند، مسیر شاهان را تغییر دهند و در ساختن کشور نقشآفرین باشند. دریغ که هر دو، با وجود خدمات فراوان، به دست شاهان روزگار خود به قتل رسیدند؛ قائممقام به فرمان محمدشاه و امیرکبیر به فرمان ناصرالدینشاه.
