تهران- ایرنا- ضرورت باز تعریف نسبت دولت و جامعه با مساله فقر، نابرابری و آسیبهای نوپدید اجتماعی در جهان امروز، از چنان پیچیدگی چند بعدی برخوردار است که هیچ دولتی، با هر میزان از بودجه و تشکیلات، قادر به حل یک جانبه آن نیست، تجارب جهانی و آموزههای بومی نشان میدهد نظام رفاهی متمرکز و حمایتی، اگر متکی به مردم و جامعه مدنی نباشد، به بازتولید وابستگی و ناکارآمدی منجر می شود.
در سازمان بهزیستی کشور مأموریت اصلی در دوره جدید بر پایه ۱۳ چرخش تحولآفرین به عنوان نقشه راه بنا شده است. یکی از مهمترین و بنیادین ترین این چرخشهای ۱۳ گانه، گذار و چرخش از سازمان دولتمحور و مرکز محور به توسعه مشارکتهای مردمی و شکوفایی ظرفیتهای اجتماعی است.
بر همین اساس، در نشستی که اخیرأ با رئیس جدید و معاونین " مرکز مشارکتهای مردمی و توسعه ظرفیتهای اجتماعی" داشتم، تصریح کردم _ این مرکز بجای تکیه صرف بر جمعآوری صدقات یا ثبت مجوزها، باید " پیشران و ستون فقرات پشتیبانی از تمامی بخشهای تخصصی سازمان" _ باشد. "مرکز مشارکتهای مردمی و توسعه ظرفیت های اجتماعی" مأموریت دارد _ انرژی آزاد نشده و سرمایه اجتماعی را در خدمت عدالت اجتماعی قرار دهد و سیاستهای اصیل مردم محوری را در قالب "زیستبوم جامع مشارکت" عملیاتی کند._
برای عبور از شعار به ساختار، نیازمند دو گام توأمان هستیم.
*اول، احیای ارکان قانونی.
*دوم، تدوین و اجرای یک منظومه سیاستی منسجم.
در گام نخست، شوراها و کارگروههای راهبردی هفتگانه شامل شورای مشارکتهای مردمی و اجتماعی ( از ستاد تا شهرستانها)، مجمع خیرین حامی جامعه هدف (که از پایلوت ۵ استان باید تا پایان سال جاری به کل کشور تسری یابد)، میز گفتوگو با تشکلها، کمیسیون بهزیستی اجتماعی (ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی)، کمیسیون عالی نظارت و شوراهای عالی نماز و قرآن با مأموریتهای مشخص باز فعال شدند.اما بنیان تحول ما در میدان عمل، متکی بر ۱۳راهبرد عملیاتی است.
_منظومه ۱۳راهبرد استقرار زیستبوم مشارکت.
*۱. سرعتدهی و تسهیلگری در صدور مجوزها؛ رهایی از تله دیوان سالاری بر اساس نظریه انتخاب عمومی و لزوم کاهش هزینههای مبادله. موانع دیوان سالارانه، عامل انصراف نوآوران اجتماعی از ورود به میدان خدمت است. ما فرآیند وب لاین صدور مجوزها را تدقین کرده و گلوگاههای ناکارآمد را حذف کردیم. شرط مدرک تحصیلی هیئت مؤسس را به داشتن حداقل یک مدرک کارشناسی (بدون محدودیت رشته) ساده سازی کرده و تطابق تخصصی را به هیئت مدیره سپردیم.همچنین الزام دست و پا گیر تأمین ۷۰ متر فضای تجاری حذف شد و استقرار در فضای استاندارد مسکونی مبنا قرار گرفت.
در نتیجه این اقدامات که منطبق بر مدل پنجره واحد خدمات مدنی در کشورهای پیشرفته است؛ _نرخ صدور به موقع مجوزها از ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۲ به ۹۹.۳۸ درصد در سال ۱۴۰۴جهش یافت و بهزیستی در میان ۴۶ دستگاه حاکمیتی، جزو ۳دستگاه برتر کشور قرار گرفت، دستاوردی که باید با قدرت صیانت شود.
*۲. توسعه موضوعی تشکلها؛ حرکت بسوی نوآوری اجتماعی با تکیه بر نظریه کارآفرینی اجتماعی که بر استفاده از روشهای خلاقانه و فناوری برای خلق ارزش اجتماعی پایدار تأکید میکند. معتقدیم سازمان خیریه نباید در حد توزیع بستههای معیشتی متوقف بماند.
ما درهای سازمان را به روی حوزههای نوین مانند کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای استقلال معلولان، شتاب دهندههای اشتغال و کارآفرینی، مدلهای نوین پیشگیری از آسیبها و الگوهای داوری و قضا زدایی محلی گشودیم.
مشابه استارتاپهای اجتماعی در آسیا که با فناوریهای نوین وابستگی جامعه هدف را به مستمری دولتی قطع کردهاند.
این تحول راهبردی تاکنون موجب رشد ۱۸ درصدی تنوع موضوعی در تشکلها شده است.
*۳. توسعه جغرافیایی، تمرکززدایی و بسط عدالت پهنهای ؛ این مهم، بر مبنای ضرورت توزیع عادلانه فرصتهای دسترسی به نهادهای مدنی در جغرافیای سرزمینی و با الهام از جنبشهای موفق محلی پیرامونی صورت گرفت که با این شیوه از انباشت تاریخی تشکلها در کلانشهرها جلوگیری کردیم. با اعمال مشوقهای ویژه، بستر تأسیس و گسترش تشکلها را به شهرهای کوچک، بخشها و پهنههای روستایی و مناطق کم برخوردار هدایت کردیم، حاصل این توزیع عادلانه رشد ۱۸ درصدی گسترش جغرافیایی مؤسسات بوده است.
*۴. توسعه قشری و نسلی، جذب انرژی جوانان و نخبگان با توجه به ضرورت حرکتهای بین نسلی و همبستگی اجتماعی؛ چهره تشکلهای نیکوکاری نباید منحصر به نسل میانسال و پیشکسوت بماند، ما درهای مشارکت را به روی اصناف پیشرو، کانونهای دانشجویی، نخبگان جوان و بازاریان گشودهایم تا نوسازی بینشی و ابزاری در تشکلها سرعت لازم را بدست آورد.
*۵. شبکه سازی تخصصی؛ از کارهای جزیرهای تا پارلمان تشکل ها؛ با تکیه بر قدرت شبکه های اجتماعی، رشد ۱۲۰ درصدی در شبکه سازی محقق شد و تشکلها از ۵ شبکه ملی به ۱۱ شبکه تخصصی ملی ارتقا یافت، چشم انداز نهایی این مسیر، همگرایی این ۱۱ شبکه و پایهگذاری" پارلمان تشکلهای غیردولتی" است تا جامعه مدنی بعنوان شریک رسمی سیاست گذاری، با دولت پشت یک میز بنشیند.
*۶. استقرار نظام نامه تعاملات نهادینه شده؛ تصمیم گیری زمانی مشروع و کارآمد است که ذینفع در اتاق تصمیم حضور داشته باشد، ما رابطه با تشکلها را از حالت تشریفاتی خارج کردیم و با برگزاری ۲۱ جلسه منظم"میز گفتوگو با تشکلها" ۸ گره بزرگ اجرایی را حل کردیم.
علاوه بر این، تقویت مجمع خیرین، توسعه پارلمان دانشآموزی، شورای مشورتی راهبردی، حضور نمایندگان شبکهها در شوراها و استقرار نظام قطب بندی تصمیم گیری جهت انتقال مستقیم مسائل از کف میدان به ستاد را به اجرا درآوردیم.
*۷. نظارت مردم پایه، نظارت همگن و تخصصی؛ نظارت مأمور محورِ صرف، کارایی ندارد؛ نظارت باید توسط خود مردم و صنف انجام شود، ما سه بازوی نظارتی نوین شامل، تأسیس انجمن اولیا و مربیان مراکز توانبخشی و مراقبتی، ابلاغ دستورالعمل کانونهای نظارتی شبکهها و مشارکت دهی نهادهای حرفهای مرجع نظیر سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام روانشناسی و نظام پرستاری، را مستقر کردیم.
*۸. توسعه پویشهای هدفمند و جهش مالی مشارکتها؛ طراحی و اجرای ۵ پویش ملی و دهها پویش استانی بر بستر مناسبتهای ملی و مذهبی، توانست اعتماد عمومی را با بهرهگیری از مدلهای تأمین مالی جمعی به صحنه بیاورد، دستاورد عینی این راهبرد، جذب ۳.۵ همت مشارکت مردمی در این مدت است، انعقاد و فعالسازی بیش از ۶۰ تفاهمنامه راهبردی با دستگاههای دولتی و نهادهای عمومی نیز همافزایی بیسابقهای پدید آورد.
*۹. توسعه مسئولیت اجتماعی و تدوین اطلس سه سطحی با رویکرد خلق ارزش مشترک و مدیریت مدرن؛ تدوین نقشه جامع مسئولیت اجتماعی در سه برش ملی، استانی و شهرستانی، نیازهای واقعی را مقابل صنایع و شرکتها قرار داد که حاصل آن رشد ۱۲۰ درصدی منابع جذب شده از این محل و خروج اجرای مسئولیت اجتماعی بنگاهها از حالت سلیقهای، است.
*۱۰. توسعه بستههای شفاف مشارکتی و سهم پذیری مدیریتی؛ فرآیند جلب مشارکت را در دو بعد ساختارمند کردیم، اول سهم و شاخص مسئولیت هر مدیر را از سطح ستاد تا استان، شهرستان و حتی مدیر مرکز در جذب مشارکت مشخص کردیم، دوم نیازمندیهای جامعه هدف در قالب بستههای سرمایهگذاری خیرخواهانه مدون، دارای شناسنامه، شفاف و قابل ارزیابی آماده شد تا هر خیّر بر اساس علاقه و توان خود در پروژهای مشخص شریک شود.
*۱۱. برند سازی خیر و الگو سازی نمادین برای ترغیب خیرین و تشکلها؛ منزلت اجتماعی نیکوکاری با تکیه بر مشوقهای منزلتی و سرمایه نمادین احیا و تقدیر میشود، استقرار نظام برند سازی، برگزاری جشنوارههای سالانه برترینها و معرفی الگوهای درخشان خیر و احسان، انگیزه و سلامت این رقابت معنوی را دو چندان می کند.
*۱۲ توسعه شبکه داوطلبان،"سلام محله" و "بانک زمان"؛ نیکوکاری فقط پول دادن نیست؛ هبه زمان، دانش، مهارت تخصصی و عاطفه انسانی بر اساس نظریه دارایی مبنای جامعه محلی و اقتصاد زمان بنیان از پول ارزشمندتر است، در این راستا، دستورالعمل جامع شبکه داوطلبان تدوین، ۱۱ تبار مشارکتی احصا و پایلوت آن در ۴ استان کشور اجرا شد، پیادهسازی طرح سلام محله و فعال سازی بانک زمان جهت تبادل خدمات متقابل ساعتی میان شهروندان و اقشار نیازمند نظیر الگوهای موفق بینالمللی، زیربنای تحقق تابآوری اجتماعی می شود.
*۱۳. زیرساختهای فناورانه، هوش مصنوعی و سامانه "نیک"؛ زیستبوم بدون بستر دیجیتال پایدار نمیماند. توسعه حسابهای متمرکز و شفاف ملی، ارتقای درگاه ملی مشارکتهای مردمی و به کارگیری گسترده سامانه "نیک" بر پایه حکمرانی الگوریتمی و شفافیت داده محور، در کنار بهرهبرداری از ابزارهای هوش مصنوعی برای انطباق نیازمندی با نیات خیرین، زیربنای فناورانه این حرکت است تا مردم اطمینان یابند کمکهای شان با بالاترین دقت، بدون اتلاف و با کرامت به دست مستحقترین افراد میرسد.
استقرار زیستبوم جامع مشارکت با این ۱۳محور, میثاق ما برای تحول ساختاری در سازمان بهزیستی کشور است.
باور قطعی بنده این است؛ اگر دست نیاز و همراهی دولت به شکل هوشمند، شفاف و نهادینه شده بسوی جامعه، تشکلها، دانشگاهها و خیرین دراز شود، هیچ گرهای در حوزه آسیبها و نیازهای اجتماعی کشور باقی نمی ماند.
سازمان بهزیستی خانه دوم همه تشکلها و نیکوکاران ایران است و تمام قد در خدمت این زیست بوم بالنده خواهد ایستاد.
** رئیس سازمان بهزیستی کشور
