اعتراضات سراسری فرانسه نشاندهنده تمایل جامعه این کشور برای تغییر ساختار فعلی در این کشور است و این روند در حال تسری به دیگر کشورهای اروپایی است.
اعتراضات سراسری در فرانسه که از هفتههای گذشته آغاز شده بود، اکنون گسترش یافته و اتحادیههای بسیاری نیز به آن پیوستهاند.
در جدیدترین روز از این تظاهرات، صدها هزار نفر در سراسر فرانسه دست به تظاهرات زدند که این تظاهرات با دخالت پلیس این کشور به خشونت کشیده شد.
این تظاهرات کمسابقه در حالی برگزار میشود که فرانسه در آخرین ماههای منتهی به انتخابات ریاستجمهوری با بحرانهای چندگانه دستوپنجه نرم میکند.
در همین رابطه حنیف غفاری، کارشناس مسائل اروپا در گفتوگو با میزان به تشریح بحران کنونی در فرانسه و پیامدهای آن در این کشور و سراسر اتحادیه اروپا پرداخت.
تغییر روایت اعتراضات در فرانسه
غفاری، با اشاره به اینکه مقامهای فرانسوی در طول دهههای اخیر -که معمولاً از دو حزب جمهوریخواه (محافظهکار) و سوسیالیست بودند- همواره سعی داشتند اعتراضات جاری را که از سوی دانشآموزان، دانشجویان، پرستاران و عامه مردم صورت میگرفت، اعتراضاتی عادی قلمداد کنند، گفت: حتی سعی میکردند آن را نمادی در راستای پویایی سیاسی جامعه خود تلقی کنند.
کارشناس مسائل اروپا، بیان کرد: پس از اعتراضات جلیقهزردها در یک دهه قبل، عملا معادله در فرانسه تغییر کرد؛ بدین معنا که اعتراضات صورتگرفته دیگر صرفا ناظر بر عملکرد دولت مستقر و کاخ الیزه نبود، بلکه ماهیت حکومت را هدف قرار میداد؛ به عبارت دیگر، جنس اعتراضات در فرانسه از وضعیت روبنایی به زیربنایی تبدیل شد و ماهیت اعتراضات در برهه فعلی نیز روبنایی، ظاهری و دولتی نیست، بلکه اعتراضاتی ضد نظام و ضد ساختار است.
جامعه فرانسه در آستانه گذار از وضعیت فعلی
وی عنوان کرد: بهصورت همزمان، شاهد نظرسنجیهایی هستیم که نشان میدهد جریان ملیگرای افراطی به ریاست مارین لوپن، گوی سبقت را از رقبای خود ربوده است؛ به عبارت بهتر، اگر امروز انتخابات سراسری فرانسه برگزار شود، مارین لوپن به راحتی میتواند بر رقبای خود غلبه یافته و راهی کاخ الیزه شود.
غفاری، با اشاره به اینکه علت اقبال مردم فرانسه به جریان راست افراطی، خصلت «ضد ساختار» بودن آن است؛ یعنی هم با ساختار حکومتی جاری در فرانسه و هم با ساختار اتحادیه اروپا و حوزه یورو مخالف است، اظهار کرد: اگر این مسئله را در کنار اعتراضات شدید و بیسابقهای که امروز در فرانسه رخ میدهد قرار دهیم، به این نتیجه میرسیم که جامعه فرانسه آماده گذار از ساختار فعلی است.
کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه تقلیل دادن این اعتراضات به تحرکات روبنایی، مقطعی و گذرا، خطی عامدانه و راهبردی مبتنی بر محاسبات خاص محسوب میشود، تصریح کرد: قطعا در برهه فعلی، گفتاردرمانی سیاستمدارانی همچون امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه و دیگر مقامهای کاخ الیزه نیز نمیتواند آبی بر آتش این اعتراضات بریزد و ثمره این اعتراضات، هم در تقابل با ساختار حاکم بر فرانسه و هم در تقابل با ساختار اتحادیه اروپا و حوزه یورو خواهد بود.
- بیشتر بخوانید:
- فرانسه در میان بحرانهای سهگانه
- اعتراضات سراسری در فرانسه/ شمار بازداشتیها به ۷ هزار نفر رسید
گسترش اعتراضات فرانسه به سراسر اروپا
وی در بخش دیگری به گسترش اعتراضات فرانسه به دیگر کشورهای اروپایی مانند بلژیک پرداخته و گفت: هنگامی که ساختار اتحادیه اروپا بر پایه پیمان ماستریخت در اواخر قرن بیستم شکل گرفت، مشخص بود که این ساختار دو روی سکه دارد؛ یک روی سکه بحث پیوستگی و همافزایی بازیگران اروپایی در شرایط ایجابی است و روی دیگر آن، پیوستگی آنها در شرایط بحران است، یعنی هنگامی که بحرانی در نقطهای از اتحادیه اروپا رخ میدهد، به دیگر کشورها تسری یافته و به الگویی برای آنها تبدیل میشود.
غفاری، تاکید کرد: این مسئله طی سالهای گذشته پررنگ بود و اکنون تثبیت شده است؛ در گذشته اگر چنین موضوعی رخ میداد، محدود به یک یا نهایتاً دو کشور بود (مانند اعتراضات جلیقهزردها) و به نوعی مهار میشد، اما اکنون به دلیل زیربنایی و ساختاری بودن جنس اعتراضات، معادله متفاوت است و خشم عمومی صرفا در یک شهر یا کشور محدود نمیماند.
کارشناس مسائل اروپا بیان کرد: طبق شواهد و اخبار، کشورهایی نظیر پرتغال، اسپانیا، بلژیک و هلند مستعد پیوستن به اعتراضات گسترده فرانسه هستند؛ پیام مشترک همه آنها نیز فریاد علیه ساختار و نظام تبعیضآمیز قدرتی است که در اتحادیه اروپا و حوزه یورو حاکم است؛ ساختاری که در آن حتی پارلمان اروپا حاضر نیست در راستای حمایت از هزاران دانشآموز سرکوبشده یا زندانی، یک بیانیه یا اقدام مؤثر انجام دهد.
وی عنوان کرد: امروزه کل اتحادیه اروپا این بحران ساختاری را لمس میکند و نارضایتی از جریانات سنتی حامی اتحادیه اروپا (محافظهکاران و سوسیالدموکراتها) به حدی رسیده که زمینه گذار از اتحادیه اروپا فراهم شده است.
پیامدهای قدرتگیری راست افراطی در اروپا
غفاری در ادامه با اشاره به قدرت گرفت احزاب رسات افراطی در سراسر اروپا اظهار کرد: در ایالاتی مانند زاکسن که از ایالتهای مهم آلمان است، حزب آلترناتیو برای آلمان توانسته به پیروزی دست یابد و احزاب سوسیالدموکرات و دموکراتمسیحی را کنار بزند؛ خصلت مشترک جریانات ملیگرای افراطی این است که «ضد ساختار» هستند، نه «ضد روش».
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به اینکه گاهی حزبی اعلام میکند که میخواهد روش حکمرانی را تغییر دهد، اما گاهی حزبی نسبت به ماهیت ساختار معترض است، گفت: شهروندانی هم که از احزاب راست افراطی حمایت میکنند، نه براساس مانیفست این احزاب، بلکه به دلیل شیفتگی نسبت به شعار «گذار از ساختار فعلی اروپا» به آنها گرایش پیدا کردهاند؛ این مسئله نشاندهنده یک دگردیسی واقعی در معادلات اروپا در دهههای ابتدایی قرن بیستویکم است.
