سیب‌زمینی یکی از اقلام پرمصرف خانواده‌های ایرانی است که خریداران معمولاً بدون مکث حجم زیادی از آن را داخل کیسه خرید می‌ریزند اما این روزها به دلیل افزایش قیمت بی‌رویه این محصول بسیاری از خریداران پیش از خرید ابتدا قیمت را می‌پرسند.

سیب‌زمینی یکی از اقلام پرمصرف خانواده‌های ایرانی است که خریداران معمولاً بدون مکث حجم زیادی از آن را داخل کیسه خرید می‌ریزند اما این روزها به دلیل افزایش قیمت بی‌رویه این محصول بسیاری از خریداران پیش از خرید ابتدا قیمت را می‌پرسند و پس از حساب و کتاب به دلیل گرانی حجم کمتری نسبت به گذشته برای خرید این محصول در سبد روزانه اختصاص می‌دهند.
یکی از شهروندان می‌گوید: «سیب‌زمینی قابل حذف از سفره غذا نیست، اما افزایش قیمت این محصول موجب شده مصرف آن را کاهش دهیم و بنا بر ضرورت از آن در پخت غذا استفاده کنیم».
ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم این اتفاق در همدان به عنوان قطب تولید سیب‌زمینی نیز مانند سایر کشور به همین منوال است.
استانی که بیش از ۲۰ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی آن زیر کشت سیب‌زمینی است و سالانه صدها هزار تن از این محصول را تولید می‌کند حالا شهروندانش از گرانی این محصول گلایه می‌کنند.
اگرچه رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان همدان در آخرین اظهارات خود تأکید کرده از نظر تأمین محصول مشکلی وجود ندارد و با آغاز برداشت پاییزه، عرضه افزایش خواهد یافت اما پرسش اینجاست اگر سیب‌زمینی وجود دارد، چرا گران است؟

عددها با هم جور درنمی‌آیند

اگر قرار باشد دلیل گرانی را فقط در کمبود محصول جست‌وجو کنیم، آمارهای همدان چندان با این روایت جور درنمی‌آید.
حدود ۲۰ هزار هکتار از اراضی استان به کشت سیب‌زمینی اختصاص دارد و مسئولان از تولید قابل توجه محصول تابستانه و پاییزه خبر می‌دهند.
برای سال جاری نیز حدود ۵۰۰ هزار تن تولید سیب‌زمینی پاییزه پیش‌بینی شده است وعلاوه بر آن همدان فقط محل تولید نیست بلکه یکی از مراکز مهم ذخیره‌سازی این محصول نیز محسوب می‌شود و قرار است بخشی از محصول استان‌های دیگر هم درسردخانه‌های آن نگهداری شود.
مردادماه امسال رئیس سازمان جهاد کشاورزی همدان در سخنانش به نکته‌ای اشاره کرد که شاید خیلی جدی گرفته نشد! وی گفت مشکل اصلی زنجیره سیب‌زمینی، تولید نیست بلکه توزیع و ساماندهی بازار است یعنی ممکن است سیب‌زمینی در مزرعه و سردخانه موجود باشد اما در زمان و قیمت مناسب به دست مصرف‌کننده نرسد.

بازار روی کاغذ زندگی نمی‌کند

۲۱ شهریور ماه امسال برای بازار همدان سقف قیمت تعیین شد؛ سیب‌زمینی درجه‌یک قرار بود با قیمت ۵۵ تا ۵۷ هزار تومان در اختیار شبکه توزیع قرار گیرد و قیمت خرده‌فروشی آن در مراکز ثابت حداکثر ۷۵ هزار تومان باشد و این نرخ برای فروشندگان سیار نیز حدود ۶۵ هزار تومان تعیین شد.
چهار روز بعد جهاد کشاورزی همدان اعلام کرد روزانه حدود ۵۰ تن سیب‌زمینی مورد نیاز بازار شهر از محل ذخایر سردخانه‌ای تأمین خواهد شد و محصول از طریق عرضه مستقیم و میدان میوه و تره‌بار به بازار برسد. روی کاغذ، همه چیز مرتب به نظر می‌رسید اما واقعیت این است که بازار روی کاغذ زندگی نمی‌کند.
جالب اینجاست که در روزهای بعد گزارش‌های میدانی از فروش سیب‌زمینی با قیمت‌های بالاتر از سقف تعیین‌شده خبر دادند. در سوم مهر نیز گزارش صداوسیما از افزایش قیمت سیب‌زمینی در بازار همدان حکایت داشت و در همان گزارش رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان بر مناسب بودن ذخایر و نبود مشکل در تأمین محصول تأکید کرد اما همچنان سیب زمینی رشد قیمتی خود را طی می‌کرد تا اینکه از مرز ۱۰۰هزار تومان در ازای هر کیلو نیز در قطب تولید این محصول گذشت!

گرهی به نام توزیع

سیب‌زمینی وقتی از خاک بیرون می‌آید، تازه وارد بخش دیگری از زندگی اقتصادی خود می‌شود. این محصول باید از مزرعه جمع‌آوری، بسته‌بندی، بارگیری و به محل نگهداری یا سردخانه منتقل شده و سپس راهی میدان بار و فروشگاه‌ها شود، بنابراین هر کدام از این مراحل هزینه دارد و نمی‌توان هر تفاوت قیمتی را به حساب دلالی گذاشت.
اما از آن طرف وقتی فاصله میان قیمت خرید محصول و قیمت نهایی آن برای مصرف‌کننده زیاد می‌شود، یک سؤال اقتصادی جدی شکل می‌گیرد که هر حلقه از این زنجیره دقیقاً چقدر به قیمت اضافه می‌کند؟ پرسشی که در بازار سیب‌زمینی همدان پاسخ آن چندان روشن نیست.

جیب کشاورز خالی از سود

تصویر کشاورز سیب‌زمینی‌کار به‌عنوان برنده افزایش قیمت، همیشه با واقعیت مزرعه یکی نیست. تولیدکننده پیش از آنکه محصولش به بازار برسد، هزینه بذر، کود، سم، آب، ماشین‌آلات، کارگر و برداشت را پرداخت کرده است و اگر محصول را نگه دارد هزینه سردخانه و حمل و افت محصول نیز به این فهرست اضافه می‌شود.
از سوی دیگر کشاورز همیشه قدرت تعیین قیمت را ندارد، ازاین‌رو ممکن است محصول را در شرایطی بفروشد که به نقدینگی نیاز دارد یا نگران خراب شدن و افت کیفیت آن باشد.
بنابراین سیب‌زمینی ۹۰ یا ۱۰۰ هزار تومانی مغازه لزوماً به معنای آن نیست که کشاورز آن را با همین قیمت فروخته است.

بازی با آمار

از ظرفیت ذخیره‌سازی ۴۰۰ هزار تن سخن گفته شده، از تولید صدها هزار تنی محصول پاییزه، از ورود محصول استان‌های دیگر به سردخانه‌های همدان و از تأمین روزانه ۵۰ تن برای بازار شهر، در چنین بازاری، مسئله دیگر فقط «داشتن سیب‌زمینی» نیست؛ مسئله دسترسی به سیب‌زمینی است.
ممکن است انبار پر باشد اما مغازه خالی باشد، ممکن است محصول در سردخانه موجود باشد اما با قیمت یا سازوکار مناسبی وارد شبکه توزیع نشود یا ممکن است محصول در بازار باشد اما میان چندین حلقه دست‌به‌دست شود.
برای مصرف‌کننده اما همه این پیچیدگی‌ها در نهایت به یک عدد تبدیل می‌شود، عددی که روی ترازو ظاهر می‌شود.

دلال، متهم همیشگی نیست

هر وقت قیمت یک محصول کشاورزی بالا می‌رود، انگشت اتهام خیلی زود به سمت واسطه‌ها می‌رود.
اما واسطه بودن الزاماً به معنای احتکار نیست چون کسی که محصول را از چند کشاورز جمع می‌کند، آن را حمل و بسته بندی کرده و برای مدتی نگه می‌دارد و به بازار می‌رساند طبیعتاً هزینه و سود دارد.
مسئله از جایی آغاز می‌شود که مشخص نباشد این سود چقدر بوده و در هر مرحله چه اتفاقی برای قیمت رخ داده است.
اگر سیب‌زمینی با قیمت مشخصی از کشاورز خریداری شده، چرا مصرف‌کننده چند برابر آن را می‌پردازد؟
اگر افزایش قیمت ناشی از حمل، سردخانه، افت محصول، سورت و خرده‌فروشی است، سهم هر کدام چقدر است؟ و اگر بخشی از افزایش قیمت ناشی از رفتار سوداگرانه یا محدود کردن عرضه است، چرا رد آن در زنجیره توزیع به‌موقع دیده نمی‌شود؟
این‌ها پرسش‌هایی است که با بازرسی صرف از مغازه‌ها پاسخ داده نمی‌شود.

نظارت باید از مغازه به انبار برسد

در هفته‌های اخیر از تشکیل تیم‌های نظارتی و کنترل موجودی انبارها سخن گفته شده است اما برای بازار سیب‌زمینی، نظارت مؤثر فقط این نیست که بازرس به مغازه برود و قیمت روی تابلو را ببیند.
باید مسیر محصول قابل ردیابی و مشخص باشد چه کسی از کشاورز خرید کرده، محصول کجا رفته، چه مقدار در سردخانه مانده، با چه هزینه‌ای نگهداری شده، چه زمانی از انبار خارج شده، به چه قیمتی به عمده‌فروش رسیده و در نهایت با چه رقمی به مصرف‌کننده فروخته شده است.
اگر این زنجیره روشن باشد، هم کشاورز از اتهام افزایش قیمت کنار می‌رود، هم واسطه‌ای که خدمات واقعی ارائه می‌کند متهم نمی‌شود و هم حلقه‌ای که بدون دلیل قیمت را بالا می‌برد قابل شناسایی خواهد بود.

مشکل تولید نیست؛ توزیع است

بازار سیب‌زمینی همدان در واقع یک تناقض بزرگ را مقابل چشم گذاشته است؛ استانی که یکی از قطب‌های تولید این محصول بوده، همزمان با افزایش قیمت آن در بازار خود روبه‌رو شده است.
از یک طرف تولید وجود دارد؛ از طرف دیگر ذخیره وجود دارد و مسئولان از امکان تأمین روزانه سخن می‌گویند و برای خرده‌فروشی سقف قیمت تعیین می‌کنند، اما بخشی از بازار همچنان با اعداد بالاتری کار می‌کند.
این یعنی مسئله را نمی‌توان فقط با واژه «کمبود» توضیح داد بلکه بخشی از ماجرا به زمان برداشت مربوط است، بخشی به هزینه تولید، بخشی به هزینه نگهداری و بخشی به عرضه و تقاضا برمی‌گردد و اما در کنار همه این عوامل، نحوه توزیع نقش تعیین‌کننده‌ای دارد؛ همان موضوعی که مسئولان جهاد کشاورزی همدان نیز آن را از چالش‌های اصلی زنجیره سیب‌زمینی عنوان کرده‌اند.

فراوانی به معنای ارزانی نیست

شاید مهم‌ترین چیزی که بازار سیب‌زمینی همدان به ما یادآوری می‌کند، این باشد که فراوانی تولید الزاماً به معنای ارزانی نیست.
اگر زنجیره تولید تا مصرف درست کار نکند، ممکن است یک استان محصول زیادی تولید کند اما مصرف‌کننده همان استان برای خرید آن هزینه بیشتری بپردازد.
در چنین شرایطی، راه‌حل فقط تزریق محصول به بازار یا تعیین یک سقف قیمتی نیست و آنچه بیش از هر چیز لازم است شفاف شدن مسیر کالا و قیمت از مزرعه تا سردخانه، از سردخانه تا میدان بار و از میدان بار تا مغازه است.
برای خانواده‌ای که کنار ترازوی میوه‌فروشی ایستاده، مهم نیست چند هزار تن سیب‌زمینی در سردخانه‌های همدان ذخیره شده بلکه آنچه اهمیت دارد این است که چرا محصولی که چند کیلومتر آن ‌طرف‌تر از شهر، در زمین‌های همین استان تولید می‌شود، هنگام رسیدن به سفره، چند برابر گران‌تر شده است.