ارومیه- ایرنا- سیل، آرامش را از خانه‌های روستایی سلماس گرفت، چندین خانواده را داغدار کرد و رد اندوه بر چهره مردمان این دیار نشاند؛ اما در میان گل‌ولای و ویرانی، آنچه همچنان زنده ماند، روح همدلی، مسوولیت ‌پذیری و امید به عبور از روزهای سخت بود.

باران که شدت گرفت و سیلاب به روستاهای سلماس هجوم آورد، شاید کمتر کسی تصور می‌ کرد این حادثه طبیعی، چنین تلخ بر زندگی مردم چهار روستای این شهرستان سایه بیندازد.

خانه‌ هایی که تا ساعاتی پیش مامن آرامش خانواده ‌ها بودند، گرفتار آب و گل‌ولای شدند و خانواده‌هایی در اندوه از دست دادن عزیزانشان فرو رفتند.

سه جان ‌باخته، تنها یک عدد در گزارش‌های مدیریت بحران نیستند؛ سه زندگی‌اند، سه داغ سنگین و اندوهی که تا مدت‌ها بر دل خانواده‌ها و مردم منطقه باقی خواهد ماند.

در چنین لحظاتی، آنچه اهمیت پیدا می‌کند، فراتر از آمار خسارت‌ها و گزارش عملکرد دستگاه‌های خدمات رسان است؛ مردم حادثه‌ دیده می‌ خواهند بدانند در این روزهای دشوار تنها نیستند، صدایشان شنیده می‌ شود و برای بازگشت آرامش به زندگی‌شان، اراده‌ای جدی وجود دارد.

در میان خانه‌های آسیب ‌دیده و نگاه ‌های نگران، گاهی یک گفت‌ و گوی صمیمانه، یک دست بر شانه و یک آغوش همدلانه، معنایی فراتر از تشریفات اداری پیدا می‌کند؛ نشانه‌ای از اینکه رنج مردم دیده شده است.

اما اهمیت این حضور از آنجا اهمیت دارد که همدردی امروز، به پیگیری فردا پیوند خواهد خورد؛ زمانی که دستورات صادرشده به بازسازی خانه‌ها، جبران خسارت‌ها و بازگشت زندگی عادی به روستاها منجر خواهد شد.

از نخستین لحظات حادثه تا تداوم امدادرسانی

با وقوع سیلاب، نیروهای امدادی از همان ساعات اولیه به مناطق آسیب‌دیده اعزام شدند. نیروهای هلال‌احمر، عوامل مدیریت بحران و دیگر دستگاه‌ های خدمات‌ رسان در صحنه حضور یافتند تا در کنار عملیات نجات و امدادرسانی، روند رسیدگی به خسارت‌ها آغاز شود.

هرچند هیچ امدادرسانی نمی‌تواند اندوه از دست دادن عزیزان را جبران کند، اما حضور به‌موقع امدادگران، رسیدگی به نیازهای ضروری و پیگیری وضعیت آسیب‌دیدگان، نقشی اساسی در کاهش رنج مردم دارد.

در کنار این تلاش‌ها، حضور تشکل‌های مردمی، گروه‌های جهادی و بسیج برای کمک به پاک‌ سازی و لایروبی خانه‌های گرفتار گل‌ولای، جلوه دیگری از همبستگی اجتماعی است.

اینجا دیگر تفاوتی ندارد چه کسی مسوول است و چه کسی داوطلب؛ همه در برابر اندوه یک خانواده و رنج یک روستا، مسئولیتی انسانی احساس می‌کنند.

این همان سرمایه اجتماعی ارزشمندی است که در لحظات بحران خود را نشان می‌دهد و مقام عالی دولت در آذربایجان‌غربی بارها به آن تاکید کرده است؛ مردمی که حتی وقتی خود گرفتار مصیبت‌اند، دست یاری به سوی یکدیگر دراز می‌کنند.

سیل سلماس، روایتی تلخ از قدرت طبیعت و آسیب‌پذیری زندگی انسان‌ها است؛ اما در کنار این تلخی، روایت دیگری نیز جریان دارد؛ روایت امدادگرانی که به یاری شتافتند، مردمی که دست در دست هم گذاشتند و مسوولانی که باید تا بازگشت آرامش، پاسخ‌گوی نیازهای حادثه‌دیدگان بمانند.

آذربایجان، سرِ ایران است؛ استانی که مردمانش در سخت‌ترین روزها نیز دست یکدیگر را رها نمی‌کنند؛ و امروز، سلماس بیش از هر زمان دیگری به همین دست‌های همراه نیاز دارد؛ دست‌هایی که خانه‌ها را از گل‌ولای پاک کنند، زندگی را دوباره سامان دهند و امید را به دل‌های داغدار بازگردانند.