«طی یک سال گذشته، ایران با دو جنگ پرشدت ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و یک جنگ کم شدت نبرد هرمز مواجه گشت. اکنون در آستانه تشدید برنامه ریزی‌های آمریکا با هدف توسل احتمالی به سومین جنگ پرشدت علیه ایران، کشور بیش از هر زمان دیگری طی نیم قرن گذشته، بر سر دو راهی: یا «توافق – تسلیم» یا «مقاومت – جنگ» قرار گرفته است.»

امیرعلی ابوالفتح در روزنامه اطلاعات نوشت: «ایران در برابر آمریکا بر سر یک دو راهی سرنوشت ساز قرار گرفته است: یا «توافق ـ تسلیم» یا «مقاومت ـ جنگ».

سابقه این موضوع هم به حدود نیم قرن پیش باز می‌گردد؛ زمانی که ایرانی‌ها علیه نظام سیاسی مستقر مورد حمایت آمریکایی‌ها انقلاب کردند و از ادامه تبعیت از ایالات متحده سر پیچیدند. از همان زمان نیز ایالات متحده فشارهای خود بر ایران را آغاز کرد. ابتدا آمریکا تلاش کرد ایران را به انزوای سیاسی بکشاند؛ سپس به اعمال تحریم‌های اقتصادی متوسل شد و آنگاه از حمله رژیم بعثی عراق به ایران حمایت کرد و در جریان نبرد دریایی در خلیج فارس، هواپیمای مسافربری ایران را سرنگون و به چند سکوی نفتی ایران نیز حمله کرد. در ادامه، تحریم‌های ثانویه را به اجرا گذاشت تا انزوای اقتصادی ایران در نظام مالی جهانی را رقم بزند. سپس ماجرای برجام و خروج آمریکا از آن و اجرای سیاست فشار حداکثری از راه رسید و در ادامه، سردار سلیمانی در بغداد ترور شد.

این فشارها تا جایی ادامه یافت که طی یک سال گذشته، ایران با دو جنگ پرشدت ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و یک جنگ کم شدت نبرد هرمز مواجه گشت. اکنون در آستانه تشدید برنامه ریزی‌های آمریکا با هدف توسل احتمالی به سومین جنگ پرشدت علیه ایران، کشور بیش از هر زمان دیگری طی نیم قرن گذشته، بر سر دو راهی: یا «توافق – تسلیم» یا «مقاومت – جنگ» قرار گرفته است.

به عبارت دیگر، رویکرد بسیار تهاجمی دولت کنونی ایالات متحده چاره دیگری پیش روی ایران نگذاشته است که یا راه «توافق – تسلیم» را در پیش گیرد یا راه «مقاومت – جنگ».

از نظر رییس جمهوری کنونی آمریکا که اتفاقا با صراحت نظرش را در قبال ایران مطرح کرده است، هرگونه توافق ایران با ایالات متحده، دست کمی از تسلیم ندارد. خود ترامپ به صراحت گفته که ایرانی ها باید تسلیم بی‌قیدوشرط شوند و رخدادهای ونزوئلا، کنارگذاشتن مادورو و دستیابی آمریکا به ثروت عظیم نفتی ونزوئلا باید در ایران نیز تکرار شود.

البته آمریکایی‌ها در نهم اسفند ۱۴۰۴ تلاش کردند الگوی ونزوئلا را در ایران با ترور رهبر معظم انقلاب و جمعی از مقامات ارشد و فرماندهان نظامی رقم بزنند، اما برخلاف ونزوئلا، در ایران مقاومت جانانه در برابر تلاش آمریکا برای تسلط بر میهن شکل گرفت و ۴۰ روز جنگ بسیار شدید میان طرفین به وقوع پیوست. این ناکامی البته متاسفانه سبب نشده است که دولت ترامپ، گزینه جنگ با ایران را کنار بگذارد.

در حال حاضر اغلب برآوردهای نظامی و اطلاعاتی حکایت از آن دارد که ایالات متحده در تدارک حمله دیگری به ایران است که احتمالا از دو جنگ قبلی، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، شدیدتر خواهد بود. ترامپ در آخرین روز جنگ ۴۰ روزه تهدید کرد تمدن ایران را نابود خواهد کرد.

این تهدید به نابودی کامل ایران، البته عملیاتی نشد و اگر هم روزی رخ دهد، به نابودی تمدنی که در برابر حمله مقدونیه، اعراب، مغول ها، تیموری ها و استعمارگران اروپایی ایستادگی کرد، نخواهد انجامید. با این حال، دور از انتظار نخواهد بود که در دور بعدی جنگ تحمیلی آمریکا به همراه اسرائیل علیه ایران، زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی کشور به شدت آسیب ببیند و لطمات سنگینی به ایران وارد شود. تلاش برای ترسیم جنگ آخرالزمانی ائتلاف آمریکایی – اسرائیلی علیه ایران اکنون با این هدف صورت می‌گیرد که ایرانی‌ها را به انتخاب گزینه دیگر، یعنی توافق/تسلیم وادار نماید.

با این حال، گزینه بعدی می‌تواند به اندازه گزینه قبلی یعنی گزینه مقاومت/جنگ برای ایران پر هزینه باشد و چه بسا از آن هم مخاطره آمیزتر، زیرا همان گونه که برای تبعات جنگ، پایانی قابل تصور نیست و می‌تواند فراتر از هر انتظاری باشد، در مسیر توافق/تسلیم نیز پایانی دیده نمی‌شود. به عبارت دیگر مشخص نیست نقطه پایانی انتخاب توافق/تسلیم از سوی ایران چه خواهد بود؛ برچیده شدن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، یا فروپاشی نظام مستقر در ایران یا بروز جنگ داخلی در ایران یا تجزیه و نابودی سرزمینی ایران؟ بویژه این که تحلیل مناسبات ایران و آمریکا بدون در نظر گرفتن نقش آفرینی طرف سوم یعنی اسرائیل، امکان‌پذیر نیست.

همان گونه که اسرائیل دوشادوش آمریکا در جنگ با ایران مشارکت دارد و می‌تواند آتش جنگ آمریکا با ایران را شعله ورتر کند، در موضوع تسلیم نیز اسرائیل از طریق آمریکا قادر است شرایط وخیم‌تری را برای ایران رقم بزند.

از این رو، تصمیم گیری برای ایران به مراتب دشوارتر می‌شود. البته تاکنون و با گذشت قریب به ۵۰ سال، جمهوری اسلامی ایران همچنان برعدم توافق/تسلیم در برابر آمریکا اصرار ورزیده و برای این مقاومت، هزینه سنگینی از جمله اتفاقات تلخ و غمبار دو جنگ پرشدت و یک جنگ کم شدت با آمریکا و اسرائیل را پرداخت کرده است. با این حال، هنوز امید آمریکا و اسرائیل برای اجبار ایران به حرکت در مسیر توافق/تسلیم از بین نرفته است؛ به ویژه اینکه آمریکایی‌ها از چند ماه پیش، ابزار محاصره دریایی ایران و تلاش برای به صفر رساندن فروش نفت ایران را در پیش گرفته‌اند به این امید که فشارهای اقتصادی و اعتراضات اجتماعی ناشی از آن، جمهوری اسلامی را به تسلیم وادار نماید.

البته اگر این راهبرد طی هفته‌ها یا ماه‌های پیش رو به نتیجه دلخواه برای ترامپ و دولت آمریکا نیانجامد، چه بسا دوباره ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل علیه ایران به کار افتد و فجایع بزرگ‌تری را رقم

بزند. آنچه قابل ذکر است اینکه هر دو مسیر پیش روی ایران، تلخ و سمی است و انتخاب هر کدام از آن‌ها، تبعات درازمدتی برای کشور و نسل‌های آینده در پی خواهد داشت.

با این حال، چاره‌ای هم نیست که یکی از دو گزینه انتخاب شود؛ یا ادامه مقاومت که جنگی خانمانسوز را بر کشور تحمیل می‌کند یا پذیرش شروط متجاوز که می‌تواند آینده سیاسی را برای کشور رقم بزند.

اینکه کدام مسیر انتخاب شود، برعهده مسئولین ارشد کشور است تا با ارزیابی دقیق وضعیت جبهه خودی و جبهه دشمن، آن چیزی را برگزینند که منافع کلان یک ملت با تمدن همچون ایران در آن لحاظ شود و بتواند مام میهن را از یکی از دشوارترین گردنه‌های تاریخ چند قرن گذشته خود، به سلامت یا با کمترین هزینه، عبور دهد. تجربه اما نشان می‌دهد ایران می‌ تواند با مقاومت و دیپلماسی هوشمندانه، توطئه‌های دشمن را ناکام بگذارد.»