سیروس ابراهیمزاده با خاطره صدای ماندگار و بازیگری منحصربهفرد بدرقه شد؛ اما غیبت چهرهها پرسشبرانگیز بود.
مراسم بدرقه سیروس ابراهیمزاده، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، در خانه هنرمندان ایران برگزار شد؛ مراسمی آمیخته با خاطره، احترام و حسرت. حاضران از هنرمندی گفتند که صدایش بهیادماندنی بود، بازیگریاش امضای خودش را داشت و دلبستگیاش به ادبیات نمایشی، بخشی جداییناپذیر از هویت هنریاش بود. با این حال، در کنار همه این یادها و ستایشها، یک پرسش هم باقی ماند: چرا در وداع با هنرمندی در جایگاه او، خبری از برخی چهرههای شناختهشده سینما، تئاتر و تلویزیون نبود؟
ابراهیمزاده از آن دست هنرمندانی بود که نمیتوان کارنامهاش را تنها با فهرست نقشهای سینمایی و تلویزیونی سنجید. او بازیگری صاحبسبک بود که در کنار حضور مقابل دوربین و روی صحنه، در زمینه کارگردانی تئاتر و تلهتئاتر و ترجمه نمایشنامه نیز فعالیت داشت. همین پیوند میان بازیگری، ادبیات و شناخت عمیق از نمایش، او را به چهرهای متمایز در هنر ایران تبدیل میکرد؛ هنرمندی که نمونههای مشابهش چندان فراوان نیستند.
جای خالی غایبان در مراسم بدرقه
در مراسم تشییع پیکر سیروس ابراهیمزاده، شماری از مدیران فرهنگی و هنرمندان حضور داشتند؛ از مهدی شفیعی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، تا رضا بابک، مرضیه برومند، احترام برومند، همایون اسعدیان، علیرضا شجاعنوری، مهوش وقاری و دیگر چهرههای هنری. با این حال، حضور این جمع نمیتواند پرسش درباره غیبت برخی دیگر از نامآشنایان عرصه هنر را کنار بزند.
البته از غیبت افراد نمیتوان بهتنهایی درباره علت یا میزان احترامشان به یک هنرمند قضاوت کرد؛ اما وقتی پای بدرقه چهرهای با سابقه و جایگاه ابراهیمزاده در میان است، انتظار حضور گستردهتر همکاران و هنرمندانی که سالها در سینما، تئاتر و تلویزیون فعالیت کردهاند، انتظاری طبیعی است. این مراسم فرصتی بود تا نسلهای مختلف هنر ایران برای آخرین بار با هنرمندی وداع کنند که بخشی از عمرش را صرف اعتلای بازیگری و ادبیات نمایشی کرده بود.
اهمیت این نکته زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم ابراهیمزاده تنها یک بازیگر نبود. او به ادبیات نمایشی نزدیک بود و در ترجمه و کارگردانی نیز تجربه داشت؛ حوزههایی که بسیاری از هنرمندان تئاتر و بازیگران، مستقیم یا غیرمستقیم، از میراث و تجربه پیشکسوتان آن بهره بردهاند. دستکم از این منظر، بدرقه او میتوانست بهانهای برای تجدید دیدار با بخشی از تاریخ زنده هنرهای نمایشی ایران باشد.
هنرمندی که پشت نقشهایش، جهان دیگری داشت
مسعود فروتن که اجرای مراسم را برعهده داشت، با اشاره به صدای خاص و دوستی و همکاریاش با ابراهیمزاده، از او بهعنوان الگویی در رفتار، کار و هنر یاد کرد.
کورش سلیمانی، نماینده انجمن بازیگران سینمای ایران، نیز در سخنانی به دانش آکادمیک این هنرمند اشاره کرد و از همکاریهای متعدد او با چهرههایی چون علی حاتمی، داوود رشیدی، سیروس الوند، داوود میرباقری و مرضیه برومند گفت. ابراهیمزاده علاوه بر بازیگری، در کارگردانی تئاتر و تلهتئاتر و ترجمه نمایشنامه نیز کارنامهای قابلتوجه داشت.
امیرحسین چهلتن، نویسنده، از نخستین مواجهه خود با ابراهیمزاده در دهه 1350 و بازی او در نمایش «اختاپوس» یاد کرد. او توضیح داد که بهتدریج، وجه ادبی این هنرمند را بیشتر شناخت و دریافت که پشت چهره بازیگر، شخصیتی عمیقاً پیوندخورده با ادبیات حضور دارد؛ کسی که بیشتر گوش میکرد تا سخن بگوید.
ابوالحسن تهامینژاد، دوبلور، نیز در توصیف ابراهیمزاده از هنرمندی سخن گفت که میکوشید هنر را با ابعاد والای انسانی درهم بیامیزد. او بازیگری ابراهیمزاده را صاحبسبک، کارگردانیاش را مبتنی بر دانش و قلمش را برخوردار از شوخطبعی و احساس توصیف کرد.
رضا بابک هم با خواندن چند بیت شعر، یاد همکار و دوست قدیمیاش را گرامی داشت.
آخرین خواسته؛ بازگشت به خاک وطن
همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، در این مراسم از تلاش سازمان سینمایی، کنسولگری و اداره کل ارشاد آذربایجان برای انتقال پیکر ابراهیمزاده به ایران سخن گفت. او همچنین به اهمیت خاکسپاری هنرمندان در وطن و زندهماندن خاطراتشان در میان مردم اشاره کرد.
ناهید کبیری، همسر سیروس ابراهیمزاده، نیز با قدردانی از حاضران گفت که در برابر این همه محبت، واژهها برایش کم میآورند. او از علاقه همسرش به مردم ایران یاد کرد و گفت که ابراهیمزاده همواره باور داشت جایزهاش را از مردم وطنش میگیرد.
کبیری همچنین توضیح داد که یک جراحی ساده به مشکلی پیچیده تبدیل شد و فرصت سفر و زندگی را از همسرش گرفت. با این همه، او و پسرشان عادل به آخرین خواسته ابراهیمزاده وفادار ماندند و پیکر او را به ایران بازگرداندند. او در پایان با اندوه از دلتنگی برای صدای همسرش گفت؛ صدایی که برای بسیاری از مخاطبان نیز بخشی از خاطره سینما و تلویزیون ایران بود.
در پایان، پیکر سیروس ابراهیمزاده برای خاکسپاری در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) بدرقه شد؛ بدرقهای که در آن، خاطره یک عمر فعالیت هنری با حسرت فقدان او درآمیخته بود.
