بابل - ایرنا - در حالی مشکل پسماند شهرستان بابل در بدترین حالت ممکن خود قرار دارد و زباله های این خطه از شمال با هزینه ده ها میلیارد تومانی به استان های دیگر منتقل می شود که یکی از بزرگترین شهرستان های شمال کشور سالها در حسرت تفکیک زباله از مبداء قرار دارد.
به گزارش ایرنا، اجرای طرح تفکیک زباله از مبداء به عنوان نخستین حلقه از مدیریت پسماند محسوب می شود که نه تنها میزان زباله های تولیدی را کاهش می دهد بلکه آورده اقتصادی مطلوبی به همراه دارد.
طرح تفکیک زباله که از اواسط دهه ۹۰ خورشیدی در یک گستره وسیعی از شهر بابل آعاز شده بود دوامی چند ماهه داشت و بعد از گذشت ۱۵ سال هنوز در مرحله اما و اگرهای بی پایان قرار دارد.
در شرایط کنونی شهرستان بابل از جمله تنها ترین شهرستان در مازندران است که نه تنها مشکل زباله و شیرابه های منطقه انجیلسی در مسیر گره گشایی قرار نگرفت بلکه این گره کور به مرحله ای از بحران رسیده که خیابان های اصلی این شهرستان همانند جاده گنج افروز، بابلکنار به سوادکوه و فیروزکوه به همراه جاده ای دیگر شهرستان در مسیرهای چند گانه شهرستان در این روزها همزمان با هفته های پایانی سال مملو از زباله های است که وزش باد آنها را در گستره زیادی از دشت و باغ مرکبات در حال جابجایی است.
پس از تعطیلی سایت زباله انجیلسی بابلکنار که در قلب جنگلهای هیرکانی واقع شد و شیرابه های آن خسارت های سنگین زیست محیطی به همراه داشت با حکم قضایی این سایت بسته شد و در دو سال اخیر مکان جدیدی برای مدیریت پسماند یکی از بزرگترین شهرستان های شمال کشور انتخاب، معرفی نشد.
بعد از تعطیلی سایت زباله انجیلسی زباله های روستاهای این شهرستان جمع آوری نمی شود که این امر عاملی برای زباله پرانی در جنگل ها و رودخانه های این شهرستان شد.
در شرایط فعلی خیابان های اصلی شهرستان که در جنوب بابل واقع شد با توجه به ظرفیت های گردشگری موجود در جنوب بابل و اقامتگاه های که در سالهای اخیر راه اندازی شد از جمله پرترافیک ترین جاده ها در این خطه از شمال محسوب می شود که حجم انبوهی از زباله ها در حاشیه جاده ها زیبایی این مناطق را تحت تاثیر قرار داد.
پیش از این برای چند مرحله حجم زیادی از زباله ها در کوچه های شهر بابل رها شد و بوی تعفن همه جای شهر را پیچید که در هر مرحله از این بحران با ورود استاندار مازندران زباله ها به استان دیگر منتقل و این رویه همچنان در این شهرستان ادامه دار شد.
تا کنون جلسه های زیادی در شهر بابل و مرکز استان برای حل مشکل پسماند و معرفی یک مکان جدید برای مدیریت زباله ها تشکیل شد اما هیچ کدام از آنها برای حل این مشکل نتیجه بخش نبود.
داستان غم انگیز زباله بابل که در نزدیک به سه دهه گذشته همواره به عنوان یکی از چالش های مهم برای شهرستان مطرح بود به مرور زمان در روزهای اخیر به بحرانی ترین حالت خود رسیده و زباله ها از سطح این شهر جمع آوری نمی شود و به عبارتی این زباله ها سرگردان کوچه ها هستند.
جمعی از اهالی روستای انجیلسی بابل در ۹ اردیبهشت ماه سال گذشته با تجمع و نصب بنر در ورودی سایت زباله این منطقه، خواستار اجرای حکم قطعی دادگاه تجدید نظر مازندران مبنی بر جابهجایی سایت زباله انجیلسی به مکان دیگر شدند. اهالی روستای انجیلسی بابل که خواهان اجرای حکم قطعی دادگاه تجدید نظر استان مازندران مبنی بر جابجایی این سایت زباله شدند در ورودی این سایت تجمع و خواستار حل گره کوره ۲۵ ساله این سایت در قلب جنگلهای هیرکانی شده بودند.
روستای انجیلسی یکی از روستاهای بالا دست بخش بابلکنار در جنوب بابل است که اهالی این روستا بعد از ۲۷ سال پیگیری موفق شدند حکم قطعی جابجایی این سایت را از طریق مراجع قضایی در تاریخ پنج بهمن ۱۴۰۰ از شعبه ۲۵ دادگاه تجدید نظر استان دریافت کنند
بعد از قطعی شدن حکم سایت انجیلسی در جلسه شورای حفظ بیت المال شهرستان بابل که سه سال گذشته با حضور رییس کل وقت دادگستری مازندران تشکیل شد، تا ۱۵ اسفند سال ۱۴۰۲ برای حل این مشکل زمان تعیین شد، که بعد از گذشت نزدیک به ۲ ماه از این ضرب الاجل اهالی روستا خواستار اجرای حکم شدند.
نفوذ شیرابه ها در اراضی کشاورزی، مراتع چرای دام و شیوع بیماری ها مختلف سبب شد که اهالی منطقه دست از زادگاه خود بردارند و برای ادامه زندگی به مکان دیگری دست به کوچ اجباری بزنند. اهالی منطقه که در نزدیک به سه دهه گذشته تمام توان خود را برای حل این مشکل به کار بسته بودند موفق به حل مشکل نشدند، در نهایت با طرح شکایت در مراجع قضایی این خواسته را پیگیری کردند.
کار به پژوهش دانشگاهی رسید
دانشگاه علوم پزشکی بابل در خصوص اجرای طرح تفکیک زباله از مبداء پژوهش میدانی انجام داد و این موضوع را مورد واکاوی قرار داد یافته های این پژوهش نشان می دهد برای تشویق مردم به تفکیک زباله، تنها آگاهیرسانی کافی نیست و باید شرایط مناسب برای انجام این کار نیز فراهم شود.
با افزایش حجم زبالههای شهری، تفکیک پسماند از مبدأ میتواند به کاهش آلودگی محیطزیست، افزایش بازیافت و استفاده بهتر از منابع طبیعی کمک کند.
با این حال، مشارکت شهروندان در این زمینه به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله اینکه تا چه اندازه به انجام این کار تمایل دارند و آیا امکانات لازم برای اجرای طرح تفکیک زباله فراهم است.
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی بابل در مطالعهای با عنوان «بررسی عوامل پیشگوییکنندهٔ مؤثر بر رفتار تفکیک پسماند در شمال ایران «مطالعهای مبتنی بر تئوری رفتار برنامهریزیشده»، رفتار ۴۷۵ شهروند بابلی را طی سال های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ بررسی کردند.
اطلاعات این پژوهش از طریق پرسشنامه جمعآوری شد و دیدگاهها و شرایط مرتبط با تفکیک زباله در میان شهروندان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد افرادی که تمایل بیشتری به تفکیک زباله دارند و احساس میکنند امکانات و شرایط لازم برای این کار را در اختیار دارند، بیشتر به این رفتار روی میآورند. به بیان ساده، اگر فردی به اهمیت جداسازی زباله باور داشته باشد، اما برای مثال به مخازن مناسب دسترسی نداشته باشد یا نداند زبالههای تفکیکشده چگونه جمعآوری میشوند، ممکن است نتواند بهراحتی این کار را انجام دهد.
پژوهش همچنین نشان داد که نگرش مثبت افراد نسبت به تفکیک زباله و اعتماد آنها به مؤثر بودن برنامهها و اقدامات مدیریت پسماند، در تشویق به این رفتار نقش دارند.
بنابراین مردم زمانی انگیزه بیشتری برای همکاری خواهند داشت که نه تنها اهمیت این اقدام را درک کنند بلکه نتیجه آن را در بهبود وضعیت محیطزیست ببینند.
از سوی دیگر نتایج نشان داد که نظر خانواده، دوستان و دیگر افراد تأثیرگذار و همچنین احساس مسئولیت اخلاقی، بهتنهایی ارتباط مستقیمی با رفتار تفکیک زباله در نتایج نهایی این پژوهش نشان ندادند.
این موضوع به معنای بیاهمیت بودن این عوامل نیست، بلکه نشان میدهد در این مطالعه، تمایل فردی و فراهمبودن شرایط عملی برای تفکیک زباله نقش برجستهتری داشتند. در بررسی ویژگیهای شهروندان نیز مشخص شد که سطح تحصیلات با رفتار تفکیک پسماند ارتباط دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر، بیشتر به این رفتار گرایش نشان میدادند.
همچنین در بررسیهای اولیه، محل سکونت افراد در بخشهای مختلف شهر نیز با تفاوتهایی در رفتار تفکیک زباله همراه بود. بر اساس نتایج این پژوهش، عوامل بررسیشده توانستند بخش قابلتوجهی از تفاوت رفتار شهروندان را توضیح دهند با این حال، عوامل دیگری نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند. برای مثال، میزان دسترسی به امکانات، تأثیر اطرافیان، شرایط زندگی و احساس تعلق به محیطزیست میتوانند موضوع بررسیهای آینده باشند.
آموزش به همراه اقدام عملی
پژوهشگران بر این اساس تأکید دارند برای افزایش مشارکت مردم در تفکیک زباله، لازم است آموزشهای عمومی با اقدامات عملی همراه شود.
نصب مخازن مناسب در مکانهای قابلدسترس، جمعآوری منظم پسماندهای تفکیکشده، اطلاعرسانی درباره روش صحیح جداسازی زباله و اجرای برنامههای آموزشی در مکانهای عمومی مانند مساجد و بازارها، میتواند انجام این کار را برای شهروندان آسانتر کند.
این مطالعه محدودیتهایی نیز داشت؛ از جمله اینکه پژوهش فقط در شهر بابل انجام شد و شرکتکنندگان به روش انتخاب در دسترس بررسی شدند.
از سوی دیگر بر اساس پاسخهای خود افراد به پرسشنامه جمعآوری شد. بنابراین، نتایج را نمیتوان بدون بررسیهای بیشتر به همه شهرها و جمعیتها تعمیم داد و نمیتوان با قطعیت گفت که عوامل شناساییشده بهتنهایی علت رفتار تفکیک زباله هستند. این پژوهش در شماره تابستان سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵) فصلنامه «آموزش بهداشت و ارتقای سلامت» منتشر شده است. علاقهمندان برای مطالعه متن کامل مقاله میتوانند به نشانی زیر مراجعه کنند.
معضل پسماند سالهای طولانی است که گریبان مازندران سرسبز را گرفته و در برهههای مختلف سه دهه گذشته در برخی مناطق تبدیل به بحران چندوجهی شد. در این فرایند بیشترین آسیب به جنگلهای مازندران وارد شد. محل دپوی زبالهها در آمل، بابل، بابلسر، نوشهر، نور و بسیاری از شهرهای این استان از گلوگاه تا رامسر تهدیدی جدی برای عرصههای طبیعی محسوب میشوند.
هر چند قصه تلخ معضل زباله برای بومیان مازندران تکراری است و بسیاری از مازندرانیها درد و رنج و جانسختی آن در برابر راهحلهای متنوع را با گوشت و استخوانشان لمس کردهاند، ولی برای غیربومیان هم ناآشنا نیست. چون اگر حتی پیشینه یک بار سفر زمینی به مازندران را داشته باشند، بوی تعفن زبالههای انباشته در جایجای استان بدون تردید مشامشان را آزرده است.
بیراه نیست اگر گفته شود در مسیرهای منتهی به جنگل، دریا یا کوههای همه شهرستانهای مازندران میتوان نقاطی را یافت که بوی تعفن زباله احساس شود و محل دپوی زبالهها به چشم آید.
با این که طی سالهای اخیر گامهای مثبتی برای ساماندهی زباله در مازندران برداشته شد، اما به جز موارد معدودی از جمله بهرهبرداری از نیروگاه زبالهسوز نوشهر که آن هم البته با چالش و تعطیلی مواجه شد و کارخانه کمپوست تنکابن، بقیه طرحها به سرانجامی اثرگذار نرسیدند و فرآیند تخریب اراضی طبیعی همچنان ادامه دارد.
