به جای اینکه بپرسیم چند درصد زنان شاغلند، باید ببینیم زنان تا چه اندازه قدرت انتخاب و تصمیمگیری اقتصادی دارند یک زن ممکن است صبح زود از خانه بیرون برود، ساعتها کار کند، حقوق بگیرد و در تأمین هزینههای زندگی سهم داشته باشد، اما هنوز نتواند درباره نحوه هزینه کرد درآمد خود تصمیم بگیرد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، به جای اینکه بپرسیم چند درصد زنان شاغلند، باید ببینیم زنان تا چه اندازه قدرت انتخاب و تصمیمگیری اقتصادی دارند
یک زن ممکن است صبح زود از خانه بیرون برود، ساعتها کار کند، حقوق بگیرد و در تأمین هزینههای زندگی سهم داشته باشد، اما هنوز نتواند درباره نحوه هزینه کرد درآمد خود تصمیم بگیرد. زنی دیگر ممکن است شاغل نباشد اما در مدیریت مالی خانواده، خریدهای مهم، پسانداز و تصمیمهای اقتصادی، نقش اصلی را داشته باشد. همین تفاوت نشان میدهد که وقتی درباره اقتصاد زنان حرف میزنیم، نباید همهچیز را به یک سؤال محدود کنیم: چند درصد زنان شاغلند؟
پشت این سؤال، مسأله مهمتری وجود دارد؛ این که زنان تا چه اندازه قدرت انتخاب و تصمیمگیری اقتصادی دارند؟
زن در چرخه اقتصاد
عاملیت اقتصادی شاید در نگاه اول، مفهومی دانشگاهی و پیچیده به نظر برسد، اما در زندگی روزمره معنای سادهای دارد: این که فرد بتواند برای زندگی اقتصادی خودش تصمیم بگیرد، درآمد داشته باشد، بر منابعی که در اختیارش است کنترل داشته باشد و اگر خواست مسیر اقتصادی تازهای را انتخاب کند، امکان انجام آن را داشته باشد.
به همین دلیل، اشتغال اگرچه مهم است اما همه داستان نیست. داشتن شغل زمانی میتواند به استقلال اقتصادی کمک کند که شغل، درآمد مناسب، امنیت، بیمه و امکان پیشرفت داشته باشد. زنی که در مشاغل بیثبات و کمدرآمد گرفتار است و هر لحظه ممکن است کارش را از دست بدهد، لزوما از قدرت اقتصادی بیشتری برخوردار نشده است. بنابراین، در کنار آمار اشتغال زنان، باید درباره کیفیت این اشتغال هم حرف زد.
اما بخش دیگری از اقتصاد زنان اساسا دیده نمیشود. زنی که از کودک خود مراقبت میکند، از پدر و مادر سالمندش نگهداری میکند، کارهای خانه را انجام میدهد یا در کنار همسرش به اداره یک کسبوکار خانوادگی کمک میکند، ممکن است در آمارهای اقتصادی، شاغل محسوب نشود اما فعالیت او بدون تردید بخشی از چرخه اقتصاد است.
مشکل از جایی شروع میشود که این کارها وظیفهای طبیعی و بیهزینه تلقی میشوند. مراقبت از کودک زمان میخواهد، نگهداری از سالمند انرژی میگیرد و کارهای خانه هم ساعتهای زیادی از روز را مصرف میکنند. وقتی بیشتر این مسئولیتها بر دوش زنان باشد، طبیعی است که فرصت کمتری برای یادگیری، کار کردن، راهاندازی کسبوکار یا حتی استراحت داشته باشند.در چنین شرایطی، نمیتوان فقط به زنان گفت وارد بازار کار شوید. اگر قرار است زنان حضور بیشتری در اقتصاد داشته باشند، باید درباره این سؤال هم فکر کرد که چه کسی از کودک مراقبت میکند؟ چه کسی مسئول نگهداری از سالمند خانواده است؟ و اگر زن شاغل است، چرا مسئولیت خانه همچنان تقریبا به همان اندازه بر دوش او باقی میماند؟
قدرت و فرصت
عاملیت اقتصادی، در خانه هم خودش را نشان میدهد. این که چه کسی درباره خریدهای مهم تصمیم میگیرد، پول چگونه خرج میشود، پسانداز به چه شکلی انجام میشود، چه کسی درباره خرید یا فروش ملک تصمیم میگیرد و زن تا چه اندازه در این تصمیمها نقش دارد، همه بخشی از قدرت اقتصادی اوست.
حتی داشتن دارایی هم همیشه به معنای داشتن قدرت نیست. ممکن است زنی صاحب خانه یا حساب بانکی باشد، اما در عمل اختیار چندانی درباره استفاده از آن نداشته باشد یا خودش نخواهد مدیریت اقتصادی داشته باشد. به همین دلیل، باید میان داشتن منابع و توانایی تصمیمگیری درباره منابع تفاوت گذاشت.
دسترسی به پول و اعتبار نیز موضوع مهمی است. زنی که میخواهد یک کسبوکار کوچک راه بیندازد، به چیزی بیشتر از انگیزه و ایده نیاز دارد. سرمایه اولیه، وام، آموزش، دسترسی به بازار و شبکهای از افراد که بتواند از تجربه آنها استفاده کند، میتواند تفاوت میان یک ایده و یک کسبوکار واقعی باشد.
فناوری هم در این میان فرصتهای تازهای ایجاد کرده است. امروز یک زن میتواند از خانه محصولاتش را بفروشد، خدمات تخصصی ارائه دهد، آموزش بدهد یا برای مشتریانی در شهرهای دیگر کار کند. اقتصاد دیجیتال برای بسیاری از زنان، بهویژه کسانی که امکان حضور تماموقت در محیطهای کاری را ندارند، دریچه تازهای باز کرده است. البته این فرصتها هم همیشه امن و پایدار نیستند و نبود بیمه، درآمد ثابت و حمایت اجتماعی میتواند آنها را شکننده کند.
از طرف دیگر، نباید تصور کنیم که همه زنان با یک مسأله واحد روبهرو هستند. زنی که در یک کلانشهر زندگی میکند، با زنی که در یک منطقه روستایی یا کمبرخوردار زندگی میکند فرصتهای یکسانی ندارد. زن سرپرست خانوار، زن دارای معلولیت، زن جوانی که تازه میخواهد وارد بازار کار شود و زنی که سالها از فرزندانش مراقبت کرده و حالا میخواهد دوباره کار کند، هرکدام موانع متفاوتی دارند.
جایگاه واقعی زنان در اقتصاد
اگر قرار است از تقویت عاملیت اقتصادی زنان صحبت کنیم، باید از شعار فاصله بگیریم و به زندگی واقعی آنها نگاه کنیم. ایجاد فرصت شغلی مهم است، اما کافی نیست. زن باید بتواند درآمدش را مدیریت کند، به منابع مالی دسترسی داشته باشد، از امنیت شغلی برخوردار باشد، برای مراقبت از اعضای خانواده تنها نماند و اگر تصمیم گرفت مسیر تازهای را در زندگی اقتصادیاش انتخاب کند، موانع غیرضروری پیش پایش نباشد.
در نهایت، عاملیت اقتصادی یعنی زن فقط در اقتصاد حضور نداشته باشد، بلکه درباره زندگی اقتصادی خودش اختیار داشته باشد؛ این که بتواند بگوید چه کاری میخواهم انجام بدهم، درآمدم را چگونه خرج یا پسانداز کنم، برای آیندهام چه تصمیمی بگیرم و اگر شرایط تغییر کرد، چه مسیر دیگری را انتخاب کنم.
شاید به همین دلیل، بهتر باشد وقتی درباره اقتصاد زنان حرف میزنیم، فقط نپرسیم «چند زن شاغلند؟»؛ سؤال مهمتر این است که چند زن میتوانند درباره آینده اقتصادی خودشان تصمیم بگیرند؟ پاسخ به این سؤال، تصویر دقیقتری از جایگاه واقعی زنان در اقتصاد به ما میدهد.
