سفرهای دو روز اخیر را نمیتوان صرفاً یک تلاش دیپلماتیک معمولی دانست. این سفرها، آخرین حلقه از زنجیرهای هستند که میتواند بهانه و زمینه لازم برای آغاز عملیات نظامی را فراهم کند.
به گزارش خبرفوری، در حالی که کمتر از ۴۸ ساعت از حضور فرمانده ارتش پاکستان و هواپیمای قطری در تهران میگذرد، پایتخت ایران به کانونی برای آخرین تلاشهای دیپلماتیک پیش از آنچه تحلیلگران آن را «نقطه بیبازگشت» مینامند، تبدیل شده است. سفرهای پیاپی میانجیها به تهران در شرایطی انجام گرفته که همزمان با افزایش تهدیدهای نظامی، نشانههایی از یک «اتمام حجت» از سوی غرب و احتمال آغاز جنگ دیده میشود.
عاصم منیر در تهران؛ حامل پیام یا ضربالاجل؟
فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز سهشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ در رأس یک هیئت عالیرتبه وارد تهران شد. هدف اعلامشده از این سفر، گفتوگو درباره روابط دوجانبه، تحولات منطقه و «مذاکرات ایران و آمریکا» عنوان شده است. با این حال، برخی مدعی شدند که او و هیئت قطری حامل یک طرح و پیشنهاد مشخص برای تهران بودهاند: انتقال سود ۶ میلیارد دلاری از داراییهای مسدودشده ایران در دوحه، در ازای برخی پوئنهای مشخص هستهای از جانب تهران مانند انتقال اورانیوم و ... .
منیر در تهران با مسعود پزشکیان (رئیسجمهور)، محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و محسن رضایی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) دیدار کرد. اما پاسخ مقامات ایرانی در این دیدارها، برخلاف انتظار حاملان پیام، قاطع و نهایی بود. محسن رضایی صراحتاً اعلام کرد که «ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نمیشود» و قالیباف نیز تأکید کرد که آمریکا «جز با اجرای شروط هفتگانه» نمیتواند اعتماد ایران را جلب کند.
قطریها؛ میانجی یا ناظر؟
همزمان با سفر منیر، یک هواپیمای قطری نیز در فرودگاه تهران فرود آمد، اما کمتر از ۳۰ دقیقه بعد تهران را ترک کرد. خبرگزاری فارس از حضور «هیئت قطری» خبر داد، اما خبرگزاری تسنیم بلافاصله آن را تکذیب کرد و اعلام کرد که «هیچ هیئتی از قطر به ایران سفر نکرده است». این تناقض رسانهای، خود نشانهای از فضای مبهم و پرتنش حاکم بر دیپلماسی منطقه است. آنچه مسلم است، قطر در کنار پاکستان، دو کانال اصلی انتقال پیامهای واشنگتن به تهران در این مرحله حساس هستند.
افزایش تحرکات دیپلماتیک در روزهای پرالتهاب؛ جنگ نزدیک است؟
شدت گرفتن سفرهای دیپلماتیک به تهران در دو روز اخیر، بیسابقه نیست، اما زمینه آن نگرانکننده است. همزمان با این تحرکات، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز به تهران سفر کرده و چین نیز بر ضرورت ازسرگیری گفتوگوها تأکید کرده است. تحلیلگران معتقدند این حجم از فعالیت دیپلماتیک، بازتاب «نگرانی از بازگشت تقابل نظامی» است. به عبارت دیگر، میانجیها تلاش میکنند پیش از آنکه پنجره دیپلماسی کاملاً بسته شود، آخرین راهحلها را روی میز بگذارند.
اما آیا این سفرها نشانه شروع جنگ است؟ در پاسخ به این پرسش، باید گفت سفرهای دو روز اخیر را میتوان از دو منظر تفسیر و بیان کرد: از یک سو، این سفرها آخرین تلاش برای «جلوگیری از شعلهور شدن دوباره جنگ» توصیف میشوند. اما از سوی دیگر، ماهیت پیشنهاد ارائهشده و لحن طرف ایرانی، نشانههای یک «اتمام حجت» را آشکار میکند. غرب از طریق میانجیها، یک پیشنهاد ولو نامشخص، غیرعملی و مبهم را ارائه کرده است. رد قاطع این پیشنهاد از سوی تهران، به معنای بسته شدن آخرین کانالهای دیپلماتیک غیرمستقیم است. وقتی میانجیها با دست خالی تهران را ترک میکنند و همزمان تهدیدهای نظامی ادامه دارد، تفسیر منطقی این است که گزینه نظامی در آستانه اجرایی شدن قرار میگیرد.
بنابراین، سفرهای دو روز اخیر را نمیتوان صرفاً یک تلاش دیپلماتیک معمولی دانست. این سفرها، آخرین حلقه از زنجیرهای هستند که میتواند بهانه و زمینه لازم برای آغاز عملیات نظامی را فراهم کند.
