همشهری آنلاین - مریم شیرافکن : آیا آنقدر در تلاش برای تبدیل شدن به نسخه بهتری از خودتان هستید که فراموش کردهاید زندگی کنید؟
کتابهای خودیاری، پادکستهای موفقیت، عادتهای صبحگاهی و برنامههای بیپایان برای پیشرفت، قرار است زندگی را بهتر کنند؛ اما اگر همین تلاش برای بهتر شدن به وسواسی دائمی تبدیل شود، چه؟ گاهی آنقدر درگیر اصلاح ضعفها، افزایش بهرهوری و ساختن نسخه ایدهآل خودمان میشویم که لذت بردن از زندگی در زمان حال را فراموش میکنیم.
وقتی بهتر شدن به یک چرخه بیپایان تبدیل میشود
توماس اوپونگ، نویسنده حوزه روانشناسی و توسعه فردی، در مقالهای به جنبه تاریک خودسازی افراطی میپردازد؛ وضعیتی که در آن فرد دائماً به دنبال اصلاح خود است، اما هیچوقت احساس نمیکند به اندازه کافی خوب شده است.
در این چرخه، یک کتاب دیگر میخوانید، عادت تازهای به برنامه روزانهتان اضافه میکنید، ضعفهایتان را زیر ذرهبین میگذارید و به دنبال مشکل دیگری در شخصیت خود میگردید که باید برطرف شود.
حتی فعالیتهایی که ذاتاً مفیدند، ممکن است به بخشی از این وسواس تبدیل شوند. برای مثال، هنگام پیادهروی بهجای لذت بردن از مسیر، به پادکستی درباره افزایش بهرهوری گوش میدهید. ورزش میکنید، اما بهجای توجه به احساس بدنتان، مدام اعداد و شاخصها را بررسی میکنید. شبها درباره خوشبختی مطالعه میکنید، در حالی که نزدیکانتان بیش از هر چیز به حضور و توجه شما نیاز دارند.
مشکل لزوماً خود این فعالیتها نیست؛ مسئله زمانی آغاز میشود که هیچ لحظهای از زندگی، بدون تلاش برای بهتر شدن، کافی به نظر نمیرسد.
آیا واقعاً مشکلی دارید که باید مدام برطرفش کنید؟
خودسازی معمولاً از یک مشاهده منطقی شروع میشود. متوجه میشوید زود عصبانی میشوید، کارهایتان را به تعویق میاندازید، بیش از حد از تلفن همراه استفاده میکنید یا نمیتوانید تمرکز کنید. تصمیم میگیرید این عادتها را تغییر دهید و کیفیت زندگیتان را بهتر کنید.
اما این تلاش زمانی دردسرساز میشود که بهجای اصلاح یک رفتار مشخص، کل وجودتان را پروژهای ناتمام برای تعمیر و بازسازی بدانید.
در چنین شرایطی، هر موفقیت بهسرعت به نقطه شروع هدفی تازه تبدیل میشود و احساس رضایت همواره به آینده موکول میشود؛ آیندهای که قرار است در آن بالاخره بهاندازه کافی موفق، آرام، منظم یا خوشبخت باشید.
خودسازی زمانی به ضرر شما تمام میشود که بهجای کمک به زندگی کردن، به شرطی برای اجازه دادن به خودتان جهت زندگی کردن تبدیل شود.
زندگی را به فردای بهتر موکول نکنید
روانشناس کارل راجرز درباره زندگی خوب گفته است: «زندگی خوب یک فرایند است، نه یک وضعیت ثابت.»
این نگاه یادآوری میکند که رشد فردی قرار نیست به نقطهای نهایی برسد که پس از آن دیگر هیچ ضعف، نگرانی یا مشکلی نداشته باشید. انسان همیشه در حال تغییر است و هیچ نسخه کاملی وجود ندارد که یک روز برای همیشه به آن تبدیل شوید.
میتوانید برای منظمتر شدن تلاش کنید، بدون اینکه از خودتان انتظار بینقص بودن داشته باشید. میتوانید ورزش کنید، بدون اینکه هر جلسه را به آزمونی برای سنجش ارزش خودتان تبدیل کنید. میتوانید کتاب بخوانید، بدون اینکه هر صفحه الزاماً شما را به فردی موفقتر تبدیل کند.
گاهی هم لازم است فقط قدم بزنید، با دوستی حرف بزنید، بخندید یا ساعتی را بدون هدف و برنامه بگذرانید.
هزینه پنهان وسواس پیشرفت چیست؟
وقتی تمام توجه فرد به آینده و نسخه ایدهآل خودش معطوف میشود، ممکن است فرصتهای ساده اما ارزشمند زندگی را نادیده بگیرد: رابطههایی که به توجه نیاز دارند، لحظههایی که دیگر تکرار نمیشوند و تجربههایی که قرار نیست دستاوردی قابل اندازهگیری به همراه داشته باشند.
این به معنای کنار گذاشتن رشد فردی نیست؛ بلکه دعوتی است به بازنگری در هدف آن. قرار است خودسازی به شما کمک کند زندگی غنیتری داشته باشید، نه اینکه زندگی را به فهرستی بیپایان از وظایف و اصلاحات تبدیل کند.
شاید گاهی بهترین کاری که برای بهتر شدن میتوانید انجام دهید، این باشد که برای مدتی دست از بهتر کردن خودتان بردارید و ببینید در همین لحظه چه چیزی برای لذت بردن، دوست داشتن و زندگی کردن وجود دارد.
سؤال مهم این نیست که هر روز چقدر بهتر شدهاید؛ سؤال این است که در مسیر بهتر شدن، چقدر فرصت زندگی کردن داشتهاید.
منبع : medium.com
