تهران- ایرنا- کتاب «زندگی شهید آیتالله سیدحسن مدرس» روایتی از زندگی مردی منتشر شد که در برابر استبداد ایستاد و طلبه نترس تاریخ معاصر ایران بود.
به گزارش ایرنا از انتشارات روایت فتح، کتاب «زندگی شهید آیتالله سیدحسن مدرس» از مجموعه دوم زندگی علما، نوشته ابوالفضل عربزاده، اثری است که با روایتی داستانی، مخاطب را با فرازهایی از زندگی علمی، اجتماعی و سیاسی یکی از چهرههای اثرگذار تاریخ معاصر ایران همراه میکند.
آیتالله مدرس از روحانیون مبارزی بود که در کنار فعالیتهای علمی و دینی، در عرصه سیاست نیز حضوری فعال داشت و در برابر استبداد و زیادهخواهی صاحبان قدرت ایستادگی کرد. زندگی او، از سالهای تحصیل و تدریس در حوزههای علمیه تا حضور در مجلس شورای ملی و مخالفت با سیاستهای رضاشاه، سرگذشت مردی است که استقلال رأی و پایبندی به باورهایش را بر آسایش و مصلحتجویی ترجیح داد.
نویسنده تلاش میکند تا این مسیر پرفراز و نشیب را در قالب روایتی زنده و داستانی بازآفرینی کند. عربزاده که از طلاب حوزه علمیه تهران است، با ترسیم موقعیتها و بازنمایی برخی از لحظات حساس زندگی شهید مدرس، از سالهای کودکی و تحصیل او در اصفهان و نجف آغاز میکند و سپس به فعالیتهای اجتماعی و سیاسیاش در دوران مشروطه، حضور در مجلس، مقابله با نفوذ بیگانگان و ایستادگی در برابر قدرت حاکم میپردازد.
یکی از ویژگیهای روایت کتاب، توجه به ابعاد مختلف شخصیت مدرس است؛ شخصیتی که در کنار شجاعت و صراحت سیاسی، به سادهزیستی، قناعت، استقلال شخصی و پایبندی به وظایف دینی شناخته میشد. در این روایت، آیت الله مدرس تنها یک چهره تاریخی و سیاسی نیست، بلکه انسانی است که باورهایش در انتخابهای روزمره و تصمیمهای بزرگ زندگی او نمود پیدا میکند.
کتاب «زندگی شهید آیتالله سیدحسن مدرس» در ۱۰۴ صفحه توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است. علاقهمندان برای آشنایی بیشتر با آثار انتشارات روایت فتح میتوانند به پایگاه اطلاعرسانی این انتشارات مراجعه کنند.
نویسنده در مقدمه نوشت: «پیرمرد نحیف و طلبه نترس تاریخ معاصر ایران را چقدر میشناسید؟ منظورم سیدحسن مدرس است. وقتی این اسم را میخوانید یا میشنوید، چه واژههای دیگری در ذهنتان روشن و خاموش میشود؟ شما را نمیدانم؛ اما من وقتی که نام او را میبینم یا میشنوم کلماتی از این دست در ذهنم بالا و پایین میشود: رضاخان، مجلس شورای ملی، نماینده مجلس، مشروطه، تار یخ معاصر، کاشمر، نترسی، جنگ جهانی، مجتهد طراز، انگلیس و روسیه. زندگی سیدحسن نخی است که این کلمات درهم و بیشتر از اینها ِ را به هم میرساند، مرتبشان میکند، یکی میکند و از یک روحانی نترس در ذهنم تجسمی میسازد.
این کتاب همان نخ است که در آن، ابتدا به دیدار سیدحسن میرویم، بعد استاد مدرس، بعدتر آیتالله مدرس و آقای مدرس و بعدتر آیتالله مدرس و آقای مدرس و در آخر کتاب راهی کاشمر میشویم و مزار شهید مدرس را زیارت میکنیم و فاتحهای برای آن بزرگمرد میخوانیم. آنوقت با آنچه از زندگی این روحانی مجتهد مجاهد یاد گرفتیم، به شهر، خانه، اتاق، مدرسه، دانشگاه، مغازه و اداره خودمان برمیگردیم».
در این کتاب میخوانیم: آقا سیدعبدالباقی، بدان انگلیسیها روی مهرهای که ۲۰ سال دیگر در این مملکت حاکم خواهد شد، از هماکنون کار میکنند، ولی ما در مورد امروز خودمان هم نمیتوانیم تصمیم بگیریم. هر وقت ما آگاهی و هوشیاری پیدا کردیم و توانستیم متکی به غیر نباشیم، آن وقت میتوانیم مسائل مملکت خود را حل کنیم. از مسائل بزرگی که مردم ما گرفتار آن هستند و خارجیها آن را به ما تحمیل کردهاند، این است که اتکای ما به غیر است. همه چیز را باید از غیر بخواهیم: اسلحه، پوشاک، خوراک... همه چیز ما به غیر بستگی دارد. روزگاری که این مملکت متکی به خود بوده، موفق بوده است و هر وقت به خود اتکا پیدا کرد، آن روز، روز نجات مملکت است.»
