حوزه/ میدان جهاد و دفاع مقدس، دانشگاهی انسان‌ساز بود که رزمندگان را در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی به کمال می‌رساند. آنان نه‌تنها در ادای تکلیف و جانبازی در خط مقدم پیشگام بودند، بلکه سنگ صبور و مایه آرامش و وحدت همرزمان خویش می‌شدند. روایت‌هایی ناب از سیره شهید عبدالحسین همتیان، تابلویی زیبا از احساس مسئولیت، مهرورزی و نشاط مؤمنانه را به تصویر می‌کشد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، توکل راسخ به اراده الهی و اهتمام ویژه به سنت حسنه «اصلاح ذات‌البین»، دو شاخصه بارز در سلوک مؤمنانه رزمندگان دفاع مقدس به شمار می‌رود؛ روایتی دلنشین از زندگی شهید عبدالحسین همتیان نشان می‌دهد که چگونه اخلاص و پیگیری او موجب پایان اختلافات و تحکیم پیوند برادری در سنگر نبرد شد.

تکلیف گرایی:

توی کردستان خدمت می‌کرد. جایی که پُر از کومله بود. با دلخوری گفتم: از وقتی لباس می‌پوشی، دلشوره‌ام شروع میشه؛ اصلاً اگه یکی دو روز دیرتر بری چی میشه؟ پیشونی‌ام رو بوسید و گفت: نمیشه مادر، من سربازم! درسته اونجا امنیت نیست، اما باید همه‌چیز رو بخاطر اسلام به جون خرید؛ بعد هم تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمی‌افته.

آشتی:

از وقتی فهمید بین دو تا از دوستاش دعوا شده، به هر دری زد تا اونا رو با هم آشتی بده. می‌رفت پیش‌شون و می‌گفت: ناسلامتی شما با هم رفیقین، مثل برادر می‌مونین برای هم. بیا ازش بگذر! توی رفاقت این چیزها پیش می‌یاد... وقتی نتیجه نگرفت، شروع کرد پیش هر کدام از خوبی‌های اون یکی گفتن. اونقدر گفت که بینشون صلح و صفا برقرار کرد.

شوخی:

بچه‌ها بخاطر شهادت دوستان و شرایط سختی که بود، روحیه‌ی خوبی نداشتند. مراسم گرفته بودیم و دست به دعا شدیم. چراغها هم خاموش بود تا هر کسی بتونه ارتباط بهتری با خدا بگیره. نزدیک به آخرهای مراسم، عبدالحسین و دو تا از رفقای صمیمی‌اش بلند شدند و یه چیزی ریختند کف دست بچه‌ها. بچه‌ها هم به خیال اینکه گلاب‌ کفِ دستشون ریخته شده، می‌کشیدند به صورتشون. اما بعد از مراسم و روشن شدن چراغ‌های مسجد، همه با دیدن صورت‌های قرمز شده از دواگُلی لبخند به لب‌شون اومد، و برا لحظاتی غم از بچه‌ها دور شد.

منبع: نویدشاهد "بنیادشهید و امور ایثارگران"