سینماپرس: «مرتضی شعبانی» با بیان این مطلب که ساختارهایی که از گذشته وجود داشتهاند، با تغییر ماهیت جنگ، بخشی از کارکرد خود را از دست دادهاند؛ گفت: برخی مدیران ممکن است در چنین شرایطی بیش از هر چیز به اعتبار فکر کنند یا سازمان ها بر این تصور باشند که ابتدا باید طرحی ارائه شود، سپس به تصویب برسد و در نهایت، خروجی مشخصی از آن انتظار داشته باشند. در حالی که جنگ اساساً چنین شرایطی ندارد که مستندساز بخواهد طرحی را ارائه کند، منتظر تصویب آن بماند و سپس کار خود را آغاز کند.
«مرتضی شعبانی» مستندساز پیشکسوت انقلاب اسلامی در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از عملکرد نهادهای متولی سینمای جبهه انقلاب اسلامی در زمینه سیاست گذاری و تولید آثار مستند اظهار داشت: ما نسبت به گذشته، پیشرفت قابلتوجهی در حوزه مستندسازی داشتهایم و تعداد مستندسازان نیز به میزان چشمگیری افزایش یافته است. از نظر کیفی و کمی، مستندسازان عملکرد بهتری پیدا کردهاند و توانستهاند آثار بیشتری تولید کنند؛ اما اگر بخواهیم از منظر ساختاری به این موضوع نگاه کنیم، به اعتقاد من، با یک عقبگرد وحشتناک مواجه بودهایم. سازمانهایی که متولی فرهنگ و هنر و مسائل مرتبط با آن هستند، نهتنها نتوانستهاند همگام با مستندسازان پیشرفت کنند، بلکه حتی نتوانستهاند ساختارهای گذشته خود را نیز حفظ کنند.
وی افزود: برای مثال، در طول هشت سال دفاع مقدس، مجموعههای مختلفی در حوزه مستندسازی جنگ فعالیت میکردند؛ از جمله روایت فتح، گروه جنگ تلویزیون که بعدها به گروه حماسه و دفاع تبدیل شد، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و ستاد تبلیغات جنگ که گروه چهل شاهد را در اختیار داشت. مجموعههای متعددی با این کارکرد وجود داشتند که با وجود محدودیت امکانات و تجهیزات در مقایسه با امروز، فعالیت خود را بهخوبی انجام میدادند.
تهیه کننده مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» با بیان این مطلب که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، متأسفانه شرایط بهمراتب نامناسبتر بود و هیچیک از این سازمانها نتوانستند زمینه لازم را برای فعالیت مستندسازان فراهم کنند؛ تصریح نمود: به اعتقاد من، این مسئله ناشی از کوتاهی سازمانهای متولی بوده است. البته باید به این نکته نیز توجه کنیم که ماهیت جنگ امروز با جنگ هشتساله دفاع مقدس تفاوتهای اساسی دارد. در گذشته، با مرزهای مشخصی مواجه بودیم و خاکریزها و موقعیتهای معینی وجود داشت که محل درگیری بودند؛ اما امروز دیگر آن ساختار و کارکرد سابق وجود ندارد و گستره جنگ بسیار وسیعتر شده است. در گذشته، مشخص بود که در چه محدودهای از جغرافیای کشور باید جنگید، اما امروز تمام کشور به خط مقدم تبدیل شده است.
این مستندساز پیشکسوت با تأکید بر ضرورت بازتعریف سیاستهای نهادهای فرهنگی در حوزه تولید آثار دفاع مقدس، بیان کرد: این تفاوت اساسی ایجاب میکرد که ساختارهای متناسب با شرایط جدید شکل بگیرند؛ اما ما با چنین اتفاقی مواجه نشدیم. مستندسازان نمیدانستند باید برای دریافت مجوز به کدام سازمان مراجعه کنند و چه نهادی مسئول صدور مجوز برای حضور آنها در مناطق و مکانهای مختلف است. در نتیجه، بسیاری از مستندسازان شخصاً دوربین به دست گرفتند و فعالیت خود را آغاز کردند. برخی در این مسیر دستگیر شدند و برخی دیگر توانستند کارشان را ادامه دهند؛ اما در مجموع، در این مدت متولی مشخصی برای ساماندهی فعالیت آنها وجود نداشت.
کارگردان مستند «مثلث مرک» با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد و بازنگری در شیوه فعالیت نهادهای متولی سینمای مستند در دوران جنگ، اظهار داشت: ساختارهایی که از گذشته وجود داشتهاند، با تغییر ماهیت جنگ، بخشی از کارکرد خود را از دست دادهاند. برای مثال، در گذشته، مکانی مانند روایت فتح در تهران یا بسیاری از سازمانهای دیگر، لزوماً در معرض تهدید مستقیم دشمن قرار نداشتند؛ اما در جنگ اخیر شاهد بودیم که همین مکانها نیز شناسایی شدند و مورد حمله قرار گرفتند. وقتی تشکیلات خود را در یک مکان مشخص مستقر میکنید و آن مکان در معرض تهدید قرار میگیرد، طبیعی است که فعالیت آن مجموعه مختل شود. من میدانم که بسیاری از سازمانها هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه، به دلیل تهدیداتی که احساس میکردند متوجه آنهاست، فعالیت خود را تعطیل کردند.
وی افزود: وقتی سازمانی در اختیار ندارید، مکان مشخصی برای فعالیت وجود ندارد و تشکیلات شما نیز امکان ادامه کار ندارد، با مشکلات جدی مواجه میشوید. تأکید میکنم که این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا برای مواجهه با چنین شرایطی باید الگوی متفاوتی از فعالیت را طراحی کنیم. دیگر نمیتوان همه امکانات و نیروها را در یک مکان متمرکز کرد؛ بلکه باید به سمت ایجاد ساختارهای پراکنده، کوچکتر و چابکتر حرکت کنیم تا فعالیتها در شرایط بحرانی نیز ادامه پیدا کنند. اگر با آغاز جنگ، به دلیل احتمال حمله دشمن، فعالیت یک مجموعه را تعطیل کنیم، دیگر چگونه میتوانیم با مستندسازان ارتباط برقرار کنیم و از آنها پشتیبانی کنیم! این یکی از مشکلات اساسی ما در این حوزه بوده است.
شعبانی با بیان این مطلب که بخش دیگری از مسئله به رویکرد مدیران بازمیگردد؛ تصریح نمود: برخی مدیران ممکن است در چنین شرایطی بیش از هر چیز به اعتبار فکر کنند یا سازمان ها بر این تصور باشند که ابتدا باید طرحی ارائه شود، سپس به تصویب برسد و در نهایت، خروجی مشخصی از آن انتظار داشته باشند. در حالی که جنگ اساساً چنین شرایطی ندارد که مستندساز بخواهد طرحی را ارائه کند، منتظر تصویب آن بماند و سپس کار خود را آغاز کند.
وی یادآور شد: در شرایط جنگی، ساختار و نظام فکری سازمانها باید بهگونهای طراحی شود که انعطافپذیری لازم را داشته باشند. باید بتوانیم به افرادی اعتماد کنیم که تجربه فعالیت در میدانهای مختلف را دارند؛ افرادی که پیشتر در سوریه، لبنان یا جنگ هشتساله دفاع مقدس فعالیت کردهاند. در چنین شرایطی، باید بتوانیم این افراد را فرا بخوانیم، دوربین و امکانات لازم را در اختیارشان قرار دهیم و به آنها بگوییم که کارشان را انجام دهند. در این موقعیت، زمان مناسبی برای نظارتهای پیچیده و اینکه مو را از ماست بیرون بکشیم نیست؛ بلکه باید به تجربه و توانایی نیروهای متخصص اعتماد کرد.
کارگردان مستند «قرار روز شانزدهم» با اشاره به اولویت نداشتن مسائل مالی در حوزه مستند، بیان کرد: مستندسازان مقاومت و مستندسازان دفاع مقدس، در درجه نخست، با انگیزه و دغدغه فعالیت میکنند و اولویت اصلی آنها لزوماً مسائل مالی نیست. البته این به معنای بینیازی آنها از حمایت مالی نیست؛ زیرا برای انجام فعالیت حرفهای به امکانات نیاز دارند. مستندساز باید بتواند سفر کند، وسیله نقلیه اجاره کند، محلی برای اقامت داشته باشد و تجهیزات موردنیازش را تأمین کند.
«مرتضی شعبانی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر تصور کنیم که در شرایط جنگی ابتدا باید طرحی تصویب شود و بودجه مشخصی به مستندساز اختصاص پیدا کند تا او بتواند کارش را آغاز کند، به اعتقاد من، چنین رویکردی پاسخگو نخواهد بود. در این شرایط، شاید بتوان مبلغی را بهعنوان تنخواه در اختیار مستندساز قرار داد و با اعتماد به او، امکان فعالیت را فراهم کرد.
