توافق گازوئیلی آمریکا و روسیه هرچند حجم محدودی دارد و تأثیر آن بر قیمت جهانی گازوئیل احتمالاً ناچیز است، اما از نظر سیاسی و ژئوپلیتیک اهمیت فراوانی دارد و شکاف میان آمریکا و اروپا را عمیق‌تر می‌کند.

به گزارش مشرق، «شهرام شمالی» کارشناس مسائل بین‌الملل در یادداشتی نوشت: اکتبر ۲۰۲۶، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، در پی تماس تلفنی با «ولادیمیر پوتین» همتای روس خود اعلام کرد که دو کشور به توافقی برای عرضه گازوئیل روسیه به بازارهای آمریکا و جهانی دست یافته‌اند.

بر اساس این توافق، روسیه متعهد شد بلافاصله بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل عرضه کند، ۵۰۰ هزار تن دیگر در ماه نوامبر و یک میلیون تن پس از آن ارسال شود و در نهایت حجم کل به حدود ۴.۸ میلیون تن برسد. همزمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوز عمومی شماره ۱۳۵ را صادر کرد که بر اساس آن، تحریم‌های مربوط به فروش، تحویل، تخلیه و واردات گازوئیل روسی تا هفتم آوریل ۲۰۲۷ تعلیق می‌شود.

این توافق در شرایطی منعقد شد که قیمت گازوئیل در آمریکا به دلیل جنگ با ایران به رکورد تاریخی ۶.۵۰ دلار در هر گالن رسیده و نسبت به قبل از جنگ حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته بود. همچنین انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶ در پیش بود و جمهوری‌خواهان برای حفظ اکثریت شکننده خود در کنگره با فشار سیاسی شدیدی مواجه بودند.

اهداف آمریکا از توافق با روسیه

دولت ترامپ چند هدف راهبردی را از این توافق دنبال می‌کرد. نخست، مهار بحران قیمت سوخت در داخل آمریکا. قیمت گازوئیل در آمریکا از زمان آغاز جنگ با ایران در فوریه ۲۰۲۶ به شدت افزایش یافته بود و این مسئله به یکی از عوامل تهدیدکننده موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات تبدیل شده بود. ترامپ امیدوار بود عرضه گازوئیل روسی بتواند فشار قیمتی را کاهش دهد، هرچند تحلیل‌گران تردید داشتند که حجم عرضه‌شده برای تأثیرگذاری معنادار بر قیمت‌ها کافی باشد.

دوم، جداسازی مسئله اوکراین از روابط دوجانبه آمریکا و روسیه. مقامات آمریکایی به اوکراینی‌ها اعلام کردند که این توافق بخشی از تلاش برای کشاندن روسیه به میز مذاکره است. از منظر واشینگتن، ایجاد یک کانال اقتصادی با مسکو می‌توانست زمینه را برای پیشبرد مذاکرات صلح فراهم کند.

سوم، مقابله با پیامدهای تجاوز به ایران. بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران و حملات به خطوط لوله و تانکرها در خلیج فارس در واکنش به تحریم‌ها و حملات نظامی، عرضه جهانی گازوئیل را به شدت کاهش داده بود. صادرات گازوئیل کشورهای خلیج فارس از حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۶۷۰ هزار بشکه در سپتامبر ۲۰۲۶ کاهش یافته بود. در این شرایط، آمریکا به دنبال منبع جایگزین برای پر کردن این خلأ بود.

شکاف فراآتلانتیک در سایه توافق آمریکا و روسیه

دلایل مسکو برای پذیرش پیشنهاد آمریکا

مسکو نیز دلایل مهمی برای پذیرش این توافق داشت. نخست، حمله‌های پهپادی اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه تولید گازوئیل این کشور را به شدت کاهش داده بود. صادرات گازوئیل روسیه از حدود ۸۱۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴۰ هزار بشکه در روز در سپتامبر ۲۰۲۶ سقوط کرده بود. این کاهش تولید، همراه با ممنوعیت صادراتی که کرملین اعمال کرده بود، پالایشگاه‌ها را با مشکل انبار و ذخیره‌سازی مواجه کرده بود.

دوم، روسیه با مسئله فصلی مواجه بود: در حالی که ذخایر گازوئیل تابستانی مازاد داشت، نیاز به گازوئیل زمستانی مقاوم در برابر سرما داشت. پالایشگاه‌های آسیب‌دیده قادر به تغییر سریع تولید نبودند. بنابراین صادرات گازوئیل تابستانی به آمریکا، هم فضای ذخیره‌سازی را آزاد می‌کرد و هم درآمد ارزی.

سوم، این توافق به روسیه امکان می‌داد انزوای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها را تا حدی بشکند و فضای سیاسی جدیدی در روابط با واشینگتن ایجاد کند. کیریل دیمیتریف، فرستاده ویژه پوتین، با اشاره به اینکه اروپا از سال ۲۰۲۲ حدود ۳۲۰.۷ میلیارد دلار انرژی روسی خریداری کرده، انتقادات اروپایی‌ها از این توافق را «ریاکارانه» خواند.

تضاد توافق با روسیه با قانون کنگره

توافق گازوئیل مستقیماً با قانون «پایان واردات نفت روسیه» مصوب ۲۰۲۲ در کنگره آمریکا در تضاد است. این قانون که با رأی ۴۱۳ به ۹ در مجلس نمایندگان و اجماع در سنا تصویب شده بود، واردات تمام محصولات انرژی روسیه از جمله گازوئیل را ممنوع کرده بود. این قانون فقط در صورتی اجازه لغو ممنوعیت را می‌دهد که رئیس‌جمهور تأیید کند روسیه نیروهای خود را از اوکراین خارج کرده، تهدید نظامی علیه ناتو ندارد و حق مردم اوکراین برای انتخاب آزادانه دولت خود را به رسمیت شناخته است. شرایطی که هیچ‌کدام محقق نشده است.

گروهی متشکل از سناتورهای دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات با انتقاد شدید از این توافق خواستار لغو فوری آن شدند و هشدار دادند که این اقدام با قانون آمریکا مغایرت دارد و به تأمین مالی جنگ روسیه علیه اوکراین کمک می‌کند. سناتور تام تیلیس، جمهوری‌خواه، گفت که «دلایل موجهی برای عدم پیروی رئیس‌جمهور از قانون وجود دارد» و هشدار داد که این توافق با توجه به روابط کرملین با تهران، امنیت آمریکا را به خطر می‌اندازد.

شکاف فراآتلانتیک در سایه توافق آمریکا و روسیه

این توافق چه تاثیراتی دارد؟

تأثیر عملی این توافق بر جنگ اوکراین چندوجهی است. از یک سو، حمله‌های اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه یکی از مؤثرترین ابزارهای کی‌یف برای کاهش توان اقتصادی مسکو بود. ترامپ صریحاً از زلنسکی خواست که حملات به زیرساخت‌های انرژی روسیه را متوقف کند و او را مسئول افزایش قیمت گازوئیل معرفی کرد. این موضع‌گیری، اهرم فشار اوکراین را تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، درآمدهای حاصل از صادرات گازوئیل، توان مالی روسیه برای ادامه جنگ را تقویت می‌کند. برآوردها نشان می‌دهد روسیه ممکن است از این توافق حدود ۴ میلیارد دلار درآمد کسب کند.

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، عامل اصلی بحران جهانی گازوئیل است. ایران با بستن تنگه هرمز ، عرضه گازوئیل از خلیج فارس را به شدت مختل کرده بود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ایران را «بزرگ‌ترین بازنده» توافق گازوئیل خواند و مدعی شد که تلاش‌های تهران برای ایجاد گلوگاه در تنگه هرمز و افزایش قیمت گازوئیل ناکام مانده است.

ایران چه می‌گوید؟

از منظر ایران، این توافق پیام‌های متناقضی دارد. از یک سو، ایران و روسیه در سال‌های اخیر همکاری‌های راهبردی گسترده‌ای در زمینه انرژی و نظامی داشته‌اند و برخی سناتورهای آمریکایی هشدار داده‌اند که مسکو ممکن است از درآمدهای گازوئیل برای کمک به تلاش جنگی ایران استفاده کند. از سوی دیگر، «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت خارجه ایران، با لحنی محتاطانه گفت: «هر کشوری می‌تواند بر اساس منافع خود تصمیم بگیرد» و افزود: «جالب اینجاست که اگر تنگه هرمز واقعاً باز بود، آیا آمریکا به روسیه روی می‌آورد و درخواست کمک می‌کرد؟

شکاف فراآتلانتیک در سایه توافق آمریکا و روسیه

برندگان و بازندگان

بنابراین می توان گفت که روسیه بزرگ‌ترین برنده این توافق است. مسکو نه تنها درآمد ارزی قابل توجهی کسب می‌کند، بلکه موفق شده دیوار تحریم‌های غربی را تا حدی بشکند و مشروعیت بین‌المللی خود را تقویت کند. شرکت‌های نفتی روسیه که از ممنوعیت صادرات گازوئیل متضرر شده بودند، از این توافق سود می‌برند. همچنین، ترامپ می‌تواند این توافق را به عنوان یک دستاورد سیاسی قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای معرفی کند، هرچند تأثیر واقعی آن بر قیمت‌ها مورد تردید است.

و البته اوکراین بزرگ‌ترین بازنده است، زیرا اهرم اصلی خود یعنی حمله به پالایشگاه‌های روسیه را از دست می‌دهد و درآمدهای نفتی روسیه به تأمین مالی جنگ علیه خودش کمک می‌کند. اتحادیه اروپا نیز بازنده دیگر است، چون وحدت فرا آتلانتیک در قبال روسیه دچار شکاف شده و تلاش‌های اروپا برای اعمال فشار حداکثری بر مسکو تضعیف می‌شود.

توافق گازوئیل آمریکا و روسیه را می‌توان نمونه‌ای کلاسیک از «واقع‌گرایی» در سیاست خارجی دانست، جایی که ملاحظات اقتصادی و انتخاباتی بر اصول اعلام‌شده تحریمی غلبه می‌کند. این توافق، هرچند حجم محدودی دارد و تأثیر آن بر قیمت جهانی گازوئیل احتمالاً ناچیز است، اما از نظر سیاسی و ژئوپلیتیک اهمیت فراوانی دارد. این توافق شکاف میان آمریکا و اروپا را عمیق‌تر می‌کند، موقعیت روسیه را در معادلات انرژی جهانی تقویت و اوکراین را در موضع ضعیف‌تری قرار می‌دهد. در سطح جهانی نیز، این توافق نشان می‌دهد که جنگ‌های همزمان در اوکراین و خاورمیانه، ساختار تحریم‌های بین‌المللی را تحت فشار قرار داده و کشورها را به سمت راه‌حل‌های عمل‌گرایانه و حتی متناقض سوق می‌دهد.