نقد کامل Spider-Man: Brand New Day؛ از بحران هویت پیتر پارکر و اکشن خیره‌کننده تا جین گری و پانیشر. چرا این فیلم نقطه اوج اسپایدرمن مارول است؟

دنیای سینمایی مارول طی سال‌های اخیر روزهای پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته است. پس از ناامیدی‌های پی‌درپی در گیشه و روایت که با فیلم‌هایی چون کاپیتان آمریکا: دنیای جدید شجاع، Thunderbolts و چهار شگفت‌انگیز: نخستین گام‌ها به اوج خود رسید، استودیو مارول این‌بار قوی‌ترین برگ برنده‌اش را رو کرده است: مرد عنکبوتی. پنج سال پس از آن‌که Spider-Man: No Way Home پرده‌های سینما را درنوردید و به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ بدل شد، Spider-Man: Brand New Day از راه رسیده تا هم نوید شروعی تازه بدهد و هم ثابت کند مارول هنوز می‌تواند یک فیلم ابرقهرمانی درجه‌یک و انسانی بسازد. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، نه‌تنها تأییدی بر کیفیت بالای این فیلم، که کاوشی در چرایی تبدیل شدن آن به بهترین ماجراجویی سینمایی مرد عنکبوتی از دوران تام هالند است.

مارول بعد از ناامیدی‌ها، برگ برنده‌اش را رو کرد

۴ دلیلی که Spider man Brand New Day را بهترین ماجراجویی مرد عنکبوتی تام هالند می‌کند

برای درک جایگاه Spider-Man: Brand New Day کافی است به پایان No Way Home بازگردیم. در آن فیلم، پیتر پارکر برای نجات جهان هستی، فداکاری بی‌سابقه‌ای کرد و اجازه داد طلسم دکتر استرنج تمام خاطرات مرتبط با مرد عنکبوتی را از ذهن جهانیان پاک کند. نتیجه هولناک این تصمیم آن بود که دیگر هیچ‌کس، حتی ام‌جی و ند، به یاد نمی‌آورد پیتر پارکر کیست. این نقطه صفر عاطفی، بستری بی‌نظیر برای روایت Brand New Day فراهم کرد؛ فیلمی که به‌جای فراموش کردن این ضربه روحی، تمام هستی داستانی خود را روی شانه‌های همین تنهایی ویرانگر بنا می‌کند. پیتر پارکرِ تام هالند اکنون یک قهرمان گمنام محله است، یک «مرد عنکبوتی همسایه‌محور» که شبانه‌روز خود را وقف محافظت از نیویورک می‌کند، اما در اعماق وجودش با پرسشی دردناک دست‌وپنجه نرم می‌کند: آیا او هنوز هم یک انسان است، یا فقط یک نقاب؟

نکته حائز اهمیت این است که فیلم، برخلاف بسیاری از دنباله‌های ابرقهرمانی، به‌جای گسترش بی‌رویه جهان داستانی، مسیر عمق را در پیش گرفته است. برای نخستین بار در دهه اخیر، پیتر پارکر از نیویورک خارج نمی‌شود و مجبور است بدون هیچ مربی و راهنمایی، با مشکلاتش روبه‌رو شود. مرد عنکبوتی رسماً از سایه مرد آهنی و جانشینانش خارج شده و زندگی بزرگسالی خود را آغاز کرده است. این تصمیم جسورانه، آن هم پس از موفقیت خیره‌کننده No Way Home که فیلمی پرهیاهو، پر از شخصیت و مملو از زلزله‌های چندجهانی بود، نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس تازه‌ای در استودیو مارول است.

در پشت صحنه نیز Brand New Day نماد یک تحول اساسی به شمار می‌رود. پس از سه‌گانه جان واتس که با وجود موفقیت تجاری، از نظر بصری و اجرایی بارها مورد انتقاد قرار گرفت، مارول این‌بار سراغ دستین دانیل کرتن رفته است؛ فیلم‌سازی که با شانگ‌چی و افسانه ده حلقه نشان داد می‌تواند صحنه‌های اکشن نفس‌گیر را با عمق عاطفی تلفیق کند. اما نبوغ کرتن در این نبود که صرفاً یک کارگردان اکشن است، بلکه در این بود که از فیلم مستقل تحسین‌شده‌اش Short Term 12 درس‌های بزرگی درباره شخصیت‌پردازی و صمیمیت به این پروژه عظیم آورد. نتیجه فیلمی است که هم در مقیاس احساسی و هم در پرداخت بصری، چندین پله بالاتر از سه فیلم پیشین قرار می‌گیرد و ثابت می‌کند که مارول بالاخره به حرف منتقدان گوش داده است: یعنی جهان‌سازی کمتر و شخصیت‌سازی بیشتر.

نکته دیگری که Brand New Day را متمایز می‌کند، زمینه‌چینی دقیق آن برای آینده است. این فیلم، نخستین گام رسمی ورود مردان ایکس به دنیای سینمایی مارول را رقم می‌زند؛ آن هم نه با یک حضور افتخاری کوتاه، بلکه با معرفی یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های تاریخ کمیک‌های مارول. این انتخاب هوشمندانه نشان می‌دهد که مارول قصد دارد پس از سال‌ها سرگردانی، بالاخره روایتی منسجم و هدفمند را برای فاز بعدی خود بنا کند. همچنین فیلم با فروش جهانی بیش از ۲ میلیارد دلار، ثابت کرد که حتی در دوران افول ژانر ابرقهرمانی، مرد عنکبوتی همچنان یک پدیده فرهنگی بی‌رقیب است.

دلیل ۱: بحران هویت و بلوغ اجباری پیتر پارکر

تام هالند در نقش پیتر پارکر در فیلم Spider man Brand New Day

نخستین و مهم‌ترین دلیلی که Brand New Day را به اثری متمایز در کارنامه مارول تبدیل کرده، نگاه بی‌سابقه‌اش به روان‌شناسی یک قهرمان فرسوده است. برخلاف سه‌گانه واتس که پیتر پارکر را در حال فرار از مشکلات نوجوانی، هیجان حضور در کنار انتقام‌جویان و شوخی‌های دقیقه‌نودی نشان می‌داد، این‌جا با مرد جوانی طرف هستیم که از هستی اجتماعی تهی شده است. به‌قول یکی از منتقدان آن‌سوی آب، «او مردی است که در هویت مرد عنکبوتی به دام افتاده». پیتر دیگر تلاش نمی‌کند میان دو زندگی تعادل برقرار کند، چون اصولاً زندگی‌ای خارج از نقاب برایش باقی نمانده است. آپارتمان کوچک و محقرش در منهتن، به‌خوبی نماد این فروکاسته شدن هویت است: هیچ عکسی از عزیزان، هیچ یادگاری از گذشته، تنها یک لباس قرمز و آبی که هر شب پاره‌پاره به خانه برمی‌گردد.

فیلم به‌طرز درخشانی این انزوا را نه از طریق دیالوگ‌های طولانی، که با زبان بدن تام هالند روایت می‌کند. هالند که اکنون ده سال از اولین حضورش در نقش مرد عنکبوتی می‌گذرد و خود به مردی ۳۰ ساله تبدیل شده، راه رفتن، مشت زدن و حتی سکوت‌هایش را نسبت به فیلم‌های پیشین به‌کلی تغییر داده است. این تنها یک جهش فیزیکی نیست، بلکه یک بلوغ تفسیری است که در کمتر فیلم ابرقهرمانی‌ای شاهدش بوده‌ایم. شانه‌هایش سنگین‌تر، نگاهش خسته‌تر و شوخ‌طبعی‌اش تلخ‌تر شده است. وقتی قدرت‌های عنکبوتی‌اش ناگهان از کنترل خارج می‌شوند و تارها بی‌هدف شلیک می‌شوند یا چسبندگی انگشتانش وارونه عمل می‌کند، خیلی زود می‌فهمیم که این نوسان، تجلی فیزیکی اضطراب و خشم فروخورده‌ای است که او حتی از اعتراف به آن عاجز است.

۴ دلیلی که Spider man Brand New Day را بهترین ماجراجویی مرد عنکبوتی تام هالند می‌کند

فیلم در چند سکانس بی‌کلام، قلب تماشاگر را می‌فشارد. پیتر گمنام در گوشه‌ای نشسته و از دور ام‌جی و ند را می‌بیند که در یک کافه مشغول خندیدن هستند، بی‌آن‌که کوچک‌ترین تصوری از غریبه درون نقاب داشته باشند. این صحنه‌ها که با موسیقی غمگین و مینیمال مایکل جیاکینو همراه شده، بدون ذره‌ای احساسات‌گرایی اغراق‌آمیز، عمق تنهایی او را به تصویر می‌کشند. در واقع، این فیلم به ما نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین نقطه قوت مارول، نه نبردهای فضایی، که همین لحظات کوچک انسانی است.

بحران هویت پیتر در Brand New Day چندلایه است. در لایه نخست، او با پرسش «آیا من هنوز پیتر پارکر هستم یا فقط مرد عنکبوتی؟» دست‌وپنجه نرم می‌کند. در لایه دوم، او مجبور است هویت خود را حتی از همکاران ابرقهرمانش پنهان کند (در یکی از طنزآمیزترین و در عین حال تأثیرگذارترین صحنه‌های فیلم، او در حمام با یلنا بلوا روبه‌رو می‌شود و در حالی که فقط ماسک و شورت به تن دارد، از افشای هویت خود امتناع می‌کند). این وسواس افراطی در پنهان‌کاری، خود نشانه‌ای از آسیب روانی عمیق اوست. در لایه سوم، رابطه او با کارآگاه جین دِوولف، شخصیتی که ریشه در کمیک‌های کلاسیک دارد، جایگزین رابطه او با عمه می شده است. این دو شخصیت به‌جای رابطه مرید و مراد، رابطه‌ای مبتنی بر احترام متقابل و همکاری برابر دارند و همین امر نشان‌دهنده بلوغ اخلاقی و شخصیتی پیتر است. او دیگر به دنبال تأیید یک مرجع قدرت نیست؛ خودش به یک مرجع اخلاقی تبدیل شده است.

اما در بحبوحه این فروپاشی، پیتر به سراغ بروس بنر می‌رود. گفت‌وگوی آن‌ها یکی از عمیق‌ترین لحظات کل فیلم است. بنر، که خود سال‌ها با هیولای درونش جنگیده و تعادل شکننده‌ای میان انسان و غول سبز برقرار کرده، از پیتر می‌پرسد: «وقتی تمام روابطی که انسانیتت را تعریف می‌کردند ناپدید شوند، چه چیزی از تو باقی می‌ماند؟» این سؤال، هسته مرکزی فیلم را شکل می‌دهد. پاسخ پیتر اما در طول فیلم و با کمک دیگران داده می‌شود: فرانک کسل (پانیشر) به او بهای تنهایی و انتقام را نشان می‌دهد، یلنا بلوا از سوگ و کنار آمدن با آن می‌گوید، و در نهایت، خاطره عمه می به او یادآوری می‌کند که «با قدرت بزرگ، مسئولیت بزرگ می‌آید». این‌بار این جمله نه یک شعار، که یک فرمان اخلاقی است برای محافظت از کسانی که حتی به یاد نمی‌آورند چقدر برایش عزیز بوده‌اند. این همان مرد عنکبوتی‌ای است که سال‌ها انتظارش را می‌کشیدیم: یک ابرقهرمان که پیش از آن‌که یک انتقام‌جو باشد، یک ابرانسان است؛ انسانی که مهربانی را حتی در برابر کسانی که او را نمی‌شناسند از یاد نمی‌برد.

دلیل ۲: بهترین صحنه‌های اکشن تاریخ مرد عنکبوتی در مارول

۴ دلیلی که Spider man Brand New Day را بهترین ماجراجویی مرد عنکبوتی تام هالند می‌کند

اگر ضعف بزرگ سه‌گانه جان واتس را در اجرا و زیبایی‌شناسی بدانیم، Brand New Day نقطه مقابل کامل آن است. مارول در سال‌های گذشته اغلب به سراغ فیلم‌سازان جوان و مستعد سینمای مستقل می‌رفت، بی‌آن‌که زمان و ابزار کافی برای مدیریت پروژه‌ای در این ابعاد به آن‌ها بدهد. نتیجه فیلم‌هایی بود که به‌رغم داشتن لحظاتی درخشان، از نظر نورپردازی، رنگ‌آمیزی و طراحی صحنه‌های اکشن به‌شدت بی‌روح و استانداردشده به نظر می‌رسیدند. واتس، با آن‌که در هدایت بازیگران جوان توانا بود، هرگز نتوانست حس پرواز، سرعت و خطر را در سکانس‌های تاب‌خوردن مرد عنکبوتی میان آسمان‌خراش‌ها به شکل ناب به تصویر بکشد.

دستین دانیل کرتن اما راه‌حل را در همکاری با تیم اکشن کارکشته‌ای یافت؛ همان گروهی که پیش‌تر صحنه‌های رزمی نفس‌گیر شانگ‌چی را طراحی کرده بودند. نتیجه چیزی است که به‌جرئت می‌توان آن را بهترین سکانس‌های اکشن در کل تاریخ سینمایی مرد عنکبوتی مارول نامید. این ادعایی بزرگ است، اما کافی است سکانس نبرد با گروه نینجای «دست» (The Hand) را ببینید. در این صحنه، هر مشت و هر تاب خوردن دلیلی روایی دارد؛ دوربین مانند یک رقص‌پرداز ماهر، میان ضربات و جهش‌های پیتر جریان پیدا می‌کند و جغرافیای فضا، وزن بدن و منطق فیزیکی حرکت را با وضوحی خیره‌کننده به تصویر می‌کشد. این صحنه چنان بی‌نقص از کار درآمده که منتقدان غربی آن را با واژه «chef’s kiss» توصیف کرده‌اند.

کرتن برای طراحی صحنه‌های اکشن، از همکاری پنی جانگ (طراح صحنه‌های مبارزه «اسکات پیلگریم») بهره برده است. این تیم ترجیح می‌دهد به‌جای تکیه بر جلوه‌های بصری، از بدلکاری‌های واقعی و جلوه‌های عملی استفاده کنند. نتیجه، اکشنی است که وزن و فیزیک واقعی دارد و تماشاگر می‌تواند ضربات را «حس» کند. یکی از خلاقانه‌ترین صحنه‌های فیلم، تعقیب‌وگریز پیتر با هالک خشمگین است. در این سکانس، دوربین همراه با پیتر روی دیوارها و سقف می‌چرخد و تماشاگر را دچار سرگیجه‌ای لذت‌بخش می‌کند. اما نکته درخشان‌تر، استفاده از لنز واید و رنگ‌های اشباع‌شده هنگام حمله‌های عصبی پیتر است. وقتی قدرت‌های او از کنترل خارج می‌شوند، تماشاگر ناگهان «بیش از حد» می‌بیند و احساس می‌کند، دقیقاً همان تجربه‌ای که پیتر در آن لحظات دارد. این همدلی حسی میان قهرمان و تماشاگر، در فیلم‌های ابرقهرمانی به‌ندرت اتفاق می‌افتد.

صحنه اکشن مرد عنکبوتی در نیویورک در فیلم Brand New Day

یکی از نکات کلیدی در موفقیت بصری فیلم، الهام‌گیری هوشمندانه از بازی‌های تحسین‌شده Spider-Man استودیو اینسامنیاک است. حس سرعت، نحوه ترکیب ضربات مشت با پرتاب تار، قاب‌بندی‌های عمودی آسمان‌خراش‌ها، و حتی نحوه فرود آمدن پیتر روی لبه‌های ساختمان‌ها، همگی برای طرفداران این بازی‌ها آشنا و در عین حال سینمایی‌تر از همیشه هستند. تیم تولید برای رسیدن به این حس، به‌جای تکیه صرف بر جلوه‌های کامپیوتری، از سیم‌های بدلکاری واقعی و جلوه‌های عملی استفاده گسترده‌ای کرده تا وزن و فیزیک حرکات اسپایدرمن باورپذیر باشد. در کنار این، استودیوهای غول‌پیکری چون ILM و Framestore مسئول پرداخت نهایی بوده‌اند و نتیجه، تلفیقی یک‌دست از واقعیت و دیجیتال است.

فیلم‌برداری برت پاولاک نیز در ارتقای کیفیت بصری نقشی اساسی ایفا می‌کند. برخلاف پالت رنگی بی‌رمق و خاکستری‌شده بسیاری از فیلم‌های فاز چهار و پنج مارول، Brand New Day غرق در کنتراست‌های جسورانه است. سیاهی‌ها عمیق‌اند و سایه‌هایی واقعی روی صورت‌ها و بافت‌های شهری ایجاد می‌کنند. برای نخستین بار پس از مدت‌ها، نیویورک شبیه یک شهر زنده و در حال نفس‌کشیدن به نظر می‌رسد، نه یک پس‌زمینه کاملاً دیجیتالی. یکی از بدیع‌ترین انتخاب‌های بصری، نمایی از داخل ماسک مرد عنکبوتی است. در این نما، دوربین در فضای تنگ و تاریک پشت نقاب قرار می‌گیرد و ما انعکاس چشمان وحشت‌زده یا مصمم پیتر را روی لنزهای سفید می‌بینیم، در حالی که صدای نفس‌های بریده‌بریده و صداهای خفه شهر از بیرون به گوش می‌رسد. این تکنیک به‌شدت مؤثر، انزوای روانی پیتر را به‌شکلی ملموس به تصویر می‌کشد.

دلیل ۳: جین گری؛ وحشت در سکوت و ورود مردان ایکس

جین گری با بازی سیدی سینک در Spider-Man: Brand New Day

هیچ فیلم ابرقهرمانی‌ای بدون یک آنتاگونیست درخور توجه کامل نمی‌شود و Brand New Day در این زمینه در حد خودش سنگ تمام گذاشته است. سیدی سینک در نقش «جین گری» نه‌تنها یک شرور، که یک تراژدی تمام‌عیار را به تصویر می‌کشد. از ماه‌ها پیش، مارول با زیرکی، حضور او را به یک معمای بزرگ تبدیل کرده بود؛ تیزرها سرنخ‌هایی از قدرتی فراطبیعی نشان می‌دادند، اما استودیو تا آخرین لحظه از تأیید نام شخصیت خودداری می‌کرد. حالا که فیلم اکران شده و به دست مخاطبان رسیده، راز برملا شده است: این جهش‌یافته تله‌پات، نخستین گام رسمی مردان ایکس به دنیای سینمایی مارول است. و چه ورود باشکوهی.

نکته نبوغ‌آمیز در شخصیت‌پردازی جین گری در این فیلم، برخلاف تمام اقتباس‌های سینمایی پیشین (از نسخه فامکه یانسن گرفته تا سوفی ترنر)، این است که او دقیقاً وقتی بیشترین ترس را برمی‌انگیزد که کنترل کامل بر قدرت‌هایش دارد. فیلم‌های قبلی، جین را تنها در لحظه «از دست دادن کنترل» و تبدیل شدن به فینیکس تاریک خطرناک نشان می‌دادند، اما این‌جا جین با ذهنی خون‌سرد و محاسبه‌گر، مانند یک شطرنج‌باز فوق‌العاده باهوش، افراد را به مهره‌های بازی خود بدل می‌کند. او می‌تواند از ذهنی به ذهن دیگر بپرد، افراد را کنترل کند و بی‌آن‌که حتی دیده شود، در همه‌جا حاضر باشد. این توانایی به فیلم‌سازان اجازه داده تا پرده اول فیلم را به یک بازی موش و گربه دلهره‌آور تبدیل کنند. پیتر مدام احساس می‌کند تحت نظر است؛ رهگذران ناگهان برمی‌گردند و جملاتی تهدیدآمیز می‌گویند. این حس فراواقعی که دشمن در همه‌جا هست و در عین حال هیچ‌جا نیست، تنش بی‌نظیری می‌آفریند.

اوج این وحشت روان‌شناختی در سکانسی رخ می‌دهد که بی‌اغراق یکی از بهترین لحظات کل تاریخ مرد عنکبوتی در سینماست. جین با تسخیر ذهن ام‌جی، خاطره‌ای عاشقانه را برای پیتر بازسازی می‌کند. ام‌جی با چشمانی که گویی گذشته را به یاد آورده، پیتر را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید دلش برایش تنگ شده. لحظه‌ای ناب از شوق و عشق که هر طرفداری را به گریه می‌اندازد، اما ناگهان چهره ام‌جی سرد می‌شود و جین از زبانش پیام می‌دهد که اگر تعقیبش کند، دختر محبوبش را خواهد کشت. این تغییر لحن ناگهانی، از رویایی شیرین به کابوسی هولناک، نشان می‌دهد که مرد عنکبوتی حداقل در ظاهر با چه دشمن حیله‌گر و بی‌رحمی روبه‌روست.

اما قدرت واقعی فیلمنامه در این است که جین را به هیولایی صرف تبدیل نمی‌کند. او و پیتر در واقع دو روی یک سکه‌اند: هر دو در انزوایی تحمیلی ناشی از قدرتشان گرفتار شده‌اند و هر دو زیر بار مسئولیتی کمرشکن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سیدی سینک با اجرای قابل‌قبول که ترکیبی از خشونت زیرپوستی و شکنندگی کودکانه است، نه‌تنها یک جهش‌یافته، که یک انسان رنج‌کشیده را به ما نشان می‌دهد. بله، شاید برخی مخاطبان به کم‌عمق بودن نسبی پیش‌زمینه داستانی او و تغییراتی که در روایت خواهرش سارا ایجاد شده انتقاد داشته باشند، اما سینک به‌قدری در نقش خود مسحورکننده است که این ایرادات جزئی را می‌پوشاند. او هم‌زمان کاریزمای یک شخصیت خاکستری به‌یادماندنی و تراژدی یک قربانی را به نمایش می‌گذارد و چشم‌انداز ورود مردان ایکس را به‌شدت وسوسه‌انگیز می‌کند.

دلیل ۴: پانیشر؛ آینه اخلاقی قهرمان

فرانک کسل  پانیشر با بازی جان برنثال در Spider man Brand New Day

یکی از غیرمنتظره‌ترین و در عین حال درخشان‌ترین عناصر فیلم، حضور فرانک کسل با بازی جان برنثال است. اضافه شدن پانیشر به داستانی با درجه سنی PG-13 می‌توانست یک فاجعه تمام‌عیار باشد؛ چگونه می‌شود یک ضدقهرمان بی‌رحم را که روش حل مسئله‌اش شلیک به سر آدم‌های بد و شرور است، وارد دنیای نوجوان‌پسند مرد عنکبوتی کرد؟ پاسخ فیلم در یک کلمه خلاصه می‌شود: هوشمندی. کسل در این فیلم حتی یک دیالوگ طنز یا جوک‌محور هم تعریف نمی‌کند، اما تبدیل به بهترین منبع طنز موقعیت می‌شود. تضاد میان روش‌های بی‌رحمانه و سرراست او و وسواس پیتر برای آسیب‌نرساندن به هیچ‌کس، لحظاتی به‌شدت خنده‌دار و در عین حال پرتنش خلق می‌کند. این شیمی غیرمنتظره میان هالند و برنثال، یکی از بزرگ‌ترین برگ‌های برنده فیلم است.

اما فراتر از شوخی، پانیشر نماینده راهی است که پیتر می‌تواند برود، اما انتخاب می‌کند که نرود. وقتی پیتر در ضعیف‌ترین و خشمگین‌ترین حالت خود است و کنترل قدرت‌هایش را از دست می‌دهد، کسل مانند روحی از آینده‌ای تاریک ظاهر می‌شود و بهای واقعی انتقام و خشونت را به او یادآوری می‌کند. او نیازی به موعظه ندارد؛ تنها با بودنش و با چند دیالوگ کوتاه و برنده، به پیتر نشان می‌دهد که اگر یک بار از خط قرمز عبور کند، تبدیل به چه هیولایی خواهد شد. در واقع، اسپایدرمن و پانیشر دو رویکرد کاملاً متضاد به بی‌عدالتی را نمایندگی می‌کنند: یکی می‌خواهد نجات دهد، دیگری مجازات کند. برنثال با حفظ کامل اصالت کاراکترش و در عین حال تطبیق آن با فضای فیلم، ثابت می‌کند که حتی مرگ‌آورترین چهره‌های مارول هم می‌توانند در کنار یک قهرمان نوجوان بدرخشند، بدون آن‌که لبه‌های تیزشان ساییده شود.

یک ضعف بزرگ: پایانی که بیشتر آغاز است تا پایان

۴ دلیلی که Spider man Brand New Day را بهترین ماجراجویی مرد عنکبوتی تام هالند می‌کند

با تمام نقاط قوتی که برشمردیم، Spider-Man: Brand New Day یک ایراد ساختاری دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید: فیلم در گرداب جهان‌سازی مارول گرفتار می‌آید و پایان‌بندی‌اش را قربانی زمینه‌چینی برای آینده می‌کند. درست در لحظه‌ای که انتظار داریم گره‌های عاطفی داستان به شکلی قاطع باز شوند، فیلم ترجیح می‌دهد به جای پایان‌بندی، پنجره‌های تازه‌ای به سوی فیلم‌های بعدی باز کند.

این ضعف بیش از همه در نحوه جمع‌بندی سرنوشت شروران حس می‌شود. ما در طول فیلم با شخصیت‌های منفی متعددی روبه‌رو می‌شویم که برخی از آن‌ها، مانند عقرب و شخصیت‌های دیگری که در یک‌سوم ابتدایی فیلم حضور دارند، سال‌ها است که مورد انتظار طرفداران بوده‌اند و خیلی از مخاطبان منتظر دیدنشان در یک فیلم سینمایی بودند. اما حضور آن‌ها به قدری کوتاه و گذراست که نمی‌توان با هیچ‌کدام ارتباط برقرار کرد. برای مثال توم‌استون یا سنگ قبر، یکی از مرموزترین چهره‌های دنیای ابرقهرمانی، حتی ۳۰ ثانیه هم روی پرده دوام نمی‌آورد و بلافاصله از داستان خارج می‌شود. این در حالی است که فیلم می‌توانست با هرس کردن برخی از این شروران فرعی و تمرکز بر یکی دو نفر از آن‌ها، هم بار روایی منسجم‌تری داشته باشد و هم پایان قدرتمندتری رقم بزند.

اما مسئله بزرگ‌تر، پایان خود جین گری به‌عنوان شرور اصلی است. پس از آن‌که در طول فیلم با تهدیدی هوشمندانه و روان‌شناختی از سوی او روبه‌رو بوده‌ایم، فیلم در پرده سوم تصمیم می‌گیرد او را از یک شرور تمام‌عیار به یک قربانی تراژیک تبدیل کند. این چرخش به‌خودی‌خود بد نیست، اما در اجرا عجولانه و فاقد عمق کافی از کار درآمده است. ما هرگز نمی‌فهمیم که سرانجام واقعی جین چیست؛ صرفاً در یک سکانس احساسی کوتاه، او از میدان خارج می‌شود و فیلم با چند خط دیالوگ، سرنوشت شروران دیگر را هم جمع می‌کند. این پایان باز، که آشکارا برای Avengers: Doomsday و Secret Wars طراحی شده، حس رضایت تماشاگر را قربانی برنامه‌ریزی بلندمدت استودیو می‌کند.

این همان بیماری مزمن فاز چهار و پنج مارول است: فیلم‌ها بیش از آن‌که داستان خودشان را تعریف کنند، به پلی برای رویداد بعدی تبدیل می‌شوند. Brand New Day در این دام نمی‌افتد، اما پایش را در لبه آن باقی می‌گذارد. سؤالات زیادی در پایان فیلم بی‌پاسخ می‌مانند: تکلیف رابطه پیتر با ام‌جی و ند چه می‌شود؟ سرنوشت تشکیلات «دست» چه بود؟ و آیا این همه تغییر واقعاً اهمیتی خواهد داشت، یا رویداد عظیمی مثل Avengers: Doomsday همه چیز را از نو خواهد نوشت؟ حیف که فیلمی با این حجم از بلوغ روایی، نتوانسته پایان محکم‌تری برای خود پیدا کند.

البته بیان این نکته ضروری است که این ضعف، ارزش‌های فیلم را بی‌اعتبار نمی‌کند. Brand New Day همچنان یک دستاورد بزرگ برای مارول است، اما این تذکر را هم می‌دهد که حتی بهترین فیلم‌های این استودیو نیز گاهی زیر بار سنگین «جهان مشترک» کم می‌آورند.

جمع‌بندی؛ ۴ دلیل + ۱ ضعف، آیا Brand New Day ارزش دیدن دارد؟

۴ دلیلی که Spider man Brand New Day را بهترین ماجراجویی مرد عنکبوتی تام هالند می‌کند

Spider-Man: Brand New Day یک فیلم خوب دیگر از مارول نیست؛ یک نقطه عطف است، هم برای این دنیای سینمایی و هم برای شخصیت پیتر پارکر. پس از یک دهه حضور در این جهان، بالاخره فیلمی از راه رسید که نه به نبردهای فضایی و چندجهانی تکیه دارد، نه به کامئوهای بی‌پایان، و نه به طلسم‌های جادویی. در عوض، این فیلم تمام قدرت خود را از جایی می‌گیرد که همیشه نقطه قوت مرد عنکبوتی بوده است: انسانی‌ترین ابرقهرمان دنیا، که در خیابان‌های نیویورک با تنهایی، شکست و بلوغ دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما آن‌چه این فیلم را واقعاً خاص می‌کند، فراتر از تک‌تک این عوامل، نحوه گره خوردن آن‌ها با یک دهه داستان‌گویی است. این فیلم ثمره صبوری‌ای است که مارول در روایت بلوغ پیتر پارکر به خرج داد.

البته، همان‌طور که اشاره کردیم، این فیلم بی‌نقص نیست. پایان‌بندی عجولانه، فرعی شدن شروران بالقوه جذابی چون سنگ‌قبر و عقرب، و حس ناتمام ماندن برخی گره‌های عاطفی، همگی نشان می‌دهند که حتی درخشان‌ترین تولیدات این استودیو نیز گاهی زیر فشار «جهان سینمایی مشترک» آسیب می‌بینند. با این حال، این ضعف‌ها در برابر دستاوردهای عظیم فیلم رنگ می‌بازند. Brand New Day همان اثری است که مارول یک دهه به پیتر پارکر بدهکار بود و حالا بالاخره آن را تحویل داده است.

در نتیجه، این تجربه هیجان‌انگیز، احساسی و به‌طرز غافلگیرکننده‌ای تأثیرگذار را از دست ندهید. Spider-Man: Brand New Day همان فیلمی است که مدت‌ها منتظرش بودیم، و حالا که از راه رسیده، جسورانه می‌توان گفت نقطه اوج یک دهه روایت مرد عنکبوتی در دنیای سینمایی مارول است. تام هالند دیگر مهمان نیست؛ او برای همیشه صاحب‌خانه این نقاب خواهد ماند.