جی‌دی ونس، معاون ترامپ خبر داد: یک شبکه نفوذ خارجی با عملیات رسانه‌ای و تبلیغاتی و صرف میلیون‌ها دلار و تلاش سازمان‌یافته به‌دنبال به بن‌بست کشاندن مذاکرات ایران و آمریکا و از بین بردن تفاهم میان دو کشور است. این سخن نشان می‌دهد که تندروهای جنگ‌طلب در دو کشور آمریکا و ایران از یک‌سو و اسرائیل از دیگر سو، دست در دست هم دارند.

ابوالفضل خدایی

روزنامه سازندگی

حملات جدید آمریکا به جنوب ایران همزمان شد با سخنان جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که افشا کرد، اسرائیل برای از بین بردن توافق و تفاهم آمریکا با ایران، اقدام به پول‌پاشی در آمریکا کرده است.

این سخن که تایم نیز به آن پرداخت، نشان می‌دهد که تندروهای جنگ‌طلب در دو کشور آمریکا و ایران از یک‌سو و اسرائیل از دیگر سو، دست در دست هم دارند. وظیفه و مأموریت اسرائیل، نابودی کامل ایران و تجزیه آن است و توانسته با نفوذی که در لایه‌های مختلفی از مقامات آمریکا دارد، این امر را پیش ببرد.

از آن‌سو، دانسته یا ندانسته، عده‌ای جنگ‌طلب که عمدتاً پایگاه‌ فکری آنها ضددولت و ضد شورای عالی امنیت ملی است، تلاش می‌کردند و می‌کنند با فشار به مقام‌های تصمیم‌گیر عملاً توافق و تفاهم را پاره کنند. نکته جالب اینجاست که با شدت گرفتن جنگ، همین افراد جنگ‌طلب، ناگهان خاموش می‌شوند و دیگر هیچ خبری از آنها نیست.

متأسفانه اکنون خط ساحلی ایران و برخی از زیرساخت‌ها مورد تهدید آمریکا قرار گرفته که البته با پاسخ رزمندگان و نیروهای جان بر کف ایران نیز مواجه شده‌ است.

اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگو با پادکست «جو روگان اکسپرینس» از شکافی عمیق‌ در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا پرده برداشت. ونس نه‌تنها بر ادامه مسیر دیپلماسی با ایران تأکید کرد بلکه مدعی شد یک کارزار نفوذ خارجی با صرف میلیون‌ها دلار برای شکست مذاکرات و تخریب تلاش‌های او سازماندهی شده است؛ ادعایی که بلافاصله به یکی از مهم‌ترین مباحث سیاسی و رسانه‌ای آمریکا تبدیل شد.

محور اصلی سخنان ونس، مخالفت آشکار با ایده تغییر حکومت در ایران از طریق مداخله نظامی بود؛ موضعی که فاصله او را با بخشی از جریان جمهوری‌خواه و چهره‌هایی مانند مایک پنس آشکار کرد.

او تصریح کرد، آمریکا نیروی زمینی برای تغییر حکومت ایران اعزام نخواهد کرد و سرنوشت نظام سیاسی ایران را به مردم این کشور مربوط دانست. این موضع اگرچه به‌ معنای کاهش فشار واشنگتن بر تهران نیست اما نشان می‌دهد، کاخ سفید کنونی همچنان هزینه‌های تجربه‌های عراق و افغانستان را در محاسبات خود لحاظ می‌کند و تمایلی به ورود به یک جنگ فرسایشی دیگر در خاورمیانه ندارد.

اهمیت سخنان ونس اما بیش از آنکه در رد گزینه نظامی باشد، در افشاگری او درباره جنگ پنهان بر سر سیاست ایران نهفته است.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد یک شبکه نفوذ خارجی تلاش کرده با عملیات رسانه‌ای و تبلیغاتی، روند مذاکرات را به شکست بکشاند. این ادعا با گزارشی از مجله تایم همزمان شد؛ گزارشی که بر‌اساس اسناد ثبت ‌شده ذیل قانون ثبت عوامل خارجی آمریکا (FARA) از قرارداد ماهانه ۱.۵‌ میلیون دلاری برد پارسکیل، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ با شرکت تبلیغاتی هاواس به نمایندگی از اسرائیل خبر داد.

اگر این ادعاها دقیق باشد، بحث دیگر صرفاً درباره تبلیغات سیاسی نیست؛ بلکه از تلاشی گسترده برای شکل‌دهی به افکار عمومی و حتی منابع اطلاعاتی مورد استفاده میلیون‌ها کاربر در سراسر جهان سخن گفته می‌شود.

در همین چارچوب ونس ادعا کرد، موج انتقادهای گسترده از آتش‌بس ۱۷ ژوئن میان ایران و آمریکا در میان برخی حساب‌های نزدیک به جریان «ماگا» نیز به همین شبکه مرتبط بوده است. هرچند برد پارسکیل هرگونه نقش در تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک را رد کرده اما طرح چنین ادعاهایی از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا، سطح مناقشه را از یک اختلاف رسانه‌ای فراتر برده و آن را به موضوعی در حوزه امنیت ملی آمریکا تبدیل کرده است.

اظهارات ونس همچنین از یک واقعیت مهم دیگر پرده برداشت؛ اینکه شکاف بر سر ایران، امروز بیش از آنکه میان تهران و واشنگتن باشد، در داخل خود آمریکا جریان دارد. یک جریان همچنان معتقد است فشار حداکثری، انزوای کامل ایران و حتی تغییر حکومت باید هدف نهایی باشد.

در مقابل، جریان دیگری که ونس خود را نماینده آن معرفی می‌کند، دستیابی به توافقی را دنبال می‌کند که از نگاه او مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود و همزمان جریان آزاد انرژی در منطقه را حفظ کند.

در این میان، واکنش سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز قابل توجه بود. او با استناد به سخنان ونس و گزارش تایم، اسرائیل را به تلاش برای کشاندن آمریکا به یک جنگ پرهزینه متهم کرد و مدعی شد، تل‌آویو با استفاده از منابع مالی و ابزارهای رسانه‌ای در پی خاموش کردن صداهای مخالف در آمریکا‌ست.

این همسویی نسبی در روایت تهران و بخشی از مقامات واشنگتن اگرچه به‌معنای نزدیکی سیاسی نیست اما نشان می‌دهد، موضوع «نفوذ خارجی» به یکی از محورهای مشترک بحث در دو سوی این پرونده تبدیل شده است.

در نهایت سخنان ونس شاید بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده تغییر ماهیت رقابت‌ها در سیاست خارجی آمریکا باشد. امروز نبرد بر سر ایران دیگر فقط در اتاق‌های مذاکره یا میدان‌های نظامی جریان ندارد؛ بلکه در فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و حتی سامانه‌های هوش مصنوعی نیز دنبال می‌شود. در چنین شرایطی هر توافق یا شکست دیپلماتیک تنها حاصل گفت‌وگوهای رسمی نیست بلکه محصول رقابت پیچیده‌ای میان بازیگران سیاسی، لابی‌ها، شرکت‌های تبلیغاتی و شبکه‌های نفوذ است.

این اظهارات همچنین نشان می‌دهد که اگرچه دولت آمریکا همچنان بر اهداف راهبردی خود در قبال برنامه هسته‌ای ایران و امنیت انرژی تأکید دارد اما درباره مسیر رسیدن به این اهداف اجماع گذشته دیگر وجود ندارد. به همین دلیل، پرونده ایران اکنون نه‌فقط عرصه تقابل تهران و واشنگتن بلکه میدان رقابت دیدگاه‌های متضاد در قلب ساختار قدرت آمریکا نیز شده است؛ رقابتی که می‌تواند بر آینده مذاکرات، روابط دو کشور و حتی توازن قدرت در خاورمیانه تأثیر تعیین‌کننده‌ای بگذارد.