متأسفانه حتی ‌پس از انتشار نامه رسمی دفتر رهبر شهید انقلاب مبنی بر مخالفت با تغییر نام خیابان‌های کوهسنگی، دانشگاه و میدان شریعتی اما باز هم مدیریت شهری تابلوهای خیابان کوهسنگی را شبانه عوض کرد. باید گفت ماجرا فقط یک تصمیم بحث‌برانگیز نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا افق تحلیل و نگاه کارشناسی برخی مدیران شهری تا این اندازه با ملاحظات مطرح‌ شده فاصله دارد در حالی ‌که خود را پیرو و ولایتمدار می‌دانند؟ آیا با اصرار بر یک تصمیم، حتی پس از آشکار شدن ایرادهای آن مواجهیم یا اساساً مسئله به ضعف در شناخت شهر و اقتضائات فرهنگی آن بازمی‌گردد؟
نکته نخست این است که چرا در میان انبوه اقدام‌هایی که می‌توان برای بزرگداشت امام شهید و ترویج فرهنگ مقاومت انجام داد، تغییر نام خیابان به یکی از نخستین گزینه‌های مدیران تبدیل می‌شود؛ آن هم خیابانی تاریخی و هویتمند مانند کوهسنگی؟ مردمی که هر شب در میدان تقی‌آباد، در پاسخ به دعوت رهبرشان گرد هم می‌آیند، آیا از فضاهایی متناسب با این حضور و تجمع برخوردارند؟ چرا به ‌جای تقویت زیرساخت‌ها، ساماندهی فضاهای عمومی و فراهم ‌کردن امکان حضور مؤثر و زنده مردم، انرژی مدیریتی صرف تغییر نام یک خیابان می‌شود؟ چرا به‌ جای توجه به عرصه عمومی زنده و جاری شهر، به نشانه‌ای رسمی و اداری بسنده می‌کنیم؟
مسئله دوم، پیامدهای رسانه‌ای و فرهنگی چنین تصمیم‌هایی است. حتی یک دغدغه ارزشمند، اگر بدون توجه به زمینه فرهنگی و شیوه بازنمایی رسانه‌ای دنبال شود، ممکن است به‌ جای اقناع افکار عمومی، ابهام و مقاومت ایجاد کند. تصمیمی که قرار است حامل یک پیام فرهنگی باشد، وقتی بدون شناخت حساسیت‌های تاریخی و اجتماعی شهر اتخاذ می‌شود، می‌تواند به نمادی از کار غیرکارشناسی و حتی ضدیت با امر فرهنگی تبدیل شود. آیا نباید پرسید چرا برخی تصمیم‌ها به‌ جای تقویت سرمایه اجتماعی و ترویج فرهنگ مقاومت، خوراک تبلیغاتی مخالفان را فراهم می‌کنند؟
از سوی دیگر، مشهد در جای‌جای خود حامل نشانه‌ها و خاطره‌های تاریخی مرتبط با امام شهید است. چرا پیش از هر تصمیم تازه‌ای، این ظرفیت‌های موجود شناسایی و برجسته نمی‌شوند؟ هر سیاست فرهنگی برای آنکه در ذهن جمعی مردم ریشه بدواند، به زمینه‌ای تاریخی و معنایی نیاز دارد. نمی‌توان مفهومی بزرگ را صرفاً با الصاق یک نام به یک مکان، در حافظه شهر تثبیت کرد؛ به‌ویژه وقتی خود آن مکان، پیشینه و هویت شناخته‌ شده‌ای دارد.
واقعیت این است که شهر و فرهنگ شهری با اسم‌گذاری ساخته نمی‌شوند. فضای شهری محصول رفت‌وبرگشت میان کالبد، مناسبات اجتماعی و اقتصادی، ذهنیت شهروندان و جریان‌های رسانه‌ای است. سیاست‌گذار می‌تواند نامی را رسمیت ببخشد؛ اما نمی‌تواند به‌ تنهایی معنای آن را در زندگی روزمره مردم تثبیت کند. این معنا در رفتارها، خاطره‌ها، گفت‌وگوها و بازنمایی‌های رسمی و غیررسمی شهر شکل می‌گیرد؛ به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانانی که هر روز فضاهای شهری را تجربه و تفسیر می‌کنند.
اگر می‌خواهیم بدانیم نام یک شهید بزرگ و عزیز چه نسبتی با واقعیت خیابان کوهسنگی دارد، باید این نسبت را در خود شهر جست‌وجو کنیم؛ نه فقط در جلسات شورا و متن مصوبه‌ها. مدیران باید به میان مردم بروند، صدای گروه‌های مختلف را بشنوند و از پژوهشگران و متخصصان بخواهند معنای یک مکان را در بستر تاریخی و اجتماعی آن بررسی کنند. بزرگداشت شهدا و ترویج فرهنگ مقاومت، بیش از آنکه به تغییر نام‌ها نیاز داشته باشد، به فهم عمیق‌تر شهر و طراحی هوشمندانه‌تر فضاهای عمومی نیازمند است. شهر را نمی‌توان با بخشنامه به یادآوری واداشت؛ باید کاری کرد که معنا در زندگی مردم جاری شود.

متأسفانه حتی ‌پس از انتشار نامه رسمی دفتر رهبر شهید انقلاب مبنی بر مخالفت با تغییر نام خیابان‌های کوهسنگی، دانشگاه و میدان شریعتی اما باز هم مدیریت شهری تابلوهای خیابان کوهسنگی را شبانه عوض کرد.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

منبع: روزنامه قدس