سرانجام معمای آلبوم عکس عروسی متعلق به دهه ۱۹۵۰ حل شد. اندرو بدفورد وقتی یک آلبوم قدیمی عکس عروسی را در بیرون کافه‌اش در مرکز شهر ویکفیلد، واقع در یورکشر غربی، پیدا کرد، ابتدا به فکر انداختن آن در سطل زباله خیابانی افتاد. اما پس از باز کردن آلبوم و دیدن عکس‌های قدیمی زوجی که

سرانجام معمای آلبوم عکس عروسی متعلق به دهه ۱۹۵۰ حل شد.

اندرو بدفورد وقتی یک آلبوم قدیمی عکس عروسی را در بیرون کافه‌اش در مرکز شهر ویکفیلد، واقع در یورکشر غربی، پیدا کرد، ابتدا به فکر انداختن آن در سطل زباله خیابانی افتاد. اما پس از باز کردن آلبوم و دیدن عکس‌های قدیمی زوجی که در سال ۱۹۵۷ روز عروسی‌شان را جشن گرفته بودند، احساس کرد این تصاویر آن‌قدر ارزشمند هستند که نباید دور انداخته شوند.

بدفورد نتوانست هویت عروس و داماد را تشخیص دهد، زیرا نام‌های دست‌نویس آن‌ها روی آلبوم به‌مرور زمان کم‌رنگ شده بود. به همین دلیل، آلبوم را نگه داشت و برای محافظت به کافه خود، اِوا کیچن، برد.

اِوا لمپرگر، شریک زندگی بدفورد، نیز در شبکه‌های اجتماعی از مردم درخواست کمک کرد تا هویت این زوج را مشخص کنند.

سرانجام، یک پژوهشگر تاریخ محلی پیگیری این ماجرا را بر عهده گرفت و توانست مایکل داوسون، پسر ۶۵ ساله این زوج، را پیدا کند. او فاش کرد که پس از مرگ والدینش، آلبوم به همراه دیگر یادگاری‌های ارزشمند خانوادگی از انباری نزدیک کافه به سرقت رفته بود.

این آلبوم تعدادی از معدود عکس‌های باقی‌مانده از پدر و مادر مایکل، مکسول داوسون و باربارا پار، را در خود جای داده است. او حالا قصد دارد به هر قیمتی از این یادگار خانوادگی محافظت کند.

آلبوم عروسی مرموزی که از میان زباله‌ها پیدا شد، بعد از نزدیک ۷۰ سال صاحبش را پیدا کرد | دیجینوی

بدفورد درباره بازگشت آلبوم به صاحب اصلی آن گفت:

از اینکه آلبوم دوباره به دست او رسید، واقعاً خوشحال شدم. با خودم فکر کردم اگر این اتفاق برای من می‌افتاد و عکس‌های خانواده‌ام را از دست می‌دادم، به‌خصوص اگر تنها تصاویر باقی‌مانده از آن‌ها بودند، با پیدا شدنشان و بازگشت دوباره به دستم از شدت خوشحالی سر از پا نمی‌شناختم.

تلاش پژوهشگر تاریخ محلی برای حل معما

ماجرای آلبوم مرموز عروسی پس از انتشار در روزنامه محلی ویکفیلد اکسپرس، توجه آن ماری فاست، پژوهشگر تاریخ محلی و کارآگاه آماتور، را به خود جلب کرد. او درباره علاقه‌اش به این موضوع گفت:

من یک گروه تاریخ محلی در فیس‌بوک دارم که بیش از ۱۵ هزار عضو دارد. به تاریخ منطقه، به‌ویژه تاریخ خانوادگی، علاقه زیادی نشان می‌دهم.

فاست درباره انگیزه خود برای پیگیری این پرونده توضیح داد:

عاشق پژوهش، کشف داستان‌های پنهان و پیدا کردن ارتباط میان آدم‌ها هستم. حل معماها هم برایم جذابیت زیادی دارد. وقتی دیدم هیچ‌کس نمی‌داند این آلبوم متعلق به چه کسی است، با خودم فکر کردم این همان پرونده‌ای است که باید دنبالش بروم.

یکی از سرنخ‌های مهم، اطلاعات درج‌شده در گواهی تولد یکی دیگر از مهمانان مراسم عروسی بود که به فاست کمک کرد کلیسای محل برگزاری مراسم را شناسایی کند. این مراسم در کلیسای محلی وادزلی در شهر شفیلد برگزار شده بود. او سپس با استفاده از ابزار بهبود کیفیت عکس، توانست نام عروس را از روی تصویر تشخیص دهد. بااین‌حال، چندین نفر با نام باربارا پار در اسناد ثبت شده بودند و همین موضوع کار را دشوار می‌کرد. فاست دراین‌باره گفت:

بیش از یک نفر با نام باربارا پار در سوابق وجود داشت؛ بنابراین مجبور شدم اطلاعات مربوط به همه آن‌ها را بررسی کنم.

در ادامه تحقیقات، فاست به مدرکی در فهرست انتخاباتی برخورد که نشان می‌داد مکسول، همسر باربارا پار، در نزدیکی ویکفیلد زندگی کرده بود. این سرنخ او را به این نتیجه رساند که احتمالاً زوج موردنظر را پیدا کرده است. به همین دلیل، در شبکه‌های اجتماعی درخواست اطلاعات بیشتری درباره این خانواده منتشر کرد.

آلبوم عروسی مرموزی که از میان زباله‌ها پیدا شد، بعد از نزدیک ۷۰ سال صاحبش را پیدا کرد | دیجینوی

یکی از دوستان قدیمی مایکل داوسون از دوران مدرسه، او را به یاد آورد و به فاست کمک کرد تا عکسی از وی پیدا کند. این تصویر به پژوهشگر امکان داد حساب کاربری مایکل را در فیس‌بوک شناسایی کند و با او ارتباط بگیرد.

فاست درباره نخستین تماس با مایکل گفت:

برایش پیام فرستادم و او با من تماس گرفت. از شدت خوشحالی واقعاً سر از پا نمی‌شناخت.

مایکل برای فاست توضیح داد که آلبوم از انباری به سرقت رفته بود که او و برادرش پس از مرگ والدینشان، وسایل ارزشمند خانه آن‌ها را در آن نگهداری می‌کردند. فاست درباره صحبت‌های مایکل و احساس خود پس از شنیدن ماجرا گفت:

کسی وارد انباری شده و تمام یادگارهای خانوادگی آن‌ها را دزدیده بود. او می‌گفت همه‌چیز را از دست داده است. بنابراین می‌توانید تصور کنید وقتی توانستم این آلبوم را دوباره به او برگردانم، چه احساسی داشتم. حتی حالا که درباره این اتفاق صحبت می‌کنم، موهای تنم سیخ می‌شود. همه پایان‌های خوش را دوست دارند، مگر نه؟

خوشحالی پسر خانواده از بازگشت یادگارهای والدینش

مایکل داوسون در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی درباره بازگشت آلبوم خانوادگی گفت:

بی‌نهایت خوشحالم، چون آدم احساساتی‌ای هستم و داشتن این عکس‌ها برایم اهمیت زیادی دارد.

او درباره تصمیمش برای نگهداری از آلبوم نیز گفت:

از این به بعد با تمام وجود از آن محافظت خواهم کرد، چون این آلبوم تقریباً تنها چیزی است که برایم باقی مانده است.

وقتی از مایکل درباره تلاش‌های فاست برای شناسایی او پرسیدند، با لحنی شوخ‌طبعانه پاسخ داد:

فکر می‌کنم او احتمالاً بیشتر از خودم درباره من می‌داند و این موضوع کمی نگران‌کننده است.

بااین‌حال، او در پایان از زحمات این پژوهشگر قدردانی کرد و گفت:

تصور می‌کردم همه‌چیز را برای همیشه از دست داده‌ام. واقعاً نمی‌توانم آن‌طور که شایسته است از او تشکر کنم.