جوان آنلاین: مسئول مهار فحاشی یا قربانی مسئولیت تازه؟ این سؤالی است که بعد از اتفاقات اخیر، ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. درست بعد از صدور احکام دیدار برگزار نشده ملوان- تراکتور. دیدار پرحاشیهای که علاوه بر کمیته انضباطی، مسئولان فدراسیون را هم دست به قلم کرده برای تحریر قوانین جدید تا شاید دیگر شاهد چنین اتفاقاتی در ورزشگاهها و روی سکوها نباشیم. فحاشی روی سکوها و سردادن شعارهای هنجارشکنانه، اما صرفاً به بازی ملوان- تراکتور محدود نمیشود و سالهاست که به گره کوری در فوتبال ایران تبدیل شده است. گرهای که شاید تصور شود با وضع قوانین جدید برای همیشه گشوده خواهد شد، اما نوذر رودنیل، کارشناس داوری ایران اصلاً چنین تصوری ندارد. خصوصاً که تأکید دارد براساس قوانین، وظیفه کنترل سکوها با نماینده فدراسیون است نه داور. با این حساب به نظر میرسد دستورالعمل تازه صادر شده (تذکر برای خاتمهدادن به فحاشیها، توقف مقطعی بازی و در نهایت متوقف کردن آن در صورت ادامه فحاشیهای مستمر و سازمان یافته) بیش از آنکه گامی باشد؛ برای مهار فحاشیها، راهی است برای انداختن توپ به زمین داوران و گذاشتن بار این مسئولیت بر گرده آنها.
فدراسیون فوتبال در واکنش به اتفاقات رخداده در بازی ملوان- تراکتور علاوه بر جریمه دو تیم، دستورالعملهای جدیدی نیز وضع کرد. فکر میکنید تصمیمات بتواند به فحاشیها پایان دهد؟
خیر. فدراسیون به اشتباه موضوع را متوجه داور کرده است. داور برای قضاوت و اجرای قوانین مسابقه وارد زمین میشود، نه کنترل سکوها و برخورد با شعارهای تماشاگران. براساس مقررات بینالمللی، شعارهای نژادپرستانه، سیاسی و مذهبی ممنوع هستند و فدراسیونها و باشگاهها موظف هستند به برخورد با آنها. اینکه بخواهیم مسئولیت اجرای این موضوع را مستقیماً بر عهده داور بگذاریم نه درست است و نه قانونی. داور در جریان مسابقه وظایف مشخصی دارد و نمیتوان از او انتظار داشت هم بازی را اداره کند و هم دائماً مراقب سکوها باشد و تشخیص دهد چه کسی چه شعاری میدهد و آیا آن شعار سازمانیافته است یا خیر.
پس داور در جریان مسابقه تا چه اندازه اختیار کنترل سکوها را دارد؟
داور صرفاً زمانی میتواند تصمیم به توقف بازی بگیرد که شرایط ادامه بازی برای خودش، کمکهایش یا بازیکنان دو تیم امکانپذیر نباشد. مثلاً اگر پرتاب اشیا باعث آسیبدیدگی کمکهای او شود یا فحاشیها به خودش به قدری باشد که حس کند اقتدارش را از دست میدهد، میتواند اقدام به متوقفکردن بازی کند. البته نه مستقیم، بلکه بعد از مشورت با مسئول فدراسیون یا فیفا. این موارد با شعارهایی که تماشاگران علیه یک قوم، مذهب یا جریان سیاسی سر میدهند؛ تفاوت دارد. برخورد با شعارهای نژادپرستانه و توهینآمیز وظیفه مستقیم فدراسیون و باشگاههاست نه داور. اگر قرار باشد داور مسئول کنترل شعارهای سکوها باشد، باید مشخص شود بر اساس کدام ماده قانونی و با چه اختیاراتی میتواند چنین تصمیمی بگیرد. داور نمیتواند تمرکز خود را از زمین مسابقه بردارد و مسئولیت کنترل تماشاگران را هم بر عهده بگیرد. در پرونده ملوان و تراکتور، تراکتور به دلیل حاضر نشدن در زمین مسابقه سه بر صفر بازنده اعلام شد. این موضوع با شرایطی که داور یا مقام رسمی مسابقه به دلیل تهدید امنیت و نبود امکان ادامه بازی تصمیم به توقف آن میگیرد، متفاوت است.
بعد از وضع دستورالعمل جدید، این سؤال مطرح شد که چطور تراکتور بابت عدم حضورش در زمین بازی بازنده شد، اما این اجازه به داور داده شده که ازین پس در صورت تکرار چنین مسئلهای بازی را متوقف کند؟
تیم نمیتواند خودش تصمیم بگیرد زمین مسابقه را ترک کند. اگر تراکتور به شرایط اعتراض داشت، باید از داور و ناظر میخواست مطابق مقررات اقدام کنند. اینکه یک تیم خودش زمین را ترک کند، با تصمیم داور یا مقام رسمی مسابقه برای توقف بازی تفاوت دارد. هر کسی باید در چارچوب اختیارات خودش عمل کند.
اتفاقات اخیر نشان میدهد؛ فدراسیون پذیرفته که باید در مواجهه با فحاشیهای سازمانیافته نقش فعالتری داشته باشد، اما این نقش را به عهده داوران گذاشته است؟
قطعاً فدراسیون باید نقش فعالتری داشته باشد، اما نه به این شکل که وظیفه خودش را به گردن داور بیندازد. فدراسیون باید پیش از مسابقات با مدیران باشگاهها جلسه بگذارد و به آنها اعلام کند که شعارهای نژادپرستانه، سیاسی و مذهبی چه پیامدهایی خواهد داشت. باشگاهها باید بدانند و صد البته مطمئن باشند که در صورت بروز هرگونه تخلفی از سوی تماشاگرانشان، چه عواقبی در انتظار آنها خواهد بود. نمیشود فقط دستور صادر کرد و انتظار داشت داور در جریان مسابقه تمام مشکلات را حل کند.
با این حساب نه جرائم در نظر گرفتهشده بازدارنده خواهند بود و نه قوانین جدید؟
به عقیده من، این مجازاتها بازدارنده نیستند. اگر جرائم نقدی و محرومیتهای درنظر گرفته شده تأثیرگزار بود نباید امروز تا این حد شاهد افزایش فحاشیها از روی سکوها بودیم. وقتی یک باشگاه میتواند جریمه نقدی فحاشی هوادارانش را پرداخت کند، تعجبی ندارد که در همچنان روی همان پاشنه بچرخد. حتی کسر امتیاز هم زمانی میتواند اثرگذار باشد که قطعی و بدون بازگشت اجرا شود. یعنی هم نوع مجازات ایراد دارد و هم نحوه اجرای آن. مهمترین مسئله برخورد قاطع و مستمر است و بس.
*** فکر میکنید مماشات با فحاشیها و شعارهای هنجارشکنانه طی سالهای اخیر از جمله اتفاقات ورزشگاه آزادی تا چه اندازه در ادامه این روند نقش داشته است؟
حتماً و خیلی زیاد. وقتی که با یک اتفاق به طور جدی و قاطعانه برخورد نشود، کاملاً طبیعی است که به دفعات تکرار شود. این مماشاتها کار را به جایی رسانده که مسئله دیگر فقط کریخوانی و توهین به تیم مقابل نیست. متأسفانه مدتهاست که سکوها به محلی برای نزاع یا تسویهحسابهای سیاسی، قومیتی و... تبدیل شد که گاهی حتی تمامیت ارزشی کشور را تحتالشعاع قرار میدهد. مسئلهای که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و باید با آنها برخورد شود. اگر از همان ابتدا برخورد قاطع صورت میگرفت، امروز شاهد تکرار و گستردهتر شدن این رفتارها نبودیم. نمیشود هر بار اتفاقی رخ بدهد، چند روز درباره آن صحبت کنند و بعد همه چیز فراموش شود. اگر روزی که در آزادی به تمامیت ارزی کشور اهانت شد، شاهد برخوردی قاطع بودیم، امروز آقایان ناچار نبودند برای آرامکردن جو چنین تصمیماتی اتخاذ کنند.
بهتر نیست در گام نخست افراد خاطی و لیدرهای هدایتکننده شعارها شناسایی و محروم شوند؟
مسئله اصلی همین است. اساساً باید همین کار انجام شود. باید کسی که فحاشی میکند شناسایی شود و اجازه ندهند دوباره به ورزشگاه برگردد. نمیشود یک نفر محروم شود و دوباره در ورزشگاه حضور پیدا کند. باید محرومیت واقعی باشد و افراد خاطی برای مدت طولانی از ورود به ورزشگاه منع شوند. دوربینها هم میتوانند در شناسایی این افراد کمک کنند. در کنار آن، باید با لیدرهایی که شعارهای توهینآمیز را هدایت میکنند برخورد شود. مسئولیت لیدر تشویق تیم است، نه توهین به تیم مقابل یا مردم یک شهر و...
فکر میکنید بهراستی باشگاهها توان مدیریت هوادران خود را دارند؟
بله، دقیقاً. بعد از اتفاقات ملوان و تراکتور همه انتظار داشتند در بازی بعدی تراکتور هم حواشی و شعارهایی به وجود بیاید، اما در مسابقه مقابل صنعت نفت آبادان چنین اتفاقی رخ نداد. این نشان میدهد، باشگاه میتواند با هواداران و لیدرها صحبت و شرایط را مدیریت کند، البته اگر بخواهند. مدیران باشگاهها باید قبل از مسابقه با هواداران داشته باشند و اجازه ندهند چنین اتفاقاتی رخ دهد. نمیتوان گفت باشگاه هیچنقشی ندارد. حداقل در همین چند هفته به وضوح دیدیم که اگر باشگاهی بخواهد، میتواند سکوهای خود را کنترل کند.
اخیراً دامنه این فحاشیها به فوتسال هم کشیده شده و شاهد شعارهای هنجارشکنانه در این رشتههم بودیم. شعارهایی که صراحتاً به تاریخ یک کشور برمیگردد، نه یک تیم خاص!
اتفاقاً به همین دلیل است که باید شاهد برخوردهای قاطع باشیم. صرف صدور دستورالعمل نمیتوان امیدی به برچیده شدن بساط فحاشیها بست. باید قوانین سفتوسخت وضع و آن را قاطعانه اجرا کرد. قوانینی، چون سقوط تیمها به دسته پایینتر بیهیچ مماشاتی.
با این حساب چیزی جز اجرای تصمیمات قاطعانه نمیتواند به این وضع پایان دهد.
دقیقاً. فدراسیون باید مدیران باشگاهها را جمع و با آنها اتمام حجت کند. باید به مدیران باشگاهها تفهیم شود که مسئولیت کنترل هواداران و لیدرهایشان را بر عهده دارند. سپس مجازاتهای سنگین و جدی تعیین کرده وقاطع و بدون هیچ مماشاتی مجازاتهای درنظر گرفته شده را اجرا کند. اگر قرار است تیمی به دلیل تکرار تخلف با مجازات سنگین یا حتی سقوط به دستههای پایینتر مواجه شود، باید این حکم قاطعانه اجرا شود. در نهایت نیز باید افراد خاطی شناسایی و برای مدت طولانی از حضور در ورزشگاه محروم شوند. تا زمانی که باشگاهها و افراد متخلف مطمئن باشند اتفاق جدی برایشان رخ نمیدهد، نه جریمه نقدی و نه دستورالعمل تازه نمیتواند فحاشی را از ورزشگاهها ریشهکن کند؛ و سؤال آخر اینکه اگر براساس دستورالعمل جدیدآوری تصمیم به متوقفکردن بازی بگیرد، تیم متضرر میتواند دست به دامان فیفا شود؟
بله. ما یک قوانین داریم، یک مقررات. مقررات را میتوان تغییر داد، اما قوانین را نه. فیفا در چنین مواردی تأکید دارد، داور نباید خارج از چارچوب اختیارات و وظایفی که دارد تصمیم بگیرد. خصوصاً که در قانون برخورد با این قبیل مسائل وظیفه ناظر فدراسیون است.
