یک رسانه عبری اعتراف کرد: امروز در جهان اسرائیل را به عنوان عامل به وجود آمدن هرج و مرج منطقهای میدانند.
جوان آنلاین: روزنامه زیمان یسرائیل در گزارش تحلیل امروز شنبه خود اعتراف کرد: امروز اسرائیل و بعد از پشت سر گذاشتن ۳ سال جنگ، در نگاه مردم منطقه عامل اصلی هرج و مرج (و ناامنی آن) معرفی میشود.
به گزارش تسنیم، کاسینیا ساویتولووا نویسنده این گزارش تاکید کرد، از هفتم اکتبر (عملیات طوفان الاقصی) ما اسرائیلیها احساس امنیت خود را از دست دادهایم، ما هر لحظه در کابوس حمله مجدد به سر میبریم.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: قبل از جنگ (عملیات طوفان الاقصی) بسیاری از روزنامه نگاران و تحلیلگران و البته رهبران شماری از کشورهای عربی با اسرائیل همراه بوده و مقاومت را به سخره میگرفتند، حتی رهبران عرب به اسرائیل درباره برنامهها و اهداف یحیی السنوار هشدار هم دادند که البته اگر به آنها توجه میشد و با این هشدارها با جدیت تعامل مینشد اسرائیل در کابوس ۷ اکتبر قرار نمیگرفت.
نویسنده بعد از آن اعتراف میکند: اسرائیل در چنین شرایطی (همراهی جهانی) جنگ را در سال ۲۰۲۳ آغاز کرد، اما اسرائیل امروز به رهبر دولت بنیامین نتانیاهو راستگرایان افراطی دیگر در خاورمیانه (در میان کسانی که از آن حمایت کردند) به آن چشم دیده نمیشود، بلکه همگان اسرائیل را به عنوان عامل هرج و مرج، نا امنی و ویرانی توصیف میکنند که نمیداند چه میکند.
دولتهای (سازشکار) منطقه با شگفتی و سرخوردگی نظارهگر این بودند که نتانیاهو چگونه صرفاً برای اهداف سیاسی، جنگ را طولانی کرد؛ در حالیکه میشد ماهها پیش به آن پایان داد و اسرا را آزاد کرد.
آنها ویرانی و مرگی را دیدند که اسرائیل در غزه و لبنان بر جای گذاشت و سرانجام دریافتند که آنچه اکنون اسرائیل را به حرکت درمیآورد، دیگر ملاحظات امنیتی نیست، بلکه غریزه (وحشی) انتقامجویی است.
آنها دیدند که بتسلئیل اسموتریچ، وزیر جنگ واقعی و بالفعل، از طریق گردانهای خود چگونه در کرانه باختری ویرانی و مرگ به بار میآورد. آنها احساس کردند که او در حال آمادهسازی اقدامی است که از نظر مقیاس خطر آفرینی، برای اسرائیل و کل منطقه چیزی کمتر از عملیات «طوفان الاقصی» نخواهد بود؛ اقدامی که ممکن است به انفجاری عظیم و فروپاشی بسیاری از نظامهای عربی بینجامد.
جنگ در ایران، که آن هم در پی حوادث هفتم اکتبر آغاز شد، آخرین ضربه بود. این جنگ که بیشتر کشورهای عربی با آن مخالف بودند و برای جلوگیری از وقوعش تلاش زیادی کردند، ضعف ایالات متحده را آشکار کرد؛ کشوری که نتوانست از متحدان خود محافظت کند. همچنین خودخواهی اسرائیل را نمایان کرد؛ اسرائیلی که بیآنکه به پیامدهای شکست احتمالی خود برای شرکایش بیندیشد، با شتاب وارد نبرد شد.
جبهههایی که پس از سه سال همچنان باز ماندهاند، فرصتهای صلحی که در طول این سالها از دست رفتهاند و روابطی که از تنش به سردی و از سردی به رکود رسیدهاند، نهتنها به تقویت امنیت شهروندان اسرائیلی کمکی نمیکنند، بلکه آن را تضعیف میکنند. همکاریهای منطقهای را نمیتوان به این شیوه بنا کرد.
