بیست و هشتم ربیع الثانی یادآور غروب خورشید پرفروغی است که عمر مبارک خود را وقف اثبات حقانیت ولایت و احیای اسناد تاریخ اسلام کرد؛ علامه عبدالحسین امینی با تدوین دانشنامه ماندگار الغدیر، مسیری نو در پژوهش علمی گشود.
امروز بیست و هشتم ربیع الثانی سالروز درگذشت علامه عبدالحسین امینی صاحب دائره المعارف عظیم الغدیر است. بزرگمردی که در تبریز چشم به جهان گشود و پس از سال ها تلاش در حوزه های علمیه تبریز و نجف به مدارج عالی اجتهاد دست یافت. او با درک نیازی بنیادین در اندیشه اسلامی، دست به آفرینش اثری زد که حقیقت ولایت را بر پایه منابع دست اول اهل سنت اثبات می کرد. علامه با پایه گذاری روشی نو در پژوهش تاریخی و تاسیس کتابخانه بزرگ امیرالمومنین در نجف، میراثی جاودان از خود بر جای گذاشت.
ریشه ها و سال های پرالتهاب رشد
علامه عبدالحسین امینی در خاندانی اهل فضل و تقوا و فقاهت در خطه آذربایجان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا احمد امینی از خطیبان و عالمان پارسای منطقه بود و جدش نجفعلی مشهور به امین الشرع عالمی متتبع به شمار میرفت که نام خانوادگی امینی نیز از لقب او به یادگار ماند. دوران کودکی و نوجوانی عبدالحسین در تبریز با التهابات سیاسی و دگرگونیهای پس از انقلاب مشروطه همزمان شد. در میان این فضای پرمساله، او تحصیل علوم حوزوی را در مدرسه طالبیه تبریز آغاز کرد. ادبیات، منطق و سطوح فقه و اصول را نزد پدر و استادان برجستهای همچون سید محمد مولانا صاحب مصباح السالکین و میرزا علی اصغر ملکی آموخت. استعداد فوقالعاده و اهتمام کمنظیر او به نسخه خوانی و مطالعه تاریخ اسلام از همان سالهای نوجوانی نمایان بود و او را از همسالانش متمایز میساخت.
عزیمت به نجف و رسیدن به قله اجتهاد
در اوایل جوانی، امینی برای تکمیل تحصیلات عالی فقه و اصول و غوطهوری در دانشهای اسلامی راهی حوزه علمیه نجف اشرف شد؛ حوزهای که در آن عصر قلب تپنده تفکر فقهی جهان تشیع بود. او در نجف محضر بزرگترین استوانههای علمی مانند سید ابوتراب خوانساری، میرزا علی آقا ایروانی، میرزا محمدحسین نائینی، شیخ محمدحسین غروی اصفهانی و سید ابوالحسن اصفهانی را درک کرد. تتبع در مباحث رجالی و حدیثی را نزد سید ابوتراب خوانساری بارور ساخت و در ژرفاندیشی فقهی از محضر نائینی و کمپانی بهرهمند شد. هنوز جوان بود که توانست مدارج عالی فقاهت را طی کند و از مراجع بزرگ وقت اجازه اجتهاد بگیرد. در کنار اجتهاد در احکام، تسلط او بر نقل و نقادی روایات باعث شد از رجال ارشد عصر اجازه نقل روایت دریافت کند.
انگیزه ها و رویکرد نو در تدوین الغدیر
علامه امینی پس از دستیابی به ملکه اجتهاد، متوجه نیازی بنیادین در جغرافیای اندیشه اسلامی شد. مسئله امامت و پیوند ناگسستنی آن با حادثه غدیر خم در آن دوران با تحریفها و ابهامات فراوانی از سوی جریانهای متعصب مواجه شده بود. آنان در پی القای این شبهه بودند که مسئله ولایت اهل بیت ریشهای در صدور اسلام و منابع نخستین ندارد. پاسخهای متکلمان گذشته اغلب محدود به مصادر شیعی یا ادله جدلی بود، اما علامه امینی رویکردی کاملا جدید و اجتهادی برگزید. او تصمیم گرفت حقیقت غدیر و شئون ولایت علوی را صرفا از طریق منابع، کتب تاریخ، تفاسیر و مجامیع حدیثی اهل سنت به اثبات برساند، بدون آنکه به ادله منفرد شیعی استناد کند. این الگوی علمی، پاسخی متین و شکستناپذیر در برابر تشکیککنندگان فراهم ساخت.
روش شناسی دقیق و پژوهش اسنادی
مجموعه عظیم الغدیر نمونهای کمنظیر از پژوهش موضوعی، تاریخی و سندی است. روش علامه بر استخراج آیات نازل شده درباره غدیر از تفاسیر بزرگ اهل سنت مانند طبری، قرطبی، ابن کثیر، فخر رازی و سیوطی استوار بود. او با فهرستی دقیق، سلسله راویان حدیث غدیر را از میان بیش از صد تن از صحابه، هشتاد تن از تابعین و صدها عالم و محدث اهل سنت تا قرن چهاردهم هجری استخراج کرد. علاوه بر آن، علامه امینی به خوبی میدانست که شعر در فرهنگ عرب حکم رسانه رسمی و بایگانی رویدادها را داشته است. از این رو، اشعار شاعران غدیر را از قرن نخست تا عصرهای متأخر بازخوانی کرد تا اثبات کند گسستی در یاد و خاطره غدیر در وجدان جمعی امت اسلامی رخ نداده است. نقد اکاذیب، تحریفها و بازخوانی سیره خلفا با تکیه بر مصادر امین تاریخ از دیگر مؤلفههای کار علمی او بود.
رنج سفر و کاوش در کتابخانه های جهان
تدوین چنین اثر سترگی در روزگاری که ابزارهای دیجیتال وجود نداشت، نیازمند مجاهدتی فرابشری بود. علامه امینی برای یافتن نسخههای خطی نایاب و منابع دست اول، سفرهای طولانی و طاقتفرسایی به اقصی نقاط جهان اسلام انجام داد. او کتابخانههای بغداد، کربلا، نجف، کاظمین و موصل را زیر پا گذاشت، در ایران به کتابخانههای تهران، قم، مشهد و اصفهان سر زد و حتی در قالبی پژوهشی به هند رفت و ماهها در شهرهایی مانند لکنهو، حیدرآباد و دهلی به مطالعه نسخ خطی پرداخت. سفر به سوریه و بررسی خزاین خطی دمشق بهویژه کتابخانه ظاهریه نیز بخش دیگری از تلاشهای او بود. علامه روزانه تا شانزده ساعت مطالعه میکرد و خود نقل کرده است که برای نگارش الغدیر ده هزار جلد کتاب را به طور کامل خوانده و به صد هزار کتاب مراجعه مکرر داشته است.
خدمات ماندگار و تاسیس کتابخانه بزرگ نجف
تلاشهای علامه امینی تنها به نگارش الغدیر محدود نشد. یکی از کمبودهای بزرگ حوزه علمیه نجف در آن زمان، فقدان یک کتابخانه جامع و عمومی برای پژوهشگران بود. علامه در سال ۱۳۷۳ هجری قمری با همت شخصی، جمعآوری اعانات و خرید نسخههای خطی، کتابخانه بزرگ امام امیرالمومنین(ع) را در نجف اشرف بنیاد نهاد. این مرکز به سرعت به یکی از غنیترین خزاین کتابهای چاپی و نسخ خطی در جهان اسلام تبدیل شد و او تمام کتب شخصی و نسخههای استنساخ شده به دست خود را وقف این کتابخانه کرد. علاوه بر این، آثار گرانقدر دیگری از او به یادگار ماند؛ از جمله شهداء الفضیلة در شرح حال علمای شهید شیعه، سیرتنا و سنتنا در اثبات مشروعیت شعائر و تربت حسینی، و المقاصد العلیة در حوزه کلام و توحید.
الغدیر و منشور وحدت عقلانی در جهان اسلام
یکی از برجستهترین ابعاد اندیشه علامه امینی، نگاه او به وحدت اسلامی بود. بر خلاف تصورات سطحی، الغدیر نه تنها عامل تفرقه نبود، بلکه پایهگذار وحدتی عقلانی و مستند شد. متفکرانی همچون شهید مرتضی مطهری تاکید کردهاند که علامه با رعایت کامل ادب محاورات اسلامی و پرهیز از ناسزاگویی، اتهامات بیاساس درباره تشیع را برچید. تا پیش از الغدیر، بسیاری شیعه را فرقهای بیخبر از سنت میپنداشتند، اما این اثر اثبات کرد که عقاید شیعه ریشه مستقیم در متون اصیل اسلامی دارد. وحدت از نگاه علامه به معنای ندیده گرفتن حقایق تاریخی نبود، بلکه تفاهم متقابل بر پایه منطق و احترام به ادله علمی بود؛ نکتهای که تمجید علمای برجسته اهل سنت در مصر، لبنان و سوریه را نیز برانگیخت.
زیست اخلاقی و سال های پایانی عمر
علامه امینی در کنار مقام بالای علمی، متخلق به اخلاق الهی و سلوک معنوی بود. او زیارت مداوم حرم امیرالمومنین، تهجد شبانه و گریههای طولانی در پیشگاه خدا را هرگز ترک نمیکرد. با فقر و قناعت ساخت و هرگز هدایای حاکمان وقت را نپذیرفت تا استقلال قلم و اندیشهاش محفوظ بماند. سالها کار مداوم، مطالعه در شرایط نامساعد و سفرهای سخت، سلامت جسمانی او را تضعیف کرد و سرانجام در بیست و هشتم ربیع الثانی سال ۱۳۹۰ هجری قمری در سن شصت و هشت سالگی در تهران درگذشت. پیکر او پس از تشییعی باشکوه در ایران و عراق، در حجرهای کنار کتابخانه امام امیرالمومنین(ع) در نجف اشرف به خاک سپرده شد تا نامش برای همیشه به عنوان پرچمدار آگاهی و ولایت بر تارک تاریخ بتابد.
