یاسوج-جنگلهای زاگرس در کهگیلویه و بویراحمد، فرصتی برای پیوند حفاظت از منابع طبیعی با اشتغالزایی و بهبود معیشت جوامع محلی هستند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها: جنگل در زاگرس فقط مجموعهای از درختان پراکنده بر دامنه کوهها نیست، بخشی از زیرساخت طبیعی زندگی در منطقهای است که آب، خاک، کشاورزی، دامداری و سکونتگاههای انسانی به سلامت آن وابستگی دارند، در کهگیلویه و بویراحمد، این پیوند بهدلیل گستردگی پوشش جنگلی، تنوع ارتفاعی و تفاوت شرایط آبوهوایی مناطق مختلف، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
استان کهگیلویه و بویراحمد با مساحتی حدود ۱۶ هزار و ۲۴۹ کیلومترمربع در جنوب غربی ایران و در امتداد رشتهکوه زاگرس قرار گرفته است، بخش قابل توجهی از این سرزمین کوهستانی را جنگلها و مراتع تشکیل میدهند، بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان منابع طبیعی، این استان حدود ۸۷۴ هزار هکتار جنگل دارد، عرصهای که بیش از ۵۰ گونه درختی و درختچهای را در خود جای داده و حدود ۷۰ درصد پوشش جنگلی آن از گونه بلوط تشکیل شده است.
این گستردگی، کهگیلویه و بویراحمد را به یکی از کانونهای مهم جنگلهای زاگرسی تبدیل کرده است. جنگلهای بلوط در کنار گونههایی همچون زبانگنجشک، بادام، بنه و دیگر گونههای بومی، بخشی از تنوع زیستی منطقه را شکل میدهند و در پایداری شیبها، حفظ خاک، کاهش روانآب و تنظیم چرخه آب نقش دارند. به همین دلیل، هرگونه آسیب به این عرصهها تنها به از بین رفتن تعدادی درخت محدود نمیشود که پیامدهای آن میتواند در فرسایش خاک، کاهش نفوذ آب، افزایش خطر سیلاب و تضعیف زیستگاههای طبیعی نیز نمایان شود.
اقلیم متنوع؛ از ارتفاعات سردسیر تا نواحی گرمسیری
یکی از ویژگیهای مهم کهگیلویه و بویراحمد، تفاوت شرایط اقلیمی در مناطق مختلف آن است، ارتفاعات شمالی و مرکزی استان، بهویژه محدودههای کوهستانی دنا و بویراحمد، زمستانهایی سرد و بارشهایی دارند که در ارتفاعات به شکل برف نیز ظاهر میشود، در مقابل، مناطق جنوبی و غربی، از جمله بخشهایی از گچساران و نواحی گرمسیری، تابستانهای گرمتر و شرایط خشکتری را تجربه میکنند. میان این دو پهنه نیز مناطق معتدل و نیمهگرمسیری قرار دارند که ویژگیهای اقلیمی خاص خود را دارند.
این تفاوت آبوهوایی در میزان بارش سالانه نیز دیده میشود، بر اساس دادههای بلندمدت هواشناسی استان کهگیلویه و بویراحمد، میانگین بارش سالانه استان حدود ۵۸۰ تا ۵۹۰ میلیمتر است، با این حال، بارندگی در همه نقاط استان یکسان نیست، میانگین بلندمدت بارش در ایستگاه یاسوج حدود ۷۹۵ میلیمتر، سیسخت حدود ۶۹۴ میلیمتر، مارگون حدود ۶۴۱ میلیمتر و لنده حدود ۷۷۳ میلیمتر گزارش شده است، در مناطق گرمسیریتر، این میزان کمتر است بهگونهای که میانگین بلندمدت بارش در لیکک حدود ۴۱۲ میلیمتر و دوگنبدان حدود ۴۴۲ میلیمتر اعلام شده است.
این اختلاف بارشی نشان میدهد که برنامه حفاظت و احیای جنگلها نمیتواند در تمام نقاط استان با یک الگوی ثابت اجرا شود، گونههای گیاهی مناسب برای ارتفاعات سردسیر، لزوماً در مناطق گرمسیری و کمبارش عملکرد یکسانی ندارند، زمان کاشت، شیوه نگهداری، میزان دسترسی به آب و حتی نوع عملیات حفاظتی نیز باید متناسب با شرایط طبیعی هر منطقه تعیین شود.
از سوی دیگر، میزان بارش سالانه بهتنهایی تضمینکننده پایداری منابع آب نیست. چگونگی توزیع بارندگی در طول سال، شدت بارشها، وضعیت پوشش گیاهی، جنس خاک و شیب زمین در میزان نفوذ آب و شکلگیری روانآب نقش دارند، بارشهای شدید در زمینهای فاقد پوشش گیاهی یا دامنههای آسیبدیده میتوانند بهجای تغذیه منابع آب زیرزمینی، موجب جاری شدن سیلاب و انتقال خاک حاصلخیز شوند.
آبخیزداری؛ حلقه اتصال جنگل، آب و خاک
در چنین شرایطی، حفاظت از جنگلها باید در کنار مدیریت حوزههای آبخیز دنبال شود، آبخیزداری مجموعهای از اقدامات مدیریتی، مکانیکی و زیستی است که با هدف کنترل روانآب، کاهش فرسایش خاک، افزایش نفوذ آب، تقویت پوشش گیاهی و کاهش خسارت سیلاب اجرا میشود. در این رویکرد، جنگل و مرتع اجزای یک سامانه طبیعی به شمار میروند و حفاظت از هر بخش، بر وضعیت سایر بخشها اثر میگذارد.
اقداماتی مانند ایجاد سازههای سنگی و ملاتی در نقاط مناسب، بانکتبندی و اصلاح دامنههای شیبدار، بوتهکاری، بذرپاشی و تقویت پوشش گیاهی میتوانند سرعت حرکت روانآب را کاهش دهند و فرصت بیشتری برای نفوذ آب به خاک فراهم کنند، این اقدامات در کنار حفاظت از پوشش جنگلی، به کاهش رسوبگذاری در پاییندست و حفظ ظرفیت آبگیرها و سدها نیز کمک میکنند.
در سالهای اخیر، اجرای طرحهای آبخیزداری در بخشهایی از استان با هدف ذخیره آب، کنترل سیلاب و تقویت پوشش گیاهی دنبال شده است، در برنامههای اعلامشده از سوی مسئولان منابع طبیعی، توسعه عملیات آبخیزداری در سطح ۲۵۰ هزار هکتار از عرصههای استان نیز مطرح شده است، این برنامهها در کنار جنگلداری اجتماعی و جنگلکاری اقتصادی، قرار است حفاظت از منابع طبیعی را از یک فعالیت صرفاً اداری و حفاظتی به برنامهای مشارکتی و متکی بر ظرفیتهای محلی تبدیل کنند.
اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر روشن میشود که پیامدهای تخریب پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی در نظر گرفته شود، از بین رفتن پوشش گیاهی، خاک را در برابر ضربه مستقیم قطرات باران و جریان روانآب آسیبپذیرتر میکند، با افزایش فرسایش، بخشی از خاک حاصلخیز از دست میرود و توان طبیعی زمین برای بازسازی پوشش گیاهی کاهش مییابد. بنابراین، احیای جنگلها و مراتع باید همراه با مدیریت آب و خاک، کنترل چرای دام، پیشگیری از آتشسوزی و مشارکت بهرهبرداران محلی باشد.
آتشسوزی؛ تهدیدی برای سرمایه طبیعی زاگرس
در کنار عوامل طبیعی، آتشسوزی یکی از مهمترین تهدیدهای جنگلهای زاگرس است. تابستانهای گرم و خشک، کاهش رطوبت پوشش گیاهی، وزش باد و بیاحتیاطیهای انسانی میتوانند زمینه گسترش آتش را فراهم کنند و در بسیاری از موارد، یک حریق در عرصهای کوهستانی بهدلیل دشواری دسترسی و محدودیت امکانات، بهسرعت مهار نمیشود و ممکن است چندین روز ادامه پیدا کند.
آمارهای سالهای گذشته ابعاد این تهدید را نشان میدهد، در آتشسوزی تیرماه ۱۴۰۳ در منطقه حفاظتشده خائیز، حدود دو هزار هکتار از جنگلها و مراتع آسیب دید. همچنین در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، مجموعاً بیش از یکهزار و ۲۰۰ هکتار از عرصههای جنگلی و مرتعی استان در آتشسوزیها خسارت دیدند، این ارقام نشان میدهد که حفاظت از جنگل تنها به تولید و کاشت نهال محدود نیست و پیشگیری، پایش، آموزش و واکنش سریع به حریق نیز باید در کانون برنامههای منابع طبیعی قرار گیرد.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی استاندار کهگیلویه و بویراحمد در مردادماه ۱۴۰۵، در بازه زمانی مشابه سال قبل ۷۹ مورد حریق به آسیبدیدگی یکهزار و ۳۷۸ هکتار از عرصههای جنگلی منجر شده بود، در حالی که در سال جاری تعداد حریقها به ۴۸ مورد و سطح عرصههای درگیر به ۹۲۶ هکتار رسید، این آمار از کاهش تعداد حریقها و سطح آسیبدیدگی در مقایسه با دوره مشابه حکایت دارد، اما همچنان ضرورت استمرار برنامههای پیشگیرانه را یادآوری میکند.
پس از وقوع آتشسوزی نیز احیای عرصههای آسیبدیده نیازمند بررسی کارشناسی است، همه مناطق سوخته شرایط یکسانی ندارند، در برخی نقاط، بذرهای موجود در خاک و توان باززایی طبیعی گونههای بومی میتواند به بازگشت پوشش گیاهی کمک کند و در برخی مناطق دیگر، بهدلیل شدت تخریب، فرسایش خاک یا از بین رفتن پایههای مادری، اقدامات تکمیلی مانند بذرکاری، نهالکاری و حفاظت از نهالهای تازهروییده ضرورت پیدا میکند.
در این میان، استفاده از گونههای بومی و سازگار با اقلیم هر منطقه اهمیت زیادی دارد، هدف از جنگلکاری در عرصههای آسیبدیده صرفاً افزایش تعداد درختان نیست، بلکه بازسازی ساختار طبیعی زیستبوم، تقویت پوشش گیاهی، تثبیت خاک، کمک به حفظ آب و فراهم کردن شرایط بازگشت تدریجی تنوع زیستی است، کاشت نهال بدون توجه به نیاز آبی، شرایط خاک، شیب زمین و امکان مراقبت پس از کاشت، بهتنهایی تضمینکننده احیای جنگل نخواهد بود.
از همین رو، تولید نهال، کاشت اصولی، مراقبت و آبیاری اولیه در صورت نیاز، حفاظت در برابر چرای دام و مشارکت مردم در نگهداری نهالها باید بهعنوان حلقههای یک زنجیره دیده شوند و این زنجیره زمانی نتیجهبخش خواهد بود که برنامههای جنگلکاری با عملیات آبخیزداری و حفاظت مستمر از عرصهها همراه شوند.
در کنار ضرورت حفاظت از جنگلهای موجود، تولید نهال و تقویت پوشش گیاهی از اقداماتی است که میتواند زمینه بازسازی عرصههای طبیعی و توسعه جنگلکاری را فراهم کند، کهگیلویه و بویراحمد طی سالهای اخیر ظرفیت نهالستانی خود را در مسیر تولید گونههای جنگلی به کار گرفته و بخشی از تولیدات آن علاوه بر مصرف داخل استان، به دیگر مناطق کشور ارسال شده است.
تولید ۹ میلیون نهال؛ پشتوانهای برای احیای جنگلهای زاگرس
رئیس اداره جنگلداری و جنگلکاری ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در راستای تقویت پوشش گیاهی و احیای عرصههای طبیعی، از ابتدای سال ۱۴۰۱ تاکنون ۹ میلیون اصله نهال جنگلی در نهالستانهای استان تولید شده است.
جواد رحیمیان با اشاره به تنوع گونههای تولیدی افزود: این نهالها شامل گونههای ارزشمندی همچون بلوط، زبانگنجشک، بادام، کلخنگ و صنوبر هستند که هرکدام نقش مهمی در حفظ تعادل اکوسیستم و تقویت پوشش گیاهی مناطق مختلف دارند.
وی با بیان اینکه بخشی از نهالهای تولیدی در عرصههای طبیعی استان کاشته شدهاند، تصریح کرد: تاکنون یک میلیون و ۲۰۰ هزار اصله نهال در جنگلهای استان غرس شده و سایر نهالها نیز با هدف کمک به احیای عرصههای طبیعی به استانهای مختلف کشور ارسال شدهاند.
رئیس اداره جنگلداری و جنگلکاری ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر ضرورت استمرار برنامههای جنگلکاری بیان کرد: تولید و کاشت نهال در کنار مدیریت اصولی عرصههای جنگلی میتواند نقش مؤثری در بازسازی پوشش گیاهی، تقویت منابع طبیعی و مقابله با روند تخریب جنگلها داشته باشد.
وی مشارکت مردم و جوامع محلی را یکی از عوامل مهم موفقیت طرحهای احیای جنگل دانست و گفت: عملیات کاشت نهال در کهگیلویه و بویراحمد با همکاری تشکلهای مردمی حوزه منابع طبیعی، جوامع محلی و نیروهای اداری و نظامی انجام میشود و استفاده از ظرفیت این مجموعهها در حفاظت و نگهداری از جنگلها اهمیت زیادی دارد.
رحیمیان با اشاره به تهدیدهای مختلف پیشروی جنگلهای زاگرس خاطرنشان کرد: سیل، ریزگردها، کمآبی، فرسایش خاک، آتشسوزی و هجوم آفات از جمله عواملی هستند که هر ساله عرصههای جنگلی استان را تحت تأثیر قرار میدهند و ضرورت اجرای برنامههای حفاظتی و احیایی را دوچندان میکنند.
وی ادامه داد: ایجاد جنگلهای دستکاشت و توسعه پوشش گیاهی، در کنار سایر اقدامات حفاظتی و مدیریتی، میتواند در کاهش پیامدهای این بحرانها، جلوگیری از فرسایش خاک و بهبود شرایط زیستمحیطی مؤثر باشد.
رئیس اداره جنگلداری و جنگلکاری ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمدبا اشاره به اهمیت جنگلها در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی افزود: احیای جنگلها تنها یک اقدام محیطزیستی نیست، بلکه به دلیل نقش آنها در تعدیل دمای هوا، بهبود سلامت عمومی، جذب گردشگر و حفاظت از منابع آب و خاک، ضرورتی مهم برای توسعه پایدار استان به شمار میرود.
وی با اشاره به وسعت عرصههای جنگلی استان گفت: کهگیلویه و بویراحمد دارای حدود ۸۷۴ هزار هکتار جنگل است که بیش از ۵۰ گونه درختی و درختچهای را در خود جای داده و حدود ۷۰ درصد پوشش جنگلی آن را گونه بلوط تشکیل میدهد.
رحیمیان در پایان با اشاره به آسیبپذیری جنگلهای بلوط در برابر آفات اظهار کرد: در سال گذشته حدود ۲۶ هزار هکتار از جنگلهای بلوط استان درگیر آفت برگخوار بلوط شد که این موضوع ضرورت تقویت اقدامات پایش، مراقبت، حفاظت و احیای جنگلها را نشان میدهد.
جنگلداری اجتماعی؛ حفاظت با مشارکت و انتفاع مردم
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: حفاظت از منابع طبیعی با مشارکت مستقیم مردم، از مهمترین اهداف اجرای طرح جنگلداری اجتماعی و جنگلکاری اقتصادی در استان است.
سیدجمال موسویان با بیان اینکه مشارکت مردم در این طرح با رعایت حقوق بهرهبرداران و در قالب سامانهای عرفی انجام میشود، افزود: تشکیل تعاونیها، تشکلهای مردمی و صندوقهای خرد، زمینه حضور و نقشآفرینی جوامع محلی در حفاظت، توسعه و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی را فراهم میکند.
وی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی این طرح بیان کرد: کشت گیاهان دارویی، زراعت چوب، بادامکاری، زنبورداری، گردشگری و استفاده از انرژیهای نو از جمله زمینههایی است که میتواند ضمن ایجاد درآمد برای جوامع محلی، مشارکت مردم در حفاظت از جنگلها و مراتع را افزایش دهد.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به تعیین ۲۵۰ هزار هکتار از اراضی ملی استان برای اجرای این طرح، گفت: فاز نخست جنگلداری اجتماعی در حدود ۶۰ هزار هکتار آغاز خواهد شد و برنامهریزی برای معرفی متقاضیان واجد شرایط در قالب سامانهای عرفی در دستور کار قرار دارد.
وی ادامه داد: توسعه زیرساختهایی مانند نهالستانها، افزایش تولید نهال و فراهم کردن زمینه دسترسی متقاضیان به تسهیلات، از الزامات اجرای این طرح است و حمایت دستگاههای استانی و ملی میتواند روند اجرایی آن را تسهیل کند.
موسویان با اشاره به حمایت معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری از این طرح، عنوان کرد: ارائه تسهیلات، آموزش، پشتیبانی فنی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و بخش صنعت برای تکمیل زنجیره ارزش محصولات، از جمله محورهای حمایتی پیشبینیشده است.
وی بیان کرد: در پایان سومین جلسه هماهنگی مقرر شد ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان، متقاضیان واجد شرایط در حوزههای گیاهان دارویی، زراعت چوب، زنبورداری و انرژیهای نو را در قالب سامانهای عرفی شناسایی و به معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری معرفی کند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر نقش جوامع محلی در موفقیت این طرح، تصریح کرد: جنگلداری اجتماعی علاوه بر حفاظت از منابع طبیعی، میتواند زمینه اشتغالزایی، ایجاد درآمد پایدار و بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی جنگلها و مراتع استان را فراهم کند.
از تولید نهال تا زنجیره ارزش؛ ضرورت پیوند برنامهها
آنچه از کنار هم قرار گرفتن آمار تولید نهال و برنامه جنگلداری اجتماعی به دست میآید، شکلگیری دو مسیر مکمل برای حفاظت از منابع طبیعی استان است، مسیر نخست، تقویت توان احیای پوشش گیاهی از طریق تولید نهال، کاشت گونههای متناسب با اقلیم و مراقبت از عرصههای جنگلی است. مسیر دوم، گسترش مشارکت مردم در حفاظت و بهرهبرداری اصولی از ظرفیتهای طبیعی با ایجاد فرصتهای اقتصادی و اشتغال محلی است.
تولید ۹ میلیون اصله نهال در فاصله سالهای ۱۴۰۱ تاکنون، ظرفیت قابل توجهی برای پشتیبانی از برنامههای جنگلکاری ایجاد کرده است، با این حال، شاخص موفقیت چنین برنامهای تنها تعداد نهالهای تولیدشده نیست و میزان استقرار نهالها در عرصه، درصد بقای آنها پس از کاشت، تناسب گونه با شرایط آبوهوایی، مراقبت در سالهای نخست و حفاظت در برابر آتشسوزی و چرای دام نیز باید در ارزیابی عملکرد مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، طرح جنگلداری اجتماعی زمانی میتواند به نتایج پایدار برسد که فعالیتهای اقتصادی تعریفشده در آن، با ظرفیت واقعی هر سامان عرفی هماهنگ باشد. کشت گیاهان دارویی، زراعت چوب، بادامکاری و زنبورداری به شناخت شرایط طبیعی منطقه، آموزش بهرهبرداران، تأمین نهادهها و دسترسی به بازار نیاز دارد. توسعه گردشگری طبیعی نیز باید با ظرفیت تحمل محیطزیست و ضوابط حفاظت از عرصهها سازگار باشد تا درآمدزایی به تخریب منابع طبیعی منجر نشود.
تکمیل زنجیره ارزش محصولات، یکی دیگر از حلقههای مهم این مسیر است، تولیدکننده محلی زمانی از فعالیت اقتصادی خود درآمد پایدار به دست میآورد که علاوه بر تولید، امکان فرآوری، بستهبندی، عرضه و فروش محصول را نیز داشته باشد. به همین دلیل، ارتباط میان تعاونیها و تشکلهای محلی با بخش صنعت و بازار، میتواند ارزش اقتصادی فعالیتهایی مانند گیاهان دارویی و محصولات جنگلی را افزایش دهد و سهم بیشتری از منافع را به جوامع محلی اختصاص دهد.
حفاظت پایدار با حضور مردم معنا پیدا میکند
جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد با گسترهای حدود ۸۷۴ هزار هکتار، بخشی از سرمایه طبیعی زاگرس و پشتوانه مهم منابع آب و خاک استان هستند، این عرصهها در برابر مجموعهای از تهدیدها، از جمله آتشسوزی، آفات، کمآبی، فرسایش خاک، ریزگردها و فشارهای ناشی از بهرهبرداری نامتوازن قرار دارند، مقابله با این تهدیدها به برنامهای مستمر نیاز دارد که در آن تولید نهال، احیای عرصههای آسیبدیده، آبخیزداری، پیشگیری از حریق و مدیریت بهرهبرداری در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در چنین شرایطی، جنگلداری اجتماعی میتواند پیوند میان حفاظت محیطزیست و اقتصاد روستایی را تقویت کند، به این معنا که مردم در برابر مشارکت در نگهداری از جنگلها، از فرصتهای قانونی برای ایجاد درآمد و توسعه فعالیتهای اقتصادی سازگار با طبیعت برخوردار شوند. این رویکرد همچنین میتواند از وابستگی معیشت خانوارها به برداشتهای مخرب از منابع طبیعی بکاهد و انگیزه حفاظت از جنگل را در سطح جوامع محلی افزایش دهد.
البته تحقق این هدف به اجرای دقیق برنامهها وابسته است، تعیین روشن حقوق بهرهبرداران، شفافیت در واگذاری مسئولیتها، نظارت فنی بر فعالیتها، آموزش مستمر، تأمین تسهیلات و فراهم کردن بازار فروش محصولات از جمله پیشنیازهای موفقیت طرح به شمار میروند، همچنین باید میان برنامههای جنگلکاری، آبخیزداری و جنگلداری اجتماعی هماهنگی وجود داشته باشد تا اقدامات پراکنده به یک برنامه جامع برای مدیریت حوزههای طبیعی تبدیل شوند.
در نهایت، آینده جنگلهای زاگرس تنها با کاشت نهال یا اعلام سطح اراضی مشمول طرح تضمین نمیشود، آنچه ماندگاری این سرمایه را رقم میزند، مراقبت از نهالها، احیای علمی عرصههای آسیبدیده، حفاظت از آب و خاک و مشارکت پایدار مردمی است که زندگی و معیشتشان با این جنگلها گره خورده است. اگر تولید نهال، مدیریت آبخیزها و جنگلداری اجتماعی در یک مسیر هماهنگ پیش بروند، جنگلهای استان میتوانند همزمان پشتوانهای برای پایداری محیطزیست و بستری برای اشتغال و رونق اقتصادی جوامع محلی باشند.
