به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، ساعت حوالی هفت صبح است. در راهروهای رنگارنگ بیمارستان کودکان حکیم، بوی یک امید تازه می آمد، آرزویی که پرستاران و کادر درمان در انتظارش بودند تا تک تک بچه ها از بیمارستان مرخص شوند.شیفت شب با آنکه تمام شب را از کودکان مراقبت کرده بود اما با لبخند بخش را به همکاران خود تحویل می داد.
حالا نوبت شیفت صبح است تا این بار سنگین را به دوش بکشد. در صدر این خط مقدم، خانم بهاری ایستاده است؛ سرپرستاری با بیست سال سابقه کار بالینی مداوم با کودکانی که بیماریهای صعبالعلاج گریبانشان را گرفته است. بیست سال زندگی در بطن یکی از فرسایندهترین، طاقتفرساترین و ناشناختهترین مشاغل دنیا: پرستاری آنکولوژی اطفال.
شغل پرستاری در نگاه اول ممکن است یک سری وظایف مشخص و روتین به نظر برسد؛ اما در عمل، ماراتنی بیپایان از فشار فیزیکی است. پرستار این بخش باید ساعتهای متمادی سر پا بایستد، پروندههای سنگین را مدیریت کند، به طور مداوم علائم حیاتی را بسنجد، سرمها و داروهای خاص شیمیدرمانی را با دقتی در حد میلیگرم آماده سازد و همزمان حواسش به رگگیریهای دشوار کودکان نحیف و دردکشیده باشد. این فشار کاری مداوم، دردهای اسکلتی-عضلانی مزمن، خستگیهای بیپایان شیفتهای شبانه و بیخوابیهای طولانیمدت را به بخش جداییناپذیر زندگی یک پرستار بدل کرده است.
کلمهی «سرطان» برای همهی انسانها بار معنایی ترسناکی دارد؛ اما این هراس زمانی صدچندان میشود که پایِ جانِ نازکِ یک کودک در میان باشد. پرستاران بخش آنکولوژی فقط ارائهدهندگان مراقبتهای پزشکی بالینی نیستند؛ آنها شانهای مطمئن برای گریستن و تکیهگاهی مستحکم برای پدر و مادرهایی هستند که در شوک نخستین تشخیص بیماری فرزندشان، دنیا بر سرشان خراب شده است.
در طول ماهها و سالهای سنگینِ درمان، این پرستاران فراتر از نقش حرفهای خود عمل میکنند. رابطهای عمیق، دوستانه، خواهرانه و مادرانه میان کادر درمان و خانوادهها شکل میگیرد. در این بخش، کادر درمان با اشک کودکان و والدین گریسته و در روزهای تلخِ بیماری، شریک غصهها بودهاند. اما شیرینترین لحظات، روزهای ترخیص و بهبودی است؛ لحظاتی که اشک جاری بر گونهها، نه از سر درد، بلکه «اشک شوق» برای پیروزی بر بیماری و عبور از طوفانِ سختیهاست.
پرستاران بخشهای خاص مانند آنکولوژی، قهرمانان گمنامی هستند که هر روز میان مرز باریک درد و امید گام برمیدارند. آنها فقط دارو به بیماران تزریق نمیکنند؛ بلکه قطرهقطره زندگی، شجاعت و امید را به رگهای سردِ بیمارستان میپاشند تا ثابت کنند در تاریکترین روزهای بیماری، انسانیت و مهرورزی همچنان زنده و تابنده است.
