نمایش پوشالی قدرت

حرکت ناو تهاجمی آبی خاکی یو‌اس‌اس ماکین آیلند از پایگاه دریایی یوکوسوکا در ژاپن به سمت منطقه عملیاتی سنتکام، نشانه تازه‌ای از تقویت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه است؛ تحرکی که هم‌زمان با بررسی گزینه‌های نظامی واشنگتن در قبال ایران و تلاش برای انتقال سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر به منطقه انجام می‌شود.

به گزارش دیروزبان، در شرایطی که فشارهای سیاسی داخلی بر دولت دونالد ترامپ افزایش یافته، آرایش دریایی آمریکا میان آمادگی نظامی و تلاش برای یافتن راهی دیپلماتیک در نوسان است.

۲۲۰۰ تفنگدار دریایی راهی منطقه شد

گروه آماده آبی ‌خاکی آمریکا موسوم به ماکین‌آیلند پایگاه دریایی یوکوسوکا در ژاپن را ترک کرده و به سمت حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) حرکت کرده است. این گروه از سه شناور اصلی تشکیل شده که در کنار یکدیگر توانایی انتقال نیرو، تجهیزات و اجرای عملیات آبی ‌خاکی را دارند.

ناو تهاجمی آبی‌ ‌خاکی ماکین از کلاس وسپ، شناور اصلی این گروه است. در کنار آن، ناو ترابری آبی ‌خاکی USS Anchorage از کلاس سن‌آنتونیو و ناو USS John P. Murtha نیز حضور دارند.

اهمیت این جابه‌جایی تنها به افزایش تعداد شناورهای آمریکایی محدود نمی‌شود. این گروه بیش از ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی را حمل می‌کند؛ نیروهایی که برای مأموریت‌های مختلف، از عملیات آبی ‌خاکی و پشتیبانی نظامی تا تخلیه نیروها و حفاظت از تأسیسات و منافع آمریکا، قابل استفاده هستند.

البته حرکت این گروه به معنای قطعی بودن آغاز عملیات زمینی علیه ایران نیست. اعزام نیروهای آبی‌ خاکی می‌تواند بخشی از برنامه احتیاطی پنتاگون برای افزایش گزینه‌های عملیاتی در منطقه باشد.

سومین ناو هواپیمابر آمریکا در مسیر خاورمیانه

در کنار حرکت گروه آبی‌ خاکی ماکین آیلند، آمریکا در حال آماده‌سازی برای انتقال سومین ناو هواپیمابر خود به خاورمیانه است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس روزولت پنجم نوامبر وارد پایگاه دریایی چانگی در سنگاپور شده و پس از توقفی کوتاه، مسیر خود را از تنگه مالاکا به سمت اقیانوس هند و خاورمیانه ادامه خواهد داد.

پیش‌بینی شده است این ناو در نیمه دوم ماه نوامبر به حوزه عملیاتی سنتکام برسد. در صورت تحقق این برنامه، ظرفیت حضور هوایی و دریایی آمریکا در منطقه افزایش خواهد یافت و واشنگتن امکان بیشتری برای استقرار جنگنده‌ها، پشتیبانی هوایی و اجرای مأموریت‌های دریایی خواهد داشت.

موقعیت ناوهای هواپیمابر آمریکا؛ دو ناو در منطقه و یک ناو در راه

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، آرایش ناوهای مهم هواپیمابر آمریکا در منطقه و مسیرهای منتهی به خاورمیانه به این شرح است:

ناو جورج بوش: در حوزه عملیاتی سنتکام و منطقه خاورمیانه مستقر است و یکی از ظرفیت‌های اصلی قدرت هوایی دریایی آمریکا به شمار می‌رود.

ناو جرج واشنگتن: این ناو نیز در منطقه حضور دارد و در کنار ناو بوش، بخشی از توان دریایی آمریکا برای مأموریت‌های احتمالی محسوب می‌شود.

ناو روزولت: پنجم نوامبر وارد پایگاه دریایی چانگی سنگاپور شد و قرار است پس از عبور از تنگه مالاکا و حرکت به سمت اقیانوس هند، در نیمه دوم نوامبر به حوزه عملیاتی سنتکام برسد.

در صورت تکمیل این جابه‌جایی، شمار ناوهای هواپیمابر مورد اشاره در این آرایش به سه فروند خواهد رسید. چنین حضوری می‌تواند امکان افزایش پروازهای عملیاتی، پشتیبانی از نیروهای مستقر در منطقه و حفظ آمادگی برای سناریوهای مختلف نظامی را فراهم کند.

البته باید توجه داشت که ناو هواپیمابر و ناو تهاجمی آبی‌ـ‌خاکی دو قابلیت متفاوت دارند. ناو هواپیمابر عمدتا برای تأمین قدرت هوایی و اجرای عملیات با جنگنده‌ها و هواگردهای مستقر بر عرشه به کار می‌رود؛ در مقابل، ناوهای آبی ‌خاکی ظرفیت انتقال تفنگداران دریایی، بالگردها و تجهیزات مورد نیاز برای عملیات ساحلی را فراهم می‌کنند. حضور هم‌زمان این دو نوع شناور، دامنه گزینه‌های نظامی آمریکا را گسترده‌تر می‌کند.

آیا واشنگتن برای جنگ گسترده‌تر با ایران آماده می‌شود؟

تحرکات دریایی آمریکا در شرایطی انجام می‌شود که برنامه‌ریزان وزارت دفاع این کشور گزینه‌های مختلف نظامی را برای ارائه به دونالد ترامپ آماده کرده‌اند. این گزینه‌ها می‌توانند از افزایش فشار نظامی و عملیات محدود تا سناریوهای گسترده‌تر را دربر بگیرند.

با این حال، تحولات سیاسی داخلی آمریکا نیز بر محاسبات کاخ سفید تأثیر گذاشته است. عملکرد ضعیف جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، فضای سیاسی تازه‌ای ایجاد کرده که می‌تواند هزینه تصمیم‌گیری برای ورود به یک درگیری نظامی گسترده‌تر را افزایش دهد.

در این میان، جریان خویشتن‌داری در حزب جمهوری‌خواه به رهبری جی‌دی ونس، خواهان جلوگیری از تشدید بیشتر بحران است. اگر این جریان بتواند دیدگاه خود را در تصمیم‌گیری‌های دولت ترامپ تقویت کند، احتمال دارد واشنگتن به جای گسترش جنگ، به دنبال محدود کردن خسارات و دستیابی به توافقی از مسیر مذاکره باشد.

چنین توافقی برای دولت آمریکا اهمیت سیاسی نیز دارد؛ زیرا کاخ سفید به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را به‌عنوان دستاوردی قابل دفاع در برابر افکار عمومی آمریکا معرفی کند.

نمایش قدرت یا مقدمه عملیات نظامی؟

افزایش حضور ناوهای هواپیمابر، اعزام بیش از ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی و حرکت گروه‌های آبی ‌خاکی به سمت خاورمیانه، نشان می‌دهد پنتاگون قصد دارد گزینه‌های عملیاتی خود را باز نگه دارد. با این حال، افزایش تجهیزات نظامی الزاما به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست.

واشنگتن ممکن است از این آرایش نظامی برای افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات، ارسال پیام بازدارندگی به تهران و آماده نگه داشتن نیروهای خود برای شرایط غیرمنتظره استفاده کند.

در واقع، آمریکا اکنون دو مسیر را هم‌زمان دنبال می‌کند: از یک سو، تقویت حضور نظامی و آماده‌سازی گزینه‌های احتمالی و از سوی دیگر، بررسی امکان دستیابی به توافقی که هزینه سیاسی و نظامی تقابل با ایران را کاهش دهد.

نکته تعیین‌کننده این است که آیا ناوهای اعزامی آمریکا صرفا ابزار فشار برای مذاکره خواهند بود یا در صورت شکست دیپلماسی، به بخشی از آرایش عملیاتی یک دور تازه از رویارویی با ایران تبدیل می‌شوند؟ پاسخ این پرسش بیش از آنکه به تعداد ناوهای مستقر در منطقه وابسته باشد، به تصمیم نهایی ترامپ و موازنه سیاسی در واشنگتن بستگی دارد.