پیامدهای جنگ ایران جمهوری‌خواهان و به‌ویژه دونالد ترامپ را با بحران‌های بسیاری مانند کاهش مقبولیت، نارضایتی از وضعیت اقتصادی و اختلافات سیاسی داخلی مواجه کرده است.

عابد اکبری، کارشناس مسائل بین‌الملل طی یادداشتی برای میزان به تشریح چالش‌های جمهوری‌خواهان و به‌ویژه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور پرداخته است.

این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ در آمریکا، برای دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه به آزمونی فراتر از رقابت بر سر کرسی‌های کنگره تبدیل شده است. این انتخابات در شرایطی برگزار می‌شود که ترامپ با کاهش مقبولیت، نارضایتی از وضعیت اقتصادی، اختلافات سیاسی داخلی و پیامد‌های جنگ با ایران روبه‌روست. مسئله اصلی برای جمهوری‌خواهان دیگر صرفا دفاع از کارنامه رئیس‌جمهور نیست؛ بلکه این است که چگونه می‌توانند رأی‌دهندگان را متقاعد کنند سیاست‌های دولت، به‌ویژه در حوزه جنگ و اقتصاد، زندگی روزمره آنان را بهبود بخشیده است.

نخستین چالش ترامپ، فاصله گرفتن اولویت‌های رأی‌دهندگان از اولویت‌های کاخ سفید است. بخش مهمی از جامعه آمریکا بیش از آنکه درگیر ادعا‌های دولت درباره قدرت نظامی یا جایگاه جهانی این کشور باشد، نگران قیمت بنزین، هزینه مسکن، مواد غذایی و خدمات درمانی است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اکتبر نشان داد مقبولیت ترامپ به ۳۲ درصد رسیده و در سنجش ترجیح عمومی برای انتخابات کنگره، نامزد‌های دموکرات با اختلاف قابل‌توجهی از جمهوری‌خواهان پیش هستند. همچنین حدود نیمی از رأی‌دهندگان، هزینه زندگی را مهم‌ترین مسئله انتخابات می‌دانند. این ارقام نشان می‌دهد که حتی اگر ترامپ بتواند پایگاه وفادار خود را حفظ کند، جلب رأی مستقل‌ها و ناراضیان اقتصادی دشوارتر خواهد شد.

در این میان، جنگ ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا سیاست خارجی را از موضوعی دور از زندگی روزمره به مسئله‌ای ملموس در اقتصاد خانوار آمریکایی تبدیل کرده است. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از اختلال در عرضه نفت و فشار‌های تورمی، هزینه تصمیم‌های نظامی دولت آمریکا را مستقیماً به مصرف‌کنندگان منتقل می‌کند. برآوردی که رویترز به نقل از پنتاگون گزارش کرد، هزینه نظامی جنگ را بیش از ۴۷ میلیارد دلار نشان می‌دهد؛ رقمی که هنوز ممکن است تمام هزینه‌های بازسازی تجهیزات و تأسیسات آسیب‌دیده را دربر نگیرد. برای رأی‌دهنده‌ای که با افزایش هزینه‌های زندگی مواجه است، پرسش ساده، اما سیاسی این است: دستاورد این جنگ چه بوده و هزینه آن را چه کسی می‌پردازد؟

دشواری ترامپ در این است که جنگ را نمی‌توان صرفاً با اعلام پیروزی نظامی به یک موفقیت انتخاباتی تبدیل کرد. پیروزی نظامی زمانی به سرمایه سیاسی بدل می‌شود که دولت بتواند نتیجه‌ای روشن، قابل سنجش و کم‌هزینه به افکار عمومی ارائه دهد. اگر جنگ طولانی شود، هزینه‌های آن افزایش یابد و چشم‌انداز روشنی برای پایان منازعه وجود نداشته باشد، ادبیات پیروزی ممکن است جای خود را به روایت گرفتار شدن آمریکا در یک بحران پرهزینه بدهد. از همین رو، جنگ ایران برای ترامپ فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ آزمونی برای اعتبار وعده‌های انتخاباتی او درباره پایان دادن به جنگ‌های طولانی و تمرکز بر منافع داخلی آمریکاست.

چالش دوم جمهوری‌خواهان، دوگانگی میان وفاداری به ترامپ و ضرورت فاصله گرفتن از اوست. بخش مهمی از پایگاه انتخاباتی این حزب همچنان با شخص ترامپ پیوند عاطفی و سیاسی دارد؛ اما نامزد‌های جمهوری‌خواه در حوزه‌های رقابتی باید به رأی‌دهندگانی پاسخ دهند که الزاماً همه مواضع رئیس‌جمهور آمریکا را تأیید نمی‌کنند. حمایت بی‌قیدوشرط از کاخ سفید ممکن است آنان را در برابر پیامد‌های جنگ، تورم و نارضایتی عمومی آسیب‌پذیر کند؛ در مقابل، فاصله گرفتن از ترامپ نیز خطر کاهش مشارکت بخشی از هواداران او را به همراه دارد. این تناقض، یکی از مهم‌ترین مشکلات راهبردی حزب جمهوری‌خواه در روز‌های پایانی کارزار انتخاباتی است.

  • بیشتر بخوانید:
  • کارشناس مسائل آمریکا: جنگ علیه ایران و قیمت انرژی شانس جمهوری‌خواهان را در انتخابات کاهش داده است
  • هیل: جنگ ایران موضوع محوری در انتخابات میان‎دوره‌ای آمریکا است

از سوی دیگر، دموکرات‌ها فرصت دارند انتخابات را به همه‌پرسی درباره عملکرد ترامپ تبدیل کنند. آنان می‌توانند افزایش هزینه‌های زندگی را به جنگ ایران و سیاست‌های تجاری دولت پیوند بزنند و این پرسش را مطرح کنند که آیا دولت منابع و توجه خود را در جهت اولویت‌های شهروندان آمریکایی به کار گرفته است یا خیر. با این حال، دموکرات‌ها نیز بدون چالش نیستند؛ اختلاف میان جناح میانه‌رو و چپ‌گرای حزب و دشواری ارائه برنامه‌ای منسجم برای اداره کشور می‌تواند بخشی از ظرفیت اعتراضی آنان را محدود کند. بنابراین، ضعف جمهوری‌خواهان به‌خودی‌خود به معنای پیروزی قطعی دموکرات‌ها نیست، هرچند شرایط فعلی فرصت مناسبی برای آنان ایجاد کرده است.

نکته تعیین‌کننده آن است که انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا الزاماً درباره ایران برگزار نمی‌شود، اما ممکن است تا حد زیادی تحت تأثیر جنگ با ایران قرار گیرد. اگر رأی‌دهندگان احساس کنند جنگ به افزایش هزینه‌های زندگی، نااطمینانی اقتصادی و فرسایش منابع عمومی منجر شده است، پیامد‌های آن در صندوق‌های رأی ظاهر خواهد شد؛ حتی اگر ایران مستقیماً موضوع اصلی تبلیغات بسیاری از نامزد‌ها نباشد. در چنین شرایطی، جنگ از یک بحران خارجی به شاخصی برای سنجش کیفیت حکمرانی داخلی تبدیل می‌شود.

در نهایت، مهم‌ترین خطر برای ترامپ نه صرفاً از دست دادن تعدادی کرسی، بلکه تضعیف ادعای او درباره توانایی بازگرداندن ثبات، رفاه و قدرت به آمریکاست. از دست رفتن مجلس نمایندگان می‌تواند مسیر تحقیقات کنگره درباره دولت را هموارتر کند و قدرت مانور قانون‌گذاری کاخ سفید را کاهش دهد؛ تغییر موازنه در سنا نیز می‌تواند انتصاب‌ها و پیشبرد برخی برنامه‌های دولت را دشوارتر سازد. به همین دلیل، انتخابات سوم نوامبر برای ترامپ آزمونی درباره آینده ریاست‌جمهوری او و برای جمهوری‌خواهان سنجشی از هزینه سیاسی هم‌سویی با اوست.

جنگ ایران در این معادله یک متغیر حاشیه‌ای نیست. این جنگ می‌تواند نشان دهد که قدرت نظامی، بدون راهبردی روشن برای پایان دادن به منازعه و مدیریت پیامد‌های اقتصادی آن، الزاماً به قدرت سیاسی بیشتر در داخل منجر نمی‌شود. برای ترامپ، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: آیا می‌توان جنگ را در میدان نظامی به موفقیتی ادعایی تبدیل کرد، اما در میدان سیاست داخلی هزینه آن را نپرداخت؟ پاسخ رأی‌دهندگان آمریکایی به این پرسش، یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در سرنوشت جمهوری‌خواهان خواهد بود.