گلکسی S26 FE از آن گوشیهایی است که برای دوست داشتنش دلیل کم نداریم، اما برای خریدنش باید کمی حساب و کتاب کنیم. نمایشگر باکیفیت، بدنه خوشساخت، دوربین اصلی توانمند و نرمافزاری که قرار است سالها بهروز بماند، ترکیب جذابی میسازند. مشکل از جایی شروع میشود که پای باتری، حافظه نسخه پایه و فاصله قیمت با پرچمداران اصلی سامسونگ به میان میآید.
نسخههای FE همیشه مسئولیت دشواری داشتهاند: باید بخشی از تجربه سری S را با هزینه کمتر ارائه کنند، بدون اینکه آنقدر جذاب شوند که مشتری پرچمداران گرانتر را از خرید منصرف کنند. گلکسی S26 FE هم حاصل همین موازنه است؛ در بعضی بخشها سخاوتمند و در بعضی دیگر، بهشکلی عجیب صرفهجو!
این گوشی در استفاده روزمره حرفهای زیادی برای گفتن دارد، اما الزاما بهترین انتخاب برای گیمرها، علاقهمندان به فیلمبرداری یا کسانی نیست که صبح زود از خانه بیرون میروند و شب به شارژر میرسند. برای شناختن جایگاه واقعی آن، باید از ظاهر آشنای سامسونگی عبور کنیم و ببینیم این نسخه طرفداران (ترجمه فن ادیشن!) دقیقا کدام خواستههای آنان را جدی گرفته است.
۱. طراحی: آشنا، خوشساخت و کمی براقتر از انتظار
اگر طراحی نسلهای اخیر سامسونگ را دوست داشته باشید، احتمالا با گلکسی S26 FE هم کنار میآیید. خطوط ساده، فریم تخت و آرایش عمودی دوربینها همان زبان آشنایی را دنبال میکنند که سامسونگ در خانواده گلکسی جا انداخته است. ظاهر گوشی به مدلهای گرانتر نزدیک است و خبری از آن نشانههای واضحی نیست که از فاصله چند متری بگویند با نسخه ارزانتر طرف هستیم.
تفاوتها بیشتر در جزئیات دیده میشوند. حاشیههای نمایشگر به باریکی پرچمداران اصلی نیستند و حاشیه پایین هم کمی ضخیمتر از سه ضلع دیگر است. این موضوع استفاده از گوشی را عذابآور نمیکند، اما روی دستگاهی در این رده قیمتی، تقارن بیشتر، انتظار نامعقولی نیست.
بدنه با وزن ۱۹۳ گرم و ضخامت ۷.۴ میلیمتر، برای یک گوشی ۶.۷ اینچی نسبتا سبک و باریک است. با اینحال، عرض دستگاه باعث میشود استفاده با یک دست همیشه راحت نباشد. سبک بودن با جمع و جور بودن فرق دارد؛ شست دست هم برای رسیدن به گوشه بالای نمایشگر، چندان به جدول وزن گوشیها اهمیت نمیدهد.
ترکیب شیشه و فریم آلومینیومی حس یک محصول باکیفیت را منتقل میکند. شیشه محافظ Gorilla Glass Victus+ در جلو و پشت، همراه با استاندارد IP68، مجموعه مناسبی برای این رده میسازد. البته مقاومت در برابر آب را نباید با مصونیت دائمی در برابر هر نوع تماس با مایعات اشتباه گرفت!
تغییر بحث برانگیز، سطح براق پشت گوشی است. این پوشش در نور جلوه خوبی دارد، اما اثر انگشت را هم با علاقه جمع میکند. رنگهای روشن مثل سفید و پستهای در پنهان کردن لکهها موفقتر هستند؛ در رنگهای تیرهتر، تمیز نگه داشتن قاب پشت به بخشی از رابطه روزانه شما با گوشی تبدیل میشود!
برآمدگی دوربینها نسبتا کنترل شده است و طراحی اطراف آنها با رنگ بدنه هماهنگی خوبی دارد. نتیجه، دستگاهی است که بدون توسل به تزئینات شلوغ، ظاهر جذابی دارد.
حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر از نوع اپتیکال است. عملکرد قابل اعتمادی دارد، اما سرعت و حس استفاده از نمونههای اولتراسونیک پرچمداران را ارائه نمیکند. بازخورد لرزشی هم مناسب است، هرچند ضربههای آن به دقت و قدرت مدلهای گرانتر سامسونگ نیست.
در مجموع، طراحی S26 FE یکی از نقاط قوت آن است. ایراد اصلی، کیفیت ساخت نیست؛ بیشتر با تکرار زیاد زبان طراحی و انتخاب پوشش براق روبهرو هستیم. البته به نظر میرسه که در نسخه سال بعد یعنی S27 FE باید منتظر نسل نوینی از طراحی باشیم تا از این تکرار هم فاصله بگیریم.
۲. نمایشگر: جایی که سامسونگ هنوز دل میبرد
نمایشگر از بخشهایی است که گلکسی S26 FE سریعتر از بقیه توانایی خود را نشان میدهد. پنل ۶.۷ اینچی Dynamic AMOLED 2X با وضوح +FHD و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، برای تماشای فیلم، مرور عکس، شبکههای اجتماعی و بازی، تجربه چشمنوازی فراهم میکند.
رنگها زندهاند، مشکی عمق خوبی دارد و کنتراست بالا به تصاویر جان میدهد. اگر نمایش رنگهای پررنگتر را دوست داشته باشید، تنظیمات پیشفرض احتمالا راضیتان میکند. برای سلیقههای دیگر هم امکان تغییر حالت نمایش رنگ وجود دارد.
وضوح +FHD روی این ابعاد، برای استفاده معمول کافی است. متنها خوانا هستند و عکسها جزئیات مناسبی دارند. نبود وضوح بالاتر، در عمل بهاندازه بعضی محدودیتهای دیگر نمایشگر اهمیت ندارد.
مهمترین محدودیت، نبود فناوری LTPO است. نرخ نوسازی بین ۶۰ و ۱۲۰ هرتز تغییر میکند و نمیتواند مانند برخی پرچمداران، هنگام نمایش محتوای ثابت تا مقادیر بسیار پایین کاهش پیدا کند. روان بودن اسکرول حفظ شده، اما انعطاف نمایشگر برای کاهش مصرف انرژی محدودتر است.
روشنایی اعلام شده به ۱۹۰۰ نیت میرسد. این عدد را نباید روشنایی دائمی تمام صفحه دانست، اما نتیجه کاربردی رضایتبخش است: خواندن پیام، استفاده از نقشه و عکاسی در فضای باز مشکل جدی ایجاد نمیکند. نمایش محتوای HDR هم از نقاط قوت پنل است.
در سوی دیگر، حداقل روشنایی میتوانست پایینتر باشد. برای کسی که شبها در اتاق تاریک با گوشی کار میکند، این موضوع از رکورد روشنایی زیر آفتاب مهمتر است. حتی با امکانات نرمافزاری کاهش نور، تجربه الزاما به راحتی پرچمداران اصلی نمیرسد.
بلندگوهای استریو مکمل خوبی برای این نمایشگر هستند. صدا حجم و تفکیک مناسبی دارد و بلندگوی بالایی صرفا برای تکمیل عبارت استریو اضافه نشده است. برای تماشای ویدیو بدون هدفون، مجموعه تصویر و صدا از رضایتبخشترین بخشهای گوشی است. پشتیبانی از Dolby Atmos و تنظیمات اکولایزر نیز امکان شخصیسازی بیشتری میدهد.
گلکسی S26 FE در بخش نمایشگر، تجربهای نزدیک به محصولات ردهبالا ارائه میکند؛ هرچند نبود LTPO و محدودیت روشنایی در محیط تاریک، فاصله آن را با بهترینهای سامسونگ یادآوری میکنند.
۳. سختافزار: برای زندگی روزمره سریع، برای بازیهای سنگین انتخابی مشروط
سامسونگ برای S26 FE سراغ اگزینوس ۲۵۰۰ رفته است؛ تراشهای که با فرایند ۳ نانومتری ساخته شده و با ۸ گیگابایت رم همراه میشود. حافظه داخلی هم بسته به بازار در سه ظرفیت ۱۲۸، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت عرضه میشود.
در استفاده روزمره، ترکیب سختافزار و نرمافزار عملکرد خوبی دارد. جابهجایی بین برنامهها، مرور وب، کار با پیامرسانها و اجرای همزمان دو اپلیکیشن، مسئله دشواری برای گوشی نیست. اگر از یک میانرده قدیمی مهاجرت کنید، سرعت پاسخگویی و اجرای برنامهها احتمالا از اولین تفاوتهایی است که احساس خواهید کرد.
اما اجرای روان رابط کاربری با عملکرد پایدار در بازیهای سنگین یکسان نیست. نتایج بازیها نشان میدهند که تجربه به عنوان بازی، تنظیمات گرافیکی و شرایط اجرا وابستگی زیادی دارد. بازیهایی مانند PUBG Mobile و Call of Duty Mobile عملکرد رضایتبخشی دارند. همچنین در بررسی که کردم، بازیهای Genshin Impact و Fortnite هم به خوبی اجرا شدند، اما عنوان Wuthering Waves گاهی اوقات دچار افت فریم میشد.
اما در کل باید گفت که تقریبا اکثریت نیازهای کاربر را در بخش گیمینگ، این گوشی به خوبی پاسخ میدهد، مگر آنکه جزو دسته گیمر و بسیار سختگیر باشید.
باید گفت گرم شدن بدنه زیر فشار هم وجود دارد. این موضوع برای چنین سختافزاری عجیب نیست، اما برای کسی که مدت طولانی قصد بازی دارد، پایداری عملکرد از قدرت لحظهای مهمتر است. اگر اولویت اصلی خریدتان بازی است، S26 FE باید با رقبای متمرکز بر گیمینگ مقایسه شود؛ صرف حضور در خانواده گلکسی S، پاسخ این مقایسه را مشخص نمیکند.
حافظه پایه؛ صرفهجویی در جای نامناسب
نسخه ۱۲۸ گیگابایتی یکی از ضعیفترین تصمیمهای این محصول است. سیستم عامل، برنامهها، چند بازی حجیم و مقداری ویدیوی 4K کافیاند تا فضای خالی به مسئله تبدیل شود. برای گوشیای که قرار است چند سال همراه کاربر بماند، شروع از ۲۵۶ گیگابایت منطقیتر بود.
انتخاب نسخه ۲۵۶ گیگابایتی برای استفاده طولانیمدت، فیلمبرداری و بازی توصیه معقولتری است. نسخه پایه ممکن است هنگام خرید ارزانتر باشد، اما بعدا هزینهاش را با پاک کردن مداوم فایلها میگیرید!
۸ گیگابایت رم هم امروز برای بیشتر کارها کافی است، ولی با توجه به وعده پشتیبانی طولانی، دست و دلبازانه به نظر نمیرسد. البته نمیتوان از همین حالا حکم داد گوشی چند سال دیگر حتما کند میشود؛ عملکرد آینده به نرمافزار، برنامهها و الگوی استفاده وابسته است. ولی در همین مرحله، باید قید استفاده از Gemini Intelligence را زد چون به ۱۲ گیگابایت رم نیاز دارد!
نکته دیگر و البته عجیب، درگاه USB است. طبق بررسی که کردم، سرعت انتقال داده به USB ۲.۰ محدود شده که در مقایسه با USB ۳.۲ Gen ۱ نسل قبل و حتی قبلتر از آن، یک عقبگرد محسوب میشود! اگر فایلهای حجیم را با کابل به کامپیوتر منتقل میکنید، این محدودیت بیشتر به چشم میآید. داشتن کانکتور USB-C بهخودیخود به معنای انتقال سریع فایل نیست.
حاصل این بخش روشن است: S26 FE برای کاربر عمومی سریع و توانمند است، اما سختافزار آن دلیل کافی برای پرداخت هر قیمتی نیست.
۴. دوربین؛ دوربین اصلی دوستداشتنی، همراهانی با محدودیت بیشتر
چیدمان دوربینهای گلکسی S26 FE آشناست: دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی و تلهفوتوی ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال سه برابری. دوربین سلفی هم حسگر ۱۲ مگاپیکسلی دارد.
این ترکیب از نظر تنوع فاصله کانونی مفید است، اما یکسان بودن تعداد دوربینها با پرچمداران، به معنای یکسان بودن کیفیت آنها نیست.
دوربین اصلی؛ عکسهایی آماده برای اشتراکگذاری
دوربین اصلی بهترین عضو این مجموعه است. در نور مناسب، تصاویر روشن، رنگها زنده و جزئیات رضایتبخش هستند. پردازش سامسونگ معمولا سایهها را بازتر میکند و به عکس ظاهری میدهد که بدون ویرایش هم برای انتشار در شبکههای اجتماعی جذاب باشد.
این سلیقه پردازشی برای همه ایدهآل نیست. کسی که ثبت کاملا خنثای رنگ و نور را ترجیح میدهد، ممکن است بعضی تصاویر را بیش از حد روشن یا پر رنگ بداند. با این حال، برای عکاسی روزمره، منظره، غذا و عکس خانوادگی، خروجی دوربین اصلی از دلایل مهم انتخاب این گوشی است.
پرترهها هم عموما موفقاند. جداسازی سوژه و پسزمینه عملکرد مناسبی دارد و روشنکردن چهره معمولا به تصویری خوشایند منجر میشود. البته مثل بسیاری از گوشیها، موهای پراکنده و مرزهای پیچیده میتوانند پردازش را به چالش بکشند.
در نور کم، نتیجه به شرایط وابستهتر میشود. صحنه ثابت با نور محیطی مناسب میتواند خروجی خوبی داشته باشد، اما با کاهش بیشتر نور و حرکت سوژه، جزئیات افت میکنند و احتمال تاری بالا میرود. برای عکاسی از کودک یا حیوان خانگی در فضای داخلی، این محدودیت مهمتر از عکس یک ساختمان بیحرکت در شب است.
تلهفوتو؛ مفید در نور روز، محدود در تاریکی
داشتن زوم اپتیکال سهبرابری مزیت واقعی است. برای پرتره، جزئیات معماری و سوژههایی که نمیتوان به آنها نزدیک شد، این دوربین کاربرد دارد.
با اینحال، حسگر ۸ مگاپیکسلی فضای زیادی برای برش بیشتر باقی نمیگذارد. در نور خوب، زوم بالاتر میتواند برای ثبت یک لحظه یا نمایش روی صفحه گوشی قابل قبول باشد، اما هرچه از محدوده اپتیکال دورتر شوید، بافتها نرمتر میشوند.
در شب هم بهتر است انتظار پایینتری داشته باشید. حضور تلهفوتو روی برگه مشخصات ارزشمند است، ولی کیفیت آن در تمام شرایط، همسطح دوربین اصلی نیست.
اولتراواید؛ بیشتر برای جا دادن منظره در قاب
دوربین اولتراواید برای معماری و مناظر وسیع مفید است، اما از نظر جزئیات و کنترل نور، ضعیفتر از دوربین اصلی عمل میکند. با تاریک شدن محیط، نویز و افت وضوح بیشتر میشوند.
قابلیت عکاسی ماکرو هم از نقاط قوت این مجموعه نیست. نه اولتراواید و نه تلهفوتو، انعطافی را که علاقهمندان به ثبت نمای بسیار نزدیک انتظار دارند ارائه نمیکنند. اما باید توجه هم داشته باشید که این گوشی، یک محصول میانرده به حساب میآید و برای چنین ردهای، پس در سطحی معقول عمل میکند.
سلفیها در نور مناسب، رنگ و نوردهی خوشایندی دارند، هرچند روشنکردن چهره گاهی از حالت طبیعی فاصله میگیرد. برای عکس گروهی هم بهتر است پیش از ثبت، حاشیههای قاب را بررسی کنید و تصور نکنید هر تعداد نفر بهراحتی در تصویر جا میشوند.
فیلمبرداری؛ محدودیت مهم هنگام تعویض دوربین
دوربین اصلی امکان ضبط 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه را دارد، اما برای استفاده از اولتراواید و تلهفوتو باید به 4K با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه برگردید. این محدودیت برای کسی که هنگام فیلمبرداری بین دوربینها جابهجا میشود، مهم است.
دوربین جلو هم از فیلمبرداری 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه پشتیبانی میکند و برای ولاگ، کیفیت قابلاستفادهای ارائه میدهد. با اینحال، کیفیت لرزشگیری، نوردهی چهره و جزئیات در تمام شرایط یکدست نیست.
قابلیتهایی مانند Super Steady و قفل افق، برای ثبت ویدیو هنگام حرکت مفیدند، اما نباید نتیجه آنها را در تمام حالتها و شرایط نوری یکسان فرض کرد.
دوربین S26 FE در مجموع برای عکاسی روزمره جذابتر از فیلمبرداری جدی است. نقطه اتکای اصلی، دوربین اصلی است؛ اولتراواید و تلهفوتو بیشتر تنوع میدهند تا اینکه کیفیت یکسانی را در سه فاصله کانونی تضمین کنند.
۵. رابط کاربری و هوش مصنوعی: مهمترین دلیل وفادار ماندن به سامسونگ
گلکسی S26 FE با اندروید ۱۷ و One UI ۹ عرضه میشود. سامسونگ نیز برای آن تا هفت نسل ارتقای سیستمعامل و هفت سال بهروزرسانی امنیتی در نظر گرفته است. این تعهد برای کسی که گوشی را هر سال عوض نمیکند، از بسیاری از قابلیتهای نمایشی ارزشمندتر است. One UI همچنان یکی از کاملترین رابطهای اندرویدی است. اجرای چند پنجرهای، تنظیمات متنوع، امکانات امنیتی و ابزارهای شخصیسازی، بخش مهمی از جذابیت آن را میسازند. Good Lock هم برای کاربران علاقهمند، امکان تغییر جزئیات بیشتری از محیط را فراهم میکند.
تجربه نرمافزاری روان است، هرچند نباید انتظار داشت در تمام موقعیتها دقیقا حس سریعترین پرچمدار سامسونگ را داشته باشد. از طرف دیگر، حضور چند برنامه با کارکرد مشابه از گوگل و سامسونگ ممکن است برای بعضی کاربران اضافهکاری به نظر برسد. امکانات زیاد زمانی مزیتاند که پیدا کردن گزینه موردنظر خودش به پروژه تبدیل نشود.
هوش مصنوعی؛ بعضی قابلیتها کاربردیتر از بقیهاند
امکانات Galaxy AI بخشی از تجربه این گوشی هستند، اما ارزش همه بخشهای آن یکسان نیست.
غربالگری تماس میتواند برای تشخیص تماسهای ناشناس مفید باشد. ابزارهای ترجمه و مترجم نیز در زبانها و مناطق پشتیبانیشده کاربرد دارند. Circle to Search مسیر جستوجوی چیزی را که روی نمایشگر دیدهاید کوتاه میکند و ابزارهای ویرایش عکس، بعضی کارهای زمانبر را سادهتر میسازند. Now Brief اطلاعات روزانه را یکجا جمع میکند؛ از وضعیت هوا تا برنامهها و یادآوریها. مفید بودن آن به این بستگی دارد که چقدر از سرویسهای متصل استفاده میکنید و چه اطلاعاتی در اختیارش قرار میدهید.
برای مخاطب ایرانی، پشتیبانی زبانی و دسترسی منطقهای اهمیت ویژهای دارد. وجود نام یک قابلیت روی صفحه معرفی، تضمین نمیکند همان قابلیت با زبان فارسی، حساب شما و در محل استفادهتان بهطور کامل فعال باشد. بخشی از امکانات هم به اینترنت، ورود به حساب یا شرایط اشتراک وابستهاند.
ارزش نرمافزاری S26 FE بیشتر از مجموع چند ابزار هوش مصنوعی است. پشتیبانی طولانی، امکانات چندوظیفگی و قابلیت شخصیسازی، دلایل محکمتری برای انتخاب آن هستند.
۶. باتری و شارژ: نقطهای که انتظار بیشتری داشتیم
باتری ۴۹۰۰ میلیآمپرساعتی گلکسی S26 FE با توجه به اندازه دستگاه و قیمت آن، مشخصه هیجانانگیزی نیست. البته ظرفیت بهتنهایی همه چیز را تعیین نمیکند؛ نتیجه استفاده واقعی مهمتر است و در این بخش، گوشی عملکردی متوسط دارد.
استفاده از اینترنت همراه، مسیریابی، دوربین و شبکههای اجتماعی میتواند نیاز به شارژ مجدد را حتی تا عصر جلو بیندازد. در استفاده سبکتر و با اتصال بیشتر به وایفای، شرایط بهتر میشود، اما این گوشی را نباید با خیال راحت در گروه مدلهای مناسب استفاده سنگین از صبح تا آخر شب قرار داد.
همچنین باید گفت که شارژدهی نقطه قوت اصلی S26 FE نیست! برای کسی که روز کاریاش پشت میز میگذرد، این محدودیت احتمالا آزاردهنده نیست. اما برای مسافر، تولیدکننده محتوا یا کاربری که مرتب از نقشه و دوربین استفاده میکند، اهمیت بیشتری دارد.
شارژ سیمی ۴۵ وات وضعیت بهتری دارد. سامسونگ رسیدن به حدود ۶۹ درصد شارژ در حدود نیم ساعت را تحت شرایط آزمایش خود اعلام کرده اما در بررسی من، این زمان بیشتر طول کشید. البته باید اذعان کرد که زمان واقعی به دما، شارژر، کابل و استفاده همزمان وابسته است. کاش سامسونگ به روال چند سال پیش خودش باز میگشت و حداقل شارژر را درون جعبه فروش میگذاشت.
شارژ بیسیم ۱۵ وات و شارژ معکوس وایرلس هم وجود دارند. اولی برای گذاشتن گوشی روی پد شارژ میز کار مناسب است و دومی میتواند در مواقع ضروری به لوازم سازگار کمک کند. البته وقتی شارژ خود گوشی محدود شده، تقسیم آن با دیگران بیشتر لطف است تا راهحل روزمره!
آداپتور شارژ جداگانه فروخته میشود؛ بنابراین، اگر شارژر سازگار ندارید، هزینه آن را هم به قیمت خرید اضافه کنید.
مجموعه شارژ امکانات مناسبی دارد، اما ضعف شارژدهی را کاملا جبران نمیکند. انتظار باتری قویتر از یک گوشی بزرگ در این رده، انتظار زیادی نیست. بهخصوص که سامسونگ برای نسل جدید از گوشیهای تاشوی خود، باتریهای سیلیکون کربن را انتخاب کرد و برای همین میتوانست در این محصول هم با استفاده از این فناوری، بهراحتی ظرفیت آن را بالاتر ببرد، که خب نبرد!
سخن نهایی: ارزش خریدش را فاصله قیمت تعیین میکند
گلکسی S26 FE گوشی بدی نیست؛ اتفاقا در بخش بزرگی از کارهای روزمره، محصولی خوشساخت و رضایتبخش است. نمایشگر جذاب، صدای خوب، دوربین اصلی توانمند، عملکرد روان و پشتیبانی نرمافزاری طولانی، مجموعهای میسازند که برای بسیاری از کاربران کافی و حتی مطلوب است.
اما خرید ارزشمند، به چیزی بیشتر از خوب بودن خود گوشی نیاز دارد.
شارژدهی متوسط، حافظه پایه محدود، دانگرید به انتقال با سرعت USB ۲.۰ و فاصله کیفیت دوربینهای فرعی با دوربین اصلی، محدودیتهایی هستند که باید در قیمت نهایی منعکس شوند. اگر S26 FE با پرچمدار اصلی سامسونگ فاصله کمی داشته باشد، توجیه انتخابش دشوار میشود. اگر نسل قبل با اختلاف قابلتوجه ارزانتر باشد، تازهتر بودن نام بهتنهایی دلیل کافی برای پرداخت بیشتر نیست.
برای بازار کشورمان، مقایسه باید بین ظرفیتهای یکسان و با در نظر گرفتن هزینه نهایی، وضعیت رجیستری و شرایط گارانتی انجام شود. قیمت یک نسخه ۱۲۸ گیگابایتی را نباید کنار مدل ۲۵۶ گیگابایتی گذاشت و از اختلافشان نتیجه گرفت یکی ارزش خرید بیشتری دارد. S26 FE بیشتر مناسب کسی است که نمایشگر خوب، عکاسی روزمره، امکانات نرمافزاری سامسونگ و چند سال استفاده را در اولویت میگذارد. برای گیمر جدی، علاقهمند به فیلمبرداری یا کاربری که شارژدهی برایش اولویت اول است، گزینههای دیگر هم باید بررسی شوند.
برای دارندگان S25 FE نیز تغییرات آنقدر گسترده نیستند که ارتقا را به تصمیمی ضروری تبدیل کنند. این مدل بیشتر برای مهاجرت از گوشیهای قدیمیتر جذاب است تا تعویض نسل قبلی.
در کل باید گفت که گلکسی S26 FE بخش زیادی از تجربه مطلوب سامسونگ را ارائه میکند، اما برای تبدیل شدن به پیشنهادی قانعکننده، به قیمت درست نیاز دارد. گوشی آماده است؛ این بار برچسب قیمت باید خودش را ثابت کند!
