چهار فیلم کوتاه «رول د دایس»، «سلول»، «ژوهاتسو» و «میان» در چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، با محوریت موقعیت‌های دشوار انسانی، از تنهایی و اسارت تا سوگ خانوادگی و بحران در جاده، تجربه‌های متفاوتی از روایت و پرداخت سینمایی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهند.

چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، چهار اثر «رول د دایس»، «سلول» «ژوهاتسو» و «میان» راوی موقعیت‌هایی متفاوت‌اند؛ از سکونِ حسی و دفاع مقدس تا سوگِ خانوادگی و بحرانِ جاده. آنچه این آثار را به هم پیوند می‌دهد، جست‌وجوی زبان تصویری برای موقعیت‌های انسانیِ دشوار است.

رول د دایس؛ سکونِ حسی در فقدان درام

«رول د دایس» به کارگردانی مهلا یزدانی و حامد فاضل، فیلمی است که از همان آغاز با یک پارادوکس بصری مخاطب را می‌آشوباند، دختری نابینا که آتشِ روی سیگار را فوت می‌کند. این تناقض، اگر در خدمت بسط یک ایده درباره ادراک و فقدان حس می‌بود، می‌توانست به هسته‌ای مفهومی تبدیل شود؛ اما فیلم از آن عبور می‌کند و آن را به یک جزئیات تزئینی تقلیل می‌دهد. ورود مار به خانه توسط دوستِ دختر نیز، به جای آنکه به منبعی برای تعلیق یا فشار روانی بدل شود در سطح یک اتفاق باقی می‌ماند. مشکل اصلی، نه در ایده، بلکه در ضرباهنگ است؛ فیلم چنان کند و بی‌حرکت پیش می‌رود که مخاطب نه فرصتی برای همدلی با شخصیت پیدا می‌کند و نه دلیلی برای پیگیری موقعیت. نابینایی، به جای آنکه به فرم (صدا، عمق میدان، لمس) ترجمه شود، صرفاً به عنوان یک ویژگی بیرونی باقی می‌ماند. «رول د دایس» فیلمی است که می‌خواهد درباره ادراک و تنهایی بگوید، اما در سطح یک موقعیتِ خام متوقف می‌شود.

سلول؛ امید در دل اسارت

«سلول» به کارگردانی عرفانه کریمی و تهیه‌کنندگی سعید هنرمند، محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج، روایتی از دو زن اسیر است که با طولانی شدن دوران اسارت، برای حفظ امید به یکدیگر تکیه می‌کنند. سحر گلدوست و پادینا کیانی در نقش‌های اصلی بازی می‌کنند و عوامل فنی آن، از فیلمبرداری تا موسیقی و طراحی صحنه، از سینماگران حرفه‌ای تشکیل شده است. طراحی صحنه و بازیگری، نقطه قوت اصلی اثر است؛ فضای بسته سلول به درستی حس انسداد و فشار را منتقل می‌کند و بازی‌ها در انتقال تدریجیِ فرسایش روانی شخصیت‌ها مؤثرند. تهیه کننده نیز اذعان کرده که پرداختن به موضوع زنان در دفاع مقدس با محدودیت‌های فیلم کوتاه دشوار است، اما با همراهی عوامل حرفه‌ای به خروجی موردنظر رسیده‌اند. ضعف اصلی، فقدان یک قوس دراماتیک روشن است؛ ایده «امید در اسارت» قوی است، اما فیلم از تبدیل این ایده به یک تجربه پیش‌رونده ناتوان می‌ماند و در برخی لحظات، به تکرار موقعیت بسنده می‌کند.

ژوهاتسو؛ سوگ در آستانه یک اشتباه

«ژوهاتسو» به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی محمدرضا خاوری، محصول انجمن سینمای جوانان ایران، داستان میثم و پریسا را روایت می‌کند که پس از خاکسپاری برادر جوانشان در روستا، متوجه اشتباهی در روند دفن می‌شوند. تورج الوند، مینو شریفی و سیامک ادیب از بازیگران آن‌اند. ایده مرکزی سوگ به مثابه یک فرار از آنچه هستم یکی از قوی‌ترین مفاهیم این گروه است، زیرا سوگ را از سطح عاطفه به سطح بحران اخلاقی و خانوادگی می‌برد. فیلم از بازیگران حرفه‌ای بهره برده و موسیقی متن نیز در تقویت فضای اندوه نقش دارد. ضعف اصلی، ناتوانی در بسط پیامدهای این اشتباه است؛ موقعیت به سرعت ساخته می‌شود، اما فیلم از کاوش در لایه‌های روانی و اخلاقیِ آن بازمی‌ماند و در نیمه دوم، تعلیق جای خود را به توضیح می‌دهد.

میان؛ بحران در جاده

«میان» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمدحسین حسینی و تهیه‌کنندگی حبیب علائیان، با بازی علیرضا کمالی و مهدی صباغی، در بستری واقع‌گرا و با محوریت آمبولانس و مجروحِ تصادف ساخته شده است. حسینی پیش‌تر «آپاترید» را کارگردانی کرده و در «میان» تلاش کرده تعلیقی مداوم و تأثیرگذار خلق کند. ایده قرار دادن یک آمبولانس — نماد نجات — در مرکز بحران، بالقوه قوی است، زیرا نجات‌ دهنده را خود به بخشی از مسئله تبدیل می‌کند.

«میان» بیش از آنکه بر پیچیدگی روایی تکیه کند، بر فشار موقعیت و تصمیم‌های آنی متمرکز است. که فیلم در انتقال این فشار به زبان تصویری و ریتم منسجم موفق است و توانسته به یک تجربه تأثیرگذار تبدیل شود.