در روزهای اخیر، ادعایی درباره فعالشدن سیستمی موسوم به «دست مرده» در ایران مطرح شده است؛ اصطلاحی که یادآور یکی از محرمانهترین سازوکارهای بازدارندگی هستهای روسیه است.
به گزارش خبرفوری اما آیا ایران سامانهای مشابه روسیه را فعال کرده یا این عنوان، توصیفی رسانهای از راهبردی برای ادامه جنگ در صورت قطع ارتباط با فرماندهی مرکزی است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید میان مفهوم تاریخی «دست مرده» و ادعاهای تأییدنشده درباره تحولات اخیر تمایز قائل شد.
«دست مرده»؛ میراث جنگ سرد
«دست مرده» نامی است که در رسانهها برای سامانه روسی «پریمتِر» به کار میرود. این سامانه در دوران جنگ سرد و در شرایط رقابت هستهای اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا شکل گرفت؛ زمانی که مسکو نگران بود حمله هستهای غافلگیرانه بتواند رهبران کشور و مراکز اصلی فرماندهی را پیش از صدور دستور پاسخ تلافیجویانه نابود کند.
منطق اصلی پریمتِر، حفظ امکان انتقال فرمانهای مرتبط با پاسخ هستهای حتی در شرایطی است که شبکه معمول فرماندهی و ارتباطات آسیب جدی دیده باشد. در توصیفهای منتشرشده، از موشکهای فرماندهی ویژهای سخن گفته میشود که میتوانند پیامهای رمزگذاریشده را به نیروهای هستهای منتقل کنند.
بااینحال، تصور رایج درباره این سامانه، یعنی سیستمی که صرفا با کشتهشدن فرماندهان بهطور خودکار تمام موشکهای هستهای را شلیک میکند، با اطلاعات علنی موجود مطابقت ندارد. جزئیات دقیق سازوکار فعالسازی و وضعیت عملیاتی آن همچنان محرمانه است.
ایران؛ سامانه هستهای یا راهبرد ادامه جنگ؟
بلومبرگ نوشته است مطرحشدن نام «دست مرده» در ارتباط با ایران، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا تهران به سازوکاری مشابه روسیه متوسل شده است. تاکنون، صرف انتشار چنین ادعایی برای اثبات وجود یا فعالشدن سامانهای مشابه پریمتِر در ایران کافی نیست و نباید آن را یک واقعیت تأییدشده تلقی کرد.
یک احتمال دیگر این است که اصطلاح «دست مرده» بهصورت غیررسمی برای توصیف ساختار فرماندهی غیرمتمرکز و برنامههای تداوم عملیات نظامی ایران استفاده شده باشد؛ ساختاری که هدف آن میتواند جلوگیری از ناکارآمد شدن نیروهای نظامی در صورت حمله به فرماندهان ارشد یا قطع ارتباط با مرکز باشد.
در چنین الگویی، فرماندهان منطقهای و یگانهای عملیاتی ممکن است بر اساس دستورالعملهای از پیش تعیینشده، حتی در شرایط اختلال ارتباطی نیز به فعالیت ادامه دهند.
دفاع موزاییکی؛ ادامه عملیات پس از ضربه به مرکز
ساختار موسوم به «دفاع موزاییکی» ایران، در بحثهای مربوط به تابآوری نظامی ایران اهمیت دارد. منطق کلی این الگو، توزیع بخشی از مسئولیتها و اختیارات عملیاتی میان سطوح مختلف فرماندهی است تا ضربه به یک مرکز، تمام ظرفیت نظامی را از کار نیندازد.
در صورت قطع ارتباط با فرماندهی مرکزی، وجود برنامههای جایگزین و دستورالعملهای قبلی میتواند به برخی یگانها امکان ادامه فعالیت بدهد. چنین رویکردی در جنگهای مدرن بیسابقه نیست و لزوما ارتباطی با تسلیحات هستهای ندارد.
البته جزئیات دستورهای عملیاتی ایران در سناریوهای اضطراری، میزان استقلال فرماندهان محلی و حدود اختیارات آنان بهطور کامل در دسترس نیست. بنابراین، نمیتوان بدون شواهد مستقل درباره نحوه اجرای این سازوکار در شرایط واقعی نتیجهگیری قطعی کرد.
پیام راهبردی این ادعا چیست؟
اگر خبر فعالسازی «دست مرده» در ایران به همین مفهوم غیرمتمرکزشدن فرماندهی اشاره داشته باشد، پیام آن روشن است: حمله به مقامات یا مراکز فرماندهی الزاما به معنای پایان توان نظامی کشور نخواهد بود. چنین پیامی میتواند بخشی از راهبرد بازدارندگی و تلاش برای منصرفکردن طرف مقابل از حملهای با هدف فلجکردن ساختار سیاسی و نظامی باشد.
