علیاکبر صالحی طی سخنانی در در مراسم بزرگداشت پیترو دلا واله، گفت: صرفنظر از مواضع دولتها، تعامل میان پژوهشگران، اندیشمندان و نهادهای جامعه مدنی میتواند به رفع سوءتفاهمها میان ملتها و کشورها کمک کند. این ارتباطات مجاری گفتوگو را باز نگه میدارند؛ مجاریای که سیاست گاهی آنها را میبندد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی، در مراسم بزرگداشت چهارصدمین سالگرد بازگشت پیترو دلا واله به رم از سفر به ایران، در روز پنجشنبه ۲۳ مهر ماه، با تشریح ابعاد فرهنگی، اجتماعی و تاریخی سفرنامه این جهانگرد ایتالیایی، بر نقش ارتباطات فرهنگی در تقویت تفاهم میان ملتها تأکید کرد و دیپلماسی و خردورزی را از اولویتهای ضروری جهان امروز دانست.
علیاکبر صالحی در این مراسم که با همکاری بنیاد ایرانشناسی و سفارت ایتالیا در ایران برگزار شد، با قدردانی از پائولا آمادئی، سفیر ایتالیا، برای برگزاری این برنامه و تلاش در مسیر گسترش تفاهم و همکاری میان دو کشور، نقش سفیران و فعالان فرهنگی را در دیپلماسی عمومی و ایجاد پلهای ارتباطی میان ملتها مهم ارزیابی کرد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به اهمیت گردهمایی ایرانیان و ایتالیاییها پس از چهار قرن برای بزرگداشت شخصیتی که سالهایی از عمر خود را به شناخت ایران اختصاص داد، گفت: این مناسبت، بهویژه در شرایطی که منطقه با بحرانها و تهدیدهایی روبهروست، یادآور آن است که پیوندهای شکلگرفته در بستر تاریخ و فرهنگ میتوانند حتی در دشوارترین دوران نیز پایدار بمانند.
وی سفرنامه پیترو دلا واله را یکی از غنیترین روایتهایی دانست که یک اروپایی درباره ایران نوشته است و با بررسی سه بُعد فرهنگی، اجتماعی و تاریخی این اثر، ظرفیت آن را برای شناخت ایران چهار قرن پیش تشریح کرد.
صالحی در تشریح بُعد فرهنگی سفرنامه گفت: دلا واله از فاصله به ایران نگاه نمیکرد؛ او زبان فارسی را آموخت، با تحسین فراوان اشعار حافظ را خواند و حتی کوشید به فارسی شعر بسراید. این جهانگرد ایتالیایی باغها و کاخهای اصفهان و جشنهای برگزارشده در میدان بزرگ این شهر را نیز توصیف کرده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به توجه دلا واله به آثار باستانی ایران افزود که او در تخت جمشید از نشانههای موجود در کتیبههای باستانی نسخهبرداری کرد؛ کتیبههایی که در آن زمان هنوز در اروپا کسی قادر به خواندنشان نبود. دلا واله بهدرستی حدس زد که جهت نگارش این خطوط از چپ به راست است.
وی در توضیح بُعد اجتماعی آثار این جهانگرد اظهار داشت: نامههای او تصویری زنده از زندگی روزمره مردم ارائه میکنند؛ از بازارها و کارگاهها گرفته تا تجارت ابریشم، قیمتها و پول رایج، خوراک و پوشاک و شیوه رسیدگی قضات به اختلافات. دلا واله همچنین زندگی ارامنه، گرجیها، یهودیان، زرتشتیان و هندیانی را ثبت کرده که در شهرهای ایران در کنار یکدیگر زندگی میکردند. این نوشتهها، به گفته صالحی، تنوع غنی اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران در آن روزگار را بازتاب میدهند.
صالحی در ادامه، بُعد تاریخی سفرنامه را مورد توجه قرار داد و گفت: دلا واله مدتی را در دربار شاه عباس گذراند و تصویری زنده از این پادشاه به دست داد. در روایت او، شاه عباس از میهمانان اروپایی خود درباره آدابورسوم و نظامهای حکومتی کشورهایشان بهتفصیل پرسوجو میکرد؛ موضوعی که به تعبیر رئیس بنیاد ایرانشناسی نشان میدهد کنجکاوی و میل به شناخت در هر دو سوی ارتباط وجود داشت.
وی افزود: مورخان، از جمله تاریخپژوهان ایرانی، همچنان برای شناخت شیوه زندگی و حکمرانی در ایران چهار قرن پیش به نوشتههای دلا واله مراجعه میکنند. دلا واله درباره موضوعی نمینوشت، مگر آنکه خود آن را دیده یا درستی آن را با منابع معتبر بررسی کرده باشد. نامههای او برای خوانندگان ایتالیایی آن دوره نیز پنجرهای بهسوی کشوری میگشود که بیشتر آنان شناخت خود از آن را از افسانهها و شایعات به دست آورده بودند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به پیشینه انتشار این آثار گفت: نخستین جلد سفرنامه دلا واله در سال ۱۶۵۰ میلادی در رم منتشر شد و نوشتههای او بعدها به زبانهای فرانسوی، آلمانی و هلندی ترجمه شدند. نامههای فارسی او نیز از سال ۱۹۶۹ میلادی به زبان فارسی در دسترس خوانندگان ایرانی قرار داشتهاند؛ بااینحال، ترجمه کامل انگلیسی این اثر تنها در سالهای اخیر منتشر شده است.
صالحی با بیان اینکه پیترو دلا واله پس از گذشت چهار قرن همچنان به معرفی دو ملت ایران و ایتالیا به یکدیگر کمک میکند، کتاب او را نمونهای روشن از ظرفیت شناخت فرهنگی برای تعمیق روابط میان ملتها دانست.
وی گفت: شناختی از این دست، بدگمانی و بیاعتمادی را کاهش میدهد و اهمیت این موضوع در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی یادآور شد: دلا واله نماینده هیچ دولتی نبود، بلکه فردی مستقل بود که کنجکاوی و میل به شناخت، انگیزه سفر و نوشتههایش را شکل میداد. بااینحال، نامههای او بیش از بسیاری از اسناد رسمی زمان خود به تفاهم میان ایران و اروپا کمک کردهاند.
وی این موضوع را درسی مهم برای امروز دانست و گفت: صرفنظر از مواضع دولتها، تعامل میان پژوهشگران، اندیشمندان و نهادهای جامعه مدنی میتواند به رفع سوءتفاهمها میان ملتها و کشورها کمک کند. این ارتباطات مجاری گفتوگو را باز نگه میدارند؛ مجاریای که سیاست گاهی آنها را میبندد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی در بخش دیگری از سخنان خود گفت ترجیح میداد یک رویداد فرهنگی را به موضوعات سیاسی نکشاند، اما جهان امروز با شرایطی روبهروست که در آن برخی قدرتها بهجای گفتوگو و تعامل، بر تحریم، فشار و تهدید اصرار میورزند.
وی با اشاره به سخنان دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا، در ماه آوریل و در میانه جنگ، گفت: ترامپ اظهار کرده بود «امشب یک تمدن کامل از بین خواهد رفت؛ تمدنی که دیگر هرگز بازنخواهد گشت.»
صالحی در پاسخ به چنین نگاهی، با اشاره به روایتهای جهانگردان از ایران، بر ماندگاری تمدن ایران تأکید کرد و گفت: پاسخ آنان ساده است: تمدن ایران تمدنی ماندگار است.
وی ادامه داد: تمدن ایران هویت خود را در تقابل با یونان، اروپا یا هیچ قربانی دیگری تعریف نمیکند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی سپس با اشاره به اینکه تهدیدهای علیه تمدن در سال جاری با واقعیتهای جنگ نیز همراه شدهاند، فاجعه میناب را نمونهای آشکار از این وضعیت دانست و یادآور شد: میناب در روایت زندگی پیترو دلا واله نیز جایگاهی دارد.
این اشاره ظریف، در سخنان صالحی، زمینه پیوند میان روایت تاریخی دلا واله و فاجعه میناب را فراهم کرد؛ شهری که در جریان جنگ چهلروزه، حمله به مدرسه در آن بهعنوان جنایت جنگی مطرح شده است.
صالحی با بازگویی بخشی از سرگذشت شخصی دلا واله، بُعد انسانی این پیوند را برجسته کرد و توضیح داد که در پایان سال ۱۶۲۱ میلادی، هنگامی که دلا واله در انتظار کشتیای بود تا به خانه بازگردد، همسرش، مانی، را از دست داد. همسر او پس از بیمار شدن و از دست دادن فرزندی که باردار آن بود، درگذشت. دلا واله پیکر همسرش را بیش از چهار سال همراه خود نگه داشت تا سرانجام بتواند او را در رم به خاک بسپارد.
وی در پایان سخنان خود، بازگشت به عقلانیت را ضرورتی اساسی دانست و گفت: دیپلماسی و خردورزی باید بار دیگر در شمار اولویتها قرار گیرند.
وی همچنین خواستار توجه سیاستگذاران به دیدگاه سفرنامهنویسان، اندیشمندان و پژوهشگرانی شد که شناخت عمیقتری از فرهنگهای دیگر دارند و میتوانند در ترسیم مسیرهای تازه برای تصمیمگیریها نقش ایفا کنند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به تجربه سالهای حضور خود در مذاکرات گفت: دشوار بودن مسائل به معنای حلناشدنی بودن آنها نیست و بسیاری از مشکلات سرانجام قابلیت حلوفصل دارند. این مشکلات معمولاً از تصویرهای نادرستی ناشی میشوند که طرفهای مختلف از یکدیگر در ذهن دارند؛ افرادی چون دلا واله میتوانند به اصلاح این تصویرها کمک کنند و سیاستگذاران نیز شایسته است به چنین صداهایی توجه کنند.
در ادامه مراسم، پائولا آمادئی، سفیر ایتالیا در ایران، با اشاره به جایگاه پیترو دلا واله در تاریخ روابط فرهنگی دو کشور، گفت که این جهانگرد ایتالیایی بیش از هفت سال در ایران اقامت داشت، زبان فارسی را آموخت و با آدابورسوم و شیوه زندگی مردم این سرزمین آشنا شد. به گفته وی، دلا واله در نوشتههایش تنها مسیر سفر خود را ثبت نکرد، بلکه جزئیات زندگی ایرانیان و مشاهداتش از جامعه و فرهنگ ایران را نیز به مخاطبان اروپایی معرفی کرد.
آمادئی توضیح داد که نوشتههای دلا واله اطلاعاتی درباره زندگی روزمره مردم، دربار شاه عباس اول، آدابورسوم، معماری، طبیعت و خوراک ایرانیان در اختیار خوانندگان قرار میدهد. این توصیفها، سفرنامه او را به منبعی ارزشمند برای شناخت ایران در دوره صفوی تبدیل کردهاند و از نگاه یک مسافر اروپایی، بخشهایی از زندگی و فرهنگ ایرانیان را به تصویر میکشند.
سفیر ایتالیا همچنین به تجربه شخصی و تلخ دلا واله در ایران اشاره کرد و یادآور شد که همسر او در جنوب ایران درگذشت؛ رخدادی که بخشی از زندگی شخصی این جهانگرد را با تاریخ سفرش به ایران پیوند میدهد. اقامت طولانی دلا واله در ایران، از این منظر، صرفاً فرصتی برای مشاهده و ثبت اطلاعات نبود، بلکه با تجربههای عاطفی و انسانی عمیقی همراه شد.
آمادئی درباره سرنوشت نسخههای سفرنامه دلا واله گفت که دستنوشته اصلی این اثر در آرشیو واتیکان نگهداری میشود. وی همچنین از تهیه و انتشار نسخهای پیادهسازیشده و حاشیهنویسیشده از اثر به کوشش پژوهشگری ایتالیایی یاد کرد و ابراز امیدواری کرد که این نسخه به زبان فارسی نیز ترجمه شود تا پژوهشگران و علاقهمندان ایرانی بتوانند از آن بهره بیشتری ببرند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به نامگذاری مدرسه ایتالیایی تهران به نام پیترو دلا واله اشاره کرد و این نامگذاری را نمادی از استمرار پیوندهای فرهنگی میان ایران و ایتالیا دانست. از نگاه آمادئی، یاد و آثار دلا واله همچنان ظرفیت آن را دارند که نسلهای جدید را با تاریخ ارتباطات میان دو کشور آشنا کنند و زمینه گفتوگوی فرهنگی میان آنها را گسترش دهند.
مراسم بزرگداشت چهارصدمین سالگرد بازگشت پیترو دلا واله به رم از سفر به ایران، با مرور میراث مکتوب این جهانگرد ایتالیایی و بررسی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مشاهدات او برگزار شد. این رویداد افزون بر یادآوری ارزش سفرنامه دلا واله برای شناخت ایران عصر صفوی، بر اهمیت ارتباطات علمی و فرهنگی، گفتوگوی میان ملتها و نقش عقلانیت و همدلی در مواجهه با اختلافها و رنجهای انسانی تأکید داشت.
