در نقد فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» به تکیهی روایت بر بطن احساسی/انسانی آن و اجرای بینقص تام هالند در نقش قهرمان نیویورک میپردازم.
از سال ۲۰۰۲ تاکنون هشت فیلم لایواکشن مرد عنکبوتی با سه بازیگر (توبی مگوایر، اندرو گارفیلد و تام هالند) و کارگردانان متفاوت ساخته شده که در اینکه کدامشان بهترین فیلم مرد عنکبوتی به حساب میآید، بین علما اختلاف است. فارغ از اینکه کدام را دوست دارید یا با کدام نوستالژی دارید، در این شکی نیست که «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» (Spider-Man: Brand New Day) اگر بهترین فیلم مرد عنکبوتی نباشد، قطعاً کنار بهترینها جا دارد و در نقد پیشرو علتش را توضیح میدهم.
پس از سقوط آزاد مارول با فیلمهای چندجهانی چون «مارولها» (The Marvels)، این استودیو چندوقتی است رویهی خود را عوض کرده است. به جای تهدیدات بینسیارهای و ابرقهرمانان شکستناپذیر، مارول سراغ داستانهایی کاراکترمحور آمده که پا در زمین دارند؛ از سریال «دردویل: تولد دوباره» (Daredevil: Born Again)، که قهرمانان را به سطح قهرمانان خیابانی برگرداند، تا سریالِ حالا کنسلشدهی «واندرمن» (Wonder Man) که در آن نه ابرقهرمانی وجود دارد و نه تهدیدات کهکشانی، فقط مردی است و جاهطلبیهایش. همچون فیلم پارسال «تاندربولتز» (Thunderbolts)، «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» نیز بر عمق احساسی داستان متمرکز و به روایتی دربارهی افسردگی و انزوا تبدیل میشود؛ چون میداند یکی از تأثیرگذارترین وجوه داستانی ابرقهرمانی، انسانیت آن است.
هشدار! در نقد فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید»؛ دوست خوب محله شما
«مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» با افسردگی و انزوای پیتر پارکری (تام هالند) آغاز میشود که چندسال بعد از وقایع «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» (Spider-Man: No Way Home) و بدون امجی (زندایا) و ند (جیکوب باتالون) روزگار میگذراند. او برای محافظت از دوستانش، تمام خاطراتشان از خودش را پاک کرد و آنها بدون پیتر دانشگاه رفتهاند و حسابی خوش میگذرانند. پیتر هم با حسرت استوریهایشان را تماشا و در عوض خود را در کارش، که نجات نیویورک باشد، غرق میکند. او بیمحابا به دل میدان میزند، با شرورهای خردهپا درگیر میشود و آنها را تحویل پلیس (لیزا کولون-زایاس) میدهد.
با اینکه مردم نیویورک عاشق قهرمان قرمز-آبیاشان (با طراحی لباس تازهی زیبایش) هستند، اما مرد عنکبوتی از همیشه تنهاتر است. او مدام نامهای را که به امجی نوشته بالا و پایین میکند؛ اما جرئت تحویل آن را به معشوقهی خود ندارد؛ از ترس اینکه زندگیِ بهنظر بینقصشان را خراب کند. بار روانی که پیتر را تحت فشار گذاشته، آخرسر به بدن او سرایت میکند و ژنهای عنکبوتیاش فعال میشوند. ژنهایی که پیشتر کمتر خودشان را بروز میدادند، اما اکنون بدن او را به میدان نبرد انسان و عنکبوت تبدیل کردهاند. ژنهای عنکبوتی از طرفی حواس او را بهشدت تقویت میکنند و به پیتر توانایی تار زدن طبیعی، بدون نیاز به دمودستگاههای تونی استارک را میدهند. در مقابل، پیتر هنوز نمیتواند به غلبهی وجه عنکبوتی تن دهد؛ چون مثل آنکه خون جلوی چشمش را بگیرد، هالهی سیاهی بر چشمش سایه میافکند که آن وجه تاریکی از وجودش را بیرون میکشد که هیچچیز، حتی خود پیتر هم جلودارش نیست.
در کنار چالشهای شخصی پیتر، با ورود شروری قدرتمند به میدان، اوضاع حتی پیچیدهتر هم میشود. این شرور ناشناس میتواند با قدرت تلهپاتی هرکسی را کنترل کند؛ حتی از ذهنی به ذهن دیگر بپرد و مثل عروسکهای خیمهشببازی، آنها را به انجام هرکاری که میخواهد وادارد. با اینکه این شرور نمیتواند وارد ذهن پیتر شود، اما نقطهضعف او را خوب میشناسد و از آن، برای تحت فشار گذاشتن پیتر استفاده میکند.
مارول با «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» بنای دورهای کاملاً جدید برای MCU را میگذارد: دوران جهشیافتهها. این شرور ناشناس که فراتر از سایر آدمبدهای فیلم، بر تمام خطوط داستانی سایه میاندازد، جین گری (سیدی سینک) است که مارول مدتها تلاش کرد حضور او با اجرای سیدی سینک را در فیلم مخفی نگه دارد. اما همه حدس میزدیم کاراکتر سیدی سینک کیست، چون میدانستیم مارول دنبال احیای مردان ایکس است.
در نگاه اول، ممکن است حضور جین گری جوان، در فیلمی با محوریت مرد عنکبوتی، تلاشی مذبوحانه از سوی مارول برای بسط و ربط MCU به دنیای جهشیافتهها به نظر برسد. با این حال، «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» انگیزه و پسزمینهای به این تلهپات میدهد که در بطن خود، بیشباهت به آنچه پیتر از سر گذرانده نیست. جین والدینی ندارد (مادرش او را و خواهرش را ترک کرده) و خواهر جین، سارا (اولیویا بوث فورد)، که از قدرتهایی مشابه جین برخوردار بوده، توسط «اداره کنترل خسارت» (Department of Damage Control) ربوده شده تا رویش آزمایش انجام دهند. اما در چرخشی غیرمنتظره، ادارهی کنترل خسارت آدمبد ماجرا از آب درمیآیند که با آزمایشاتشان خواهر جین را به کشتن دادهاند و حالا دنبال موش آزمایشی دیگری هستند.
جین حقیقتاً تنهاست؛ وحشت کرده، کسی جز خواهرش که به زور از او گرفته شده نداشته و قدرتی عظیم و تقریباً هیولایی دارد که نمیداند چطور باید آن را به کار بگیرد؛ وضعیتی دقیقاً مشابه پیتر که بعد از مرگ خاله مِی (ماریسا تومی) و طرد دوستانش، حالا با قدرتهای عظیم عنکبوتیاش چه کند. تماشای رویکرد کارگردان، دستین دنیل کرتون، در روایت داستانی که کشمکشهای این دو شخصیت را چنین از نظر مضمونی با هم پیوند داده بهشدت تأثیرگذار است.
بعد از مبارزهی بین مرد عنکبوتی و جین، فرستادن دخترک به ادارهی کنترل خسارت و آشکار شدن حقیقت خواهرش بر پیتر، جین عنان از کف داده و قدرتهایش تا شعاع یک کیلومتری تمام ساکنان نیویورک را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیتر برای نجات شهر و خود جین، برای اولین بار ذهنش را به روی دخترک باز میگذارد. در آنجا جین شاهد مکالمهی احساسی پیتر با خالهاش است؛ گفتگویی که حالا انگار بین خودش و مِی میگذرد. صحبتهای او چنان جین را تحت تأثیر قرار میدهد که دخترک، که هیچوقت طعم محبت مادری را نچشیده و پیشتر او را دیدیم که چطور با حسرت به مادر و دختری چشم دوخته، حالا با چشمهای خیس خود را در آغوش مِی رها میکند. حتی بعد از آنکه پیتر با فداکاری، خودش را جلوی گلولهی فرانک میاندازد و جان جین را نجات میدهد، جین قدرتهایش را به کار میگیرد تا پیتر را زنده نگه دارد و اینگونه جین و پیتر بیحساب میشوند.
دشمنان قدیمی و دوستان جدید
خلاف آنچه مارول معمولاً به آن عادت دارد، فیلمنامهنویسان «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید»، کریس مککنا و اریک سامرز، به خوبی فهمیدهاند که به جای زورچپان کردن ابرقهرمانان و حضورهای افتخاری، برقراری پیوند عمیقتر بین کاراکترها بهتر جواب میدهد. در فیلم تازه به جای آنکه شاهد ابرقهرمانان گوناگونی باشیم که بیدلیل از سر سِت «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» سردرآوردهاند، چندتایی دوست/دشمن قدیمی و جدید داریم که مرد عنکبوتی را در مسیرش هدایت میکنند.
مک گارگان معروف به اسکورپیون، که آخرین بار او را در «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» (Spider-Man: Homecoming) دیده بودیم، بازگشته و با اینکه حضوری کوتاه دارد، اما پیتر را، به ویژه بعد از رو شدن قدرتهای عنکبوتیاش، به دردسر میاندازد؛ کارآگاه جین دیولف، اعتیاد مرد عنکبوتی به کارش را خاطرنشان میکند؛ یلنا/بلک ویدو (فلورنس پیو) اطلاعات لازم دربارهی سازمان مدیریت خسارت را در اختیار پیتر میگذارد و در یک جمله یادتان میاندازد که انتقامجویان جدیدی پا به عرصه گذاشتهاند؛ انتقامجویانی که «با سیبزمینیهای بزرگ سروکار دارند، نه سیبزمینیهای فسقلی». مارک رافلوی دوستداشتنی با هیولای سبز خود، که هنوز چارهی مهار آن را پیدا نکرده، نیز بازگشته و مبارزهی او با مرد عنکبوتی و فرانک کسل (جان برنثال) یکی از سکانسهای جذاب و پرانرژی فیلم است؛ در حالی که فرانک تیر تفنگ خودش را روی هالک خالی میکند و هالک ککش هم نمیگزد. حتی سروکلهی ویلسون فیسک (وینست دنآفریو)، در پوستری روی سطل زبالهای پیدا میشود تا فیلم به دنیای «دردویل: تولد دوباره» هم ارجاع دهد.
فرانک کسل/پانیشر یکی دیگر از شخصیتهایی است که مرد عنکبوتی را به دنیای بزرگتر مارول پیوند میزند. مرد عنکبوتی رابطهی پیچیدهای با فرانک دارد؛ رابطهای که مدام بین خصومت و رفاقت در نوسان است. پانیشر کسی است که روی نمودار اخلاقیات، دقیقاً مخالف مرد عنکبوتی قرار میگیرد. او همیشه تکی کار میکند، قبل از فکر کردن تیر میزند و عواقب اعمالش را به دوش میکشد. با این حال، آنها درد مشترکی دارند. هردو فرانک و پیتر از هیچ فداکاری برای نجات عزیزانشان فروگذار نمیکنند، اما فقدان بزرگی را به دوش میکشند.
این رابطه زمانی برجستهتر میشود که پیتر نمیداند برای محافظت از امجی باید به چه کسی رو بیندازد. او که در نیویورک تنها فرانک را معتمد خودش میداند، بعد از نجاتِ امجی از دست جین گری، او را پیش فرانک میگذارد و خودش به تنهایی عازم رویارویی با جین میشود. اما فرانک او را تنها نمیگذارد و در دوئل پرسروصدا با هالک، از راه میرسد تا با بمب و گلوله، حداقل سر هالک را گرم کند. وقتی فرانک ناخواسته به پیتر شلیک میکند، بار عاطفی ماجرا به اوج خودش میرسد. تماشای فروپاشی روحی پانیشر همیشه سرسخت، آن هم در لحظهای که درمییابد ممکن است تنها کسی را که هنوز به او اهمیت میدهد کشته باشد، یکی از درخشانترین لحظات کارنامهی بازیگری برنتال را رقم زده است.
جذابیت رابطهی فرانک و پیتر، فراتر از تضادهای آنها، به رابطهی خود جان برنثال و تام هالند نیز برمیگردد، که رفاقت و برادریاشان به امتدادی از رابطهی خود آنها در واقعیت میماند. شاید برایتان جالب باشد بدانید رفاقت برنثال و هالند مال امروز و دیروز نیست و حتی آنها ویدیوی آدیشن یکدیگر برای نقشهایشان در مارول را ضبط کردهاند. دوتایی هالند و برنثال در فیلم «ادیسه» نولان نیز دیدن دارد که در آن دوباره با هم همبازی شدهاند.
دستین دنیل کرتون و ساخت دنیایی که در آن غرق میشوید
دستین دنیل کرتون، که کارگردانی برخی از بهترین فیلم و سریالهای ۵ سال اخیر مارول، «شانگ چی و افسانهی ده حلقه» (Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings) و «واندرمن» را برعهده داشته، با «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» داستانی خلق کرده که در آن خبری از تهدیدات فرازمینی در سطح انتقامجویان با ارتش بیگانگان مهاجم نیست. ابرقهرمان ما یک هدف دارد، محافظت از شهرش، نیویورک. اما چالش پیشروی پیتر پارکر، تنها جنبهی ابرقهرمانی ندارد. کرتون به خوبی دریافته که جذابترین قهرمانان، اغلب با انسانیترین چالشها دست به گریباناند. درست است که پیتر میتواند از مچ خود تار پرت کند و از روی آسمانخراشهای نیویورک تاب بخورد، اما همچنان یک جوان است با دغدغههای ملموس؛ دغدغههایی که هر بینندهای را دعوت به همذاتپنداری میکند.
این تصمیم عالیِ دیگر فیلم کرتون است. تمام شد روزهای بچهبازی پیتر پارکر. آن نوجوان سرزنده و شوخطبع فیلمهای پیشین، بعد از چندین اتفاق تراماتیک – خاصه مرگ خاله می که نقش پررنگی هم در ذهن پیتر و هم در مهار شرور اصلی فیلم ایفا میکند – حالا جای خود را به مرد عنکبوتی بالغ و پختهتر داده که تجربیات بیشتری از سر گذرانده و حالا در موقعیتی کاملاً جدید قرار گرفته است. هالند، که روز اول با پیتر پارکر، نوجوانی دستپاچه، خجالتی و صاف و ساده بود، حالا ویژگیهای بنیادین پیتر را حفظ کرده، اما رشد این کاراکتر را همگام با خودش نشان میدهد.
تام هالند به نحو احسن این چالشها را در اجرایش به تصویر کشیده است؛ مخصوصاً وقتی با وجه عنکبوتیاش دست به گریبان میشود. این را به خوبی میتوانید در صحنهی مواجههی مرد عنکبوتی با اسکورپیون ببینید که او چندلحظه کنترل خود را از دست میدهد و آسیبی که ناخواسته به دیگران وارد میکند، حسابی وجدانش را به درد میآورد. شجاعت، ترسها و عزم راسخ این شخصیت نیز کاملاً باورپذیر از کار درآمدهاند و باری دیگر ثابت میکنند چرا تام هالند بهترین مرد عنکبوتی سینماست. پیتر هنوز جوان است، اما هالند نوعی وقار و متانت را به نمایش میگذارد که نشان میدهد چقدر خوب این شخصیت را میشناسد.
بازی او با نقشآفرینی هوشمندانه و طبیعی زندایا در نقش امجی تکمیل شده است؛ فارغ از رابطهی این دو بازیگر خارج از فیلم، هرگاه پیتر و امجی در صحنه کنار هم قرار میگیرند، چنان جرقههایی قوی بینشان زده میشود که شما هم آن را حس میکنید. با اینکه اجرای زندایا اغلب در برابر بازیگرانِ مقابلش رنگ میبازد، اما یک صحنهی بهخصوص وجود دارد که نشان میدهد چقدر بازیگریاش از اولین نقشآفرینی او بهعنوان امجی پیشرفت کرده. میخواهم ارجاعتان دهم به صحنهای که در آن جین گری به بدن امجی نفوذ کرده و پیتر را غافلگیر میکند. در این صحنه زندایا در تقلید لحن و شیوهی بیان سیدی سینک فوقالعاده عمل کرده است. او تسلطی بینقص بر چهره و آهنگ صدایش به نمایش میگذارد که حتی بعد از سریال «سرخوشی» (Euphoria) هم توقع نداشتم از خودش نشان دهد.
کرتون در هدایت بازیگرانش استادانه عمل کرده است. اما از نظر بصری نیز سنگ تمام میگذارد. فیلمبرداری پویای «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» بیشتر یادآور بازی ویدیویی مرد عنکبوتی است که در آن انگار خودتان هستید که تار میزنید و در سطح شهر تاب میخورید و دوربینِ برت پاولاک با جریان حرکت همراه میشود؛ چه این مرد عنکبوتی باشد که از برجهای نیویورک بالا و پایین میرود، چه ونِ پانیشر که بیپروا در سطح شهر تانکی را دنبال میکند.
مشخصاً در چنین فیلمی ناگزیر به استفاده از جلوههای ویژه هستید. اما در مقایسه با فیلم ابرقهرمانی چون «سوپرگرل» (Supergirl) که همین امسال آمد، در «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» ترکیب CGI با جلوههای ویژهی عملی فوقالعاده طبیعی از آب درآمده است. کرتون استادانه از اتکا به جلوههای ویژه سر باز زده و تا جای ممکن سِتهای واقعی به کار برده؛ از اتاقها و ایستگاه پلیس بگیر، تا دنبالبازی در خیابانهای گلاسگو که نیویورک را تداعی میکنند. این ستهای واقعی، نیویورکِ فیلم را هم به یک شهر واقعی بدل کردهاند.
و برای اولین بار در فیلمهای مرد عنکبوتیِ تام هالند، نیویورک نقشی محوری دارد و به پسزمینهی قهرمانبازیهای پیتر محدود نشده است. از مغازهها گرفته تا کافههای دنج، پشتبامهای مخفی و خیابانهای پرترافیک، نیویورکِ فیلم کرتون، یک شهر زنده است و مرد عنکبوتی قهرمان آن. این را در تکتک صحنههای فیلم میبینید؛ از اولین مونتاژی که در آن پیتر مشغول نجات شهر از دست مجرمان خردهپاست، تا آخرین لحظهی آن که ساکنان شهر برای حمایت از قهرمانشان، جلوی در بیمارستان جمع میشوند و بالاخره تیتراژی که ادای دین میکند به این شهر. به جرئت میتوان گفت این فیلم از نظر بصری، بهترین فیلم مرد عنکبوتی تام هالند است که پشت هر ثانیهاش، عشق سازندگانش به میراث مرد عنکبوتی دیده میشود.
طراحی پرشور و هیجانانگیز صحنههای اکشن نیز بر عشق سازندگان آن به کارشان صحه میگذارد. از صحنهآرایی مبارزه با اسکوریپون، که مرد عنکبوتی دُم او را علیهاش به کار میگیرد، تا نبرد دوتایی با فرانک کسل مقابل هالک و مبارزهی سرنوشتساز با گروه «دست» (The Hand) که فیلمهای کونگفوی چینی را یادتان میاندازند، همگی با مهارتی مثالزدنی به تصویر کشیده شدهاند. اما حتی در مهمترین مبارزات، فیلم همچنان پا در زمین دارد. مرد عنکبوتی هم ضربه میخورد، اشتباه میکند، دیر از راه میرسد. او شاید قهرمان محله باشد، اما نامیرا نیست و کرتون به خوبی روی این قضیه انگشت میگذارد.

باوجود قریب به دو ساعت و نیم، «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» هرگز کش پیدا نمیکند، هیچ دیالوگ اضافهای وجود ندارد و با اینکه محض احترام به عموم مخاطبان، دیالوگهای اکسپوزیتوری گاه و بیگاه پیدا میشوند، اما محدود هستند و فیلم زمانی را به بگومگوهای بیفایده یا جوکهای تکخطی که مارول به آنها معروف است، اختصاص نمیدهد. به جای این جوکها، لحظات دلگرمکنندهای در فیلم گذاشتهاند که با دیدنش لبخندی به آرامی گوشهی لبتان مینشیند، مثل صحنهی پایانی که پیتر فرانک را بهخاطر گریه کردن دست میاندازد.
کوین فایگی و دستین دنیل کرتون با این فیلم به نحو احسن به هدف خود دست یافتند. مارول با ارجاعات و کاراکترهای فرعی به خوبی مرد عنکبوتی را به دنیای بزرگتر MCU پیوند داده است. همزمان، کرتون موفق شده یک فرنچایز نوجوانپسند را به اثری پختهتر ارتقاء دهد و داستانی پراحساس برای پیتر پارکر/مرد عنکبوتی روایت کند که از چالشهای گذار از نوجوانی به بزرگسالی الهام میگیرد. «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» هرگز اولویت اصلی خود را از نظر دور نمیدارد. فراتر از شرورها، تهدیدها یا زمینهچینیهای اجتنابناپذیر برای آیندهی دنیای سینمایی مارول، این فیلم دربارهی کسی است که میکوشد تعادلی بین هویت خود به عنوان یک جوان معمولی و یک ابرقهرمان عنکبوتی پیدا کند و این کوشش، به تأملی عمیق دربارهی مفهوم هویت بدل میشود. تمام این سالها پیتر فکر میکرد اگر دوستانش را از خود براند، بهتر میتواند از آنها و از شهر محافظت کند. اما حالا میداند که دقیقاً همین آدمها بودند که از او قهرمانی بهتر میساختند.
- طراحی صدا، صحنه و CGI عالی
- ارجاعات کافی و بهجا به دنیای بزرگتر MCU
- پویایی شگفتانگیز بین مرد عنکبوتی و پانیشر
- تعاملات طبیعی، باورپذیر و تأثیرگذار بین پیتر و امجی
- طراحی متفاوت و خلاقانهی مبارزات و صحنههای اکشن
- فیلمبرداری داینامیک و متأثر از بازی ویدیویی مرد عنکبوتی
- اجرای فوقالعادهی تام هالند که نقش مرد عنکبوتی را مال خود کرده است
- طراحی لباس جذاب مرد عنکبوتی در مقایسه با لباسهای ابرقهرمانی پیشین او
- برقراری پیوند احساسی بین چالشهای شخصی که پیتر و جین گری از سر گذراندهاند
- پرداختن سرسری به شرورهای خردهپا چون تومباستون، رمراد و اسکورپیون
- آشکارسازی عجولانهی نامهی پیتر به امجی که بین تمام خطوط داستانی دیگر تأثیر خود را از دست میدهد
با اینکه فیلمنامهی «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» کمی شلوغ است و فرصت نمیکند به برخی خطوط داستانی بیشتر مایه دهد، با این حال، بعد از این همه فیلم لایواکشن و انیمیشن یادتان میاندازد چرا مرد عنکبوتی محبوبترین قهرمان دنیاست؛ چون در پس نقاب اسپایدی، جوانی است مثل خودمان که فقط میخواهد کار درست را انجام دهد؛ حتی اگر به قیمت آسایش خودش تمام شود.
شناسنامه فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» (Spider-Man: Brand New Day)
کارگردان: دستین دنیل کرتون
نویسنده: کریس مککنا، اریک سامرز، براساس «مرد عنکبوتی» استن لی و استیو دیتکو
بازیگران: تام هالند، زندایا، سیدی سینک، جان برنثال، فلورنس پیو، ترمل تیلمن، ماریسا تومی، مارک رافلو
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۹۰٪
خلاصه داستان: پیتر پارکر به تنهایی در یک آپارتمان کوچک در نیویورک زندگی میکند و هیچکدام از دوستانش او را به یاد نمیآورد. امجی و ند، بعد از وقایع فیلم «راهی به خانه نیست»، حالا بدون یادی از مرد عنکبوتی به زندگیاشان میرسند، دانشگاه میروند و پیتر پارکر تنها نظارهگر است. در این میان، او خود را وقف نجات نیویورک از دست تبهکاران و شرورهای خردهپا کرده و به قهرمان محبوب نیویورک تبدیل شده است. تا اینکه شروری مرموز پا به میدان میگذارد که از هر تهدیدی که مرد عنکبوتی تاکنون با آن دست و پنجه نرم کرده، خطرناکتر است…
منبع: دیجیکالا مگ
