عباس مقتدایی
گرگ آمریکایی برای ایرانیان چهرهای شناختهشده است؛ چه حمله کند و چه از حمله خودداری کند. اگر حمله نکند، میتوان این رفتار را ناشی از ترس یا زخمی دانست که از رویارویی با ایران خورده است و اگر حمله کند، به این معناست که تصور میکند توان وارد کردن آسیب را دارد. با این حال، ایرانیان نشان دادهاند که در برابر تهدیدهای آمریکا نه میترسند و نه عقبنشینی میکنند؛ مقاومتی که با حفظ ایران، ایرانیان و باورهای اعتقادی و ملی پیوند خورده است.
دونالد ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناگزیر است با موضعگیریها و اظهارنظرهای مختلف، شکست خود را پنهان کند. اظهارات اخیر او، از نگاه ایران، نشان میدهد که شکست در برابر مقاومت ایرانیان را باور کرده، اما همچنان میکوشد با پنهانکاری، دروغ و لافزنی آن را بپوشاند. تهدیدهای آمریکا، از جمله سخنان مطرحشده درباره احتمال استفاده از سلاح هستهای، نیز نمیتواند بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن ارزیابی شود؛ اقدامی که میتواند به نابودی خود آمریکا و سقوط جایگاه بینالمللی این کشور منجر شود.
ایران دستبسته نیست، اما بزرگی کشور، خردمندی و آیندهنگری ایجاب میکند که از همه ابزارهای در اختیار خود بهصورت همزمان استفاده نکند. توانمندیهای کشور باید مرحلهبهمرحله و بر اساس عقل دفاعی و عقلانیت جنگی به کار گرفته شود. در این نگاه، پافشاری بر مقاومت به معنای نادیده گرفتن محاسبات نیست؛ بلکه بهرهگیری سنجیده از ظرفیتها برای حفظ منافع کشور و تثبیت دستاوردهاست.
ایران امروز با یک سال گذشته متفاوت است؛ تجربیات و موفقیتهایی به دست آورده که موقعیت آن را تغییر داده است. مقاومت در برابر آمریکا، رژیم صهیونیستی و همپیمانان اروپایی و عربی آنها، حفظ انسجام ملی و نمایش ثبات کشور، از ظرفیتهای ایران حکایت دارد. مجموعه توانمندیهای درونی ایران، آن را از کشورهایی مانند سوریه و ونزوئلا متمایز میکند. همچنین، انقلاب اسلامی و رهبری، در این نگاه، از عوامل تقویت توانمندیهای کشور بودهاند؛ در حالی که آمریکا با انزوای بیشتر در افکار عمومی جهان مواجه شده و ایران از همراهی بیشتری در سطح جهانی برخوردار شده است.
از همین رو، ایران بر شروط خود ایستادگی خواهد کرد تا پیروزی کشور تثبیت شود. اگر آمریکا این شروط را بپذیرد، واقعیت صحنه آشکار خواهد شد و این پذیرش، جایگاه قدرت ایران را تأیید خواهد کرد.
