تهران- ایرنا- رییس انجمن هنردرمانی ایران، روانشناس، مدرس دانشگاه با اشاره به نگرانی والدین از هجوم محتوای دیجیتال به حریم قصهگویی،گفت: جایگزینی قصههای سنتی با محتوای دیجیتال قطعاً آسیبزا است هرچند که این آسیب جبرانناپذیر نیست اما قصهگویی در عصر فناوری نه تنها بیاثر نیست بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت روان کودک است.
مهدیهسادات شاهمرادی روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: قصه، کودک را به یک سازنده تبدیل میکند اما محتوای سریع دیجیتال او را در جایگاه یک مصرفکننده قرار میدهد در قصهگویی، ذهن کودک ناچار است تصاویر، صداها و شخصیتها را در درون خود خلق کند و این همان تمرین اصلی تخیل است در حالی که در بازیهای دیجیتال، همهچیز از پیش آماده است و کودک تنها واکنش نشان میدهد.
شاهمرادی با تاکید بر اینکه قصهگویی امروز ضروریتر از گذشته شده است، ادامه داد: هوش مصنوعی شاید بتواند متن تولید کند اما هرگز نمیتواند جای نگاه گرم والد، لحن آشنا، لمس دست کودک و مکثهای معنادار را بگیرد. در واقع، آنچه در نهایت درمانگر است، خود قصه نیست بلکه رابطهای است که در بستر آن میان والد و کودک شکل میگیرد.
این مدرس دانشگاه در ادامه به کاربرد قصهدرمانی به عنوان یک جلسه رواندرمانی خانگی پرداخت و تصریح کرد: یکی از مؤثرترین تکنیکهای هنردرمانی، استفاده از قصهگویی برای حل ترسها یا پرخاشگری است. وقتی کودک در قالب داستان با شخصیتی همسان خود مواجه میشود که ترس یا خشم مشابهی را تجربه میکند، احساس تنهاییاش کاهش مییابد و میتواند از یک «فاصله امن» به مشکل خود نگاه کند.
وی در تشریح روش اجرایی این تکنیک توضیح داد: برای کودکی که از تاریکی میترسد، میتوان قصهای گفت که قهرمانش در تاریکی با موجودی مهربان روبرو میشود. سپس والد باید کودک را در ادامه داستان شریک کند و از او بپرسد «به نظرت قهرمان ما حالا چه کار کند؟».
شاهمرادی این پرسش را تکنیک فرافکنی خواند و افزود: کودک با این روش، راهحل درونی خود را از زبان شخصیت داستان بیان میکند و آن را به کار میبندد. این روانشناس در پایان خاطرنشان کرد که برای مدیریت پرخاشگری نیز همین روند صادق است و روایت داستان قهرمانی که خشمگین میشود و سپس به آرامش میرسد، الگویی عینی برای تنظیم هیجان به کودک ارائه میدهد.
روانشناس و مدرس دانشگاه با اشاره به اشتباهات رایج والدین در قصهگویی که منجر به قطع ارتباط عاطفی با کودک میشود، اظهار کرد: بزرگترین اشتباه، تبدیل قصه به یک وظیفه است، والدینی که خسته هستند و قصه را با عجله، بدون مکث و ارتباط چشمی میخوانند، ناخواسته باعث میشوند قصه به صدای پسزمینه تبدیل شود.
وی افزود: اشتباه دوم، قطع کردن خلاقیت کودک است؛ وقتی کودک وسط قصه سوالی میپرسد و والد میگوید ساکت باش بگذار تمامش کنم لحظه طلایی درمان را از دست داده است. اشتباه سوم نیز نصیحتدرمانی است؛ اگر هر قصه به پس ببین باید مؤدب باشی ختم شود، کودک آن را ابزاری برای سرزنش میبیند و از آن فراری میشود.
به تاکید شاهمرادی، صدای والد حتی با قصهای ناقص از هر پادکست حرفهای مؤثرتر است چراکه قصه ابزار اصلی نامگذاری هیجانهاست.
این استاد دانشگاه درباره پایانبندی قصهها تصریح کرد: نه قصههای صرفاً شاد که واقعیت را انکار میکنند و نه قصههای صرفاً تلخ که درماندگی میآموزند، مفید نیستند. آنچه درمانگر است، قصه واقعگرایانه با چاشنی امید است؛ کودک باید یاد بگیرد که زندگی چالش دارد اما همیشه راهی برای عبور از آنها وجود دارد.
شاهمرادی در ادامه به مرز میان قصهگویی خانگی و رواندرمانی تخصصی اشاره کرد و گفت: قصهگویی خانگی یک ابزار پیشگیرانه است نه جایگزین درمان اگر کودک نشانههایی مانند ترسهای شدید و پایدار، پرخاشگری مداوم، انزوا، افت تحصیلی، شبادراری یا خودآزاری دارد، والدین باید حتماً به هنردرمانگر یا روانشناس کودک مراجعه کنند.
وی افزود: در قصهگویی خانگی، هدف ارتباط عاطفی است؛ اما در قصهدرمانی تخصصی، درمانگر بر اساس برنامه درمانی مشخص و فرمولبندی موردی، مسیر جلسات را بر اساس نیاز کودک تنظیم میکند. بنابراین قصهگویی مکمل درمان است نه جایگزین آن.
این روانشناس در بخش دیگری از این گفتوگو ۱۵ دقیقه طلایی را به عنوان نسخهای برای واکسیناسیون روانی والدین پرمشغله تجویز کرد و گفت: این نسخه سه ویژگی ساده دارد؛ اول حضور کامل، ۱۵ دقیقه بدون گوشی و دغدغههای کاری، دوم قصه شخصیسازیشده، داستانی که قهرمانش شبیه خود کودک است و موقعیتی از زندگی روزمرهاش را بازتاب میدهد) و سوم پایانبندی امن و امیدبخش که کودک بداند حتی وقتی اشتباه میکند، دوستداشتنی است.
به گفته شاهمرادی این ۱۵ دقیقه یک واکسیناسیون روانی روزانه است که اعتمادبهنفس و توان تنظیم هیجان را در بزرگسالی ارتقا میدهد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ریشه اضطرابها و کمالگراییهای افراطی بزرگسالی به قصههای نگفته یا اشتباه برمیگردد، تأکید کرد: پاسخ من بله است چرا که آنچه در کودکی از دست میرود، فقط قصه نیست بلکه تجربه شنیده شدن است. کودک وقتی قصه میشنود این پیام را دریافت میکند که مهم است و هستیاش ارزشمند است اگر این تجربه غایب باشد، فرد در بزرگسالی با خلأ ارتباطی مواجه میشود که با پول یا روابط سطحی پر نمیشود.
شاهمرادی خاطرنشان کرد: بسیاری از کمالگراییهای افراطی ریشه در این باور دارند که فقط اگر کامل باشم، دوستداشتنیام باوری که در کودکی فاقد پذیرش بیقید و شرط شکل گرفته است. بنابراین قصهگویی یک سرگرمی قدیمی نیست بلکه یک نیاز روانی بنیادین است که اگر در کودکی محقق نشود، هنردرمانی در بزرگسالی میتواند آن خلأ را ترمیم کند، هرچند مسیر دشوارتری خواهد بود.
