سخنرانی اخیر وزیر امور خارجه ایالات متحده در پنوکس آتن پیرامون ستایش «تیموس» (خوی سلحشوری، غرور و میل به برتری) به عنوان گوهر تمدن غرب، با واکنش انتقادی و صریح طراح اصلی این نظریه در دوران معاصر روبهرو شد؛ نقدی تفصیلی که طی آن فیلسوف و نظریهپرداز شهیر آمریکایی ضمن برشمردن خطاهای بنیادین دستگاه دیپلماسی کاخ سفید، هشدار داد که تجلیل کورکورانه روبیو از برتریطلبی و انسانهای استثنایی، تیغی دولبه است که دموکراسیهای مبتنی بر برابری را نابود کرده و جهان را به سوی فاشیسم، طغیان استبداد و پرتگاه جنون ترامپ سوق میدهد.
به گزارش خبرآنلاین، فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد و نظریهپرداز برجسته علوم سیاسی در یادداشتی تحلیلی در وبسایت پرسواژن نوشت که به نظر میرسد یکی از متننویسان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا آثار او را تورق کرده است؛ چرا که او در نطق ۱۶ مهر (۷ اکتبر) خود در آتن، مفهوم یونانی «تیموس» (Thymos) را به عنوان ارزش مرکزی تمدن غرب جا زده، اما دریافتی کاملاً تقلیلیافته، ناقص و خطرناک از آن ارائه داده است.
روبیو در سخنان خود مدعی شده بود که برای یونانیان باستان، سازماندهی حیات مدنی بر پایه رقابت، جاهطلبی و پیروزی مردان بزرگ در عرصههای فلسفه، هنر و جنگ قرار داشت و بدون این شعله سرکشی و تمایل به برتری، ملتها اراده بقا و ستیزهجویی را از دست میدهند.
فوکویاما تصریح میکند که اگرچه مفهوم تیموس به معنای میل به دیدهشدن، افتخار و بازشناسی جایگاه خویش، نقشی حیاتی در سیاست ایفا میکند، اما روبیو نتوانسته است ماهیت دوگانه و مخرب آن را درک کند.
نبرد نخستین انسانها بر سر غلبه و بهرسمیتشناختهشدن به پیدایش نظامهای ارباب و رعیتی انجامید که در نهایت هیچیک از طرفین را خشنود نکرد؛ در حالی که پاسخ تاریخی به این بحران، برپایی نظمی مبتنی بر «برابری شأن انسانی» (ایزوتیمیا) در اعلامیه حقوق بشر و شهروند انقلاب فرانسه و متممهای قانون اساسی ایالات متحده بود که کرامت بنیادین همه انسانها را محترم میشمارد.
تفکیک ایزوتیمیا و مگالوتیمیا؛ مرز باریک پیشرفت با استبداد
این فیلسوف آمریکایی با یادآوری کتاب کلاسیک خود «پایان تاریخ و آخرین انسان» توضیح میدهد که تیموس به دو شاخه مجزا تقسیم میشود: «ایزوتیمیا» که مطالبه برابری و پایه هر دموکراسی پایداری است، و «مگالوتیمیا» که میل به برتر بودن از سایر انسانهاست.
فوکویاما تاکید دارد مگالوتیمیا صورتی دوچهره دارد؛ این نیرو همزمان میتواند خاستگاه شاهکارهای هنری و پیشرفتهای اقتصادی باشد یا سرچشمه فجیعترین جنایات تاریخ بشریت گردد.
اگر جرج واشنگتن، آبراهام لینکلن و وینستون چرچیل با سوخت مگالوتیمیا پیش میرفتند، آدولف هیتلر، ژوزف استالین و پل پوت نیز دقیقاً با همین حس هدایت میشدند.
دشواری اصلی دموکراسیها این است که اگرچه برای پیشرفت و فداکاری به این انگیزه نیاز دارند، اما باید آن را در خدمت منافع کل جامعه مهار کنند، نه اینکه مانند روبیو، ستایشگر مطلق زورآزمایی و سلطهگری شوند.
ترامپ؛ تجسم مگالوتیمیای افسارگسیخته و ستایش خونریزان تاریخ
فوکویاما در بخش دیگری از این تحلیل، شخصیت رئیسجمهور کنونی آمریکا را نماد تام و تمام خودبزرگبینی مهارنشده توصیف میکند.
او خاطرنشان میسازد در دهه ۱۹۹۰ گمان میکرد سرمایهداری میتواند این خوی برتریطلبی را در بستر تجارت تخلیه کند، اما پیشبینی نمیکرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پس از اندوختن ثروت، وارد عرصه سیاسی شود و خواهان حاکمیت تام گردد.
ترامپ نمونه کامل مگالوتیمیای بیقیدوبند است که برایش اهمیت ندارد چه کسی او را ستایش میکند؛ او تشنه ثبت چهرهاش بر کوه راشمور و کسب جایزه صلح نوبل است و اخیراً فهرستی از حاکمان تاریخی مورد تحسین خود را به مگی هابرمن، خبرنگار مشهور نشان داد که در آن نام چنگیزخان، آتیلا، ناپلئون، مائو و استالین به چشم میخورد و حتی نام یک دولتمرد دموکرات در آن نبود.
نویسنده مقاله میافزاید تمایل روبیو برای خوشخدمتی به ترامپ باعث شده تا او حقیقت را مانند یک چوبشور تاب بدهد؛ چرا که روبیو از یک سو دم از ارزشهای مشترک فراآتلانتیک با اروپا میزند و از سوی دیگر برای رهبری کار میکند که به صراحت پوتین و شی جینپینگ را بیشتر از دموکراسیهای غربی ستایش میکند.
همچنین وزیر خارجه آمریکا در حالی شکوفایی علمی غرب را تحسین میکند که دولتش بودجههای پژوهشی را قلعوقمع کرده و معامله بر سر گرینلند را دستاورد میداند بیآنکه بگوید واشنگتن در پی بلعیدن قلمرو مستقل دانمارک بود.
فوکویاما به روبیو هشدار میدهد که زیادهروی در همین غرور و مگالوتیمیا بود که آلکیبیادس و آتنیها را به لشکرکشی فاجعهبار سیسیل کشاند و بنا بر روایت توکیدیدس، آتن را در جنگ پلوپونزی نابود ساخت؛ بنابراین، او باید خط بنیادین بیانیه استقلال مبنی بر برابری تمامی انسانها را به یاد آورد، زیرا همین اصل و نه تکریم انسانهای خودکامه، جوهره واقعی آمریکا در طول قرون متمادی بوده است.
