قزوین - ایرنا - پاییز قزوین امسال با تنوع خیره‌کننده و اجرای ۱۰ اثر نمایشی شاخص به فصل طراوت صحنه بدل شده است؛ روزهایی که هنرمندان با تکیه بر اصالت هنر و دغدغه‌های اصیل مردمی، نشان دادند چراغ تئاتر حتی در دل محدودیت‌ها هرگز خاموش نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار ایرنا، فصل پاییز در قزوین این بار با ضرباهنگی متفاوت از هنر و اندیشه آغاز شده، فصلی که در آن سالن‌ها و فضاهای نمایشی شهر میزبان آثاری متنوع، جدی و پرسشگر شده‌اند، در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به فضایی برای گفت‌وگو، هم‌زیستی و بازاندیشی در خویشتن نیازمند است، تئاتر قزوین با تمام توان قد علم کرده و با اجرای همزمان نمایش‌هایی چون بی‌تابستان، چندگرگ از عروسی مادرم ماه‌جان، پرسه‌های موازی، برپهنه دریا، شب جرمش سنگینه، اوراد بادهای وحشی سرکش و چند نمایش دیگر فضایی پرشور و زنده را آفریده است.

این کثرت و تنوع، گواهی آشکار بر این حقیقت است که هنر نمایش در این کهن‌شهر، ریشه‌ای عمیق در خاک زندگی جاری مردم دارد و به شکلی خستگی‌ناپذیر به حیات پویای خود ادامه می‌دهد.

نگاهی به جدول پربار نمایش‌ها، نمایانگر گستردگی موضوعی و جسارت فرمی هنرمندان قزوینی است، از درام‌های اجتماعی روان‌شناختی گرفته تا آثار تجربی و نوگرا، هر کدام از این نمایش‌ها کوشیده‌اند پنجره‌ای تازه رو به سوی دغدغه‌های انسان معاصر بگشایند.

تئاتر قزوین امروز دیگر تنها یک هنر فانتزی یا سرگرمی مقطعی نیست بلکه آیینه‌ای شفابخش است که در آن، شهروندان می‌توانند دردها، امیدها، چالش‌ها و رویاهای فردی و جمعی خود را به تماشا بنشینند، اینکه گروه‌های متعددی به‌طور همزمان در این فصل، دست به خلق اثر زده‌اند، نشان از بلوغ جامعه هنری قزوین و پختگی فرآیند تولید در میان جوانان و پیشکسوتان دارد.

با وجود این شور سرشار، نباید از یاد برد که مسیر تولید و استمرار در هنرهای نمایشی، همواره با سنگلاخ‌ها و موانع جدی همراه است، هنرمندان تئاتر در قزوین، به‌ویژه بدنه‌های مستقل و خودجوش، روزانه با چالش‌های فراوانی در زمینه تامین هزینه‌های تمرین، دسترسی به امکانات فنی استاندارد، محدودیت‌ فضاهای تمرینی و نبود زیرساخت‌های متناسب با حجم تولیدات دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در چنین شرایطی هر اجرای موفق روی صحنه، حاصل ساعت‌ها تلاش بی‌منت، عشق به هنر و استقامت ستودنی کسانی است که صحنه را خانه‌ دوم خود می‌دانند و این حضور پرشکوه در پاییز قزوین، بیش از آنکه مدیون سیستم‌های حمایتی فرد باشد، ثمره ایمان قلبی هنرمندان به قدرت رسانه‌ای و انسانی تئاتر است اما هنر نمایش برای اینکه بتواند نقشی بنیادین در ارتقای فرهنگی جامعه ایفا کند، نیازمند پشتیبانی ساختاری و رویکردی کلان‌نگر است.

مدیریت فرهنگی و نهادهای ذیربط در قزوین باید به این باور برسند که سرمایه‌گذاری برروی تئاتر، هزینه‌ اضافی نیست بلکه تزریق اکسیژن به ریه‌های فرهنگی شهر است و فراهم‌کردن سالن‌های استاندارد با تجهیزات به‌روز، ایجاد تسهیلات حمایتی برای کاهش هزینه‌های بلیت، تولید و تدوین تقویم سالانه و پیش‌بینی‌پذیر برای اجراها از جمله ضروریاتی است که می‌تواند پویایی کنونی را به جریانی دایمی تبدیل کند.

اگر حمایت از هنرمندان فراتر از شعارهای مقطعی برود، قزوین ظرفیت آن را دارد که به یکی از قطب‌های اصلی تئاتر در سطح کشور تبدیل شود، در کنار نقش نهادهای دولتی و شهری، برقراری پیوندی ارگانیک میان تئاتر و بدنه جامعه، کلید اصلی ماندگاری این هنر است.

تئاتر زمانی به اوج تاثیرگذاری خود می‌رسد که سالن‌های آن تنها پاتوق عده‌ای خاص نباشد بلکه به خانه دوم عموم شهروندان، دانشجویان، کارگران و جوانان تبدیل شود و برای تحقق این امر، نیازمند گسترش برنامه‌های آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها، ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به ارزش تئاتر و استفاده از شیوه‌های مدرن تبلیغ و ارتباط با مخاطب هستیم و رسانه‌ها، فعالان فضای مجازی و مروجان فرهنگی می‌توانند نقش پل ارتباطی میان این آثار ارزشمند و مردم را ایفا کنند و نشان دهند که در پاییز قزوین، چه گوهرهای گران‌بهایی روی صحنه در حال درخشش است.

نام‌بردن از آثاری که این روزها چراغ سالن‌های قزوین را روشن نگه داشته‌اند، یادآور این نکته حیاتی است که انرژی خلاقه نسل جوان و تجربه پیشکسوتان، سرمایه‌ای ملی است که باید به پاس داشته شود.

وقتی اثری با کمترین امکانات روی صحنه می‌رود و با استقبال مخاطبان مواجه می‌شود، پیامی روشن به همراه دارد، مردم قزوین تشنه‌ روایت‌های اصیل، بومی و هنرمندانه از زندگی خود هستند، آنها می‌خواهند روی صحنه، بازتابی از صداقت، صراحت و زیبایی‌شناسی برخاسته از فرهنگ اصیل این مرز و بوم را ببینند و با آن هم‌ذات‌پنداری کنند.

باید اذعان کرد که پاییز امسال، نقطه‌عطفی را در تقویم فرهنگی قزوین رقم زده است، این تعداد اجرای همزمان، نشان‌دهنده‌ پتانسیل نهفته و عظیم هنر نمایشی در استان است؛ پتانسیلی که اگر با تدبیر مدیران، همدلی هنرمندان و اشتیاق بی‌پایان مخاطبان همراه شود، می‌تواند زمستان پیش‌رو را نیز به بهاری ممتد در عرصه فرهنگ و هنر تبدیل کند.

تئاتر قزوین ثابت کرد که قلب تپنده‌ هنر در سینه این شهر می‌زند و هنرمندانش با دست‌های خالی اما اراده‌هایی پولادین، همچنان روایتگر دراماتیک‌ترین لحظات حیات انسانی‌اند، اکنون برآیند این حرکت خروشان، یک مطالبه‌ روشن را پیش روی مسوولان و جامعه فرهنگی قرار می‌دهد، برای حفظ، حراست و توسعه این جریان مبارک نبایستی اجازه ندهیم که این شور و نشاط مقطعی باشد، بایستی با برنامه‌ریزی دقیق، پشتیبانی مالی و معنوی، و فراهم‌سازی بستر مناسبی را برای استمرار اجراها، فراهم آورده و کاری کنیم که چراغ صحنه‌های قزوین هیچ‌گاه به خاموشی نگراید.

شهر قزوین با این پیشینه درخشان و هنرمندان پرشور، سزاوار جایگاهی رفیع‌تر در سپهر هنرهای نمایشی ایران است؛ جایگاهی که با همت جمعی و اراده‌ی استوار، دست‌یافتنی‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.