سوژه روز فوتبال جهان همزمانی خداحافظی مسی از تیم ملی و دعوای رونالدو با سرمربی پرتغال است.

انگار تقدیر همه چیز دو ابر ستاره را به هم گره زده و قصد ندارد دست از مقایسه بین آنها بردارد! زمانی که رونالدو عروسی گرفت، مسی داغدار پدرش شد و حالا که دنیا به تصاویر خداحافظی مسی از تیم ملی آرژانتین نگاه می‌کند، رونالدو درگیر مشکلاتش با ژسوس در تیم ملی پرتغال است.

تعصب هواداری و وجوه اشتراک و تفاوت رونالدو و مسی و تیم های ملی آنها بماند برای فرصتی دیگر، قضاوت را هم موقتا تعطیل کنید که در داستان رونالدو حق با کیست و تقصیر با کدام، مسی و خداحافظی با آلبی سلسته هم سوژه ما نیست؛ با دو بیانیه از طرف دو بزرگ تاریخ کار داریم که کاش الگویی باشد برای تمام بازیکنان بزرگ و کوچک فوتبال خودمان!

هیچکدام طلبکار پیراهن ملی نبوده و نیستند. بابت تمام شکوه و عظمت و افتخاراتی که برای آرژانتین و پرتغال آورده اند نیز، سهم ویژه نمی خواهند. برعکس، مسی از مردم و پیراهن آرژانتین تشکر می کند که به او فرصت رسیدن به آرزوها داده اند و رونالدو هم بابت ترک اردو از مردم پرتغال و همبازیانش، عذرخواهی می کند!

داستان کریس را همه فوتبال دوستان می دانند. درس اول ماجرا آنجایی بود که هم ژسوس، هم فدراسیون فوتبال پرتغال و هم رونالدو اعلام کردند تا پایان این فیفادی و بازی‌های پرتغال در لیگ ملت‌ها، در این باره صحبت نمی‌کنند تا مبادا آرامش تیم به هم بریزد. ترجیح تیم به خود، از طرف هر ۳ ضلع مثلث! هیچکس -از رئیس فدراسیون و سرمربی تا کاپیتان و اسطوره افسانه‌ای- بزرگتر از تیم ملی نیست!

بعد بازی آخر، فدراسیون بیانیه داد، ژسوس حرف‌هایش را زد و سپس نوبت رونالدو شد تا ماجرا را از زاویه خود توضیح دهد. مهم نیست شما حق را به کدام طرف می‌دهید، مهم این بخش از حرف‌های رونالدوست که آرزو می‌کردیم ای کاش، خیل عظیم مدعیان الگوبرداری و طرفداران سی آر سون در تیم ملی خودمان، نوع نگاهشان به جایگاه خود در قبال تخلف، چنین بود!

«فدراسیون فوتبال پرتغال باید من را به خاطر این اقدام مجازات کند. مجازات من نباید هیچ تخفیفی داشته باشد. من بازیکن معمولی نیستم، کاپیتان تیم هستم و این موضوع یک عامل تشدیدکننده است. وقتی به تیم ملی فکر می‌کنم، چیزی که واقعاً به آن فکر می‌کنم، رقابت است. در آینده اگر از نظر بدنی آماده باشم، برای باشگاهم بازی کنم و گل بزنم، پس از پایان محرومیتم در دسترس خواهم بود تا برای تیم ملی‌مان رقابت کنم و پیروز شوم.»

تک تک این جملات درس هستند. رونالدو برای جایگاه کاپیتانی و نام بزرگ خود، فقط امتیاز و سهم طلب نمی‌کند. موقع تنبیه و غرامت و تاوان هم خودش را با یک بازیکن عادی و معمولی مقایسه نمی‌کند! او برای جایگاه کاپیتان تیم، چنین ارزشی قائل است و از همه مهمتر، اینکه برای آینده و بازگشت دوباره به تیم ملی شرط می‌گذارد که؛ اگر آماده باشم، برای باشگاهم بازی کنم و گل بزنم، آن وقت در اختیار تیم ملی خواهم بود! شرطی با قید دوباره روی کلمه بعد از محرومیت، یعنی به بهانه رونالدو بودن یا نیاز تیم، قرار نیست در فاصله‌ای که تیم ملی برنامه و بازی ندارد، تنبیهی برای او در نظر گرفته شده و سپس بخشیده شود!

وقتی عکس‌های عروسی رونالدو منتشر شد، خیلی‌ها از سادگی مراسم شگفت زده شدند. رونالدو که در اوج جوانی و شهرت، تشکیل خانواده داد و همواره عکس‌هایش از زمانی که با فرزندانش می‌گذارد و پایبندی به زندگی شخصی، همه جا منتشر می‌شود. شخصی با یک میلیارد دنبال کننده -که مشهورترین انسان جهان است- با آن درآمد عجیب و غریب، اینقدر عادی به زندگی نگاه می‌کند و برای خودش طبقه خاص قائل نیست. نکاتی که متاسفانه هیچ کدام مورد توجه فوتبالیست‌های ما نیست، آنها که با یک هزارم درآمد، افتخارات و اعتبار رونالدو، مدام دنبال زندگی لاکچری و پز دادن هستند!

در فوتبالی که کاپیتان یک تیم باشگاهی به صرف شرایط تیمش، خود را از هرگونه مجازات مصون می‌داند، در فوتبالی که یک ملی پوش، قانون عادی و عمومی کشور را زیر پا می‌گذارد، در فوتبالی که یک کاپیتان بدون باشگاه و آمادگی مدام به تیم ملی دعوت می شود، در فوتبالی که کاپیتان باشگاه بزرگ، با عصا به جام جهانی می رود، در فوتبالی که یک پیشکسوت، به خود اجازه می‌دهد هر حرفی را در رسانه پیش چشم میلیون‌ها بیننده به زبان بیاورد و بالاخره در فوتبالی که هر مدیر، در ازای هر تخلف یا هر میزان خسارت، از هرگونه مجازاتی معاف است، چقدر ادعای الگوبرداری از رونالدو مسخره است!

مگر بزرگتر از رونالدو هم داریم؟ فوتبال و فنی و کارنامه و افتخارات هیچ، حتی در زندگی شخصی هم چه کسی شبیه رونالدو رفتار کرده؟ یا لااقل تلاش کرده مثل او باشد؟ در این فوتبال که برخی ملی‌پوشان انتظار دارند داوران در بازی‌های لیگ، به احترام اسم آنها (!) خطایشان را نگیرند، مربیانی که به خاطر تعداد طرفداران تیمشان، هرچه می‌خواهند به هر کس که دوست دارند می‌گویند و خلاصه جایی که اگر بخواهی یک قانون ساده را اعمال کنی، زورت فقط و فقط به ورود و خروج هواداران می‌رسد! ببینید تفاوت نگاه از کجا تا کجاست!

رونالدو می‌گوید باید مرا مجازات کنید و هیچ بخششی هم در کار نباشد. می‌گوید اگر تیم ملی خواست، پس از دوران محرومیت در اختیار هستم، به شرط آمادگی و بازی برای باشگاه و تاثیرگذاری -نه فقط بازی که بخاطر اسمش باشد- و او چون رونالدوست و الگو برای بقیه و کاپیتان تیم، به ازای سهم بیشتر در شهرت و درآمد، باید مجازات شدیدتر از بقیه داشته باشد! خیلی راحت از مردم و همبازیانش عذرخواهی می‌کند، می‌پذیرد که رفتارش اشتباه بوده، هرچند به خود حق می‌دهد که چون طرف مقابل زیر حرفش زده، او واکنش داشته! آن وقت اینجا سرمربی ما که ۳ سال به همه منتقدان انگ خائن و وطن فروش می‌زد، حالا که قافیه تنگ آمده، بدون عذرخواهی و باز از موضع بالا و طلبکار، از همان مردم فرصت می‌خواهد!

در همین ارتباط: سکوت رونالدو با بیانیه‌ای طولانی شکست؛ روایتی مفصل از پشت پرده اختلاف کریستیانو و ژسوس در اردوی پرتغال/ می‌خواستم خداحافظی کنم اما…