ناشتا ماندن ۸ تا ۱۲ ساعته پیش از آزمایش خون برای بسیاری از افراد به یک قانون نانوشته تبدیل شده است؛ اما یافتههای یک مطالعه بزرگ نشان میدهد این توصیه شاید برای بخش قابلتوجهی از آزمایشها ضرورتی نداشته باشد و بهتر است بر اساس نوع آزمایش تعیین شود.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از yahoo،ناشتا بودن یکی از توصیههای رایج پیش از بسیاری از آزمایشهای معمول خون است و معمولاً به افراد گفته میشود ۸ تا ۱۲ ساعت پیش از نمونهگیری چیزی به جز آب نخورند و ننوشند. با این حال، یک مطالعه جدید نشان میدهد این محدودیت ممکن است برای بسیاری از آزمایشها ضروری نباشد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد بهجز چند مورد مشخص، خوردن و نوشیدن در ساعات پیش از آزمایش خون احتمالاً تأثیر قابلتوجهی بر نتیجه بسیاری از آزمایشهای معمول ندارد.
البته پژوهشگران تأکید میکنند این یافتهها بهتنهایی برای تغییر استانداردهای فعلی ناشتا بودن پیش از آزمایش کافی نیست و بیماران نباید توصیه پزشک برای ناشتا بودن را نادیده بگیرند. با این حال، نتایج مطالعه شواهد قابلتوجهی برای بازنگری در الزام عمومی به ناشتا بودن پیش از آزمایشهای معمول ارائه میکند.
نویسندگان مطالعه مینویسند: «تحلیل جامع ما نشان میدهد بیشتر آزمایشهای معمول خون تنها به میزان اندکی تحت تأثیر ناشتا بودن کوتاهمدت قرار میگیرند و ناشتا بودن بیش از ۱۲ ساعت نیز برای هیچیک از آزمایشهای بررسیشده با تفاوت معنادار بیشتری همراه نبود.»
به گفته پژوهشگران، این یافتهها نشان میدهد شاید بهتر باشد به جای یک قانون یکسان برای تمام آزمایشها، مدت ناشتا بودن بر اساس نوع آزمایش و ماده مورد اندازهگیری تعیین شود.
چرا ناشتا بودن به یک استاندارد رایج تبدیل شد؟
الزام به ناشتا بودن پیش از آزمایشهای خون، در ابتدا به نگرانی درباره تأثیر رژیم غذایی بر دقت نتایج آزمایشها مربوط میشد. برخی شاخصهای خونی واقعاً نسبت به عواملی مانند مصرف غذا حساس هستند و نتایج آنها میتواند در تصمیمگیریهای پزشکی نقش داشته باشد.
به همین دلیل، پزشکان بهطور گسترده توصیه کردند افراد ۸ تا ۱۲ ساعت پیش از نمونهگیری ناشتا باشند. پژوهشگران میگویند این رویه در ابتدا بیشتر برای آزمایشهای چربی خون و قند خون شکل گرفت، اما بعدها بهطور پیشفرض برای طیف بسیار گستردهتری از آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت.
با وجود رواج این روش، هنوز درباره مدت زمان مناسب ناشتا بودن پیش از آزمایشهای مختلف اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.
بخش زیادی از پژوهشهای مربوط به ناشتا بودن پیش از آزمایش نیز بر بررسی چربیهای خون متمرکز بوده است و درباره آزمایشهایی مانند آنزیمهای کبدی، آنزیمهای پانکراس، شاخصهای خونی، هورمونها و ویتامینها اطلاعات مشابه کمتری وجود دارد.
به همین دلیل، دستورالعمل ناشتا بودن ممکن است از یک آزمایشگاه تا آزمایشگاه دیگر متفاوت باشد.
بررسی بیش از ۹.۷ میلیون نتیجه آزمایش
پژوهشگران به سرپرستی «سونگهوان شین»، پزشک متخصص طب آزمایشگاهی در مرکز پزشکی آسان دانشگاه اولسان در سئول، برای بررسی دقیقتر این موضوع دادههای آزمایشگاهی مربوط به سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ را در یک بیمارستان دانشگاهی ۶۷۰ تختخوابی بررسی کردند.
در این مطالعه، بزرگسالانی که بهصورت سرپایی مراجعه کرده بودند و مدت زمان ناشتا بودن آنها پیش از آزمایش ثبت شده بود، در سه گروه قرار گرفتند:
- کمتر از ۸ ساعت ناشتا بودن
- ۸ تا ۱۲ ساعت ناشتا بودن
- بیش از ۱۲ ساعت ناشتا بودن
مجموع دادههای مورد بررسی شامل بیش از ۹.۷ میلیون نتیجه آزمایش از بیش از ۱۰۱ هزار بیمار بود.
پژوهشگران بررسی کردند که آیا مدت زمان ناشتا بودن باعث ایجاد تفاوتهایی در نتایج آزمایش میشود که از محدودههای قابلقبول تعیینشده برای عملکرد آزمایشها فراتر باشد یا خیر.
نتایج نشان داد از میان ۱۲۱ ماده مورد اندازهگیری در آزمایشهای خون، تنها ۱۰ مورد با مدت زمان ناشتا بودن ارتباطی داشتند که از محدودههای تعیینشده فراتر میرفت.
کدام آزمایشها بیشتر تحت تأثیر غذا قرار میگیرند؟
به نظر میرسد ناشتا بودن برای تعداد محدودی از شاخصها اهمیت بیشتری داشته باشد.
مهمترین آنها عبارتند از:
- قند خون
- تریگلیسیرید
- گاماگلوتامیل ترانسفراز (GGT)
- لیپاز
میزان این شاخصها در افرادی که کمتر از ۸ ساعت ناشتا بودند، بالاتر بود.
در مقابل، نتایج مربوط به بسیاری از شاخصهای دیگر نشان داد که ناشتا بودن ۸ ساعت یا بیشتر ممکن است الزام غیرضروری و زحمتی برای بیماران باشد.
پژوهشگران بر همین اساس تأکید دارند که قوانین مربوط به ناشتا بودن بهتر است به جای یکسان بودن برای همه آزمایشها، بر اساس نوع ماده مورد اندازهگیری و آزمایش مورد نظر تعیین شود.
در یک مقاله تفسیری همراه با این پژوهش نیز متخصصان بیوشیمی بالینی اعلام کردند که این مطالعه از شواهد فزایندهای حمایت میکند که نشان میدهند ناشتا بودن پیش از نمونهگیری خون برای بسیاری از آزمایشها ضروری نیست.
این پژوهش در نشریه JAMA Internal Medicine منتشر شده است.
