شاید وقت آن رسیده است که کاربران نیز نقش خود را جدی‌تر بگیرند، هر بار که بدون بررسی، یک خبر تکان‌ دهنده را بازنشر می‌کنیم یا زیر آن کامنت می‌گذاریم، ناخواسته به همان چرخه‌ای کمک می‌کنیم که از شایعه تغذیه می‌کند.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - «من هر وقت بمیرم، خودم به شما خبر می‌دهم!» این جمله طنزآمیز مهدی فخیم‌زاده در واکنش به شایعه تازه درباره درگذشتش، در نگاه اول خنده‌دار به نظر می‌رسد، اما پشت این شوخی، واقعیتی تلخ پنهان است.

شایعه درگذشت مهدی فخیم‌زاده اولین نمونه از این دست نیست و احتمالا آخرین هم نخواهد بود.

طی سال‌های گذشته بارها خبرهای کذب درباره فوت یا وخامت حال بازیگران، خوانندگان و چهره‌های شناخته‌شده منتشر شده است، از هنرمندان پیشکسوت گرفته تا چهره‌هایی که حتی در اوج فعالیت حرفه‌ای خود بوده‌اند.

تقریبا هر بار نیز نتیجه یکسان است، خانواده و دوستان با نگرانی تماس می‌گیرند، خود هنرمند ناچار می‌شود مقابل دوربین ظاهر شود و ثابت کند هنوز زنده است، و چند ساعت بعد هم صفحه منتشرکننده، بدون کوچک‌ترین مسئولیتی، سراغ شایعه بعدی می‌رود.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به محتوایی پاداش می‌دهند که احساسات شدید ایجاد کند و هیچ خبری به اندازه خبر مرگ یک چهره شناخته‌شده، مخاطب را وادار به توقف، کلیک یا گذاشتن کامنت نمی‌کند.

همین ساز و کار باعث شده برخی صفحات اینستاگرامی، آگاهانه یا ناآگاهانه، مرز میان اطلاع‌ رسانی و فریب را از بین ببرند.

اگر شایعه تکذیب شد، اتفاق خاصی نمی‌افتد، نهایتا پست حذف می‌شود یا توضیحی کوتاه منتشر می‌کنند و همه چیز تمام می‌شود. اما سود اصلی، یعنی افزایش دیده شدن صفحه، از قبل به دست آمده است.

این پدیده البته منحصر به ایران نیست. در سال ۲۰۱۴ شایعه درگذشت جکی چان در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد، شایعه‌ای که میلیون‌ها نفر آن را باور کردند و خود او ناچار شد با انتشار تصویری از خود، زنده بودنش را اعلام کند.

مورگان فریمن نیز بارها قربانی چنین خبرهایی شده است، تا جایی که در مقطعی، تیم رسانه‌ای او مجبور شد رسماً اعلام کند هر خبری درباره مرگش کذب است.

سلین دیون، تام هنکس، دنزل واشینگتن، سیلوستر استالونه و بسیاری دیگر نیز در سال‌های مختلف با همین تجربه روبه‌رو شده‌اند. وجه مشترک همه این موارد، سرعت انتشار شایعه و بی‌مسئولیتی منتشرکنندگان آن است.

شاید نگران‌کننده‌تر از خود شایعه، عادی شدن آن باشد. انگار هر بار که یک خبر دروغ درباره مرگ هنرمندی منتشر می‌شود، جامعه کمی بیشتر به این رفتار عادت می‌کند.

شوخی با مرگ، که زمانی خط قرمز اخلاقی محسوب می‌شد، حالا برای برخی مدیران صفحات مجازی به یک ترفند بازاریابی تبدیل شده است.

واکنش مهدی فخیم‌زاده نیز از همین جهت قابل توجه بود. او به جای عصبانیت، با طنز پاسخ داد: «هر وقت بمیرم، خودم به شما خبر می‌دهم.»

جمله‌ای که لبخند بر لب مخاطب می‌آورد، اما در عین حال پوچی این شایعه‌سازی‌ها را نیز آشکار می‌کند.

وقتی یک هنرمند ناچار می‌شود زنده بودن خود را ثابت کند، یعنی مسئله دیگر فقط یک شایعه نیست، بلکه نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در فضای اطلاع‌رسانی است.

شبکه‌های اجتماعی فرصت بزرگی برای دسترسی آزاد به اطلاعات هستند، اما همین فضا زمانی که اخلاق را قربانی الگوریتم کند، می‌تواند به کارخانه تولید اخبار جعلی تبدیل شود.

شاید وقت آن رسیده باشد که کاربران نیز نقش خود را جدی‌تر بگیرند. هر بار که بدون بررسی، یک خبر تکان‌ دهنده را بازنشر می‌کنیم یا زیر آن کامنت می‌گذاریم، ناخواسته به همان چرخه‌ای کمک می‌کنیم که از شایعه تغذیه می‌کند.

گاهی بهترین واکنش به یک خبر دروغ، نه انتشار بیشتر آن، بلکه نادیده گرفتن و گزارش کردن (ریپورت) منبعی است که برای چند کلیک بیشتر، مرز میان حقیقت و دروغ را از بین برده است.