کیرا نایتلی، استیون دیلین و لوک تامپسون در اقتباس تئاتری فیلم «زندگی دیگران» روی صحنه می‌روند. جزئیات این نمایش عشق و نظارت را بخوانید.

کیرا نایتلی، بازیگر سریال «کبوترهای سیاه» (Black Doves)، استیون دیلین، بازیگر سریال «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones)، و لوک تامپسون، بازیگر «بریجرتون» (Bridgerton)، در اقتباس تئاتری فیلم آلمانی و برنده اسکار «زندگی دیگران» (The Lives of Others) در وست اند لندن روی صحنه رفته‌اند. این نمایش داستانی درباره عشق، نظارت و جاسوسی را در سال ۱۹۸۴ و در برلین شرقی، زیر سایه دستگاه امنیتی اشتازی، روایت می‌کند.

تهیه‌کنندگی این نمایش را سونیا فریدمن، تهیه‌کننده سرشناس تئاتر در برادوی و وست اند لندن، بر عهده دارد. رابرت آیک، کارگردان برنده جایزه الیویه، اقتباس و کارگردانی اثر را انجام داده و در شکل‌گیری نسخه تئاتری آن با فلوریان هنکل فون دونرسمارک، نویسنده و کارگردان فیلم اصلی، همکاری داشته است.

اجرای این نمایش از ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ در تئاتر ادلفی لندن آغاز شده و افتتاحیه رسمی آن ۲۹ اکتبر برگزار می‌شود. این اجراها تا ۹ ژانویه ۲۰۲۷ ادامه خواهند داشت. موسیقی تازه این اقتباس را مکس ریشتر ساخته است.

فیلم اصلی در سال ۲۰۰۶ اکران شد و در سال ۲۰۰۷ جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را دریافت کرد. این اثر از همان نخستین تماشای سونیا فریدمن ذهن او را به خود مشغول کرده بود. فریدمن می‌گوید داستان سال‌ها در ذهنش مانده بود و به یکی از پروژه‌هایی تبدیل شده بود که همواره آرزو داشت راهی برای آوردنش به صحنه تئاتر پیدا کند.

داستانی درباره عشق، جاسوسی و قدرت نظارت

نمایش زندگی دیگران

«زندگی دیگران» داستان گئورگ درایمان، نمایشنامه‌نویسی با بازی لوک تامپسون، و کریستا-ماریا زیلاند، بازیگر و شریک عاطفی او با بازی کیرا نایتلی، را روایت می‌کند. در سوی دیگر ماجرا، گرد ویزل، مامور زبده اشتازی با بازی استیون دیلین، مامور می‌شود این زوج را زیر نظر بگیرد. او از اتاقی مخفی در بالای آپارتمان آن‌ها، به گفت‌وگوهایشان گوش می‌دهد تا نشانه‌ای از مخالفتشان با حکومت پیدا کند.

اما این ماموریت به‌تدریج مسیر دیگری پیدا می‌کند. ویزل، با شنیدن گفت‌وگوهای این زوج و آشنایی با زندگی خصوصی آن‌ها، کم‌کم در باورهای خود و وظیفه‌ای که بر عهده دارد، دچار تردید می‌شود. در فیلم اصلی، نقش‌های گئورگ درایمن، کریستا-ماریا زیلاند و گِرد ویزل را به‌ترتیب سباستیان کخ، مارتینا گدک و اولریش موهه بازی کرده بودند.

به گفته فریدمن، فون دونرسمارک از همان ابتدا با احترام و گشاده‌رویی از اقتباس تئاتری استقبال کرد و پیوسته آیک، گروه اجرایی و خود او را تشویق کرد تا زبان و صدای مستقل خودشان را در دل داستان پیدا کنند.

فریدمن در بیانیه‌ای درباره مضمون اثر گفته است:

«داستان نمایش در برلین شرقیِ سال ۱۹۸۴ می‌گذرد؛ جهانی که در آن هیچ‌چیز خصوصی نیست، هر کلمه‌ای می‌تواند پیامدهایی به دنبال داشته باشد و حکومت نه‌تنها بر زندگی مردم، بلکه بر اندیشه‌ها، گفتار و حتی تخیل آن‌ها نیز سلطه دارد. اجرای جهانی این اثر یادآور آن است که آزادی‌ها تا چه اندازه شکننده‌اند، حفظ آن‌ها چه هزینه‌ای دارد و به چه میزان شجاعت نیازمند است.»

او در ادامه می‌گوید حضور کیرا نایتلی، استیون دیلین و لوک تامپسون در این تولید، پروژه را برایش ویژه‌تر کرده است. فریدمن همچنین از همکاری با مکس ریشتر برای ساخت موسیقی تازه نمایش ابراز خوشحالی کرده و می‌گوید برای دیدن واکنش تماشاگران و سهیم کردن آن‌ها در این تجربه، لحظه‌شماری می‌کند.

همکاری نایتلی و آیک؛ انتخاب بازیگران سرشناس تئاتر و سینما

نمایش زندگی دیگران

نایتلی و رابرت آیک سال‌هاست که با یکدیگر دوستی دارند. به گفته فریدمن، زمانی که آیک در سال گذشته این پروژه را با نایتلی در میان گذاشت، نسخه‌ای از نمایشنامه برای او فرستاده شد. نایتلی متن را خواند و کمتر از ۲۴ ساعت بعد، حضورش در پروژه قطعی شد.

نایتلی درباره پذیرفتن این نقش می‌گوید:

«از همان نخستین باری که فیلم «زندگی دیگران» را دیدم، ذهنم را به خودش مشغول کرده است. به نظرم هیچ‌کس بهتر از رابرت آیک نمی‌تواند این داستان را روی صحنه زنده کند. او توانایی کم‌نظیری در کنار هم قرار دادن ایده‌های بزرگ و حقیقت عاطفی دارد.»

نایتلی در سال‌های اخیر در آثاری حضور داشته که به دنیای مرموز سازمان‌های اطلاعاتی، جاسوسی و بی‌عدالتی می‌پردازند. فیلم‌هایی چون «جک رایان: سرباز سایه» (Jack Ryan: Shadow Recruit)، «بازی تقلید» (The Imitation Game) و «اسرار رسمی» (Official Secrets)، در کنار سریال نتفلیکس «کبوترهای سیاه» (Black Doves)، نمونه‌هایی از این آثارند.

فریدمن با لحنی شوخ‌طبعانه درباره انتخاب استیون دیلین برای ایفای نقش ویزل می‌گوید:

«وقتی با گروه خلاق نمایش درباره انتخاب بازیگر این نقش صحبت می‌کردیم، به خودمان می‌گفتیم: خب، ما به کسی مثل استیون دیلین نیاز داریم. پس چرا از خود استیون دیلین نپرسیم؟»

دیلین که بیش از همه با بازی در نقش استنیس براتیون در سریال «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) شناخته می‌شود، در انتخاب نقش‌هایش سخت‌گیر است و پذیرفتن این پیشنهاد از سوی او، به گفته فریدمن، اتفاقی هیجان‌انگیز بود.

لوک تامپسون نیز، با وجود شهرتش به‌واسطه بازی در نقش بندیکت در سریال «بریجرتون» (Bridgerton)، بازیگری آشنا با صحنه تئاتر است. او پیش‌تر در اجراهایی چون «شاه لیر» (King Lear) و «درد بیهوده عشق» (Love’s Labour’s Lost) روی صحنه رفته است.

داستانی کلاسیک با مضمونی و امروزی

نمایش زندگی دیگران

فیلم «زندگی دیگران» به‌مرور به یکی از آثار شاخص سینمای معاصر تبدیل شده است. از نگاه فریدمن، اهمیت داستان نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه با گسترش ابزارهای نظارت در زندگی روزمره بیشتر هم شده است.

او می‌گوید دوربین‌های مداربسته رفت‌وآمدهای روزانه مردم را ثبت می‌کنند و فعالیت‌های آن‌ها در دستگاه‌های الکترونیکی ردپایی از خود به جا می‌گذارد. به باور او، موضوع نظارت و جاسوسی هر روز بیش از پیش به واقعیت زندگی معاصر نزدیک می‌شود.

پیوند میان نظارت و عشق نیز از نظر فریدمن، داستان را به روایتی عاشقانه و در عین حال نامتعارف تبدیل می‌کند. ویزل، ماموری که در ابتدا صرفا برای جمع‌آوری اطلاعات زندگی یک زوج را زیر نظر گرفته است، به‌واسطه شنیدن حرف‌های آن‌ها و آشنایی با دنیای خصوصی‌شان، به‌تدریج با مفهوم همدلی روبه‌رو می‌شود.

در این داستان، شنیدن فقط راهی برای جمع‌آوری اطلاعات نیست؛ می‌تواند به تجربه‌ای تبدیل شود که نگاه شنونده را تغییر می‌دهد. همین تناقض، هسته اخلاقی اثر را شکل می‌دهد: کسی که برای کنترل زندگی دیگران به آن‌ها گوش می‌سپارد، ممکن است در نهایت خودش دگرگون شود.

انتخاب تئاتر آدلفی؛ صحنه‌ای بزرگ برای داستانی شخصی

نمایش زندگی دیگران

انتخاب تئاتر آدلفی، سالنی در وست اند لندن که بیشتر با اجرای نمایش‌های موزیکال شناخته می‌شود، تصمیمی آگاهانه بوده است. فریدمن توضیح می‌دهد که نمایش، با وجود برخورداری از ابعادی گسترده، در اصل داستانی بسیار شخصی را روایت می‌کند.

او می‌گوید گروه اجرایی می‌خواست بزرگ‌ترین سالنی را که امکان داشت در اختیار داشته باشد تا بتواند به‌طور جدی بررسی کند که زندگی انسان‌ها چگونه از جهات مختلف زیر نظر گرفته می‌شود.

این انتخاب، چالشی نیز برای گروه سازنده به همراه دارد: چگونه می‌توان در سالنی بزرگ، ظرافت روابط شخصی و تنش‌های درونی شخصیت‌ها را حفظ کرد؟ در داستانی که سکوت، نگاه و شنیدن نقش محوری دارند، طراحی صحنه و نحوه تقسیم اطلاعات میان شخصیت‌ها و تماشاگران اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

در اقتباس آیک، صحنه گردان است و شخصیت‌ها پیوسته در حرکت‌اند. این طراحی به تماشاگران امکان می‌دهد کریستا-ماریا و گئورگ را هم‌زمان با ماموری ببینند که مخفیانه به حرف‌های آن‌ها گوش می‌دهد. به این ترتیب، تماشاگر صرفا دنبال‌کننده ماجرا نیست؛ او نیز در موقعیتی قرار می‌گیرد که به زندگی خصوصی شخصیت‌ها دسترسی دارد.

از تجربه شنود تلفن تا تمرین‌های «زندگی دیگران»

نمایش زندگی دیگران

اقتباس تئاتری «زندگی دیگران» تنها بازگویی داستانی درباره دستگاه امنیتی آلمان شرقی نیست؛ شیوه اجرا، طراحی صحنه و موسیقی نیز در بازآفرینی فضای پرتنش آن نقش دارند. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: در جهانی که مرز میان امنیت و نظارت روزبه‌روز مبهم‌تر می‌شود، حریم خصوصی چه معنایی دارد؟

در جریان تمرین‌های «زندگی دیگران»، حتی جزئیات ساده‌ای مثل صدای باز کردن ظرف غذا هم می‌تواند یادآور دنیای این نمایش باشد؛ داستانی که در آن شنیدن، دیدن و زیر نظر گرفتن دیگران، زندگی شخصیت‌ها را شکل می‌دهد.

در نسخه تئاتری «زندگی دیگران»، شیوه روایت به‌اندازه خود داستان اهمیت دارد. لوک تامپسون، بازیگر نقش گئورگ درایمن، معتقد است که نمایش از نظر اجرایی ساختاری پیچیده دارد و به‌جای مجموعه‌ای از صحنه‌های مستقل، همچون اثری پیوسته پیش می‌رود؛ شخصیت‌ها وارد صحنه می‌شوند و جای خود را به یکدیگر می‌دهند. او این ساختار را به اجرای موزیکال تشبیه می‌کند.

نایتلی اما به شوخی از رابطه رابرت آیک با رقص اشاره می‌کند و می‌گوید آیک اساسا اهل رقصیدن نیست. با این حال، حرکت نقشی اساسی در طراحی صحنه دارد: صحنه گردان است و بازیگران در طول اجرا پیوسته جابه‌جا می‌شوند.

این طراحی به تماشاگر امکان می‌دهد زندگی خصوصی کریستا-ماریا و گئورگ را در کنار فعالیت‌های مامور اشتازی دنبال کند؛ ماموری که از مخفیگاهش به گفت‌وگوهای این زوج گوش می‌دهد. به این ترتیب، تماشاگر فقط شاهد زندگی شخصیت‌ها نیست، بلکه هم‌زمان جایگاه ناظر و نظارت‌شونده را نیز تجربه می‌کند. موسیقی تازه مکس ریشتر هم بخشی از این تجربه است و در تمرین‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نایتلی از موسیقی ریشتر با تحسین یاد می‌کند و می‌گوید در تمرین‌ها، اعضای گروه خلاق از جمله طراح صدا، طراح لباس و طراح ویدئو نیز حضور دارند تا اجزای مختلف نمایش در کنار هم شکل بگیرند. هماهنگی این عناصر قرار است داستانی درباره کنترل و پنهان‌کاری را در قالب تجربه‌ای زنده و چندلایه روی صحنه بیاورد.

ماهیت نظارت در جامعه، حتی در دو دهه‌ای که از اکران فیلم اصلی گذشته، به شکل چشمگیری تغییر کرده است. نایتلی در این‌باره می‌گوید:

«وقتی کیف‌تان را می‌دزدند، دلتان می‌خواهد دوربین مداربسته‌ای در ایستگاه اتوبوس باشد. وجود دوربین باعث می‌شود احساس امنیت بیشتری کنید. اما بعد از خودتان می‌پرسید: چه کسی دارد من را زیر نظر می‌گیرد؟»

نایتلی خود نیز تجربه‌ای شخصی از نقض حریم خصوصی دارد. او در سال‌هایی که رسانه‌های عامه‌پسند به شنود و هک تلفن افراد مشهور متهم بودند، متوجه شد پیام‌های تلفنش هدف دسترسی غیرمجاز قرار گرفته‌اند. این تجربه، پیوند میان زندگی شخصی او و مضمون نمایش را پررنگ‌تر می‌کند.

تجربه نایتلی از هک شدن تلفنش، مضمون نظارت و ناامنی را برای او به مسئله‌ای شخصی تبدیل کرده است. با این حال، او میان تجربه خودش و وضعیت شخصیت‌های نمایش تفاوتی اساسی می‌بیند:

«من تجربه شخصی این وضعیت را دارم. با این حال، می‌دانستم تلفنم را هک می‌کنند، چون شواهد ملموسی در اختیار داشتم. می‌دانستم تعقیبم می‌کنند و بعد می‌توانستم ببینم که واقعا تعقیبم می‌کنند. احساس نمی‌کردم دارم عقل‌ام را از دست می‌دهم. اما شخصیت‌های نمایش در دنیای عجیبی زندگی می‌کنند که نمی‌دانند چه زمانی زیر نظرند یا اصلا کسی مراقب‌شان هست یا نه.»

یکی از منابع اصلی گروه بازیگران برای آماده شدن در این نمایش، کتاب «اشتازی‌لند» (Stasiland) نوشته آنا فاندر است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و تصویری از زندگی در آلمان شرقی ارائه می‌دهد. فاندر پیش‌تر به این موضوع انتقاد کرده بود که فیلم، سازوکار واقعی نظام‌های تمامیت‌خواه را به‌درستی نشان نمی‌دهد؛ زیرا برای شخصیت اصلی فرصتی باقی می‌گذارد تا رفتاری انسانی از خود بروز دهد.

تامپسون معتقد است جذابیت «زندگی دیگران» در پیچیدگی شخصیت‌ها و پرهیز از قضاوت‌های یک‌سویه نهفته است. از نظر او، نمایش نباید به روایتی صرفا سیاسی یا تقابل ساده میان خوب و بد تبدیل شود؛ بلکه باید به تماشاگر فرصت دهد شخصیت‌ها و انگیزه‌هایشان را بهتر بشناسد. او می‌گوید:

«شخصیت‌هایی در فیلم وجود دارند که انگار حرف و پیام مشخصی را از طرف یک جریان فکری بیان می‌کنند. اما این فقط یک نمایش سیاسی نیست. به نظرم بخشی از جذابیت کار در این است که شخصیت‌ها مرموزند و هیچ‌وقت دقیقا نمی‌دانید قرار است به کدام سمت بروند. اگر تماشاگران از نمایش ما فقط این نتیجه را بگیرند که کمونیست‌ها آدم‌های وحشتناکی هستند، احساس می‌کنم در کارمان شکست خورده‌ایم.»

تماشاگران البته می‌توانند برداشت خودشان را از نمایش داشته باشند؛ اما در طول اجرا باید تلفن‌های همراهشان را کنار بگذارند و از عکس گرفتن یا ضبط اجرا خودداری کنند. در نمایشی که درباره نظارت و حریم خصوصی است، این قاعده معمول سالن تئاتر معنایی مضاعف پیدا می‌کند: گاهی برای دیدن زندگی دیگران، باید از وسوسه ثبت کردن و کنترل کردن آن دست کشید.

منابع: The Guardian، Variety، Deadline