تهران-ایرنا- نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و تضعیف موقعیت دونالد ترامپ در واشنگتن، می‌تواند فرصت تازه‌ای برای پیشبرد دیپلماسی و خاتمه جنگ علیه ایران فراهم کند اما این نتیجه به معنای پایان اختیار کاخ سفید برای اقدام نظامی یا کاهش تضمینی خطر نیست.

به گزارش سیاست خارجی ایرنا، پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و از دست رفتن کنترل جمهوری‌خواهان بر هر دو مجلس کنگره، این پرسش را در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران مطرح کرده که آیا این شکست، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را به پایان‌دادن به جنگ علیه ایران و دستیابی به توافق نزدیک‌تر می‌کند یا او برای جبران ناکامی داخلی، تشدید تنش را برمی‌گزیند؟

بسیاری از تحلیلگران، جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آن را از عوامل نارضایتی رای‌دهندگان آمریکایی می‌دانند؛ موضوعی که مقام‌های آمریکایی نیز به آن اشاره کرده‌اند. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جنگ را دلیل شکست جمهوری‌خواهان معرفی کرده است. ترامپ نیز نقش جنگ را پذیرفته اما از تصمیم خود ابراز پشیمانی نکرده و تاکید کرده که اگر به گذشته بازگردد، باز هم همین انتخاب را خواهد کرد.

این فاصله میان پذیرش هزینه سیاسی جنگ و دفاع از آغاز آن، برای فهم رفتار آینده کاخ سفید مهم است. بااین‌حال، نتیجه انتخابات را نباید فقط همه‌پرسی درباره جنگ ایران دانست. براساس نظرسنجی آسوشیتدپرس از بیش از صد هزار رای‌دهنده، شش نفر از هر ده نفر اقدام نظامی علیه ایران را نادرست دانسته‌اند اما تنها حدود یک‌سوم، جنگ را عاملی حیاتی در تصمیم انتخاباتی خود معرفی کرده‌اند. جنگ علیه ایران از مسیر افزایش هزینه انرژی و فشار بر زندگی روزمره، به نارضایتی اقتصادی آمریکایی‌ها گره خورده است.

مسئله امروز ایران، نه پیش‌بینی قطعی تصمیم بعدی ترامپ که آمادگی برای مواجهه با گزینه‌های مختلف است. نتیجه انتخابات میان دوره‌ای آمریکا می‌تواند فرصتی برای دیپلماسی باشد که تهران همواره برای خاتمه جنگ تعقیب کرده اما همزمان نباید با تضمینی برای پایان قطعی جنگ اشتباه گرفته شود.

انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی، ضرورت آمادگی

جمهوری خواهان شکست خوردند اما اختیار نظامی ترامپ پابرجاست

شکست انتخاباتی، هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای ترامپ افزایش داده اما او همچنان اختیار اقدام نظامی را در دست دارد. رویترز در تحلیل پیامدهای انتخابات می‌نویسد که «ترامپ با کنگره‌ای مخالف و نظارت سخت‌گیرانه‌تر روبه‌رو خواهد شد اما همچنان در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری خود، برای پیگیری اهداف سیاست خارجی اختیارات گسترده‌ای دارد.»

ویلیام وکسلر، مدیر ارشد برنامه‌های خاورمیانه شورای آتلانتیک، در گفت‌وگو با رویترز «میان توان دموکرات‌ها برای متوقف‌کردن دستورکار قانون‌گذاری داخلی ترامپ و توان آن‌ها برای مهار اختیارات فرمانده کل قوا تفاوت می‌گذارد.»

این گزاره به معنای بی‌اختیاری کنگره نیست. میامی هرالد با اشاره به همین بحث، «تحقیق و تفحص، بررسی صلاحیت نامزدهای مناصب و اختیارات بودجه‌ای را ابزارهای واقعی فشار می‌داند اما تاکید می‌کند که دموکرات‌ها با نظارت بیشتر، نمی‌توانند به‌سرعت مانع تصمیم نظامی ترامپ شوند. نکته مهم دیگر این است که اکثریت دموکرات جدید از ژانویه کنترل کنگره را به دست می‌گیرد و اثر سیاسی انتخابات، زودتر از آغاز اعمال اختیارات آن ظاهر می‌شود.»

وال‌استریت‌ژورنال و استریتس‌تایمز نیز در تحلیل‌های خود به تداوم اختیارات نظامی رئیس‌جمهور اشاره کرده‌اند. وال‌استریت‌ژورنال در تحلیلی درباره پیامدهای کنترل کنگره توسط دموکرات‌ها بر سیاست خارجی ترامپ، یادآور می‌شود: «رئیس‌جمهور فرماندهی انحصاری ارتش را در اختیار دارد.»

استریتس‌تایمز در مطلبی با عنوان «شکست‌خورده اما بدون محدودیت» می‌نویسد: «از نظر حقوقی، ترامپ تمام اختیارات فرمانده کل قوایی را که هنگام دستور به آغاز عملیات موسوم به خشم حماسی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ اعمال کرد، همچنان در اختیار دارد.»

همزمان مخالفت عمومی با جنگ هم بی‌اثر نیست، ادامه درگیری می‌تواند شکاف در پایگاه سیاسی ترامپ را بیشتر کند و فشار اقتصادی را افزایش دهد. در چند روز اخیر تحلیل گران بسیاری به این نکته اشاره کرده‌اند که بخشی از هواداران جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» از نقض وعده انتخاباتی ترامپ درباره پرهیز از مداخله‌های خارجی ناراضی‌ هستند. در چنین شرایطی تهران باید همچنان احتمال اقدام نظامی آمریکا را در محاسبات خود لحاظ کند.

انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی، ضرورت آمادگی

رئیس جمهور آمریکا چه توافقی می‌خواهد؟

پایان‌دادن به جنگی پرهزینه، کاهش فشار بر بازار انرژی و نمایش یک دستاورد خارجی، برای دونالد ترامپ جذاب است اما تجربه نشان داده که راه رسیدن به توافق با ایران برای او ساده نیست. رویترز به نقل از دو منبع نزدیک به محافل دولتی کشورهای خلیج فارس گزارش داده که «ترامپ ضعیف‌شده انگیزه بیشتری برای توافق دارد. بااین‌حال، توافقی که به ایران امکان اعلام پیروزی بدهد و او را شکست‌خورده نشان دهد، ممکن است واکنشی پرخطر به دنبال داشته باشد.»

گره اصلی برای ترامپ، تنها خروج از جنگ نیست اما شکل این خروج است. ترامپ هم باید از تصمیم خود برای آغاز جنگ دفاع کند و هم پایان آن را دستاورد معرفی کند. در نتیجه، نحوه ارائه توافق به افکار عمومی، در کنار محتوای واقعی آن، وارد محاسبات کاخ سفید شده است.

برای ایران، این وضعیت فرصتی است تا معیار مذاکره را بر دستاوردهای واقعی و قابل اجرا بگذارد: خاتمه جنگ، تعهدات روشن طرف مقابل و امکان سنجش اجرای آن‌ها. واقعیت این است که منطقه غرب آسیا و بازار انرژی برای خلاصی تدریجی از تبعات جنگ انتخابی ترامپ به توافق موثر نیاز دارد و این توافق الزاما همان توافقی نیست که در عرصه تبلیغات و جنگ روایت ها، توافق خوب خوانده شود.

ابتسام الکتبی در این باره به رویترز می گوید:«ممکن است تهران دچار یک خطای محاسباتی هم بشود. اگر تهران نتیجه انتخابات را نشانه از میان رفتن اراده آمریکا تعبیر کند، ممکن است زمینه تشدید تازه‌ای فراهم شود. به هرحال این یک واقعیت است که قرار گرفتن در موقعیت ضعیف سیاسی همیشه به عقب‌نشینی منتهی نمی‌شود.»

انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی، ضرورت آمادگی

شخصیت ترامپ و محدودیت‌های واقعی

در ارزیابی رفتار آتی دونالد ترامپ، نمی‌توان شخصیت او را نادیده گرفت اما نباید تحلیل سیاست خارجی را به شخصیت‌شناسی تقلیل داد. تمایل ترامپ به نمایش قدرت، یکی از عوامل مؤثر بر تصمیم‌های او است اما واکنش ایران، دشواری دستیابی به اهداف نظامی و هزینه‌های اقتصادی نیز در محاسبات واشنگتن اهمیت دارند.بی‌بی‌سی جهانی در تحلیل پس از انتخابات، بر تلاش ترامپ برای بازنده دیده‌نشدن تاکید کرده و نوشت: «او ممکن است بخواهد شکست داخلی را با اقدامی خارجی تحت‌الشعاع قرار دهد و آن را نشانه قدرت معرفی کند.»

رویترز در گزارش ۵ نوامبر با عنوان «انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره را دگرگون کرد اما ترامپ همچنان فرمان سیاست خارجی را در دست دارد»، می‌نویسد: «پرسش اصلی، از نگاه تحلیلگران، این است که آیا ترامپ از عملکرد ضعیف حزبش در انتخابات میان‌دوره‌ای درس عبرت می‌گیرد یا برای ساختن میراث خود در روابط آمریکا با دوستان و دشمنان، به اقدامات نمایشی‌تر تشویق می‌شود.»

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که «رؤسای‌جمهور در دوره پایانی قدرت، اغلب بر مسائل جهانی تمرکز می‌کنند و برخی تحلیلگران انتظار دارند ترامپ نیز چنین کند.»

لورا بلومنفلد، تحلیلگر سیاست خارجی دانشگاه جانز هاپکینز، در همین گزارش می‌گوید: «اگر ترامپ تحریک شود و در تنگنا قرار گیرد، ممکن است تصمیم بگیرد قدرت ریاست‌جمهوری خود را با استفاده یک‌جانبه از زور در خارج به نمایش بگذارد.»

رویترز همچنین از فردی آشنا با مشورت‌های کاخ سفید نقل می‌کند که ترامپ «اکنون از نظر سیاسی چیزی برای از دست دادن ندارد».

برایان هگرتی، تحلیلگر پیشین سیا و پژوهشگر دیفنس پرایوریتیز، در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس تاکید می‌کند که «آسیب سیاسی انتخابات ممکن است احساس محدودیت ترامپ را کاهش دهد اما منطق راهبردی تشدید حملات تغییری نکرده است.»

سینا طوسی، متخصص ایران در مرکز سیاست بین‌الملل به رویترز می‌گوید که «تشدید جنگ مسیر روشنی به سوی پیروزی ندارد و ممکن است همان نارضایتی اقتصادی را بیشتر کند که به شکست جمهوری‌خواهان انجامیده است.»

در ایران باید احتمال تصمیم ناگهانی یا نمایشی را جدی دانست بدون آنکه محدودیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی آن را نادیده گرفت. تصمیم آمریکا درباره حمله دوباره به ایران، به مجموعه‌ای از ملاحظه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی وابسته است و نمی‌توان آن را فقط با هزینه‌های جنگ یا ویژگی‌های شخصیتی ترامپ توجیه کرد.

انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی، ضرورت آمادگی

تفاوت محاسبه آمریکا و اسرائیل

دو حمله نظامی آمریکا به ایران در کمتر از یک سال، با همراهی اسرائیل انجام شد اما اهداف و محاسبات دو طرف کاملا یکسان نیست. آسوشیتدپرس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داده که «بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی با ترامپ خواستار حملات دوباره به ایران شده اما رئیس‌جمهور آمریکا تعهدی برای اقدام نداده است. این گزارش، هم فشار اسرائیل را نشان می‌دهد و هم فاصله میان درخواست نتانیاهو و تصمیم واشنگتن را.»

بی‌بی‌سی جهانی در گزارشی این فشار را در بستر سیاست داخلی اسرائیل بررسی کرده است. براساس این تحلیل، «دشواری نتانیاهو برای تشکیل دولت پس از انتخابات، می‌تواند انگیزه او را برای استفاده سیاسی از یک جنگ تازه افزایش دهد از جمله با هدف فراهم‌کردن زمینه تشکیل دولت وحدت.»

رویترز نیز «احتمال گرایش دو رهبر گرفتار در تنگنای سیاسی به تشدید جنگ را مطرح کرده اما همزمان بر انگیزه بیشتر ترامپ برای توافق، نه ماه پس از آغاز جنگ دوباره علیه ایران، تأکید دارد. بنابراین، فشار داخلی مشترک حتما به انتخاب مشترک برای ازسرگیری جنگ تمام‌عیار منجر نمی‌شود.»

تهران باید همزمان با توجه به تفاوت احتمالی محاسبات واشنگتن و تل‌آویو، از یک‌سو تصمیم آمریکا را کاملا تابع خواست اسرائیل نداند و از سوی دیگر، اختلاف دو طرف را تضمینی برای مهار نتانیاهو تلقی نکند.

انتخابات آمریکا و مسئله ایران؛ فرصت دیپلماسی، ضرورت آمادگی

دیپلماسی حداکثری و آمادگی نظامی؛ دو مسیر مکمل ایران در برابر آمریکا

ایران و ایالات متحده در حال حاضر جدا از جنگ اقتصادی که واشنگتن تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران تحمیل کرده به نوعی در حال تجربه شرایط نه جنگ و نه صلح هستند اما آینده این وضعیت را نباید در دو سناریو «صلح کامل» و «جنگ تمام‌عیار» تعریف کرد. درگیری کم‌شدت، حملات محدود، توافق موقت و کاهش بخشی از تنش‌ها، همگی از سناریوهای قابل تصور هستند. آسوشیتدپرس «حفظ وضعیتی نزدیک به شرایط موجود را یکی از گزینه‌های ترامپ می‌داند؛ یعنی ادامه حملاتی که ارتش آمریکا دفاعی توصیف می‌کند، همراه با تداوم محاصره دریایی.»

دیوید شنکر، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا، سناریوی دیگری را مطرح می‌کند: «حمله به یک تاسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای و سپس تلاش برای توافقی محدود که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند، بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهد و مذاکرات هسته‌ای را به آینده بسپارد. حملات گسترده‌تر به زیرساخت‌ها نیز در همان گزارش مطرح شده است.»

برای هرکدام این سناریوها مصداق‌هایی در رفتار دولت ترامپ در قبال ایران در چند ماه اخیر وجود دارد هرچندکه هیچ کدام از آنها از تریبون رسمی در واشنگتن به گوش نرسیده باشند. این سناریوها نشان می‌دهند که دستیابی به توافق ممکن است پس از دوره‌ای از فشار یا درگیری محدود رخ بدهد و اختلاف‌های اصلی دو کشور نیز همچنان باقی بماند.

همزمان به گفته سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه و علی باقری کنی، معاون بین‌الملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، تهران طرحی با مهلت دو روز برای تصمیم‌گیری ارائه کرده که شامل هفت شرط است. پذیرش و اجرای این شروط از سوی آمریکا می‌تواند راه را برای ورود به مرحله دوم و تدوین متن توافق نهایی باز کند.

ارائه این طرح، به‌تنهایی به معنای پذیرش توافق محدود از سوی هر دو طرف نیست اما نشان می‌دهد که تهران برای حرکت مرحله‌ای به سوی خاتمه جنگ، چارچوبی پیشنهاد کرده است. معیار ارزیابی هر توافق اولیه نیز باید فراتر از اعلام آتش‌بس یا انتشار بیانیه باشد: تعهدات طرفین چیست، اجرای آن‌ها چگونه سنجیده می‌شود و کدام اختلاف‌ها باقی می‌ماند؟ اگر مبنای توافق آتی، یادداشت تفاهم اسلام‌آباد باشد، تجربه آن نیز باید در تعیین تضمین‌های اجرایی در نظر گرفته شود. توافق محدود می‌تواند به کنترل تنش‌ها کمک کند اما به‌تنهایی اختلاف‌های اساسی ایران و آمریکا را حل نخواهد کرد و نباید بیش از ظرفیت واقعی آن انتظار داشت.

نتیجه انتخابات آمریکا را باید جدی گرفت و همزمان به تحلیل فرصت های ناشی از آن پرداخت و یا حتی در روایت سازی رسانه‌ای و سیاسی به آن استناد کرد اما ایران باید همه احتمالات گفته شده را در محاسبات خود در نظر بگیرد. تهران در شرایط فعلی باید در قالب دیپلماسی حداکثری، استفاده از همه ظرفیت‌های مذاکره و میانجی‌گری برای رسیدن به نتیجه را دنبال کند و در این مسیر از ارائه ابتکارهایی که با حفظ خطوط قرمز مذاکراتی، فضایی هر چند کوچک برای مانور باز می‌کند ابایی نداشته باشد. این مسیر تناقضی با حفظ آمادگی حداکثری نظامی برای مقابله با تکرار تجاوز نظامی ندارد.