اصفهان - ایرنا - کارشناسان بر این باورند رنج معاش که اکنون در مواجهه با شرایط جنگ و بحران، مدیریت دخل و خرج را پیچیدهتر کرده، فقط به یک دغدغه مالی خلاصه نمی شود بلکه تاب آوری و سلامت روان افراد را با تهدید جدی مواجه میکند که این موضوع نیازمند چاره یابی است.
به گزارش ایرنا، دست و پنجه نرم کردن با انبوه دغدغههای مالی موضوع تازهای برای خانوادهها نیست و به طور معمول همواره در روزمرگی های اقشار مختلف جامعه وجود دارد اما چند صباحیست فشار اقتصادی ناشی از تورم فزاینده در کنار پیامدهای جنگ و ناامنی، نگرانی و دلهره طبقات مختلف جامعه را به دنبال داشته است.
با وجود همه گریزراه هایی که مسوولان برای کاهش اثر این موضوع بر زندگی مردم در پیش گرفته اند اما هزینههای معمول زندگی همچنان بار سنگینی روی دوش مردم است؛ تا جایی که برخی خانوارهای متمکن نیز مفهوم فشار اقتصادی و جهش قیمت ها را ملموس تر احساس می کنند.
در این شرایط، گذران زندگی علاوه بر تاب آوری و صرفه جویی آغاز چالش جدیدی است که به طور مستقیم سلامت روان افراد را درگیر می کند؛ موضوعی که کارشناسان نسبت به فراگیر شدن آن هشدار می دهند.
در همین پیوند؛ ایرنا در گفت و گو با دکتر هاجر براتی «عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه اصفهان»، پیامدهای پیدا و پنهان این مساله را واکاوی کرده است:
ایرنا: آیا تجربه فشار روانی در شرایط سخت اقتصادی نمود ضعف در افراد است؟
فشار اقتصادی فقط به کاهش قدرت خرید یا دشواری تامین نیازهای روزمره محدود نمیشود؛ این فشار میتواند بهتدریج بر احساس امنیت، کیفیت خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و امید به آینده اثر بگذارد. هنگامی که افراد برای مدت طولانی با نگرانی درباره درآمد، هزینههای زندگی، آینده شغلی یا تامین نیازهای اساسی مواجهاند، ذهن آنها ممکن است بخش قابلتوجهی از ظرفیت خود را صرف پیشبینی تهدیدها و یافتن راههایی برای مقابله با شرایط نامطمئن کند. در چنین وضعیتی، حتی فعالیتهای معمول زندگی نیز ممکن است دشوارتر از گذشته به نظر برسند.
از منظر روانشناسی، یکی از نکات مهم این است که تجربه فشار روانی در شرایط دشوار اقتصادی، لزوماً نشانه ضعف فردی یا ناتوانی در مدیریت زندگی نیست؛ بلکه میتواند واکنشی قابل فهم به شرایطی باشد که احساس امنیت و پیشبینی پذیری را کاهش دادهاند.
بنابراین، برای فهم و مدیریت پیامدهای روانی بحران اقتصادی، باید هم شرایط بیرونی و هم منابع روانشناختی و اجتماعی افراد را در نظر گرفت.
ایرنا: فشار اقتصادی چگونه به سلامت روان آسیب میزند؟
نگرانیهای اقتصادی زمانی میتوانند به مساله جدی برای سلامت روان تبدیل شوند که از یک دغدغه مقطعی فراتر بروند و به بخشی دائمی از تجربه ذهنی فرد تبدیل شوند. در این شرایط، فرد ممکن است بارها سناریوهای منفی آینده را مرور کند، در تصمیمگیری دچار تردید شود، تمرکز خود را از دست بدهد یا احساس کند برای تغییر وضعیت، اختیار چندانی ندارد.

این وضعیت گاهی به چرخهای فرساینده منجر میشود: نگرانی، خواب و تمرکز را مختل میکند، کاهش تمرکز، انجام کارها را دشوارتر میسازد، عقبافتادن کارها احساس ناکارآمدی را افزایش میدهد و این احساس، نگرانی اولیه را تشدید میکند.
اگر این چرخه ادامه پیدا کند، ممکن است فرد بهتدریج از فعالیتهای روزمره، ارتباطات اجتماعی و حتی فرصتهایی که میتوانند به بهبود شرایط کمک کنند، فاصله بگیرد.
ایرنا: آیا بین سلامت روان و شرایط اقتصادی از نظر علمی رابطه ای وجود دارد؟
بله، پژوهشهای علمی ارتباط میان دشواریهای مالی و مشکلات سلامت روان را تأیید میکنند. برای مثال، در مطالعه نظاممند گوان و همکاران شواهد حاصل از ۴۰ مطالعه مشاهدهای درباره ارتباط فشار مالی و افسردگی بررسی شده است. همچنین پژوهش فرانکهام و همکاران نشان میدهد که عواملی مانند احساس عاملیت، عزتنفس و شیوههای مقابله با دشواریها میتوانند در رابطه میان مشکلات مالی و سلامت روان نقش داشته باشند.
البته باید در تفسیر این یافتهها دقت کرد؛ ارتباط میان فشار مالی و مشکلات روانشناختی به این معنا نیست که همه افراد در شرایط اقتصادی دشوار الزاماً دچار اختلال روانی میشوند یا یک عامل به تنهایی علت تمام مشکلات است. وضعیت سلامت روان تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، فردی و حتی شرایط جسمانی قرار دارد.
ایرنا؛ وقتی از فشار اقتصادی صحبت می کنیم مساله فقط نگرانی برای امروز نیست؛ بلکه فرسایش ناشی از نااطمینانی است که افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. نظرتان در این مورد چیست؟
به موضوع خوبی اشاره کردید؛ یکی از ویژگیهای فشار اقتصادی، دشواری پیشبینی آینده است. افراد ممکن است بتوانند با یک مشکل مشخص و محدود مقابله کنند، اما وقتی نمیدانند شرایط در ماههای آینده چگونه خواهد بود، حفظ آرامش و برنامهریزی دشوارتر میشود.
در این وضعیت، ذهن تمایل دارد برای کاهش نااطمینانی، پیوسته آینده را بررسی کند؛ اما بررسی مداوم سناریوهای نگرانکننده لزوماً به تصمیم بهتر منجر نمیشود. گاهی فرد ساعتها درباره احتمال وقوع اتفاقات نامطلوب فکر میکند، بدون آنکه به اقدام مشخصی برسد.

بنابراین، لازم است میان حل مساله و نشخوار فکری تمایز قائل شویم. حل مساله به شناسایی یک دشواری، بررسی گزینهها و انتخاب یک اقدام عملی منجر میشود؛ اما نشخوار فکری به طور معمول به تکرار نگرانیها بدون رسیدن به نتیجهای مؤثر منتهی می شود.
برای مثال، فکر کردن به افزایش هزینههای تحصیل ممکن است فرد را به بررسی هزینههای ضروری، گفتوگو با خانواده، جستوجوی فرصتهای کاری متناسب با شرایط تحصیلی یا پیگیری تسهیلات موجود سوق دهد. در مقابل، تکرار مداوم این فکر که «آینده من کاملاً نامعلوم است و هیچ کاری از دستم برنمیآید» میتواند انرژی روانی فرد را تحلیل ببرد، بیآنکه راهی برای مواجهه با مساله ایجاد کند. هدف، حذف نگرانی نیست؛ بلکه موضوع این است که نگرانی تا حد امکان به اطلاعات، تصمیم و اقدام تبدیل شود.
ایرنا: در شرایط دشوار اقتصادی راهکار مدیریت فشار روانی چیست؟
یکی از راهکارهای کاربردی برای مدیریت فشار روانی موثر از اقتصاد این است که موضوع را به سه دسته تقسیم کنیم؛ آنچه در کنترل مستقیم ما قرار دارد، آنچه میتوانیم بر آن اثر بگذاریم و آنچه فعلاً خارج از اختیار ماست.
در شرایط دشوار اقتصادی، عواملی مانند نرخ تورم، وضعیت کلی بازار کار یا تصمیمهای کلان اقتصادی در کنترل مستقیم یک دانشجو یا خانواده نیستند. با این وجود، ممکن است بتوان بر برخی جنبههای زندگی از جمله اولویتبندی هزینهها، تقویت مهارتهای شغلی، استفاده از فرصتهای حمایتی، گفتوگو با افراد قابل اعتماد و تنظیم برنامههای کوتاهمدت اثر گذاشت.
این تفکیک به معنای نادیدهگرفتن محدودیتهای واقعی نیست. همه مسائل با تلاش فردی حل نمیشوند و گاهی گزینههای در دسترس واقعاً محدودند. با این حال، شناسایی حوزههای کوچک اما واقعی اختیار میتواند به فرد کمک کند از احساس فراگیر درماندگی فاصله بگیرد و انرژی خود را صرف اقداماتی کند که احتمالاً نتیجهای ملموس دارند.
در این مسیر، بهتر است بهجای برنامهریزیهای بزرگ و گاه دستنیافتنی، از گامهای کوچک آغاز کنیم. اگر فرد در شرایط فعلی نمیتواند وضعیت شغلی یا مالی خود را به سرعت تغییر دهد، شاید بتواند در هفته جاری یک مهارت کاربردی را تمرین کند، برای یک فرصت شغلی اقدام کند، درباره یک مساله مالی تصمیمی روشن بگیرد یا زمانی مشخص را برای استراحت و ارتباط با دوستان در نظر بگیرد.
در شرایط نااطمینانی، احساس اختیار همیشه از کنترل کامل شرایط به دست نمیآید؛ گاهی از توانایی انتخاب یک اقدام معنادار در میان محدودیتها شکل میگیرد.
ایرنا: به طور معمول توصیه می شود در این شرایط، روند زندگی را بدون انکار دشواریها ادامه دهیم؛ نظر شما چیست؟
این پرسش به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا همان «انعطافپذیری روانشناختی» اشاره دارد. در این مفهوم، فرد برای مواجهه با افکار و احساسات دشوار، بدون گرفتار شدن کامل در آنها، رفتارهای متناسب با ارزشها و اهداف زندگی خود را ادامه می دهد.
انعطافپذیری روانشناختی به معنای مثبتاندیشی اجباری، انکار مشکلات یا پذیرش منفعلانه شرایط نیست. فرد میتواند از وضعیت اقتصادی نگران، خشمگین یا خسته باشد و همزمان تلاش کند تصمیمهایی متناسب با امکانات موجود بگیرد.
برای نمونه، دانشجویی که نگران آینده شغلی خود است، لازم نیست ابتدا تمام نگرانیهایش را از بین ببرد تا بتواند برای آینده اقدام کند. او میتواند نگرانی را بهعنوان بخشی از تجربه فعلی خود بپذیرد و در کنار آن، یک اقدام کوچک و مشخص مانند تکمیل رزومه، یادگیری یک مهارت یا گفتوگو با فردی باتجربه درباره مسیر شغلی انجام دهد.
در این رویکرد، پرسش محوری این نیست که «چگونه هیچ احساس ناخوشایندی نداشته باشم؟»؛ بلکه این است که «با وجود احساسات دشوار، چه کاری میتوانم انجام دهم که با نیازها، ارزشها و اولویتهای واقعی زندگیام سازگار باشد؟»
این تغییر پرسش میتواند به فرد کمک کند زندگی خود را به زمان نامعلومی در آینده، یعنی زمانی که مشکلات اقتصادی کاملاً برطرف شوند، موکول نکند.
ایرنا: در شرایط سخت اقتصادی با توجه به پیامدهای روانی چگونه از بدن و انرژی روانی مراقبت کنیم؟
فشار روانی طولانیمدت فقط در سطح افکار و احساسات باقی نمیماند؛ ممکن است در خواب، اشتها، سطح انرژی، تمرکز و روابط روزمره نیز نمود پیدا کند. به همین دلیل، مراقبت از سلامت روان بدون توجه به وضعیت جسمانی کامل نخواهد بود.
در شرایط دشوار، رعایت یک برنامه ساده و واقعبینانه میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. حفظ ساعت نسبتاً منظمی برای خواب و بیداری، فعالیت بدنی متناسب با توان فرد، مصرف منظم غذا، استراحتهای کوتاه در طول روز و اختصاص زمان مشخص به فعالیتهایی که احساس آرامش یا ارتباط ایجاد میکنند.
البته این توصیهها نباید به فهرستی دیگر از تکالیف سنگین تبدیل شوند. فردی که زیر فشار مالی قرار دارد، ممکن است امکان استفاده از خدمات تفریحی یا ورزشی پرهزینه را نداشته باشد. بنابراین، راهکارها باید با منابع واقعی او متناسب باشند؛ برای مثال، پیادهروی، گفتوگو با یک دوست، انجام فعالیتی ساده در خانه یا تنظیم وقفههای کوتاه در کارهای روزانه پیشنهاد می شود.
مدیریت دریافت اخبار نیز اهمیت دارد. آگاهی از وضعیت جامعه ضروری است، اما دنبالکردن مداوم اخبار نگرانکننده، بهویژه در زمان استراحت یا پیش از خواب، ممکن است فشار ذهنی را افزایش دهد. میتوان برای دریافت اخبار، زمانهای مشخصی در نظر گرفت و در باقی ساعات، توجه را به فعالیتهای روزمره و ارتباطات واقعی بازگرداند.
نکته اساسی این است که مراقبت از خود، راهحلی برای حذف مشکلات اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای حفظ منابع جسمی و روانی مورد نیاز جهت مواجهه با آنهاست.
ایرنا: نقش حمایت های اجتماعی در مواجهه با این مساله چیست؟
در شرایط دشوار اقتصادی، افراد گاهی به دلیل شرم، نگرانی از قضاوت دیگران یا احساس سربار بودن، مشکلات خود را پنهان میکنند. در حالی که حمایت اجتماعی میتواند یکی از منابع مهم مقابله با فشار روانی باشد.
حمایت اجتماعی فقط به شنیدن جملههایی مانند «نگران نباش، همهچیز درست میشود» محدود نیست. گاهی فرد بیش از هر چیز به شنیده شدن بدون قضاوت نیاز دارد؛ برخی اوقات به اطلاعاتی درباره فرصتهای شغلی یا خدمات حمایتی؛ و گاهی به کمک عملی در انجام یک کار یا حل یک مساله مشخص.
از این منظر، کیفیت روابط اهمیت زیادی دارد. ارتباط با افرادی که میتوان با آنها صادقانه درباره نگرانیها صحبت کرد، میتواند احساس تنهایی را کاهش دهد و امکان مشاهده راهحلهای تازه را فراهم کند.
در محیط دانشگاه نیز ایجاد فضاهای امن برای گفتوگو، دسترسی دانشجویان به خدمات مشاوره، معرفی فرصتهای حمایتی و توجه به فشارهای اقتصادی دانشجویان اهمیت دارد. حمایت از سلامت روان نباید صرفاً به مسوولیت فردی دانشجو تقلیل پیدا کند؛ دانشگاهها و نهادهای اجتماعی نیز در فراهمکردن محیطهای حمایتگر نقش دارند.
ایرنا: چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
نگرانی و ناراحتی در مواجهه با شرایط دشوار لزوماً نشانه ابتلا به اختلال روانی نیست. با این حال، اگر فشار روانی برای مدتی ادامه پیدا کند یا شدت آن افزایش یابد، لازم است نشانهها جدی گرفته شوند.
اختلال پایدار خواب، کاهش محسوس تمرکز، از دستدادن علاقه به فعالیتهای معمول، احساس ناامیدی مداوم، دشواری در انجام مسوولیتهای روزمره، کنارهگیری اجتماعی یا افزایش قابل توجه تحریکپذیری میتوانند نشانههایی باشند که ارزیابی تخصصی را ضروری میکنند.
در چنین شرایطی، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک به معنای ناتوانی در مقابله با مشکلات نیست؛ بلکه راهی برای دریافت کمک متناسب با نیاز فرد است. اگر فرد با افکار آسیبزدن به خود یا احساس ناتوانی در حفظ امنیت خود مواجه باشد، باید فوراً از خدمات اورژانسی و حمایت حرفهای کمک بگیرد.
همچنین، در مواجهه با مشکلات اقتصادی، ممکن است ترکیبی از حمایت روانشناختی، مشاوره شغلی، خدمات اجتماعی و کمکهای مالی یا آموزشی مورد نیاز باشد. همه مسائل را نمیتوان صرفاً با مداخله روانشناختی حل کرد؛ تشخیص درست نوع نیاز، بخشی از پاسخ مؤثر به بحران است.
ایرنا: آیا تابآوری به معنای تحمل بیپایان است؟
در سالهای اخیر، واژههایی مانند تابآوری، سازگاری و رشد پس از بحران بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. این مفاهیم ارزشمندند، اما گاهی چنان به کار میروند که گویی هر فردی باید در مواجهه با بحران قویتر شود، از فرصتها استفاده کند و حتی از شرایط دشوار رشد کند.
چنین برداشتی میتواند ناخواسته به سرزنش افرادی منجر شود که زیر فشارهای طولانیمدت خسته شدهاند. در حالی که تابآوری به معنای آسیبناپذیری نیست و سازگاری نیز به معنای تحمل نامحدود شرایط نامطلوب نیست.
افراد از نظر منابع مالی، حمایت اجتماعی، وضعیت جسمانی، تجربههای پیشین و فرصتهای موجود تفاوت دارند؛ بنابراین، مسیرهای مقابله با فشار نیز یکسان نیستند.
همچنین، رشد پس از بحران نتیجهای قطعی یا الزامی نیست. ممکن است برخی افراد در جریان مواجهه با دشواریها، مهارتهای تازهای بیاموزند یا در اولویتهای زندگی خود بازنگری کنند؛ اما برخی دیگر بیش از هر چیز به زمان، حمایت و بازگشت حداقلی از امنیت نیاز دارند. هر دو تجربه قابلفهماند.
از این رو، بهتر است بهجای مطالبه دائمی قوی بودن از افراد، درباره شرایطی صحبت کنیم که امکان سازگاری را فراهم میکنند. دسترسی به منابع حمایتی، روابط قابل اعتماد، فرصتهای واقعی برای تصمیمگیری و محیطهایی که در آنها درخواست کمک نشانه ضعف تلقی نمیشود.
ایرنا: می دانیم که تابآوری فردی مهم است، اما آیا این موضوع میتواند جایگزین امنیت اقتصادی، حمایت اجتماعی و مسوولیت نهادها باشد؟
نه اینگونه نیست؛ جالب است که بدانیم اهمیت این موضوع در پژوهشهای طولی نیز دیده میشود. مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۵ درباره رابطه دشواری مالی و سلامت روان، با بررسی ۹۴ مطالعه طولی از ۲۴ کشور، نشان داده است که در بخش بزرگی از ارزیابیهای بررسیشده، دشواری مالی با پیامدهای نامطلوبتر سلامت روان ارتباط داشته است. یافتههایی از این دست بر اهمیت توجه همزمان به مداخلات فردی و شرایط اقتصادی و اجتماعی تأکید میکنند.
ایرنا: بنابراین راهکار این است که بین واقعیتهای اقتصادی و توان مثبت اندیشی تعادل برقرار کنیم. درست است؟
بله، می توانیم موضوع را اینطور جمع بندی کنیم. در روزگار دشوار اقتصادی، مراقبت از سلامت روان به معنای نادیدهگرفتن واقعیتهای بیرونی یا دعوت افراد به مثبتاندیشی اجباری نیست. نمیتوان از افراد انتظار داشت که در مواجهه با نااطمینانیهای جدی، هیچ نگرانیای نداشته باشند. در عین حال، نباید اجازه داد که نگرانی تمام ظرفیت ذهنی و فرصتهای زندگی را در اختیار بگیرد.
میتوان واقعیت را دید، محدودیتها را پذیرفت، برای تغییر آنچه در اختیار ماست تلاش کرد، از دیگران کمک گرفت و در کنار همه اینها، برای خواب، روابط، یادگیری و فعالیتهای معنادار زندگی نیز جایی حفظ کرد.
در سطح فردی، هدف آن است که نگرانی به اقدام مؤثر نزدیک شود، نه نشخوار فکری بیپایان. در سطح اجتماعی و سازمانی نیز هدف باید فراهمغکردن شرایطی باشد که افراد برای مواجهه با فشارهای اقتصادی، تنها به منابع شخصی خود متکی نمانند.
سلامت روان در بحران، نه به معنای بیتفاوت شدن نسبت به دشواریهاست و نه به معنای قوی ماندن در هر شرایطی؛ بلکه به معنای حفظ توانایی مواجهه با واقعیت، تصمیمگیری متناسب با امکانات، برقراری ارتباط با دیگران و ادامهدادن زندگی تا حد ممکن است.
