جوان آنلاین: سریال «بهار شیراز» به کارگردانی و نویسندگی حسن وارسته و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری با بهرهگیری از ساختاری «اپیزودیک، اما پیوسته»، تلاش میکند تجربهای متمایز از روایتهای ملموس ایرانی را ارائه دهد. میثاق جمشیدی، بازیگر سریال «بهار شیراز»، در گفتوگو با «جوان» از نقش خود در این قصه و چگونگی شکلگیری آن در این مجموعه میگوید.
شخصیت عرفان در سریال «بهار شیراز» چه ویژگیهایی دارد و چگونه وارد داستان میشود؟
شخصیت عرفان را در این قصه دارم که در ابتدا قرار بود حضوری محدود در داستان داشته باشد، اما با طراحی ویژگیهای شخصیتی و گسترش قصه، نقش پررنگتری پیدا کرد. عرفان یکی از هموطنان عرب ایرانی است که به واسطه علاقهمندی به دختر خانواده معدل، تلاش میکند وارد مجموعه پیشخوان شود و در آنجا مشغول به کار شود. در ادامه داستان نیز مشخص میشود که پدر او از استادان آقای معدل بوده است؛ موضوعی که ارتباط عرفان با این خانواده را وارد مرحله تازهای میکند.
عرفان شخصیتی باهوش، بادرایت و باسواد دارد. برخلاف برخی شخصیتهای دیگر داستان، مانند اقبال یا بیژن که گاهی تصمیمها و رفتارهای غیرمعقولی دارند، عرفان فردی منطقی و قابل اعتماد است. او در عین حال، فردی کاری و خانوادهدوست است و همین ویژگیها باعث میشود مورد توجه آقای معدل و دخترش قرار بگیرد.
چگونه به پروژه «بهار شیراز» پیوستید و ایده شکلگیری شخصیت عرفان از کجا آمد؟
در مرحله پیشتولید، آقای وارسته نقش اقبال را به من پیشنهاد دادند. روی این نقش هم کار کرده بودیم، اما نزدیک زمان فیلمبرداری، به دلیل حضورم در دو پروژه دیگر، امکان پذیرفتن آن را نداشتم. به همین دلیل، مازیار مهرگان را برای ایفای این نقش معرفی کردم.
مدتی بعد، گروه با من درباره شخصیت دیگری صحبت کرد که قرار بود در قالب پیک وارد داستان شود و بهتدریج رابطهای عاطفی میان او و منیژه شکل بگیرد. در ابتدا، این شخصیت چندان پررنگ نبود و قرار نبود حضور گستردهای در قصه داشته باشد. به همین دلیل، با آقای صفری و آقای وارسته نشستیم و درباره طراحی ویژگیهای او صحبت کردیم تا شخصیت از حالت ساده و کمرنگ اولیه خارج شود و مختصات مشخصتری پیدا کند.
پیشنهاد آقای صفری این بود که شخصیت از یک منطقه جغرافیایی مشخص انتخاب شود. در ادامه، ایده جنوبیبودن و برخورداری از لهجه عربی مطرح شد. من هم درباره این ویژگیها فکر کردم و پس از بررسی، به این نتیجه رسیدم که میتوان شخصیت جذابی از دل این پیشنهاد ساخت. به این ترتیب، عرفان با این ویژگیها وارد داستان شد و، چون مورد توجه گروه قرار گرفت، آقای وارسته از من خواستند زمان بیشتری برای پروژه در نظر بگیرم تا شخصیت فرصت حضور و گسترش بیشتری در قصه پیدا کند.
با توجه به اینکه چند ماه از فیلمبرداری گذشته بود، چگونه توانستید بازی خود را با فضای کمدی و روابط شکلگرفته میان شخصیتها هماهنگ کنید؟
من از آخرین بازیگرانی بودم که به گروه اضافه شدم. چند ماه از آغاز فیلمبرداری گذشته بود و دوستان بخش قابل توجهی از کار را پیش برده بودند. بنابراین، چارچوب اصلی کمدی، روابط میان شخصیتها و فضای کلی مجموعه شکل گرفته بود. من هم پس از حضور در چند قسمت از فیلمبرداری، تلاش کردم بازی خودم را با فضای موجود هماهنگ کنم.
یکی از ویژگیهای مثبت شخصیت عرفان این بود که از ابتدا به شکلی نوشته شده بود که در موقعیتهای کمدی قرار بگیرد. بنابراین، لازم نبود برای خنداندن مخاطب، حتماً طراحیهای بدنی یا بیانی خاصی به بازی اضافه کنم. خود موقعیتهایی که شخصیت در آنها قرار میگرفت، ظرفیت ایجاد طنز داشتند و این موضوع به من کمک میکرد بازی طبیعیتری ارائه دهم.
در اجرای نقش عرفان تا چه اندازه از بداهه استفاده کردید و چقدر به متن وفادار ماندید؟
بداهه در چنین پروژههایی تا حدی اجتنابناپذیر است؛ بهویژه وقتی بازیگر و کارگردان شناخت خوبی از فضای کار داشته باشند. آقای وارسته هم از جمله نویسندهها و کارگردانهایی هستند که میدانند چگونه از بداهه بازیگر استفاده کنند، آن را اصلاح کنند یا به اتفاقی متناسب با فضای قصه تبدیل کنند.
در صحنههایی که با شخصیت اقبال بازی داشتم، گاهی بداهههایی شکل میگرفت. من و مازیار مهرگان شناخت خوبی از یکدیگر داریم و تا حد زیادی با شیوه بازی و بداهههای هم آشنا هستیم. با این حال، خودم بهطور کلی بازیگری هستم که ترجیح میدهم به متن وفادار بمانم و تا جایی که امکان دارد، چارچوب نوشتهشده را حفظ کنم.
«بهار شیراز» چه ویژگیهایی دارد که آن را از دیگر کمدیهای خانوادگی تلویزیون متمایز میکند؟
«بهار شیراز» در گروه آثار سیتکام یا کمدی موقعیت قرار میگیرد. قصد ندارم آن را با مجموعههای دیگر مقایسه کنم، اما فکر میکنم یکی از ویژگیهای مهم این سریال، حفظ فضای خانوادگی در کنار حضور تعداد زیادی از بازیگران و شخصیتهاست.
در چنین مجموعهای، صرفاً کنار هم قرار دادن تعداد زیادی شخصیت کافی نیست؛ بلکه باید روابط میان آنها نیز بهدرستی شکل بگیرد و فرصت پرداخت پیدا کند. «بهار شیراز» در این زمینه عملکرد قابل توجهی داشته است. شخصیتهای آن تا حد زیادی مابهازای واقعی در جامعه دارند و مخاطب میتواند نمونههایی از رفتارها و روابط آنها را در زندگی روزمره خود پیدا کند.
به نظر شما این مجموعه چه حرف تازهای برای مخاطبان دارد و بازخوردها به پخش آن چگونه بوده است؟
قطعاً سریال حرفهایی برای گفتن دارد. وقتی یک مجموعه داستانهای مختلفی را روایت میکند و با استقبال مخاطبان روبهرو میشود، میتوان گفت که توانسته با بخشی از تجربههای آنها ارتباط برقرار کند. «بهار شیراز» در دوره نخست پخش خود، که تا حدود قسمت چهلم و چند قسمت پس از آن ادامه داشت، بازخوردهای خوبی دریافت کرد و این موضوع نشان میداد که فضای داستان و شخصیتهای آن برای مخاطبان جذاب بودهاند.
یکی از موضوعاتی که بارها در گفتوگو با مخاطبان درباره آن شنیدم، فضای شیراز و پرداختن به ویژگیهای این شهر بود. به نظر میرسید برای بسیاری از مخاطبان جذاب است که یک مجموعه تلویزیونی به شیراز و حالوهوای آن توجه کرده است. همچنین برخی موقعیتهای بامزهای که در جریان داستان اتفاق میافتاد، مورد توجه قرار میگرفت؛ از جمله اتفاقاتی که شخصیت اقبال رقم میزد.
واقعیت این است که بیشتر بازخوردهایی که به من رسید، مثبت بود و مخاطبان لطف زیادی به ما داشتند. با توجه به اینکه مدتی از پخش آن قسمتها گذشته است، نقد مشخصی در ذهنم نمانده که بتوانم به آن اشاره کنم، اما تعریفها و واکنشهای خوب مخاطبان را به خاطر دارم.
این مجموعه در قالب داستانهای مختلف به موضوعات متعددی میپردازد، اما به نظرم جان کلام آن، روابط خانوادگی و اهمیت کنار هم ماندن اعضای خانواده است. شخصیتها با مشکلات و گرفتاریهای متفاوتی روبهرو میشوند، اما تلاش میکنند به شیوههای مختلف به یکدیگر کمک کنند و از دشواریها عبور کنند.
یکی از نکات مهم این است که آدمها یاد بگیرند مشکلات را با درایت حل کنند و به جای تشدید اختلافها، برای پیدا کردن راهحل تلاش کنند. خانواده میتواند در چنین موقعیتهایی نقش مهمی داشته باشد؛ به شرط آنکه اعضای آن بتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و از تجربهها و تواناییهای هم کمک بگیرند.
در قسمتهای جدید سریال چه اطلاعات تازهای درباره شخصیتها به مخاطب داده میشود و این تغییرات چه تأثیری بر مسیر داستان دارند؟
در قسمتهای جدید، اطلاعات بیشتری درباره شخصیتها ارائه میشود و ابعاد مختلفتری از آنها را میشناسیم. بخشی از این تغییرات به روابط میان شخصیتها مربوط است و به مخاطب کمک میکند شناخت کاملتری از آنها پیدا کند.
برای مثال، رابطهای که میان عرفان و منیژه شکل میگیرد، در کنار حضور پدر عرفان، زمینههای تازهای برای پیشبرد داستان فراهم میکند. همچنین در بخشهایی از قصه، هوش و درایت عرفان به کمک آقای معدل میآید تا مشکلات و مسائل مربوط به مجموعه پیشخوان را حلوفصل کنند. این موقعیتها فرصت بیشتری برای نمایش ویژگیهای شخصیتی عرفان و نقش او در ارتباط با دیگران ایجاد میکند.
طنز در آثار نمایشی شکلهای مختلفی دارد و با استفاده از شیوههای گوناگون میتوان مخاطب را خنداند. «بهار شیراز» از مجموعههایی است که تلاش میکند این کار را با نگاهی شریف و از دل اتفاقاتی انجام دهد که مردم در زندگی روزمره خود با آنها مواجه هستند؛ چه در خانواده و چه در روابط اجتماعی.
این سریال با استفاده از لطافت طنز، مانند آینهای رفتارهای خودمان را به ما نشان میدهد. مخاطب ممکن است هنگام تماشای یک موقعیت با خودش بگوید که ما هم در زندگیمان با چنین مسئلهای روبهرو بودهایم یا یکی از اعضای خانواده ما هم چنین رفتاری دارد. همین آشنایی با موقعیتها میتواند باعث شود مخاطب علاوه بر سرگرمشدن، درباره رفتارهای خودش و اطرافیانش نیز فکر کند.
گاهی تماشای چنین موقعیتهایی به خانوادهها کمک میکند راههای دیگری برای مواجهه با مشکلات پیدا کنند. ممکن است مخاطب با دیدن یک ماجرا متوجه شود که مسئله مشابهی در زندگی خودش وجود دارد و میتوان آن را به شیوهای متفاوت حل کرد. به نظرم یکی از نقاط قوت «بهار شیراز» همین است که از دل زندگی واقعی مردم موقعیتهای طنز میسازد و در کنار سرگرمکردن آنها، فرصتی برای بازنگری در رفتارها و روابط خانوادگی فراهم میکند.
