تعرفه خدمات شارژ خودروهای برقی در تهران ۴۲ درصد افزایش یافته و نگرانیها درباره اولویت درآمدزایی بر کاهش آلودگی هوا را تشدید کرده است.
تهران هر سال با بحران آلودگی هوا، تعطیلی مدارس و ادارات و پیامدهای سنگین آلودگی برای سلامت شهروندان روبهرو میشود. انتظار میرود مدیریت شهری در چنین وضعی تمام توان خود را برای توسعه حملونقل پاک به کار بگیرد. بااینحال، شورای شهر تهران تعرفه خدمات شارژ خودروهای برقی را ۴۲ درصد افزایش داده و بار دیگر پرسشی جدی را پیش روی شهروندان گذاشته است. آیا سلامت مردم در محاسبات مدیران شهری اولویت دارد یا درآمدزایی؟
تهران با بحرانی ساده و موقت دستوپنجه نرم نمیکند و آلودگی هوا سالهاست به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل شده است. هر بار که شاخصهای آلودگی بالا میروند، همان نسخههای تکراری شامل تعطیلی مدارس، محدودیت تردد، هشدار به گروههای حساس و توصیه به کاهش استفاده از خودروهای شخصی روی میز قرار میگیرند. با وجود تکرار چنین شرایطی، سیاستگذاران هنگام اجرای راهکارهای ریشهای به اندازه زمانی که پای دریافت عوارض و افزایش تعرفهها در میان است، برای تشویق مردم به استفاده از فناوریهای پاک انگیزه نشان نمیدهند.
توسعه خودروهای برقی بهتنهایی تمام مشکلات آلودگی هوای تهران را حل نمیکند، اما میتواند انتشار آلایندههای اگزوزی را در سطح شهر کاهش دهد. هر سیاستی که استفاده از خودروهای برقی را آسانتر و از نظر اقتصادی جذابتر کند، باید بخشی از برنامه جدی مدیریت شهری برای مقابله با آلودگی هوا باشد. انتظار طبیعی از شورای شهر آن است که دستکم در حوزهای که مستقیما به وظایفش مربوط میشود، یعنی زیرساخت شارژ عمومی، نقش تسهیلگر را بر عهده بگیرد. میزان درآمد حاصل از ارائه خدمات نباید نخستین دغدغه سیاستگذار شهری باشد.
افزایش ۴۲ درصدی تعرفه خدمات شارژ
براساس مصوبه شورای شهر تهران برای سال ۱۴۰۵، تعرفه خدمات استفاده از تجهیزات شارژ خودروهای برقی به ازای هر کیلوواتساعت در شارژ سریع DC به ۱۲۵۴ تومان رسیده است. تعرفه شارژ معمولی AC نیز برای هر کیلوواتساعت ۸۰۷٫۸ تومان تعیین شده و هر دو نرخ نسبت به سال گذشته ۴۲ درصد افزایش یافتهاند. مبالغ اعلامشده فقط هزینه خدمات بهرهبرداری از تجهیزات شارژ را پوشش میدهند و بهای برق مصرفی بهصورت جداگانه محاسبه خواهد شد.
راننده برای دریافت انرژی موردنیاز خودروی برقی باید افزون بر بهای برق، هزینه استفاده از ایستگاه را نیز بپردازد. طبق محاسبه اعلامشده، دریافت ۵۰ کیلوواتساعت انرژی با شارژ سریع، ۶۲ هزار و ۷۰۰ تومان هزینه خدمات دارد و هزینه خدمات شارژ معمولی برای همین میزان انرژی به ۴۰ هزار و ۳۹۰ تومان میرسد. بهای برق و تلفات احتمالی فرایند شارژ نیز هنوز در مبالغ یادشده لحاظ نشدهاند.
شاید رقمهای مذکور بهتنهایی آنقدر بزرگ نباشند که خریدار را بهکلی از انتخاب خودروی برقی منصرف کنند، اما مسئله اصلی به جهتگیری مدیریت شهری بازمیگردد. شهری که با بحران جدی آلودگی هوا مواجه شده، نباید افزایش هزینه استفاده از زیرساخت حملونقل پاک را به روالی عادی تبدیل کند؛ بهویژه هنگامی که برنامه روشنی برای کاهش هزینه کاربران و توسعه شبکه ارائه نمیشود. افزایش سالانه تعرفه بدون ارائه یک نقشه راه حمایتی، با هدف تشویق شهروندان به کنار گذاشتن خودروهای بنزینی سازگاری ندارد.
افزایش ۴۲ درصدی بهخودیخود ثابت نمیکند که تعرفه تعیینشده غیرمنصفانه است، زیرا نصب، نگهداری و بهرهبرداری از تجهیزات هزینه واقعی دارد. شورای شهر، بااینحال، باید روشن کند افزایش یادشده بر کدام مبنای هزینهای محاسبه شده، چه میزان درآمد ایجاد خواهد کرد و چه سهمی از درآمد دوباره به توسعه زیرساخت شارژ اختصاص مییابد. فقدان چنین شفافیتی شهروندان را با هزینهای بالاتر روبهرو میکند، بیآنکه بدانند در مقابل چه بهبودی در خدمات دریافت خواهند کرد.
کاهش آلودگی یا کسب درآمد از زیرساخت پاک
مشکل اصلی در نوع نگاه به زیرساخت شارژ نهفته است. شورای شهر هنگام تصویب تعرفه نباید فقط رابطه میان هزینه بهرهبرداری و درآمد حاصل از خدمات را بسنجد، زیرا مسئول سیاستگذاری برای شهری است که کیفیت زندگی ساکنانش بهشدت از آلودگی هوا و ترافیک تاثیر میپذیرد. اگر استفاده از خودروهای برقی یکی از مسیرهای کاهش آلایندگی شهری به شمار میرود، زیرساخت شارژ نیز باید با همان هدف ارزیابی شود.
بهرهبرداری از ایستگاههای شارژ ممکن است به سرمایهگذاری بخش خصوصی نیاز داشته باشد و نمیتوان انتظار داشت تمام هزینهها بدون منبع مالی تامین شوند. راهحل، لزوما انتقال همه هزینهها به مصرفکننده یا افزایش سالانه تعرفهها نیست. شهرداری میتواند با قراردادهای بهرهبرداری شفاف، مشارکت بخش خصوصی، استفاده از ظرفیتهای تبلیغاتی ایستگاهها و اختصاص بخشی از منابع حملونقل به توسعه زیرساخت، هزینهها را مدیریت کند.
تعرفهها نیز باید بهگونهای تنظیم شوند که بهرهبرداری اقتصادی از ایستگاهها امکانپذیر باشد و همزمان استفاده از خودروهای برقی را به گزینهای جذابتر برای شهروندان تبدیل کند. اگر نتیجه نهایی سیاستگذاری آن باشد که هر خدمت تازه شهری سالانه با افزایش تعرفه همراه شود، تفاوت رویکرد مدیریت شهری به حملونقل پاک با سایر خدمات شهری مشخص نخواهد بود. زیرساختی که قرار است به کاهش آلودگی کمک کند، نباید صرفا از دریچه درآمدزایی ارزیابی شود.
شارژ رایگان اتوبوسها و تخفیف تاکسیهای برقی
براساس همین مصوبه، هزینه خدمات شارژ اتوبوسهای برقی شرکت واحد با ضریب صفر محاسبه میشود. تاکسیهای برقی پرتردد نیز از تخفیف ۵۰ درصدی در هزینه خدمات شارژ برخوردار خواهند شد. حمایت از ناوگان حملونقل عمومی و تاکسیهای برقی کاملا منطقی به نظر میرسد، زیرا چنین وسایل نقلیهای پیمایش بالایی دارند و کاهش هزینه فعالیتشان میتواند توسعه حملونقل پاک را سرعت ببخشد.
منطق حمایت از حملونقل عمومی نباید بهانهای برای نادیده گرفتن سایر کاربران خودروهای برقی باشد. خریدار خودروی برقی شخصی نیز دستکم هنگام تردد در محدوده شهری میتواند به کاهش آلایندگی ناشی از اگزوز کمک کند. خرید چنین خودرویی در ایران با موانعی مانند قیمت بالا، محدودیت خدمات پس از فروش، نگرانی درباره تامین قطعات، دسترسی دشوار به ایستگاه شارژ و زمان موردنیاز برای شارژ همراه شده است.
مدیریت شهری در چنین شرایطی باید برای برطرف کردن دستکم یکی از موانع موجود تلاش کند و صرفا به تعرفهگذاری و دریافت هزینه خدمات بسنده نکند. اگر استفاده از خودروهای برقی منفعت عمومی دارد، باید برای کاربران عادی نیز سازوکار حمایتی مشخصی در نظر گرفته شود. تعریف تعرفه تشویقی یا تخفیفهای هدفمند در دوره اولیه گسترش شبکه میتواند بخشی از حمایت موردنیاز را فراهم کند، درحالیکه مصوبه کنونی حمایت را عمدتا به معافیت اتوبوسها و تخفیف تاکسیهای پرتردد محدود کرده است.
توسعه زیرساخت باید بر درآمدزایی مقدم باشد
سیاستگذاری منصفانه هزینه خدمات را در کنار کیفیت و دسترسپذیری آن میسنجد. برای راننده خودروی برقی فقط رقم تعیینشده برای هر کیلوواتساعت اهمیت ندارد و تعداد ایستگاههای فعال، پراکندگی جغرافیایی، سازگاری تجهیزات با خودروها، سرعت واقعی شارژ و امکان دسترسی آسان نیز عوامل تعیینکنندهای هستند. افزایش تعرفه زمانی قابل دفاع خواهد بود که مبنای محاسبه آن شفاف باشد، خدمات متناسب با هزینه پرداختی ارائه شوند و درآمد حاصل به پایداری و توسعه شبکه کمک کند.
نبود چنین شرایطی باعث میشود شهروندان تنها با هزینهای بالاتر مواجه شوند، بدون آنکه مزیتی ملموس در تجربه استفاده از خودروی برقی ببینند. شورای شهر تهران باید در کنار اعلام افزایش ۴۲ درصدی و ارائه اعداد و ارقام، برنامه خود را برای گسترش ایستگاهها، بهبود دسترسی، حمایت از کاربران و شفافیت مالی نیز منتشر کند. سهم درآمد اختصاصیافته به نگهداری شبکه و سهمی که برای توسعه ظرفیت جدید کنار گذاشته میشود نیز باید بهطور دقیق مشخص باشد.
شهروندان نباید هزینه بیعملی را بپردازند
شورای شهر نمیتواند از یک سو درباره ضرورت کاهش آلودگی هوا سخن بگوید و از سوی دیگر، همان منطق معمول درآمدزایی را هنگام مواجهه با زیرساخت حملونقل پاک و بدون اولویتبندی منافع عمومی دنبال کند. خدمات شارژ خودروهای برقی قرار نیست برای همیشه و تحت هر شرایطی رایگان بمانند. میان تامین هزینههای واقعی بهرهبرداری و نگاه درآمدمحور به زیرساختی ضروری، تفاوتی جدی وجود دارد و مدیریت شهری باید میان دو سوی ماجرا تعادل برقرار کند.
ضرورت برقراری تعادل در تهران اهمیت بیشتری دارد، زیرا کاهش آلودگی هوا باید یکی از فوریترین اولویتهای پایتخت باشد. تهران به خودروهای برقی بیشتری نیاز دارد، اما صرف واردات و فروش خودرو برای تحقق چنین هدفی کافی نیست. شهروند باید بتواند خودروی برقی را با اطمینان بیشتری بخرد، آسانتر شارژ کند و هنگام استفاده با مانعی تازه در حوزه هزینه روبهرو نشود.
هوای پاک حقی عمومی است و زیرساخت موردنیاز آن نیز نباید صرفا فرصتی برای درآمدزایی تلقی شود. شورای شهر تهران باید توضیح دهد افزایش ۴۲ درصدی تعرفه خدمات شارژ دقیقا چه کمکی به کاهش آلودگی هوا خواهد کرد. نبود پاسخی روشن نشان میدهد مسئله فقط چند صد یا چند هزار تومان هزینه بیشتر نیست و اولویتبندی نادرست در مدیریت شهری، مشکل بنیادیتری به شمار میرود.
تهران به مدیریتی نیاز دارد که برای کاهش آلودگی هزینه کند، موانع استفاده از فناوری پاک را کنار بزند و شهروندان را به انتخاب بهتر تشویق کند. تعیین تعرفه تازه نباید نخستین واکنش مدیریت شهری در مسیر گذار به حملونقل پاک باشد. افزایش هزینه زمانی پذیرفتنی خواهد بود که شهروندان اثر آن را در توسعه شبکه، بهبود کیفیت خدمات و کاهش مشکلات دسترسی مشاهده کنند.
به نظر شما شارژ خودروهای برقی در تهران باید تعرفه تشویقی داشته باشد یا افزایش هزینه خدمات تصمیمی قابل دفاع است؟ دیدگاه خود را با ما و دیگر مخاطبان پدال در میان بگذارید.
